{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} C {{weatherData.main.temp}}
کد خبر 414838

سالهاست که رمز و رازی بسیار عجیب پیرامون کشته شدن ۹اسکی باز روسی وجود دارد. ماجرایی که تا حدی پیچیده و اسرار آمیز است که پس از گذشت بیش از ۶دهه هنوز هم مورد توجه رسانه ها قرار دارد.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از انتخاب، دقیقاً 61 سال پیش ، گروهی از اسکی بازان که در کوههای اورال در حال گذر بودند دچار حادثه ای باورنکردنی شدند. آنها همه وسایل مورد نیازشان را از غذا تا چوب اسکی های اضافی و حتی یک روزنامه کمیک به همراه داشتند. در روزنامه نوشته شده بود آدم برفی های ترسناکی در کوههای اورال وجود دارند که انسانها را شکار می کنند.

809593_621

به هر حال این گروه  شروع به حرکت به سمت شیب قله 1079 کردند. منطقه ای که در میان بومیان به عنوان "کوه مردگان" شناخته شده است. یکی از آخرین عکسهای به جا مانده از دوربین این گروه  نشان می دهد که اسکی بازان داستان ما، در هنگام وخیم شدن وضعیت آب و هوا در بین برف ها ناپدید می شوند.

ساعاتی بعد در همان شب 9 اسکی باز با تجربه، در شرایطی عجیب جان می بازند. آن ها در وضعیتی پیدا شدند که گویی برای فرار از چادر خود به آن چنگ زده بودند و عجیب تر این که برخی از اجساد آنها با استخوان های شکسته پیدا شد و زبان یکی از اجساد نیز از دهانش کنده شده بود. برای ده ها سال ، افراد معدودی از دوستان و خانواده این گروه از این رویداد مهلک آگاه بودند. و  در سال 1990 این ماجرای عجیب برای عموم مردم مطرح شد .

این روزها حادثه مذکور به عنوان  "حادثه عبور دیاتلوف" شناخته می شود.دیاتلوف یا بهتر است بگوییم ایگور دیاتلوف یکی از دانشجویان اسکی باز حاضر در این سفر بود. به هر حال ماجرای مذکور به سرعت به بزرگترین راز حل نشده روسیه تبدیل شد. نظریه های توطئه متعددی نیز درباره این ماجرا مطرح شد. در این نظریات از حمله بیگانگان و مامورین دولتی تا "کوتوله های قطب شمال" و هیولاهای برفی حضور داشتند و حتی از روی این ماجرا فیلم و سریالهای متعددی نیز ساخته شد.

یک سال پیش ، دادستان کل روسیه اعلام کرد تحقیقات جدید درمورد مرگ ها متوقف شده است ، تا آنچه که آن را "رشد شایعات" و "توقف حقیقت" می خواند را نیز به پایان برسد. با این حال هنوز هم ابعاد این ماجرا، نحوه کشته شدن دانشجویان اسکی باز و علت شکسته شدن استخوان ها و انهدام امعاء و احشاء داخلی آنها در پرده ای از ابهام است.

ناتالیا بارسگوا ، که از سال 2012 مشغول تحقیق و کار در روزنامه کومسومولسایا پراودا است در این خصوص می گوید : "این رمز و راز ویژه ما است که می خواهیم آن را حل کنیم. هر فردی که تحقیقات خود را آغاز کند ، فکر می کند او تنها فردی است که می تواند آن را حل کند ، اما هرچه عمیق تر شود ، باتلاق او را بیشتر در خود فرو می برد."

بدون شک راز حل نشده ای از جمله حادثه دیاتلوف در همه کشورها وجود دارد اما در روسیه وسواس روی چنین موضوعاتی بیشتر است. فراموش نکنیم که ایالات متحده نیز منطقه مشکوک 51 را دارد. منطقه ای که اصلا مشخص نیست با چه هدفی و در چه شرایطی ایزوله شده است. اعتقاد به توطئه های مخفی معمولاً از سطح مردم عادی در ایالات متحده آغاز می شود ، اما در روسیه اغلب تئوری های توطئه از سطوح مدیران و وزرا به سطح مردم عادی می رسد. برای مثال  در اواخر دهه 1800 ، دولت تزاری شروع به تشویق تئوری های توطئه با هدف قرار دادن یهودیان و کاتولیک ها به عنوان راهی برای تجمع روسها علیه غرب کرد.

در دوره اتحاد جماهیر شوروی ، مقامات توطئه های جاسوس های سرمایه داری و ضد انقلابی ها را تدارک می دیدند  و طی ترور بزرگ استالین ، میلیون ها نفر را به دلیل چنین تخلفات غیرواقعی کشتند و  زندانی می کردند. سوء ظن های تولید شده به خارج نیز هدایت شد: هنگامی که مسکو به طور اتفاقی در سال 1983 پرواز هواپیماهای کره ای 007 را منفجر کرد ، ادعا شد که این هواپیما بخشی از یک طرح آمریکایی برای شروع جنگ است. محکوم کردن همسایگان و نظارت گسترده دولت ، سرپوش گذاشتن و فریب ، منجر به پارانویا در بین شهروندان شد. مردم مجبور بودند بین حرفهای مقامات و آنچه واقعاً اتفاق می افتاد تعادل ایجاد کنند.

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، بدبینی ریشه ای در کنار تبلیغات کرملین ادامه داشت.  دولت ولادیمیر پوتین  که زمانی ادعا می کرد اینترنت یک "پروژه سیا" است به طور معمول نشان می دهد که توطئه های غربی پشت همه چیز از ممنوعیت دوپینگ المپیک روسیه برای داوطلبان  تا مسائل سوریه نهفته است. ترولهای آنلاین  نیز به سرعت خبرهای مطابق میل کرملین را در فضای مجازی منتشر می کنند و رسانه های خبری دولتی حساس مانند Sputnik و RT در این زمینه حضوری پررنگ دارند.

در این شرایط، سوء استفاده ، واکنش پیش فرض در برابر هرگونه اتهامی است. هنگامی که پرواز شماره 17 هواپیمایی مالزی در سال 2014 توسط یک موشک روسی از هم جدا شد و در شرق اوکراین منفجر شد ، وزارت دفاع در مسکو اظهار داشت که می شد آن را در یک عملیات پرچم کاذب شلیک کرد. هنگامی که مسمومیت سرگئی اسکریپال به مأموران روسی گره خورده بود ، وزارت امور خارجه اظهار داشت که آزمایشگاه بریتانیا مقصر اصلی است. اخیراً نمایندگان مجلس ادعا کرده اند که اعتراضات تابستان گذشته در مسکو توسط واشنگتن برپا شده است.

آنچه درمورد حادثه گذر دیاتلوف می دانیم این است: این 9 اسکی باز ، که همه دانشجویان کالج بودند ، از یاترینبورگ که به اسم کمونیستی خود Sverdlovsk معروف بود ، در ژانویه سال 1959 حرکت کرده بودند و خود را با قطار شبانه  به محل اسکی رسانده بودند.آنها قصد داشتند در طی 16 روز حدود 200 مایل اسکی کنند و در این مسیر قله های مختلفی را فتح کردند و زمان کافی برای بازگشت به ترم بهار دانشگاه را نیز داشتند. این گروه پس از حرکت با سورتمه به شمال ، در 28 ژانویه از یک روستای متروکه عبور کردند و سرانجام در تاریخ 1 فوریه به اردوگاه نهایی خود رسیدند.

جستجوگران بعداً مسیرهای آنها را در امتداد یک رودخانه یخ زده پیدا کردند و پس از رسیدن به کوه مردگان، در یک شیب تند و بادگیر یک چادر پاره شده ییدا کردند که در داخل آن وسایل غذا گذاشته شده بود  و همه لباس راحتی به تن داشتند، گویی این گروه قصد داشتند شام بخورد. 9 جفت چکمه نیز در امتداد یک دیوار ایستاده بودند. به طرز عجیبی به نظر می رسید که چادر از درون پاره شده است، نه از بیرون!

در جنگل مأموران به دو جنازه در زیر یک درخت سرو رسیدند که در کنار بقایای آتش قرار داشت. اگرچه دمای هوای شب تا منفی 4 درجه  فارنهایت پایین رفته بود ، اما این زوج فقط لباس زیر به تن داشتند.  بخش هایی از پوست آنها  روی درختها نشان می داد که آنها شاخه ها را شکسته اند تا از یک موضوع مبهم فرار کنند. اجساد دیاتلوف و دو نفر دیگر ، بدون کفش و پالتو ، در فاصله چند صد متری پیدا شدند. دو ماه نگذشته بود که برف شروع به ذوب کرد و چهار جسد دیگر پیدا شد. دنده دو جسد شکسته شده و جمجمه یکی از آنها خرد شده بود.

تحقیقاتی که در بهار 1959 انجام شد ، بسیاری از سؤالات را حل نکرد. چرا اسکی بازان از چادر خود با وجود برف و سرمای شدید بدون چکمه و لباس گرم فرار کرده بودند؟  چه عواملی باعث ایجاد ضربه های شدید بر سر و بدن آنها شده است؟ چرا سطح نسبتا بالایی از رادیواکتیویته روی لباسهای دو تن از قربانیان وجود داشت؟  این سؤالات همه فراتر از مأموریت های رسمی بازرسان بود ، که با کمال ناراحتی ، نتیجه گرفتند که هیچ اتفاق عجیبی رخ نداده است و دانشجوبان به شکل عادی مرده اند. این نوع بستن پرونده های مشکوک در زمان اوج اتحاد جماهیر شوروی معمول و مرسوم بود.

روزنامه نگاران محلی نیز از نوشتن گزارش در مورد این حادثه منع شدند. اما پس از تجزیه اتحاد جماهیر شوروی پرده سکوت از این پرونده برداشته شد. در ژانویه سال 1990 ، رئیس سابق حزب کمونیست ادعا کرد که با ریزش آوار از یک آزمایش موشکی سوراخ هایی در چادر آنها ایجاد شده است. این منبع بعداً داستانی مکمل را منتشر کرد که در آن ، لو ایوانف ، محقق اصلی تحقیق در سال 1959 مدعی شده بود که دانشجویان بر اثر حمله فضایی ها و اصابت بشقاب پرنده جان داده اند. در این مقاله همچنین شایعاتی مبنی بر کشته شدن این گروه توسط افراد بومی و یا تابش ناشی از  آزمایش سلاح های هسته ای تکرار شده است.

چند ماه بعد ، ایوانف مقاله ای دیگر در روزنامه ای منتشر کرد و مدعی شد که دانشجویان بر اثر نوعی اشعه ناشناخته یا انرژی ماورایی کشته شده اند و اسنادی مهر و موم شده وجود دارد که حمله بیگانگان فضایی به این دانشجویان را تایید می کند. از آن زمان شبکه های رو به رشد تئوری های توطئه ظاهر شده اند. برخی می گفتند این دانشجویان مسموم و مجنون شده اند، برخی دیگر نیز ماجرا را به تئوری های توطئه دولتی مثل شکنجه شدن توسط ماموران کا گ ب نسبت می دادند.

یوری یودین ، ​​دانشجویی که مدت کوتاهی با گروه همراه بود ، قبل از صعود به قله از گروه جدا شده و بازگشته بود چرا که احساس کسالت می کرد. او قبل از مرگش گفت که  معتقد است که دوستانش "چیزهایی را دیدند که نباید می دیدند" و در نتیجه به قتل رسیده اند.

یوری کانتسویچ یکی از دانشجویانی بود که در مراسم تدفین اسکی بازان حضور داشت و از آن زمان به عنوان یک محقق برای کشف این راز تلاش کرد. او مدعی شد که دانشجویان کشته شده تلاش کرده بودند از یک آزمایش موشکی مخفی عکاسی کنند. پس از انجام این کار ، آنها توسط نیروهای امنیتی که از منطقه محافظت می کردند به قتل رسیدند. سپس آنها به چادرشان که حدود 1.5 کیلومتر از مکان آزمایش دورتر بود منتقل شدند.

خواهر دیاتلوف ، تاتیانا پرمینووا ، نیز می گوید که او انواع  تئوری ها را شنیده است ، اما فقط می تواند آنچه پدر و مادرش در زمان ناپدید شدن و مرگ برادرش به او گفته بودند ، تکرار کند. او گفت: "آنها یقین داشتند که ارتش به نوعی درگیر بود."

اما واقعاً شب اول فوریه 1959 چه اتفاقی افتاد؟ نظریه ای که محقق آمریکایی ، دونی ایچار و همچنین برخی دانشمندان روسی ارائه داده اند ، این است که وزش باد شدید بر گنبد کوه ، نوعی  از گردبادها را ایجاد کرده است ، که صدای کم فرکانسی تولید می کند که در سلول های گوش ارتعاش می کند و باعث تهوع و ناراحتی روانی شدید می شود. تحت این حمله روانی دانشجویان دچار حالت پانیک و روانپریشی موقت شده اند.

دادستان کل روسیه در سال گذشته توضیحات "جنایی" را رد کرد و گفت که این موضوع بر سه دلیل طبیعی متمرکز شده است: بهمن ، سقوط برف یا طوفان. اما  کانتسویچ و اقوام برخی از گروه دیاتلوف ، با عصبانیت از امتناع دادستان ها از در نظر گرفتن دلایل غیر طبیعی مرگ و میرها ، شکایتی را مطرح و از بازرسان خواسته اند یک پرونده جنایی باز کنند.

ارسال نظر

آخرین قیمت ها از کف بازار
سایر بخش های خبری