مثقال طلا
وی ایکس اکستریم
کیان.
x
فونیکس
بلوبانک
منطه
۱۴ / بهمن / ۱۴۰۴ ۱۱:۵۰
نصرت‌الله تاجیک، سفیر و دیپلمات اسبق ایران در گفت‌وگو با اقتصادآنلاین:

کشور‌های عربی هم از جنگ و هم از توافق ایران و آمریکا نگرانند/ منطقه به دنبال ایران ضعیف است

کشور‌های عربی هم از جنگ و هم از توافق ایران و آمریکا نگرانند/ منطقه به دنبال ایران ضعیف است

نصرت‌الله تاجیک، سفیر و دیپلمات اسبق ایران به اقتصادآنلاین گفت: کشور‌های منطقه از کاهش تنش و توافق احتمالی به دنبال همان ایران ضعیف هستند، نه فروپاشی آن. اما از سوی دیگر نزدیکی احتمالی ایران و آمریکا و رفع سایه جنگ نیز برایشان مطلوب نیست؛ زیرا حل مسائل سیاست خارجی ایران، به‌ویژه با غرب را به ضرر خود می‌دانند و نگران تبدیل ایران به نیروی هژمونیک هستند.

کد خبر: ۲۱۱۷۱۵۴
a market

به گزارش اقتصادآنلاین، مواضع و تحرکات امروز کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، به ویژه قطر، مصر و عربستان را باید در چه چارچوبی فهمید؟ این کشورها در پس میانجی‌گری میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا چه اهدافی دنبال می‌کنند؟

تحولات اخیر منطقه را نمی‌توان به‌عنوان رخداد‌هایی مقطعی یا واکنشی کوتاه‌مدت تحلیل کرد. آنچه امروز در خاورمیانه جریان دارد، در امتداد زنجیره‌ای از وقایع پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ شکل گرفته و بازتابی از تغییر موازنه‌های امنیتی، سیاسی و ژئوپولیتیکی در خاورمیانه است. به نظر می‌رسد تحرکات کشور‌های عربی به ویژه مصر و قطر برای جلوگیری از حمله آمریکا به جمهوری اسلامی ایران را هم باید در همین چارچوب ارزیابی کرد.

نصرت‌الله تاجیک سفیر و دیپلمات اسبق ایران در گفت‌و‌گو با اقتصادآنلاین اهداف کشور‌های عربی در مسیر جلوگیری از جنگ را تشریح می‌کند.

تاجیک می‌گوید بسیاری از مواضع اعلامی کشور‌های منطقه، بیش از آنکه بازدارنده واقعی جنگ باشند، تلاشی برای مدیریت تبعات احتمالی بحران و فاصله گرفتن از هزینه‌های آن است.

در ادامه مشروح این گفت‌و‌گو را می‌خوانید.

در روزهایی که تنش میان ایران و آمریکا به اوج خود می‌رسد، مصر و کشورهای عربی منطقه چه اهدافی را از تلاش خود برای میانجی‌گری دنبال می‌کنند؟

ابتدا باید توجه کنیم که این تحرکاتی که اکنون مشاهده می‌کنید را نباید صرفاً به‌صورت منفرد، ایزوله یا جدا از روندی که تاکنون در منطقه و ایران طی شده، تحلیل کرد. دست‌کم در مقطع کنونی، ادبیات جهانی و منطقه‌ای تحولات را بر اساس «قبل و بعد از ۷ اکتبر ۲۰۲۳» بررسی می‌کند. بنابراین، سلسله‌ای از تحولات در منطقه رخ داده که منجر به وضعیت فعلی شده است که ما متاسفانه برای حل مشکلاتمان باید چشم امید به همسایگان داشته باشیم.

من ترجیح می‌دهم رویکردهای سیاست خارجی ایران با حفظ اصول به گونه‌ای می‌بود که نیاز به همسایگان برای حل مشکلات سیاست خارجی نبود. زیرا دخالت میانجی بر اساس منافع ملی خودش است، آن هم همسایگانی‌ که یا رقیب هستند و یا علاقه‌ای به بهبود اوضاع ایران ندارند؛ به‌ویژه زمانی که آسیب وارد شده به سیاست خاورمیانه‌ای ایران قابل توجه بود و اثرات دومینووار آن در سیاست خارجی در غزه، لبنان و سوریه اتفاق افتاد که در سیاست داخلی به عدم کارایی دولت و سیاست خارجی‌اش تعبیر می‌شود و طبیعتاً این تحولات بر سایر محورها نیز تأثیر گذاشته است.

بدون تردید، این آسیب‌دیدگی در کنار مشکلات داخلی، به‌ویژه مسائل اقتصادی، موجب کاهش انسجام ملی و افول قدرت بازیگری و بازآفرینی ایران در سیاست منطقه‌ای و جهانی شده است. البته باید دقت کنیم که هم به این آسیب‌دیدگی وزن بالایی ندهیم و هم این مسئله را جدا از قدرت ژئوپولیتیکی ایران بدانیم؛ قدرت ژئوپولیتیکی ما تقریباً در جای خود باقی مانده، هرچند به اعتقاد من، آن نیز تا حدی تحت تأثیر ماتریس مشکلات داخلی و خارجی ایران هم قرار گرفته است. از این‌رو، این اقدامات کشورهای عربی و همسایگان و تحولات در این زمینه باید در یک تصویر کلان دیده شود، نه اینکه تحلیل را از «دیروز» آغاز کنیم و صرفاً بپرسیم چرا این بازیگران چنین اقداماتی انجام می‌دهند. اگر این تصویر بزرگ مدنظر قرار گیرد، می‌توان دقیق‌تر به چرایی مسئله و دلایل این تحرکات پرداخت.

این در حالی است که طی یکی دو هفته گذشته، به‌ویژه با یک وقفه، شاهد کاهش تحرکات میانجی‌گرانه بوده‌ایم؛ نه عمانی‌ها فعال بوده‌اند، نه قطری‌ها و نه سایر کشورها. یکی از دلایل این تحرکات، طبیعتاً فشار ترامپ به ایران است. هدف ترامپ حداکثرسازی امنیت اسرائیل و برداشتن مشکلات سر راه رژیم صهیونیستی برای اجرای پیمان ابراهیم و عادی سازی روابط خارجی‌اش است تا به طور واقعی به عنوان نیروی نیابتی آمریکا در منطقه به نفعش عمل کند.

در این چارچوب، به‌ویژه در تحرکات دی‌ماه و اتفاقاتی که رخ داد، می‌توان گفت آمریکا به‌نوعی جنگ دوم با ایران را کلید زده است. جنگ اول، ۱۲ روز با هدف ضربه زدن به توان هسته‌ای ایران طول کشید و جنگ دوم، جنگی با مختصات شهری و با هدف ضربه زدن به پایگاه‌ها و توانمندی‌های موشکی ایران با حمله محدود بود، زیرا ترامپ کلا به دنبال جنگ گسترده نیست. البته او به مشکلات و سختی‌های این اقدام هم واقف است اما روش و ویژگی‌های شخصیتی خودش را هم دارد. 

در چنین فضایی، کشورهای منطقه از میانجی‌گری چه نفعی می‌برند؟

در این راستا، این تحرکات ادامه همان روند پاسخ به سوال اول است که در بالا گفتم. کشورها در این تحرکات اهداف متفاوتی را دنبال می‌کنند، بعضی منافع فردی و شخصیتی و ایفای نقش در مسائل منطقه و بعضی منافع کشورشان. تحلیلگران مختلف، اهداف گوناگونی را مطرح کرده‌اند؛ برخی بر به‌هم‌ریختن بازار نفت، برخی بر جنبه‌های اقتصادی، برخی بر ملاحظات ژئوپولیتیکی و برخی بر ابعاد سیاسی و امنیتی تأکید دارند، از جمله اینکه منطقه دچار بی‌ثباتی شود، مشکلات داخلی ایران به کشورهای همسایه سرریز کند، یا واکنش ایران به اسرائیل و پایگاه‌های آمریکا در منطقه برانگیخته شود. همه این موارد مطرح شده است که منتفی هم نیستند.

با این حال، به اعتقاد من همه عوامل و تحلیل‌های بالا همیشه بوده‌اند ولی در این مقطع، مهم‌ترین عامل، ترس کشورهای منطقه از حذف ایران از معادلات و قرار گرفتن اسرائیل در دست بالاتر است. پس از حوادث ۷ اکتبر و تبعات آن، اسرائیل دست برتر خود را در منطقه تثبیت کرده و اعتماد به ‌نفس بیشتری برای اقدامات تهاجمی پیدا کرده و به‌ویژه بعد از جنگ اول با ایران، از آمریکا هم کمک‌های بیشتری کسب کرده و هم مانعی در مقابل خود نمی‌بیند. در این شرایط، کشورهای منطقه به قدرت و نقش متوازن‌کننده ایران پی برده‌اند؛ اینکه وجود ایران می‌تواند تا حدی اسرائیل را به نفع همسایگانش و در اجرای سیاست‌های منطقه‌ای‌اش مهار کند.

با وجود این، ایران متأسفانه در سیاست‌های منطقه‌ای خود نتوانست از این پارامتر متوازن‌کنندگی برای یارگیری، اجماع‌سازی و بلوک‌بندی، و ایفای نقش حائل میان کشورهای منطقه و اسرائیل استفاده کند. اینکه ایران نتوانست از سرمایه گذاری خاورمیانه‌ای در ایجاد کارت توازن‌بخش قدرت منطقه‌ای‌اش برای تشکیل یک بلوک حائل و بازیگر استفاده کند و تنها نماند، عوامل متعددی دارد. اما هسته اصلی آن عدم حاکمیت تفکر سیاسی برای مصالحه، یارگیری و اجماع سازی در سیاست و حکومت ایران، امروزه در اثر عدم استفاده از شناخت ویژگی‌های جهان و منبع قدرت است. البته اهداف بازیگران منطقه‌ای نیز یکسان نیست؛ ترکیه، مصر، عربستان، قطر و امارات هر کدام دغدغه‌ها و روش‌های خاص خود را دارند و بر اساس منافع ملی‌شان عمل می‌کنند. این کشورها الزاماً دارای اهداف واحد نیستند و صرفاً در مقطع کنونی به‌نوعی در کنار هم قرار گرفته‌اند. البته ترامپ هم به این کار راضی است و چه بسا به آنها میدان یا ماموریت هم داده باشد!

فکر می‌کنید این تحرکات نتیجه‌بخش خواهد بود؟

با این حال، من نسبت به نتیجه‌بخش بودن همکاری این چند کشور در زمینه میانجیگری چندان خوش بین نیستم؛ هم در مورد دخیل شدن آنها و هم تاثیر بر اهداف ترامپ! زیرا وزن و تأثیر این کشورها در برابر اهداف ترامپ، یعنی حداکثرسازی امنیت اسرائیل، بالا نیست تا بتوانند جلوی او را بگیرند. و به نظر من ترامپ تصمیم خود را گرفته و این اقدامات بیشتر جهت خرید زمان برای آماده شدن بستر نرم و سخت افزاری است و اینکه هرگونه اقدامات و عملیات آمریکا وجاهت بین‌المللی پیدا کند. مشکل اساسی این است که مسائل بین ایران و آمریکا، موجودیتی و حیثیتی شده و حل کردن آنها و یا تنازل از مواضع برای حل آنها سخت و تا حدی نشدنی به نظر می‌رسد. مواضعی هم که از سوی عربستان، امارات یا قطر درباره مخالفت با استفاده از فضای سرزمینی‌شان برای حمله به ایران مطرح می‌شود، به اعتقاد من بیشتر جنبه نمایشی دارد؛ «روغن ریخته را نذر امامزاده کرده‌اند». آمریکا با توجه به تجهیزات مستقرشده و امکان استفاده از آب‌های آزاد، نیازی به فضای سرزمینی این کشورها ندارد. این مواضع بیشتر تلاشی برای دور ماندن از تبعات احتمالی جنگ است.

نام قطر و عربستان در یک هفته گذشته بارها مرتبط با ایران شنیده شد. در حالی که قطر و عربستان سیاست‌های چندان هم‌سویی ندارند.

بله، عربستان و قطر اهداف متفاوتی دارند. قطر به ایران نزدیک‌تر است اما عربستان در نهایت رقیب ایران است. فعالیت‌های علنی و پنهانی عربستان را نمی‌توان با خوش‌بینی دنبال کرد. سعودی‌ها به دنبال ایران ضعیف هستند و این مسئله در مورد برخی دیگر از همسایگان نیز صدق می‌کند، اما در مورد عربستان پررنگ‌تر است. گزارش آکسیوس از قول مقامات آمریکایی مبنی بر اینکه وزیر دفاع عربستان گفته اگر ترامپ به ایران حمله نکند، ایران جسورتر می‌شود، نشان‌دهنده دغدغه واقعی سعودی‌هاست. باقی مواضع بیشتر جنبه روانی، رسانه‌ای و ایمن‌سازی خود از تبعات جنگ احتمالی ایران و آمریکا دارد. عدم تکذیب هوشمندانه سخنان وزیر دفاع عربستان و تأکید کلی بر راه‌حل دیپلماتیک، نشان‌دهنده بازی روانی پیچیده‌ای است که در جریان است. مخالفت ظاهری عربستان و امارات با استفاده از فضای سرزمینی‌شان نیز اقدامی پیش‌دستانه برای مصون ماندن از تبعات جنگ احتمالی است، چراکه با تجهیزات مستقرشده، اساساً نیازی به فضای آنها وجود ندارد.

کشورهای عربی طی دهه‌ها معمولاً در مواجهه با ایران، حتی با وجود اختلافات داخلی، موضعی نسبتاً واحد داشته‌اند. چرا امروز در پی جلوگیری از جنگ هستند؟

بله، حتی کشورهایی که با عربستان اختلاف دارند، به‌ندرت در قبال ایران مواضع مستقلی اتخاذ می‌کنند. اما چنانچه اشاره شد، آنها ایران ضعیف را می‌خواهند، نه ایران فروپاشیده که به اسرائیل هم امتیاز بیشتری بدهند. ایران فروپاشیده هم تبعات سرریز دارد و هم دست اسرائیل را کاملاً باز می‌گذارد؛ اما ایران ضعیف‌شده‌ای که قدرت سخت و نرمش کاهش یافته باشد، مجموعه‌ای از عوامل این شرایط را رقم زده و به اعتقاد من، اگر ترامپ تصمیم خود را گرفته باشد، این تحرکات تأثیر تعیین‌کننده‌ای نخواهند داشت؛ مگر آنکه ایران در سیاست‌های خود تغییر ایجاد کرده و به تفاهمی با آمریکا برسد.

به‌نظرتان کشورهای عربی از برقراری رابطه ایران و آمریکا و عبور از تنش استقبال می‌کنند؟

کشورهای عربی از یک‌سو نگران جنگ هستند، اما از سوی دیگر، نزدیکی احتمالی ایران و آمریکا و رفع سایه جنگ نیز برایشان مطلوب نیست؛ زیرا حل مسائل سیاست خارجی ایران، به‌ویژه با غرب، را به ضرر خود می‌دانند و نگران تبدیل ایران به نیروی هژمونیک هستند. به همین دلیل، همواره تمایل داشته‌اند پای ایران در گِل سیاست خارجی باقی بماند.

اینجا در این چارچوب، در میان نخبگان ایرانی نیز این بحث مطرح است که تقابل ایران و آمریکا بیش از آنکه ناشی از اختلافات سیاسی یا ژئوپولیتیکی مستقیم باشد، ریشه در سیاست ایران و اسرائیل نسبت به یکدیگر دارد. امروز اعراب نه تنها کنار می‌نشینند و از تقابل ایران و اسرائیل بهره‌بردای می‌کنند بلکه حتی علیه ایران توطئه هم می‌کنند. در چنین شرایطی این پرسش مطرح می‌شود که چرا ایران باید به تنهایی هزینه مقابله با اسرائیل را بپردازد؟ 

ایران می‌تواند مخالف اسرائیل باشد و در عین حال از فلسطین حمایت کند، اما ضرورتی ندارد بار جنگ مستقیم را به دوش بکشد. اگر اقدامی هم صورت می‌گیرد، باید در قالب یارگیری، اجماع‌سازی و هنجارهای بین‌المللی باشد و هزینه و بارش تقسیم شود. البته اعراب هم از این موضوع و چنانچه ایران بخواهد مسائلش را با اسرائیل و آمریکا حل کند، چندان دل خوشی ندارند!

بنابراین کشورهای عربی در حال بهره‌برداری از تقابل ایران با آمریکا و اسرائیل هستند؟

بله خیلی از کشورها همچون ترکیه و کشورهای عربی تاکنون از تقابل ایران و اسرائیل بهره برده‌اند و منابع خود را صرف توسعه، نوسازی و بهبود شرایط زندگی شهروندانشان کرده‌اند، در حالی که ایران نتوانسته به‌خوبی از منابعش برای رفاه مردم استفاده کند. اقتصاد سیاسی ضعیف که معیشت و سفره مردم به فروش نفت وصل شده، تحریم‌ها و مشکلات معیشتی، بخش مهمی از ریشه ناآرامی‌های دی‌ماه را تشکیل می‌دهند. و اغتشاش و دخالت خارجی و یا گروههای مسلح مخالف حکومت همچون گروه‌های کردی و مجاهدین خلق فقط بخشی از ماجرا هستند و نه تمامی آن و نه ریشه آن. ریشه مشکلات، اقتصادی و دلگیری بخشی از مردم از حکومت و عدم کارآئی نهادهای حاکمیتی، فساد، ناامیدی مردم از آینده و بلاتکلیفی کسب وکارها است که متاسفانه با این اتفاقاتی که پیش آمد، یک نارضایتی تبدیل به نفرت شد.

در نهایت، هر حکومتی در درجه اول مسئول تأمین رفاه، امنیت روانی و امید به آینده مردم خودش است. اگر قرار است در آینده شاهد تکرار چنین بحران‌هایی نباشیم، نیازمند تغییر رویکرد در سیاست داخلی و خارجی و پاسخ به انتظارات حداقلی مردم هستیم.

با وجود این شرایط، فکر می‌کنید کشورهای عربی چه آینده‌ای را برای ایران ترجیح می‌دهند؟

کشورهای منطقه از کاهش تنش و توافق احتمالی به دنبال همان ایران ضعیف هستند، نه فروپاشی آن. از سوی دیگر، ایران نیز باید با حفظ اصول، برخی رویکردهای خود را تغییر دهد و قدرت سخت و نرم خود را در خدمت منافع ملی قرار دهد. مهم‌ترین مسئله در سیاست خارجی ایران، پرهیز از رویارویی مستقیم با آمریکا و اسرائیل و حرکت به سمت یارگیری، اجماع‌سازی و استفاده از هنجارهای بین‌المللی است. زیرا امروزه در محافل آمریکایی نیز بحث تضعیف یا حتی تجزیه ایران مطرح شده و فشارهای حداکثری و تحرکات اخیر نشان می‌دهد آمریکا و اسرائیل دست‌کم به‌دنبال لیبی‌زاسیون یا سوریه‌ای‌سازی ایران هستند، هرچند شرایط ایران تفاوت‌هایی اساسی دارد و یک دولت-ملت تاریخی است. با این حال، درگیری‌های امنیتی و نظامی می‌تواند اوضاع را از کنترل خارج کند. اما به هر حال، نکته پایانی آن است که همسایگان ایران، متأسفانه ایران ضعیف را بر ایران فروپاشیده ترجیح می‌دهند و خود ما نیز در شکل‌گیری این وضعیت بی‌تأثیر نبوده‌ایم.

ارسال نظرات