نقش مشاوران مالی در کنترل شرایط غیرعادی چیست؟
اقتصاد آنلاین : مردم از بحرانهای اقتصادی درس میگیرند. بحرانهای اقتصادی به مردم میآموزند که بنا به تغییر شرایط، رفتارهای خود را نیز تغییر دهند. مسائل اقتصادی اخیر کشور به ویژه نوسانات شدید نرخ ارز که از اواخر سال گذشته آغاز شد و دامنه آن تا شهریور سال جاری ادامه داشت، عدهای از خانوادههایی را که به قصد کسب سود، وارد بازار شده بودند، متضرر کرده است.
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از اعتماد، افزایش شدید قیمتهای ارز و سکه، کافی بود تا هر فردی برای ورود و سرمایهگذاری در این بازار ترغیب شود. افراد بدون اطلاع از ساز و کار بازار و آگاهی از ادامه یا توقف روند افزایش قیمتها به بازار وارد میشدند و در حجمهای نسبتا زیاد به خرید ارز و سکه اقدام میکردند. پرسش مهم این است که چرا افراد بدون تخصص برای چنین اقدامی وسوسه میشوند و چرا برای تصمیمهای مهم مالی که مساله سرمایه آنهاست، مشاوره تخصصی ندارند.
وقوع بحرانهای اقتصادی، چند مولفه را تحت تاثیر قرار میدهد؛ نرخ پسانداز خانوارها، سطح عمومی قیمتها و ارزش خالص داراییها. در شرایط غیرعادی اقتصادی، همه ارکان اقتصادی یک جامعه، از مردم تا صاحبان سرمایه و بنگاهها، برای حفظ منابع و کاهش زیان خود دست به اقداماتی میزنند. کاملا طبیعی است که افراد به بهانه کسب سود به سمت بازارهای سوداگرانه بروند.
امراله امینی، اقتصاددان معتقد است در کشورهای جهان سوم، اطلاعات نامتقارن است و افراد به بهانه کسب سود به سمت بازارهای سوداگرانه روانه میشوند و گمان میبرند با این کار میتوانند قدری از قدرت خرید خود را که به واسطه افزایش قیمتها کاهش داشته است، جبران کنند. امینی میگوید: ریسک بازارهای سرمایهای همچون ارز و سکه بسیار زیاد است و ممکن است همانگونه که قیمتها افزایش یافت، به یکباره نیز کاهش یابد و صاحبان سرمایه را با زیان مواجه کند، به مانند آنچه دیدیم.
نوسانات نرخ ارز که از اواخر سال گذشته، نظم بخشهای مختلف اقتصادی را به هم زد و بر اقتصاد خانوادهها نیز تاثیرگذار بود. شرایط اقتصادی کشور به گونهای شد که خانوارها برای جبران هزینههای تحمیلی به دلیل بالا رفتن قیمتها، مجبور به ورود به بازارهای مالی شدند و سکه و ارز خریداری کردند تا هر زمان که قیمتها افزایش یافت، با فروش آنها به سود برسند. با وجود اینکه بسیاری از کارشناسان ورود به بازارها را برای افرادی که آگاهی و اطلاعات کاملی ندارند، منع کردند و حتی خرید بیش از اندازه را در افزایش حباب قیمتی موثر دانستند، اما هجوم خریداران به بازارها، معادلات کارشناسان و هشداردهندگان را به هم زد و حباب روز به روز بزرگتر شد.
امرالله امینی در این رابطه گفت: بهطور کلی بازارهای مالی در تمام جهان جزو بازارهای پرنوسان به حساب میآیند. در کشورهای جهان سوم، ریسک این بازارها به دلیل نبود اطلاعات و آگاهی کامل چند برابر میشود. زمانی که نرخ رشد یکی از بازارها (بورس، ارز، سکه و...) افزایش مییابد، افراد به خیال افزایش سود، بدون آگاهی و کسب اطلاع از کارشناسان بازار مالی، وارد بازار میشوند و اقدام به خرید مقدار زیادی ارز یا سکه میکنند.
برای تحلیل واکنش خانوارها به شرایط بیثبات اقتصادی، باید چند مولفه را به بررسیها وارد کنیم. اولین مولفه، کاهش هزینهها و افزایش درآمد است. زمان وقوع بحران، خانوارها سعی در افزایش عایدیهای خود به جبران کاهش قدرت خرید دارند. سبد مصرفی خانوارها دستخوش تغییر میشود و سهم تفریح و آموزش کمتر و سهم اقلام حیاتی مانند مسکن و خوراک بیشتر میشود. قدم بعدی خانوارها، تلاش برای حفظ ارزش داراییهای فعلی است. در شرایطی که ارزش پول ملی با شیب تندی در حال کاهش است، هر خانواده با تبدیل پول خود به ارز، سکه، مستغلات، کالای بادوام یا هر کالایی که در گذر زمان از ارزشش کم نشود، سعی در کنترل ارزش ریال در اختیارش دارد.
ارز و سکه از جمله کالاهایی هستند که در گذر زمان استهلاکی نخواهند داشت و پیشبینیها (تا هفته گذشته) بر افزایش قیمتها تاکید داشت. هجوم خریداران به بازارهای سکه و ارز تقاضا را بیشتر کرد. همین امر روز به روز بر انتظارات قیمتی خریداران افزود.
مولفه دوم، افزایش سطح قیمتهاست. زمانی که قیمتها افزایش یابد، افراد توجه بیشتری به بازارهای سوداگرانه میکنند، چرا که میبینند بخشی از قدرت خریدشان با افزایش قیمتها کم شده است. از اینرو میل به ورود به بازارهای مالی بیشتر میشود و بدون توجه به عواقب، اقدام به خرید در تعداد زیادی میکنند.
با توجه به دو مولفهای که به تحلیل خود وارد کردیم، درمییابیم در سالهای اخیر که اقتصاد ایران به تاثر از شرایط سخت ناشی از تحریم، تورم و رکود شاهد فراز و فرودهای زیادی بود، آنچه بیشتر از هر مسالهای برای روزمره مردم در طبقات اجتماعی مختلف ملموس و حایز اهمیت بود، دسترسی به منابع درآمدی بیشتر است. از آنجایی که در کشور، عدم تقارن اطلاعاتی وجود دارد، افراد برای کسب درآمد بیشتر به صورت خودجوش وارد عمل میشوند و سراغ مشاوران مالی نمیروند. امینی در این خصوص گفت: مشاوران مالی به دلیل حیطه بر اصول و مبانی اقتصاد، راهکارهای عقلانی و منطقی برای کسب عایدی بیشتر در دورههای زمانی غیرعادی اقتصادی، پیش روی افراد میگذارند. اما متاسفانه نقش مشاوران مالی در ایران بسیار کمرنگ است. به دلیل بیثباتیهای اقتصادی و تغییرات لحظهای قیمتها، افراد خیال میکنند هر چه دیرتر ارز یا سکه بخرند، عایدیشان کمتر میشود، مشاوره مالی را به تاخیر میاندازند تا زودتر وارد بازارهای مالی شوند. اما نقش مشاوره مالی فقط در معرفی بازارهای سودده نیست، بلکه در زمانبندی خرید و فروش سهام، ارز یا سکه است. زمانی که سوددهی مقطعی باشد (مانند آنچه در بازار ارز رخ داد) عدم ثبات اقتصادی بیشتر شده و افراد دید بلندمدتی نخواهند داشت و به دنبال کسب سودهای کوتاهمدت هستند چه بسا در این راه ضررهای زیادی ببینند. امینی معتقد است؛ عدم قطعیت ریشه در تصمیمهای مدیران دارد. دولتها میتوانند با مدیریت بهتر بازارها را از نااطمینانی نجات دهند و جلوی منافع عدهای خاص را بگیرند.