سرنوشت مذاکرات به روایت اقتصاد/ واکنش بازارها به برجام چه بود؟
در پی اعلام امیدوارکننده بودن دور مقدماتی مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط، فضای روانی اقتصاد ایران در کوتاهمدت وارد فاز جدیدی شده است؛ فازی که در آن دستکم در کوتاهمدت، احتمال سایه جنگ از بالای سر خود ایران کنار گذاشته شده است.
اقتصاد آنلاین – رجا ابوطالبی: اولین دور از مذاکرات ایران و آمریکا بعد از جنگ ۱۲ روزه انجام شد و در پایان آن، هر دو طرف از مذاکرات و روند آن ابراز امیدواری کردند؛ اتفاقی که سبب شد حتی به صورت موقت، سایهی جنگ از سر کشور برداشته شود.
خبر امیدوارکننده بودن مذاکرات، انتظارات تورمی را که با حضور تجهیزات نظامی آمریکا در خلیج فارس به اوج خود رسیده بود، به سرعت تعدیل میکند. فعالان اقتصادی، از تولیدکنندگان تا سرمایهگذاران، اکنون ریسک ژئوپلیتیکی را پایینتر ارزیابی کرده و فشار روانی بر قیمتگذاری را کاهش میدهند؛ روندی که به اعتقاد صاحبنظران، تداون آن به وضوح میتواند بر نرخ دلار، هدایت پولهای هوشمند و حتی بازگشت ارز به کشور اثرگذار ظاهر شود. هر چند برخی به این موضوع باور ندارند. سعید جلیلی روز گذشته در مراسم سالانه تجدید پیمان با آرمانهای امام و رهبری گفت: کسانی میگفتند اگر مذاکره شود دو هزار میلیارد دلار وارد کشور میشود، ملت ما نتيجه را دید.
دلار کاهشی میشود
شرایطی که باعث میشود تقاضای احتیاطی برای خرید ارز و طلا که در روزهای اعتراضات به شکل هیجانی رشد کرده بود، وارد فاز عقبنشینی و تعدیل شود. در نتیجه، بازار ارز که نقش دماسنج انتظارات تورمی را بازی میکند، نخستین بازاری خواهد بود که واکنش نشان میدهد؛ واکنشی که میتواند اصلاح موقت قیمتها در کوتاهمدت را به همراه داشته باشد.
متاثر از دلار، طلای داخلی نیز قیمت میگیرد؛ به طوری که چسبندگی بین این دو، از وابستگی طلای داخلی به انس، آن هم در کوتاه مدت، بسیار بیشتر است. از آنجایی که انتظار تغییر رفتار دلار در کوتاه مدت را داریم، به نظر میرسد طلای داخلی نیز اصلاح قیمتی را شاهد باشد.
چه خبر از بازار سرمایه؟
از سوی دیگر، کاهش ریسک جنگ، مسیر حرکت سرمایه را نیز تغییر میدهد. در روزهای تنش، پولهای هوشمند معمولا به سمت داراییهای امنتر و نقدشوندهتر مانند دلار، سکه و حتی سپردههای کوتاهمدت حرکت میکنند؛ اما با کاهش سایه جنگ، بخشی از این منابع به سمت بازار سرمایه و صنایع مولد بازمیگردد.
اما این بازگشت سرمایه در همه صنایع به یک اندازه رخ نمیدهد و پولهای هوشمند معمولا ابتدا سراغ صنایعی میروند که کاهش ریسک ژئوپلیتیکی را سریعتر در سودآوری خود منعکس میکنند. در این میان، گروه فراوردههای نفتی، محصولات شیمیایی و فلزات اساسی از نخستین مقاصد سرمایه خواهد بود؛ چرا که این صنعت علاوه بر درآمد دلاری، بیشترین حساسیت را به ریسکهای صادراتی، هزینههای حملونقل، بیمه و بازگشت ارز دارد.
در دوره تنش، حتی رشد نرخ دلار نیز لزوما به معنای رشد واقعی سود نیست، زیرا هزینههای پنهان و محدودیتهای عملیاتی افزایش پیدا میکند؛ اما با کاهش سایه جنگ، انتظار میرود صادرات روانتر شده و مسیر بازگشت ارز تقویت شود؛ موضوعی که نگاه پول هوشمند را به این گروه مثبتتر میکند.
دستِ باز سیاستگذار پولی
همچنین، تعدیل فضای روانی، میتواند بر رفتار صادرکنندگان و دارندگان ارز نیز اثرگذار باشد. در شرایطی که ریسک ژئوپلیتیکی بالا است، معمولا انگیزه برای نگهداری ارز در خارج از کشور یا تعویق بازگشت ارز صادراتی افزایش پیدا میکند؛ اما در شرایط فعلی، میل به سرمایهگذاری یا توسعه، بیش از قبل خواهد بود که بازگشت ارز برای بسیاری از فعالان اقتصادی منطقیتر میشود.
بانک مرکزی نیز که با حذف ارز ترجیحی در راستای ثبات بخشی به این بازار و کاهش رانت قدم برداشته بود، سرعت بازگشت ارز را تسهیل کرد؛ به طوری که سخنگوی مرکز مبادله، با تشریح عملکرد بازار ارز تجاری پس از اجرای سیاست تک نرخی شدن ارز، اعلام کرد که حجم کل معاملات برای دوره یک ماهه اجرای سیاست تک نرخی کردن ارز و یکپارچه سازی بازار با رشد ۳۵ درصدی مواجه شده است.
مجموع این اتفاقات سبب میشود که از یکسو، سرمایه به بخش مولد اقتصاد ورود کند و از سوی دیگر، دست بانک مرکزی را برای اجرای سیاستهای خود باز میگذارد.
نوسانات قیمتی در کشوری که با ریسکهای ریز و درشت دستوپنجه نرم میکند، امری عادی است، اما ایجاد متغیرهای فوق سبب پر شدن خزانهی بانک مرکزی میشود. این بدان معنا است بازارساز، میتواند از نوسانات هیجانی قیمتی جلوگیری کند.
تاریخ چه میگوید؟
البته برای ثبات شرایط فوق یعنی تعدیل نرخ ارز، رونق بورس و دستِ باز سیاستگذار پولی برای کنترل تورم، امیدواری به مذاکرات کفایت نمیکند و در نهایت خروجی نهایی آن مهم است. ذکر این نکته ضروری است که صرفا هم خروجی نهایی برای اقتصاد بیمار ایران کافی نیست؛ اصلاحات اقتصادی، سیاستهای تجارت آزاد و اصلاح ساختار بودجه نیز بعد از به نتیجه رسیدن احتمالی مذاکرات، از الزامات اقتصاد ایران است.
برجام و اقتصاد ایران
با این حال، برای بررسی اثرات کوتاهمدت توافق احتمالی، باید به سال ۱۳۹۴ سفر کنیم. آن زمان که عملا زمان اجرای برجام بود، به نقطهی عطف بازار سرمایه آن هم بعد از ۷۳۰ روز بدل شد. بازار سرمایه که با رویکار آمدن طیبنیا و اجرای سیاستهای انقباضی برای مهار تورم، قریب به ۲ سال روی خوش به خود ندیده بود، به یکباره چرخش کرد و در کمتر از ۳ ماه، بخش زیادی از ریزش دو سالهی خود را جبران کرد.

دلار، اما حساسیت بیشتری از خود نشان داد؛ یعنی از زمان آغاز زمزمههای ایجاد برجام روند نزولی خود را آغاز و به محض نهایی شدن مذاکرات برنامه جامع اقدام مشترک در تاریخ ۲۳ تیر ۱۳۹۴، به پایینترین سطح خود در ۳۰۰ روز گذشته خود رسید. البته قیمت دلار، بعد از اجرای برجام در سال ۹۴ به واسطه ریزشهای روانی قیمتی قبل از آن، وارد فاز تعدیل شد.

در مجموع، ابراز امیدواری دو طرف در مذاکرات پس از جنگ ۱۲ روزه، بهطور موقت ریسک ژئوپلیتیکی را کاهش داده و مسیر انتظارات تورمی را تعدیل کرده است. در چنین فضایی، بازار ارز نخستین واکنش را نشان میدهد و پس از آن، پول هوشمند میتواند به سمت صنایع دلاری و صادراتمحور در بازار سرمایه حرکت کند. با این حال، تداوم این روند به خروجی مذاکرات وابسته است و صرف امیدواری برای تثبیت اثرات مثبت، کافی نخواهد بود.





