بازار ۶۳ میلیارد دلاری در غرب آسیا/ چین و ایران تولید مشترک میکنند
ترکیب منابع گسترده نفت و گاز ایران با سرمایه، فناوری و شبکه صادراتی چین میتواند همکاری دو کشور را از فروش مواد اولیه فراتر ببرد و ایران را به پایگاه مشترک تولید و صادرات محصولات پتروشیمی در غرب آسیا تبدیل کند؛ بازار ۶۳ میلیارد دلاری چین در غرب ایران در دسترس تولید مشترک قرار دارد.
روابط پتروشیمی ایران و چین در سالهای گذشته عمدتاً بر صادرات محصولات پایه استوار بوده است. چین بزرگترین خریدار محصولات پتروشیمی ایران محسوب میشود و بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، ۵۲ درصد صادرات محصولات شیمیایی و پلاستیکی ایران در سال ۱۴۰۳ به این کشور اختصاص داشته است. بااینحال، ظرفیت روابط دو کشور بسیار بیشتر از ادامه الگوی خریدار و فروشنده است. ایران از منابع گسترده نفت و گاز، نیروی انسانی متخصص، تجربه چند دهه فعالیت پتروشیمی و موقعیت جغرافیایی مناسب برخوردار است. در مقابل، چین توان تأمین مالی، فناوری صنعتی، تجهیزات، بازار مصرف و شبکه گسترده صادراتی را در اختیار دارد. کنار هم قرار گرفتن این مزیتها میتواند زمینه شکلگیری یک الگوی تازه را فراهم کند؛ الگویی که در آن محصولات مشترک با خوراک ایرانی و فناوری چینی در ایران تولید و به بازارهای منطقهای و جهانی صادر شوند.
ایران چه مزیتی برای چین دارد؟
نخستین مزیت ایران، دسترسی گسترده به منابع هیدروکربنی است. براساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، ایران بیش از ۲۴ درصد ذخایر نفت و ۴۴ درصد ذخایر گاز غرب آسیا را در اختیار دارد. چنین منابعی میتواند خوراک بلندمدت و نسبتاً پایداری برای طرحهای بزرگ و زنجیرهای پتروشیمی فراهم کند؛ موضوعی که برای چین، بهعنوان یکی از بزرگترین مصرفکنندگان انرژی و مواد اولیه جهان، اهمیت راهبردی دارد. مزیت دوم، موقعیت جغرافیایی ایران است. ایران میان خلیج فارس، آسیای مرکزی، قفقاز، شبهقاره هند، ترکیه و بازارهای غرب آسیا قرار گرفته است. این موقعیت اجازه میدهد محصولات تولیدشده در ایران بدون پیمودن تمام مسیر دریایی شرق آسیا، به بازارهای نزدیکتر منتقل شوند. از سوی دیگر، ایران صاحب صنعت پتروشیمی باسابقهای است و فعالیت مشترک در آن لزوماً از نقطه صفر آغاز نمیشود. مجتمعهای موجود، بنادر پتروشیمی، خطوط لوله، شبکه تأمین خوراک، مراکز پژوهشی و نیروی انسانی آموزشدیده، هزینه و زمان اجرای پروژههای مشترک را کاهش میدهند.
چین چه چیزی به صنعت پتروشیمی ایران اضافه میکند؟
چین سالانه بیش از ۱۵۰ میلیارد دلار در خارج از مرزهای خود سرمایهگذاری میکند، اما سهم ایران از این منابع متناسب با ظرفیتهای اقتصادی و انرژی دو کشور نیست. جذب بخشی از این سرمایهها میتواند به تکمیل طرحهای نیمهتمام، توسعه زنجیرههای پاییندستی، بازسازی واحدها و ارتقای زیرساختهای صادراتی ایران کمک کند. همکاری با چین فقط به سرمایه محدود نمیشود. این کشور طی سالهای گذشته در طراحی واحدهای پتروشیمی، ساخت تجهیزات، تولید کاتالیست، توسعه فناوریهای تبدیل خوراک و مدیریت انرژی پیشرفت کرده است. انتقال این دانش و مشارکت شرکتهای ایرانی در اجرای پروژهها میتواند وابستگی صنعت به برخی فناوریهای خارجی را کاهش دهد. چین همچنین شبکهای گسترده از شرکتها و بازارهای صادراتی در آسیا، آفریقا و اروپا دارد. اگر همکاری دو کشور به تولید مشترک منتهی شود، محصولات ساختهشده در ایران میتوانند از مسیر همین شبکه به بازارهای جدید وارد شوند. در این صورت، چین فقط تأمینکننده سرمایه و فناوری نخواهد بود، بلکه در بازاریابی و تضمین فروش محصولات نیز نقش خواهد داشت.
بازار ۶۳ میلیارد دلاری در دسترس تولید مشترک
براساس دادههای ارائهشده در گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، چین سالانه حدود ۳۷ میلیارد دلار محصولات شیمیایی به اروپا، ۱۳ میلیارد دلار به غرب آسیا و ۱۳ میلیارد دلار به آفریقا صادر میکند. در مجموع، بازاری ۶۳ میلیارد دلاری در غرب ایران وجود دارد که اکنون بخش زیادی از نیاز آن از کارخانههای مستقر در چین تأمین میشود. تولید بخشی از این محصولات در ایران میتواند هزینه و زمان حملونقل را کاهش دهد. بهجای انتقال خوراک از ایران به چین، فرآوری آن در کارخانههای چینی و سپس بازگرداندن محصول به غرب آسیا، آفریقا یا اروپا، امکان تکمیل زنجیره تولید در داخل ایران وجود دارد. این تغییر، هم برای ایران ارزش افزوده و اشتغال ایجاد میکند و هم هزینه دسترسی چین به بازارهای غربی را پایین میآورد. بازار حدود ۴۵۰ میلیون نفری غرب آسیا، نخستین مقصد در دسترس این همکاری است. ترکیه با واردات حدود ۳.۸ میلیارد دلار، امارات با ۳.۳ میلیارد دلار و عربستان با ۲.۲ میلیارد دلار، از مهمترین خریداران محصولات پلیمری و پلاستیکی چین در منطقه هستند. نزدیکی ایران به این بازارها میتواند مزیت اقتصادی تولید مشترک را تقویت کند.
متانول؛ نقطه آغاز همکاری صنعتی
یکی از بهترین نقاط شروع برای همکاری مشترک، استفاده از متانول مازاد ایران است. بخش مهمی از متانول کشور اکنون با ارزش افزوده محدود صادر میشود و چین نیز یکی از اصلیترین خریداران آن است. ایجاد واحدهای تبدیل متانول به الفین یا MTO میتواند این رابطه را از صادرات ماده پایه به تولید مشترک الفینها، پلیمرها و محصولات پاییندستی ارتقا دهد. در گام نخست، متانول ایران میتواند در داخل کشور به الفین تبدیل شود. در گام بعد، الفین تولیدشده وارد زنجیره پلیاتیلن، پلیپروپیلن و سایر محصولات پرتقاضا شود. محصولات نهایی نیز با استفاده از شبکه تجاری چین به بازارهای غرب آسیا، آفریقا و اروپا صادر شوند. مسیر مکمل، استفاده از فناوری تبدیل متانول به بنزین یا MTG است. اجرای مرحلهای این طرح، از مطالعات امکانسنجی و احداث واحد پایلوت تا بومیسازی کاتالیست و قطعات حساس، میتواند هم به مدیریت متانول مازاد و هم به تقویت امنیت سوخت کشور کمک کند. البته انتخاب میان MTO و MTG باید براساس قیمت خوراک، بازده اقتصادی، نیاز داخلی و وضعیت بازارهای صادراتی انجام شود.
بنادر و کریدورها؛ حلقه اتصال تولید به بازار
تبدیل ایران به قطب مشترک پتروشیمی بدون توسعه حملونقل و بنادر امکانپذیر نیست. صادرات محصولات پتروشیمی ایران در سال ۱۴۰۲ حدود ۲۴.۹ میلیون تن بوده، اما با تحقق اهداف برنامه هفتم باید ظرفیت صادراتی کشور به محدوده ۳۵ تا ۴۹ میلیون تن افزایش یابد. این رشد به توسعه همزمان پایانههای صادراتی، مخازن، اسکلهها، خطوط ریلی و ناوگان حمل نیاز دارد. چین تجربه گستردهای در ساخت و مدیریت بنادر، راهآهن، مراکز لجستیکی و سامانههای هوشمند زنجیره تأمین دارد. تعریف بسته مشترک «تولید، بندر و بازار» میتواند از ایجاد کارخانههایی که پس از تکمیل با محدودیت حمل یا فروش مواجه میشوند، جلوگیری کند. کریدورهای عبوری از ایران نیز میتوانند زمان حمل کالا به برخی بازارها را بین ۳۰ تا ۴۰ درصد کاهش دهند. بنابراین، همکاری پتروشیمی دو کشور نباید فقط به احداث واحد تولیدی محدود شود؛ بلکه باید از تأمین خوراک تا تولید، حمل، فروش و بازگشت درآمد صادراتی را در یک زنجیره یکپارچه پوشش دهد.
الگوی همکاری باید بر تولید و انتقال فناوری استوار باشد
موفقیت این مسیر به نوع قراردادهای میان ایران و چین بستگی دارد. اگر همکاری صرفاً به خرید تجهیزات یا دریافت وام محدود شود، ظرفیت صنعتی مورد انتظار ایجاد نخواهد شد. قراردادها باید انتقال فناوری، آموزش نیروی انسانی، استفاده از پیمانکاران ایرانی، داخلیسازی تجهیزات و ایجاد مراکز تحقیق و توسعه مشترک را الزامآور کنند. شیوه تأمین مالی نیز اهمیت زیادی دارد. استفاده از پیشخرید محصولات، سرمایهگذاری مشترک و بازپرداخت از محل تولید آینده میتواند فشار مالی پروژهها را کاهش دهد. در کنار آن باید سهم طرفین، بازار هدف، نحوه قیمتگذاری خوراک، مالکیت فناوری و سازوکار حل اختلاف از ابتدا شفاف باشد. حضور شرکتهای ایرانی در مدیریت و اجرای پروژهها نیز ضروری است. هدف نهایی نباید صرفاً احداث چند واحد جدید باشد؛ بلکه باید توان طراحی، ساخت، بهرهبرداری و توسعه فناوری در داخل کشور ارتقا یابد تا همکاری با چین به تقویت توان صنعتی ایران منجر شود.
از صادرات خوراک تا صادرات محصول نهایی
ایران و چین برای شکلدادن به یک همکاری راهبردی در صنعت پتروشیمی، مزیتهای مکملی دارند. ایران خوراک، زیرساخت اولیه، موقعیت جغرافیایی و نیروی انسانی را در اختیار دارد و چین میتواند سرمایه، فناوری، تجهیزات و بازار را وارد این همکاری کند. حاصل این ترکیب، در صورت طراحی درست، میتواند ایجاد یک پایگاه مشترک تولیدی در ایران باشد. قرار گرفتن ایران در مسیر بازارهای غرب آسیا، آفریقا و اروپا، امکان کاهش هزینههای حمل و افزایش سرعت دسترسی به مشتریان را فراهم میکند. توسعه زنجیره متانول، تولید الفینها و پلیمرها، گسترش خوراک مایع و ارتقای بنادر، مهمترین محورهایی هستند که میتوان همکاری را از طریق آنها آغاز کرد. تبدیلشدن ایران به قطب مشترک تولید پتروشیمی ایران و چین، بیش از آنکه به امضای یک تفاهمنامه جدید نیاز داشته باشد، به تعریف پروژههای مشخص، بازارمحور و فناورانه نیازمند است. اگر تولید مشترک جای صادرات مواد پایه را بگیرد، همکاری دو کشور میتواند به افزایش ارزش افزوده، توسعه صادرات، ایجاد اشتغال صنعتی و ارتقای جایگاه ایران در زنجیره جهانی پتروشیمی منجر شود.