دنیا به نفت خاورمیانه احتیاجی ندارد
پرفسور مسرت: تئوری عرضه و تقاضا در بازار نفت نقشی نداشته است.
«دنیا به نفت خاورمیانه احتیاجی ندارد.» این را پرفسور محسن مسرت استاد دانشگاه اوزنابروک آلمان که بهعنوان میهمان در مرکز پژوهشهای علمی و استراتژیک خاورمیانه حضور پیدا کرده است بیان کرده و در تشریح آن میگوید: «با ورود چین و هند به بازار خرید نفت، معادله رژیم امریکایی تعیین قیمت نفت برهم خورده و امریکاییها که احتیاجی هم به منابع انرژی خاورمیانه ندارند برای پابرجا ماندن هژمونیشان در جهان سعی در مداخله در این مساله دارند.» او در سخنرانی خود مباحث جدی و جالبتوجهی را مطرح میکند از «اقتصاد رانتی در ایران» گرفته تا سرنوشت دکتر محمد مصدق که سعی در تغییر روند قیمتگذاری نفت داشت.
مشروح سخنان او را در ادامه میخوانید. دکتر مسرت با اشاره به اینکه نفت هم نعمت است و هم آفت، گفت: «اگر منابع فسیلی بنا به هر دلیل در درون زمین وجود نداشت، بشریت چارهیی جز استفاده از منابع تجدیدپذیر نداشت و تمام کوششهای علمی و اقتصادی خود را برای بهینهشدن این نوع انرژی مصرف میکرد. با قبول این شرایط، بهاحتمال قوی یک الگوی صنعتیشدن و سرمایهداری دیگری در جهان وجود داشت و اکثر کشورها خودکفا بودند و آن روابط مخربی را که نفت در محیط بینالملل بهوجود آورده است شاید دیگر وجود نداشت و جهان در مسیر صنعتیشدن دیگری قرار میگرفت. مسرت با بیان تاریخچهیی از قیمتگذاری نفت در امریکا و جهان افزود: «قیمت نفت در بازار داخلی امریکا در قرن نوزدهم و در سالهای ۱۸۶۱ میلادی بسیار بالا بود و به قیمت ۲۰۰دلار امروزی به فروش میرفت، اما با استفاده از فناوریهای پیشرفتهتر این قیمت در حدود دو دهه بعد به ۲۰دلار رسید. از سال۱۹۳۰ تا ۲۰۰۵ جز دو دوره شوک نفتی در دهه۱۹۷۰ میلادی، با کشف منابع نفتی امریکایلاتین و خاورمیانه این قیمت سیر نزولی خود را ادامه داده است.» وی گفت: «وفور منابع و نقش فناوری در تعیین قیمت نفت بسیار تعیینکننده است ولی اصولا قوانین بازار در سطح جهانی از دهه۱۹۳۰ بهبعد بههم خورده است. قیمت نفت به عاملها و پارامترهای متعددی بستگی دارد که یکی از آنها هزینه جایگزین است، یعنی هزینه کار و سرمایه. باید اشاره کنم که قیمت نفت با هزینه واقعی ارتباطی نداشته و با هزینه جایگزین تعیین میشود مانند نفت شیل امریکا که با هزینههای بالای ۸۰ تا ۱۰۰دلار تولید میشوند.» دکتر مسرت ادامه داد: «از آنجا که این منابع طبیعی مالک دارند، درنتیجه قبل از تولید تبدیل به سرمایه میشوند و در زمان صفر هم ارزش سرمایهیی خود را دارند. بنابراین قیمت نفت در مبدا عبارت است از هزینه جایگزین بهاضافه سرمایهیی که در یک بشکه نفت، نهفته شده است.» وی تصریح کرد: «بین رانت منابع طبیعی و بهره در بازار سرمایه یک ارتباط مستقیم وجود دارد و آنهایی که مالک هستند بهطور احساسی با آن برخورد میکنند. مثلا همین برجهایی که در تهران ساخته میشود و ساخت آنها تمام نمیشود، به این علت است که صاحب این برج به این نتیجه رسیده است که اگر آن را تمام کند و سرمایه خود را به بازار سرمایه بیاود، درآمدی که کسب میکند به احتمال قوی کمتر خواهد بود از اینکه صبر کند که دیرتر وارد بازار کند تا قیمتها بالاتر رود. این درست انعکاس رانتی است. شما چنین چیزی را در اروپا مشاهده نخواهید کرد. در آنجا بهمحض اینکه سرمایهگذاری شد هدف این است که در نخستین فرصت پروژه تمام شود و سرمایه آن در بخشهای دیگر مورد استفاده قرار بگیرد. در اقتصاد رانتی است که این پدیدهها بهوجود میآید و این مساله به ضرر جامعه است.» دکتر مسرت ادامه داد: «۶۰ الی ۷۰سال است که این شرایط در بازار نفت بوده است و من به آن میگویم قیمت دامپینگ که شامل قیمت جایگزین و فاکتور سلطه مصرفکنندگان است. وقتی که مرحوم دکتر مصدق میگفت، قیمت نفتی که براساس آن به ما رانت میدهید قیمت واقعی نیست و بهعنوان نخستین سیاستمداری که به این رابطه کشورهای غربی با تولیدکنندگان نفت اشاره کرد و عقیده داشت که کشورهای نفتخیز باید استقلال خود را حفظ کنند و به فکر چارهیی برای این مساله باشند؛ با کودتایی سرنگون شد.» او ادامه داد: «همواره رژیم امریکایی قیمت نفت را تعیین کرده است و در این میان امریکا و کشورهای عربی در یک اتحاد متقابل قرار داشتهاند. کشورهای عربی خواستههای امریکا را در مورد قیمت و فروش نفت تامین کرده و امریکا این کشورها را در زیر چتر حمایتی خود قرار داده است. در این سیستم امریکا نوعی سلطهگری را در مقابل رقبای خودش مانند اروپا داشته است و برای حفظ آن ناچار به حفظ روابط استعماری بوده است.» دکتر مسرت تاکید کرد: «البته همه کشورهای غربی چون به نفعشان بود، این رژیم امریکایی را قبول داشتهاند، اما با ورود چین و هند به بازار جهانی، دیگر این رژیم نمیتوانست پایدار باشد. زیرا این کشورها خود مستقیما با کشورهای تولیدکننده وارد معامله شده و برای نخستینبار بود که رقابت بین مصرفکنندگان بهوجود آمد.» وی افزود: «تئوری عرضه و تقاضا در بازار نفت نقشی نداشته است و اگر از دهه۷۰ دقت کنیم با وجود بالا رفتن تقاضا در طول این سالها قیمتها پایین آمده و این مساله در بازار آزاد غیرممکن است. از سالهای دهه ۱۹۳۰ تا سال۲۰۰۵ این رژیم امریکایی در بازار نفت حکمفرما بوده ولی از آن بهبعد با ورود چین و هند به بازار، قیمتها بالا رفت تا اینکه در سال۲۰۱۴ مسایل جهانی دستبهدست هم داد تا سعودیها و امریکاییها بتوانند با وجود قوانین اقتصادی قیمت نفت را پایین بیاورند تا بتوانند به رقبای خود مانند روسیه، ایران و ونزوئلا ضربه بزنند.» دکتر مسرت در مورد پیامدهای نفت دامپینگ گفت: «این مساله باعث سلطه بر خاورمیانه و بروز مسابقات تسلیحاتی و پایگاههای نظامی و ایجاد آلایندگی بوده که از کودتای ۲۸مرداد شروع شده و اکنون به مساله داعش رسیده است و به عقیده من این مفروضات دکوری امریکایی قیمت نفت است.» وی در مورد اتخاذ راهبرد برای این مساله گفت: باید تاکید کنم که قیمت نفت باید بین ۱۰۰ تا ۲۰۰دلار نوسان داشته باشد و اگر در سطح جهانی توافقی در چارچوب پروتکل کیوتو بهوجود بیاید، میتوان در این قرن از دایره سوخت فسیلی بیرون آمد. وی ادامه داد: اگر اوپک روی منطق اقتصاد رانتی حرکت کند و سعی در کاهش تولید داشته باشد، کشورهای عضو اوپک میتوانند با بالا رفتن قیمت نفت سرمایه لازم را برای تغییر سیستمهای خودشان بهدست بیاورند و بتوانند از انرژیهای تجدیدپذیر استفاده کرده تا دیگر تابع انرژیهای فسیلی نباشند و این راهبردی است که میتواند برای آنها برد-برد باشد. به عقیده من این راهی که عربستان و امریکا اتخاذ کردهاند علیه کلیه کنوانسیونهای اقتصادی و الزامات زیستمحیطی است. مشکلات فراوان پیش روی توسعه انرژی هستهای دکتر مسرت در مورد انرژی هستهیی که میتواند جایگزین سوخت فسیلی شود گفت: من آیندهیی برای انرژی هستهیی متصور نیستم. تصور کنید که الان که فقط ۵درصد مصرف جهانی از این انرژی تامین میشود ۴۵۰رآکتور با کلیه مشکلات حل نشده وجود دارد. حالا اگر بخواهیم به ۵۰درصد برسیم باید ۴۵۰۰رآکتور داشته باشیم درحالیکه هنوز برای این مقدار رآکتور مشکلاتی فراوانی وجود دارد. وی اذعان کرد: با دیدی که در نهادهای سنتی اوپک وجود دارد طبیعی است که آیندهیی بدون نفت و گاز برای جهان متصور نخواهد بود. باید تاکید کنم که مساله مقدار مشخص منابع فسیلی تعیینکننده الگو نیست و میتوان بهجرات گفت که تا ۵۰۰ سال آینده جهان از لحاظ منابع فسیلی مشکلی نخواهد داشت و اوپک هم لازم نیست برای ثابتکردن آن تلاش کند. مشکل اصلی آبوهوا و آلایندگیهایی است که جهان را تهدید میکند و برای آن محدودیت بهوجود آورده است. اگر همین الگو فسیلی در جهان ادامه پیدا کند و دمای هوا از 2درجه گرما به 4درجه برسد، به این معنی خواهد بود که میلیاردها نفر در جهان به بحران برمیخورند و به نظر من مشکل اصلی این است. دکتر مسرت ادامه داد: اینکه میگویند کشورهای اروپایی و آلمان مجبور هستند که بهدنبال منابع جایگزین باشند خیلی هم درست نیست چون آلمان بسیاری از گزینههای دیگر را در پیش دارد، مانند روندی که در ۱۰۰سال گذشته در واردات نفت داشته یا اینکه همین انرژی هستهیی را ادامه دهد. اما آلمانها بهطور داوطلبانه بهسمت انرژی پاک در حال حرکت هستند و این بهدلیل اقتصادیبودن و پایداری محیط است. وی افزود: در امریکا مساله استفاده از نفت شیل نشان داد که امریکاییهای میتوانند از منابع فسیلی مستقل شوند و بهعقیده من آنها احتیاجی به نفت خاورمیانه ندارند، اما توجه آنها به نفت و خاورمیانه به این دلیل است که بتوانند از این مساله بهعنوان اهرمی برای پیادهکردن سیاستهای خودشان در دنیا استفاده کنند. اینکه سعودیها مازاد تولید دارند و قیمت نفت کاهش پیدا کرده است، با وجود اینکه میتوانند از سود حاصل از فروش قیمت بالای نفت بهره ببرند هیچ توجیهی جز مسایل سیاسی ندارد. بهنظر من دلیل این کار بهخاطر فشار آوردن به روسیه و ایران است تا مساله اوکراین و انرژی هستهیی به نفع غرب تمام شود. دکتر مسرت در مورد اینکه میگویند عربستان با این کار 10برابر ایران ضرر میکند گفت: ما در هر پدیدهیی میتوانیم بهصورت انتزاعی پارامترهای دلخواه خود را بههم نزدیک کنیم و آن چیزهایی را که به تز ما نمیخورند را کنار بگذاریم. متاسفانه این مساله در ایران بسیار معمول است مثلا میگویند که امریکا قیمت نفت را بالا برده تا انرژیهای تجدیدپذیر را تامین کند. امریکا شدیدا با جایگزینی انرژیهای تجدیدپذیر مخالف بوده است زیرا این خط انرژی فسیلی بوده که زمینه سلطهگری امریکا را فراهم کرده است. درست است که عربستان ۱۰برابر بیشتر از ما ضرر میکند ولی باید این مساله را هم بدانیم که سالی ۱۵میلیارد دلار برای ما خیلی مهم است ولی سعودیها این مشکل را ندارند و اگر قیمت نفت ۱۰دلار هم باشد آنها تا 20سال بعد هم مشکلی نخواهند داشت و این منطق اقتصادی نیست بلکه انگیزههای سیاسی در آن مطرح است. وی گفت: امنیت در 100سال اخیر از درون خاورمیانه تعریف نشده است، آنهایی که قدرت داشتهاند برای عربستان سعودی امنیت را تعریف کردهاند یا برای دکتر مصدق تعریف کردهاند که امنیت شما این است که نفت نباید ملی شود. به نظر من وقت آن رسیده است که در کشورهای منطقه جنبشی بهوجود بیاید برای ایجاد و هماهنگی امنیت مشترک در منطقه. من فکر میکنم این بحث باید 20سال قبل شروع میشد و هرچه دیرتر به این مساله پرداخته شود ضررش بیشتر خواهد بود. دکتر مسرت در پایان افزود: من معتقدم ایران یکی از کشورهایی است میتواند در این زمینه پیشقدم بشود، و به عربستان که از ترس ایرانهراسی در یمن مشغول جنگ است پیشنهاد همکاری مشترک بدهد. این مساله اساسی میتواند بسیار به سود کشورهای منطقه باشد. قویترین قدرت نظامی منطقه بودن خود میتواند یکی از ریشههای رقابتهای تسلیحاتی و نگرانیهای کشورهای اطراف باشد. به نظر من ایران احتیاجی ندارد که قویترین قدرت نظامی منطقه باشد، کشور ما از نظر شرایط استراتژیک و ظرفیتها قویترین کشور منطقه هست و ایران باید از این قابلیت به نفع کل کشورهای منطقه استفاده کند.