مثقال طلا
کیان.
x
بلو
قهوه امکان
منطه
۲۸ / ارديبهشت / ۱۴۰۵ ۰۸:۴۵

تداوم معضل ترامپ با ایران / درگیری نظامی آمریکا با ایران تشدید می شود؟

تداوم معضل ترامپ با ایران / درگیری نظامی آمریکا با ایران تشدید می شود؟

پس از سفر دونالد ترامپ به چین و تشدید همزمان تنش‌های ژئوپلیتیک در خاورمیانه و شرق آسیا، پرونده ایران بیش از گذشته به یک معضل راهبردی برای سیاست خارجی واشنگتن تبدیل شده است.

کد خبر: ۲۱۳۸۵۱۲

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از مهر، پس از سفر دونالد ترامپ به چین و تشدید همزمان تنش‌های ژئوپلیتیک در خاورمیانه و شرق آسیا، پرونده ایران بیش از گذشته به یک معضل راهبردی برای سیاست خارجی واشنگتن تبدیل شده است. در فضای سیاسی واشنگتن، نشانه‌های روشنی از نوعی «بن‌بست راهبردی» دیده می‌شود؛ وضعیتی که برخی مقامات و تحلیلگران آمریکایی نیز به آن اذعان کرده‌اند.

اظهارات کریس مورفی، سناتور دموکرات از ایالت کانکتیکات، مبنی بر اینکه جنگ با ایران نه یک بن‌بست بلکه «فاجعه‌ای برای آمریکا» خواهد بود، بازتابی از همین نگرانی‌ها است. بر اساس گزارش‌هایی که در رسانه‌هایی مانند سی‌ان‌ان مطرح شده، ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا نشان می‌دهد که ایران بخش مهمی از توان موشکی و پهپادی خود را حفظ کرده و همچنان از ظرفیت‌های قابل توجهی در حوزه بازدارندگی منطقه‌ای برخوردار است. با توجه به اظهارات انجام شده توسط مقامات و رسانه‌های بین‌المللی سعی خواهیم کرد وضعیت آمریکا در خصوص به نتیجه رساندن پرونده ایران را بررسی کنیم.

ترامپ در دوگانه بد و بدتر

در شرایطی که لابی رژیم صهیونیستی با فشار مضاعف خود تلاش می کند واشنگتن را تحت تاثیر قرار دهد، احتمالا ترامپ با تصمیم تشدید درگیری نظامی با ایران همراهی کند. اما در مقابل، تجربه جنگ‌های پرهزینه دو دهه گذشته در خاورمیانه نیز باعث شده که بخش مهمی از نخبگان سیاسی آمریکا، به‌ویژه در حزب دموکرات، نسبت به ورود دوباره به یک درگیری گسترده در منطقه هشدار دهند.

از این نظر اگر دولت ترامپ بار دیگر مسیر اقدام نظامی مستقیم علیه ایران را انتخاب کند، احتمالاً با موجی از انتقادهای شدید در داخل آمریکا مواجه خواهد شد؛ انتقادهایی که می‌توانند از سوی دموکرات‌ها و حتی بخشی از افکار عمومی مطرح شوند و این اقدام را تکرار یک خطای راهبردی پرهزینه برای آمریکا توصیف کنند.

در مقابل، مسیر دیپلماسی و توافق نیز برای واشنگتن خالی از هزینه سیاسی نیست. در ساختار سیاست داخلی آمریکا، هرگونه توافق با ایران معمولاً با واکنش تند بخش‌هایی از جمهوری‌خواهان و همچنین شبکه‌های لابی نزدیک به «صهیونیسم» مواجه می‌شود.

تجربه توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ نشان داد که چگونه این جریان‌ها قادرند توافق با تهران را به یک موضوع جنجالی در سیاست داخلی آمریکا تبدیل کنند. در شرایط کنونی نیز اگر دولت ترامپ به سمت نوعی توافق یا کاهش تنش با ایران حرکت کند، احتمالاً با انتقادهای شدید از سوی این طیف مواجه خواهد شد؛ انتقادهایی که ممکن است چنین توافقی را نشانه عقب‌نشینی در برابر ایران معرفی کنند.

در چنین فضایی مخالفان داخلی می‌توانند تلاش کنند این تصمیم را به عنوان نوعی «وضعیت پایین‌دستی» برای دولت آمریکا تصویر کنند؛ به این معنا که واشنگتن پس از دوره‌ای از فشار و تهدید، در نهایت ناچار به پذیرش نوعی سازش با تهران شده است. این مسئله می‌تواند برای دولت ترامپ از نظر سیاسی هزینه‌زا باشد، زیرا در فضای رقابت‌های حزبی آمریکا هرگونه برداشت از ضعف در برابر رقبای خارجی به سرعت به ابزاری برای حمله سیاسی تبدیل می‌شود.

برساخت تصویر «توافق به مثابه شکست» در واشنگتن

گزینه سوم برای دولت دوم ترامپ یعنی کنار گذاشتن موقت پرونده ایران بدون دستیابی به توافق یا ورود به درگیری مستقیم نیز با پیامدهای راهبردی خاص خود همراه است. برخی تحلیلگران در واشنگتن معتقدند که رها شدن این پرونده در یک وضعیت تعلیق می‌تواند به ایران فرصت دهد تا در محاسبات امنیتی و توانمندی‌های راهبردی خود بازنگری کند.

در این شرایط واشنگتن در موقعیتی قرار گرفته که هر سه گزینه اصلی یعنی تشدید درگیری، حرکت به سمت توافق یا رها کردن پرونده در وضعیت تعلیق با هزینه‌ها و مخاطرات خاص خود همراه است. بنابراین پس از سفر ترامپ به چین و پیچیده‌تر شدن محیط رقابت‌های ژئوپلیتیک، به نظر می‌رسد پرونده ایران همچنان یکی از دشوارترین آزمون‌های راهبردی برای سیاست خارجی ایالات متحده باقی خواهد ماند؛ آزمونی که انتخاب هر مسیر در آن می‌تواند پیامدهای مهمی برای سیاست داخلی آمریکا و همچنین توازن قدرت در خاورمیانه به همراه داشته باشد.

بهره سخن

در پایان باید گفت ایالات متحده آمریکا در رابطه با ایران با وضعیتی مواجه است که در آن نه اجماع داخلی کامل وجود دارد و نه اجماع بین‌المللی پایدار. اگر واشنگتن به سمت تشدید فشار یا اقدام نظامی حرکت کند، تضمینی برای همراهی متحدان اروپایی وجود ندارد. همچنین هرگونه اقدام نظامی علیه ایران می تواند پیامدهای غیرقابل مهار و کنترل داشته باشد. تجربه سال‌های گذشته نشان داده که اروپا در موضوع ایران عمدتاً بر راه‌حل‌های دیپلماتیک تأکید داشته و نسبت به سناریوهای پرریسک نظامی محتاط است.

در سطح منطقه‌ای نیز کشورهای عربی خلیج فارس به دنبال کاهش تنش و مدیریت ریسک‌های امنیتی و اقتصادی هستند و الزاماً از هرگونه درگیری گسترده حمایت نخواهند کرد.

در سطح جهانی، چین و روسیه نیز به‌عنوان بازیگران مؤثر شورای امنیت، رویکردی متفاوت از واشنگتن دارند و تمایل ندارند پرونده ایران به ابزاری برای تثبیت هژمونی آمریکا تبدیل شود. بنابراین واشنگتن در شرایطی قرار دارد که پیشبرد هر گزینه‌ای بدون همراهی گسترده بین‌المللی، هزینه‌های مشروعیتی و عملیاتی آن را افزایش می‌دهد. این عدم هم‌راستایی بازیگران کلیدی، بن‌بست راهبردی واشنگتن را عمیق‌تر می‌کند و نشان می‌دهد که مدیریت پرونده ایران دیگر با الگوهای یک‌جانبه دهه‌های گذشته قابل پیشبرد نیست، بلکه نیازمند بازتعریف واقع‌بینانه اهداف، ابزارها و سطح انتظارات سیاست خارجی آمریکا است.

ارسال نظرات