خصوصیسازیهای همراه با جنجال
یکی از مهمترین دلایلی که کارشناسان برای توقف فرایند خصوصیسازی در برخی شرکتهای بزرگ عنوان میکنند ایجاد فشار از جانب افراد یا گروههایی است که نفع آنان در دولتی بودن این شرکتهاست و نه واگذاری آن به بخش خصوصی.
واگذاری باشگاه پرسپولیس و استقلال هم حاشیهدار شده است. مانند بسیاری دیگر از واگذاریهای شرکتهای دولتی که یا در مرحله واگذاری یا پس از آن روند خصوصیسازی بدون بیان دلیل خاصی متوقف یا با حاشیههایی همراه میشود. اما دلیل حاشیه داشتن این واگذاریها چیست؟ دوشنبه هفته اخیر بود که به نظر میرسید واگذاری باشگاه پرسپولیس آخرین مراحل خود را پشت سر میگذارد اما ناگهان سازمان خصوصیسازی از رد صلاحیت دو شرکت حاضر در این مزایده خبر داد که با این اقدام روند خصوصیسازی این باشگاه متوقف و به دور چهارم کشیده شد. این در حالیست که تنها خریدار باشگاه استقلال هم در همان مرحله اول مزایده صلاحیتش تایید نشده بود. آنچه رسانهها به نقل از منابع مختلف در توضیح توقف واگذاری عنوان کرده بودند، این بود که پدر دو سهامدار شرکت استیل آذین بدهکار بانکی است و به خاطر مشکل بدهکاری پدر، شرکت استیل آذین نمیتواند در مزایده شرکت کند. اما امیر عابدینی از نزدیکان حسین هدایتی و شرکت استیل آذین که کار خرید پرسپولیس را دنبال میکرد، پس از اعلام خبر توقف این واگذاری گفت ارادهای برای واگذاری سرخابیها وجود ندارد و پوری حسینی، رئیس سازمان خصوصیسازی اختیارات کاملی در این زمینه ندارد. بعد از آن پوری حسینی هم دست به افشاگری زد و گفت: وقتی یک پدر بدهکار، ۹۸ درصد سهام شرکتش را به نام پسر و دختر ۲۱ و ۲۳ ساله خود میکند، آیا عقل متعارف حکم نمیکند که یک جایی محل ابهام و تردید است؟ اما این اولین باری نیست که داستان خصوصیسازی با حاشیههایی همراه شود. یا شاید بتوان گفت حاشیه اصلی جداییناپذیری واحدهای بزرگ دولتی از بدنه دولت در بسیاری از واگذاریهاست. مانند واگذاری مخابرات ایران یا شرکت هلدینگ خلیج فارس یا واگذاریهای حاشیهداری مانند واگذاری فولاد خوزستان. داستان هر کدام از این واگذاری را که مرور کنیم، در یکی از مراحل واگذاری دستی نامرئی مانع ادامه کار شده است یا اینکه واگذاری انجام شده و کلی حاشیه و واکنش به همراه داشته است. حال برخی واگذاریها مانند باشگاه پرسپولیس متوقف میشود و برخی مانند مخابرات بعد از واگذاری کامل و حتی زمانی که نماد مخابرات روی تابلوی بورس میرود با مشکلاتی مواجه میشود. اولین سوال این است که چرا چنین واگذاریهایی با حاشیه مواجه میشوند و دیگری اینکه وجه تمایز میان این واگذاریها چیست؟ مرور مواردی که در جریان واگذاریها متوقف شده نشان میدهد اصولا واگذاری شرکتهایی با حاشیه مواجه میشوند که شرکتهای بزرگ یا حساس هستند. برای نمونه زمانی که هلدینگ خلیج فارس وارد فرایند خصوصیسازی شد، آن را غول شرکتهای پتروشیمی وارد شده به بورس میدانستند. به گزارش اقتصادی نیوز، هلدینگی با 15 شرکت به ارزش 2.48 هزار میلیارد تومان. یا شرکت فولاد خورستان شرکتی بزرگ در عرصه تولید فولاد بود که واگذاری آن را بزرگترین معامله خصوصیسازی کشور میدانستند. اهمیت شرکت مخابرات ایران هم که جای خود دارد. به گفته کارشناسان اقتصادی اینها شرکتهایی بزرگ هستند با ذینفعانی که هیچ تمایلی به خصوصیسازی این شرکتها ندارند. چون اصولا نفع آنان در دولتی بودن این شرکتهاست و نه واگذاری آن به بخش خصوصی. از بین رفتن منافع این افراد مهمترین عاملی است که ناگهان معاملات بزرگ را بر هم میزند و سبب میشود معاملاتی که در آستانه نهایی شدن هستند، فسخ شوند، حواشیای ایجاد شود و به گفته برخی از طریق گروههای فشار مانع ادامه این اقدامات شوند.