شوک بازگشت چهرههای معروف به ایران / وزیر اسبق هم بلیت تهران میگیرد؟
اقتصادآنلاین: پس از بازگشت خبرساز چند هنرمند، حالا زمزمه حضور چهرههای سنگینوزن و جنجالی دهههای گذشته در تهران داغ شده است. با وجود پافشاری دولت بر باز بودن مرزها، اختلافات شدید در لایههای میانی و پروندههای باز حقوقی میتواند این پروژه پرحاشیه را متوقف کند.
نام سیدعطاءالله مهاجرانی - هفتمین وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی - در هفتههای اخیر، در میان چهرههای ایرانی خارج از کشور که احتمال بازگشتشان به ایران مطرح شده، بیشتر از گذشته به گوش میرسد؛ موضوعی که پس از اعلام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره تهیه فهرستی بیش از صدنفره از نامآوران خارج از کشور، بار دیگر بحث بازگشت چهرههای فرهنگی، فکری و هنری را به یکی از موضوعات مورد توجه تبدیل کرده است.
پیگیری از سیدعطاءالله مهاجرانی که این روزها در لندن زندگی میکند، درباره احتمال بازگشتش به ایران، به این منجر شد که او در پاسخ نوشت: «نظرم را در توییتی نوشتم. فعلا قصد مصاحبه ندارم.»
اشاره مهاجرانی به بازنشر خبر بازگشت مسعود بهنود و واکنشی بود که در این زمینه نشان داده بود. او پس از انتشار خبر بازگشت بهنود، در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «اندکاندک جمع مستان میرسند! بازگشت مسعود بهنود پس از بازگشت محسن نامجو، دومین بالستیک خبری، مبارک است.»
مهاجرانی زیر همین پست و در پاسخ به کاربرانی در شبکه ایکس که از او درباره بازگشتش به ایران پرسیده بودند، نوشته بود: «انشاءالله تعالی».
قرار گرفتن نام مهاجرانی در کنار چهرههایی مانند عبدالکریم سروش، محسن کدیور و مسعود بهنود، نشان میدهد بحث بازگشت ایرانیان خارج از کشور دیگر صرفا در حد دعوتهای پراکنده برای بازگشت برخی خوانندگان و هنرمندان شناختهشده نیست و دامنه آن به چهرههای سیاسی، فکری و رسانهای با سوابق و دیدگاههای متفاوت نیز رسیده است.
ماجرا البته تازه شروع نشده است. بازگشت ایرانیان خارج از کشور از ابتدای فعالیت دولت چهاردهم در دستور کار قرار گرفت. در این میان، دو جنگ تحمیلی اخیر به شکل تازهای این موضوع را در کانون توجه قرار داد. مواضع بخشی از ایرانیان خارج از کشور در جریان جنگ ۱۲ روزه و سپس جنگ ۴۰ روزه، بار دیگر این پرسش را مطرح کرد که سیاستها درباره کسانی که همچنان خود را متعلق به ایران میدانند، فارغ از محل زندگی و اختلاف نظرهای سیاسی، امکانی برای حضور در کشور تعریف میکند یا نه.
این تغییر فضا را میتوان در سخنان مسئولان دولت نیز دید. سیدعباس صالحی - وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی - چندی پیش در گفتوگو با ایسنا، از تهیه فهرستهای مختلفی برای بازگشت ایرانیان خارج از کشور خبر داد و گفت بیش از ۱۰۰ نام از چهرههای شاخص و نامآور در حوزههای مختلف به جلسات و فرآیندهای مرتبط با این موضوع منتقل شده است. صالحی در توضیح این روند تأکید کرد که منظور از بازگشت الزاما اقامت دائمی نیست. به گفته او، ممکن است فردی برای چند روز به ایران سفر کند، فرد دیگری برای اجرای یک برنامه یا حضور کوتاهمدت بیاید و شخص دیگری نیز تصمیم به اقامت داشته باشد؛ بنابراین تلاش وزارت فرهنگ بر این بوده که برای شکلهای مختلف حضور، مقدمات لازم فراهم شود.
وزیر فرهنگ همچنین گفته بود که این روند پیش از جنگ در حال طی شدن بوده، اما شرایط جنگی و محدودیتهای ناشی از آن، عملا ادامه کار را دشوار کرده است. به گفته او، با آرامتر شدن شرایط، همان مسیر درباره اسامی و مجموعههایی که به نهادهای مربوط منتقل شدهاند، ادامه پیدا خواهد کرد.
از سوی دیگر فاطمه مهاجرانی - سخنگوی دولت - نیز بازگشت ایرانیان خارج از کشور را از موضوعات مورد پیگیری دولت دانسته و در مصاحبهای تأکید کرده بود که ایرانیان خارج از کشور، تا زمانی که مرتکب اقداماتی با عنوانهایی مانند حمله یا اقدامات تروریستی علیه کشور نشده باشند، میتوانند به ایران بازگردند. او همچنین گفته بود همه موانع بازگشت الزاما امنیتی نیستند و ممکن است فردی با مسائل حقوقی، ارث یا پروندههای قضایی مواجه باشد؛ از این رو، دولت تلاش میکند با هماهنگی سایر قوا، ورود ایرانیان خارج از کشور را تسهیل کند.
او همچنین اخیرا در گفتوگویی تصویری که در فضای شبکههای اجتماعی هم به شدت وایرال شد، تاکید کرده است: «یکی از مهمترین نکاتی که سعی میکنم دنبال کنم این است که درب برای بازگشت ایرانیان خارج از کشور باز باشد، اینجا خانه آنها است و باید بتوانند آزادانه بیایند و برگردند. این بندگان خدا (ایرانیان خارج از کشور) در بازگشت به ایران از دو سَر میخورند و از آن طرف هم به آنها انتقاد میشود. به شدت پیگیر بازگشت چهرههای عنواندار و فرهنگی هستیم. فارغ اینکه آنها بگویند میخواهند برگردند، وظیفه دولت است که مسیر بازگشت را باز کند.»
مجموع این اظهارات نشان میدهد دولت تلاش دارد این سیاست را جا بیندازد که صرف زندگی در خارج از کشور یا داشتن اختلاف نظر سیاسی، مانع بازگشت تلقی نشود و وضعیت هر فرد بر اساس پرونده و شرایط خودش بررسی شود.
در ماههای اخیر، نام برخی خوانندگان و هنرمندان خارج از کشور بارها در همین زمینه مطرح شد. گفتوگوی شهرام شبپره با علی ضیا در سال گذشته، یکی از نقاطی بود که بحث بازگشت هنرمندان خارج از کشور را دوباره مطرح کرد. پس از آن نیز در مقاطع مختلف نام معین، مارتیک و دیگر چهرههای موسیقی خارج از کشور مطرح شد. این بحث پس از جنگ و با مواضع برخی هنرمندان خارج از کشور درباره ایران، شکل تازهای به خود گرفت.
در ادامه، بازگشت افرادی مانند قیصر و سپس محسن نامجو، نمونههای ملموسی از این بازگشت بود که البته حرف و حدیث و حاشیه هم کم نداشت. حالا در کنار این نمونهها، نام مسعود بهنود نیز مطرح شده است؛ چهرهای که سابقه او با بسیاری از نمونههای پیشین متفاوت است. بهنود روزنامهنگار و نویسندهای است که فعالیت حرفهای خود را از دهه ۱۳۴۰ آغاز کرد و در سالهای پایانی دهه ۷۰ و ابتدای دهه ۸۰ با پرونده قضایی مواجه شد و پس از طی بخشی از محکومیت خود، با قرار وثیقه آزاد شد. در سال ۱۳۸۱ نیز، هنگامی که برای سخنرانی در لندن حضور داشت، خبر صدور حکم جلب او برای اجرای ادامه محکومیت منتشر شد. در آن مقطع، خود بهنود گفته بود در صورت بازگشت به ایران، آماده است ادامه محکومیتش را بگذراند. اکنون بیش از دو دهه پس از آن ماجرا، بهنود بار دیگر از بازگشت به ایران سخن گفته است؛ هرچند زمان بازگشت را به انجام معاینات پزشکی و نظر پزشکان موکول کرده است. بنابراین درباره او نیز آنچه فعلا قطعی است، اعلام تمایل برای بازگشت است.
در چنین شرایطی، قرار گرفتن نام مسعود بهنود در کنار نامهایی چون عطاءالله مهاجرانی، محسن کدیور و عبدالکریم سروش وجه دیگری از سیاست بازگشت را آشکار میکند. دولت میگوید قرار نیست همه ایرانیان خارج از کشور با یک معیار واحد سنجیده شوند و حتی مسائل مربوط به بازگشت را صرفا امنیتی نمیداند. در عین حال، سخنان مسئولان نشان میدهد که برای هر فرد، وضعیت حقوقی و پروندههای احتمالی او همچنان موضوع بررسی است.
البته مسیر بازگشت، آنطور که از صحبتهای مسئولان برمیآید، فقط به تصمیم دولت برای فراهم کردن زمینه حضور این افراد ختم نمیشود و ظاهرا در بدنه حاکمیت نیز هنوز نگاههای متفاوتی نسبت به چهرههایی که سالها خارج از کشور بودهاند وجود دارد. سیدعباس صالحی - وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی - سال گذشته در نشست خبری خود، با اشاره به تغییر شرایط کشور پس از جنگ ۱۲روزه گفته بود: «آنهایی که وطندوست هستند چه در داخل و چه در خارج طبیعتا فرصت تعامل و کار برایشان پدید آید.» او در عین حال از وجود «دعواهای حیدری نعمتی» در بدنه سخن گفته بود؛ اختلافهایی که به تعبیر او باعث میشود برخی همچنان به این نگاه کنند که «فلانی ۱۰ سال قبل چه گفته» و حاضر نباشند «پروندهها را صفر کنند» و بپذیرند که کشور در مقطع جدیدی قرار گرفته است. صالحی تأکید کرده بود که مسیر مورد نظر در رأس حاکمیت از جمله رهبری، روسای قوا و سایر تصمیمسازان مشخص است، اما گاهی «بدنه و افراد میانی» در برخی موارد مانعسازی میکنند.
با این حال آنچه این روزها اهمیت بیشتری پیدا میکند این است که بازگشت ایرانیان خارج از کشور حداقل اکنون از یک وعده انتخاباتی فراتر رفته و به آزمونی برای نحوه مواجهه با ایرانیانی تبدیل شده است که بخشی از زندگی خود را بیرون از مرزهای کشور گذراندهاند؛ ایرانیانی که ممکن است درباره سیاستها یا حتی ساختار حکمرانی نظریات متفاوتی داشته باشند، اما اکنون بخشی از آنها بار دیگر امکان حضور در ایران را بررسی میکنند و نگاهشان به برخوردهایی است که با رجعتکردهها میشود.