توافقهستهای:فرصت ویژه ایران در بازارانرژی
اقتصاد آنلاین : مهمترین حوزه فعالیت اقتصادی پس از رفع تحریمها، صنعت نفت و گاز است که هم موتور توسعه صنعتی کشور است و هم جذابیتهای بسیاری برای سرمایهگذاران خارجی در ایران دارد.
این درحالی است که وزرات نفت بهخاطر تحریمهای سالهای اخیر و همچنین سوءمدیریت دوره 8ساله، با چالشهای گستردهیی پیشرو است: مسایلی نظیر از دست دادن سهم صادرات نفت به میزان 1.2میلیون بشکه در روز، عدم توازن شدید در برداشت نفت از مخازن مشترک با همسایگان، عدم تکمیل پروژههای توسعهیی صنعت گاز، عدم توسعه زنجیره تولید صنعت پتروشیمی، عدم انجام تعهدات سرمایهگذاران خارجی، عدم برداشت صیانتی از چاههای نفتی، عدم پیشرفت پروژههای اکتشاف نفت، فرسودگی تاسیسات نفتی (از چاههای نفت تا پالایشگاه و خطوط انتقال نفت و گاز)، عدم جذابیت قراردادهای بیع متقابل برای سرمایهگذاران خارجی و... باعث شده که ما در سال1394 که سال پایانی برنامه 5ساله توسعه پنجم صنعت نفت است نهتنها به اهداف توسعهیی مصوب دست پیدا نکنیم بلکه در بسیاری از شاخصها نسبت به وضعیت پیش از دو برنامه چهارم و پنجم توسعه (1384-1394) نیز پسرفت داشته باشیم (اهداف کمی برنامه 5ساله پنجم عبارت بود از تولید نفت به میزان 5.15میلیون بشکه در روز، ظرفیت پالایشگاهی نفت به میزان 2.5میلیون بشکه در روز، تولید گاز به میزان 1.1میلیارد مترمکعب در روز، ظرفیت پالایش گاز به میزان 900میلیون مترمکعب در روز، تولید 100میلیون تن محصولات پتروشیمی در سال)، این مساله حتی دستیابی به اهداف مقرر در سند چشمانداز1404 را نیز غیرممکن کرده است اما قطعا در صورت رفع موانع و با ارایه قراردادهای جدید و جذابتر برای سرمایهگذاران خارجی میتوان بخش اعظمی از اهداف سند چشمانداز را تحقق بخشید. مساله مهمتر که موضوع یادداشت است فرصت بینظیری است که تغییرات شرایط منطقهیی پیشروی ایران گذاشته است که لزوم دستیابی به آن تغییر نگاه به همسایه نفتی خود عراق از یک رقیب به یک همپیمان نفتی است. طی 40سال گذشته ایران و عراق در اوپک یک هدف مشترک و آن لزوم تنظیم بازار و قیمتهای بالا برای تولیدکنندگان نفت را داشتهاند. مساله قیمت بالاتر نفت همچنان نیاز مشترک دو کشور است، ایران جهت رفع مشکلات اقتصادی ناشی از تحریمهای بلندمدت و عراق بهخاطر ترمیم تمام زیرساختهای توسعهیی و اقتصادی خود نیاز به قیمتهای بالای نفت دارند. با این حال بهدلیل رقابت سیاسی دو کشور (و وقوع جنگ تحمیلی) طی سالهای گذشته، نگاه پیشین بسیاری از کارشناسان و مدیران نفتی ایران به عراق یک رقیب منطقهیی بود که در صورت ایجاد ثبات و سرمایهگذاری در صنعت نفت میتواند نقش ایران بهعنوان دومین کشور قدرتمند اوپک را به چالش بکشد و عملا باعث تضعیف نقش ایران در بازار منطقه گردد. اتفاقات چند سال اخیر و وقوع تحریمهای نفتی باعث کاهش صادارت نفت ایران شد (رتبه نهم در اوپک) که به طبع کمرنگ شدن نقش ایران در اوپک و بازار نفت جهانی را بههمراه داشت. از طرف دیگر عراق طی این مدت و باوجود جنگ داخلی توانست با مشارکت شرکتهای بزرگ جهانی، صنعت نفت خود را بازسازی و توسعه دهد و به دومین کشور تولیدکننده و صادرکننده نفت در اوپک تبدیل شود. دوران بعد از تحریم نیز امکان توسعه و نوسازی صنعت نفت و گاز ایران را به وجود میآورد. این مساله فرصتی برای ایران است که با تغییر استراتژی نسبت به عراق و ایجاد یک پیمان مشترک، نقش بسیار موثرتری در بازار انرژی جهان را برعهده بگیرد که منافع دو کشور را نیز بههمراه داشته باشد. عراق باتوجه به توان توسعهیی میادین نفتی خود درنظر دارد تا 15سال آینده به رقم تولید 12میلیون و صادرات 10.5میلیون بشکه در روز برساند، هدفی که از دید عموم کارشناسان نفتی بلندپروازانه است و نهایتا عراق در سال2030 میتواند به سقف تولید 8.5 تا 9میلیون بشکه و توان صادرات 7-7.5میلیون بشکه در روز برسد، مسالهیی که جایگاه این کشور را بهعنوان دومین صادرکننده نفت جهان تثبیت خواهد نمود. در برابر سایر رقبای عراق با چالشهای جدی مواجهند عربستان گرچه تولیدش به رکورد 10.3میلیون بشکه در روز رسیده است و مدعی ظرفیت تولید 12میلیون بشکه در روز دارد اما دو چالش عمده دارد اول که بسیاری از میادین نفتی این کشور ازجمله میدان غوار و سفانیه که به ترتیب 47درصد و 12درصد تولید این کشور را تامین میکنند در نیمه دوم عمر خود هستند و با کاهش تولید مواجهند (درحالی که هر سه میدان اصلی عراق رمیله، غرب قرنه و زبیر در نیمه اول توان تولید خود هستند) و اکتشافات و توسعه چاههای جدید نیز تنها تولید نفت عربستان را در میزان فعلی تثبیت میکند. مساله دوم عربستان نیز رشد 6درصد مصرف سوخت و رشد 7درصد مصرف انرژی در داخل است که تبدیل به مهمترین چالش انرژی عربستان شده است که باعث کاهش توان صادراتی عربستان در میان مدت میگردد (مسالهیی که هرگونه تلاش برای اصلاح آن بهویژه از طریق افزایش قیمتی یا سهمیهبندی منجر به چالشهای اجتماعی شدید در عربستان خواهد شد) . دومین رقیب عراق، روسیه بهعنوان بزرگترین صادرکننده نفت غیر اوپک با چالش کمبود ذخایر نفت درگیر است، روسیه باوجود داشتن 26% ذخایر گازی تنها 5درصد ذخایر نفت جهان را دراختیار دارد و نظیر عربستان با مشکل پیربودن میادین نفتیاش روبرو است، سه میدان از چهار میدان اصلی روسیه یعنی میدان سامتلر، فدروا-شورگتسکوی و پریوبسکی در چارک چهارم عمر خود هستند. ایران در دوران پسا تحریم این امکان را خواهد داشت که ظرف دهسال به ظرفیت تولید روزانه 6 میلیون بشکه نفت و میعانات گازی، 1.2 میلیارد متر مکعب گاز و سالانه 150 میلیون تن محصولات پتروشیمی برسد، همپیمانی و همافزایی منابع جمع تولید نفت ایران و عراق را به 15میلیون بشکه در روز میرساند که میتواند اثرات گستردهیی بر بازار نفت داشته باشد. در واقع آنچه برای عربستان و سایر کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نگرانکننده است نه تشکیل هلال شیعی به معنای سیاسی- اجتماعی آن بلکه تشکیل هلال انرژی شیعی است که با داشتن یک پنجم ذخایر نفت و گاز جهان و امکان دستیابی مستقیم به مدیترانه میتواند سلطه عربستان بر بازار نفت خاورمیانه را به چالش بکشد. ذکر این نکته گفتنی است که ظهور یک قطب قدرتمند نفتی و همتراز عربستان باعث تعامل بیشتر رقبا خواهد شد تا تقابل. اینکار باعث میشود تا اوپک پس از سالها مجددا از زیر نفوذ عربستان خارج شده و ماهیت اجماعی و مستقل خود را بازیابد و بتواند نقش موثر سالهای گذشته را در بازار نفت پیدا کند. این مساله هم استراتژی بنیان اوپک که درآمد مستمر باثبات (secure steady revenue) برای اعضاست را تقویت میکند هم موجب اطمینان خاطر مصرفکنندگان از بابت تامین پایدار، مطمئن و با ثبات انرژی خواهد شد. ایران اگر بتواند همپای با گسترش نفوذ و اشتراکات سیاسی- امنیتی- اجتماعی با عراق، نفوذ اقتصادی خود را در عراق گسترش دهد و با اقداماتی نظیر تاسیس شرکت مشترک برای بهرهبرداری از میدانهای مشترک نفتی، تامین گاز مصرفی مورد نیاز عراق، سرمایهگذاری برای احداث خط انتقال گاز ایران- عراق- سوریه، تاسیس پایانه مشترک صادراتی در خلیج فارس باعث افزایش مشارکت منافع خود با عراق شود. با توجه به سایر نقاط قوت خود (دومین ذخایر گاز و سومین ذخایر نفت جهان) میتواند تبدیل به سومین بازیگر عرصه انرژی در جهان پس از امریکا و روسیه شود. این مساله جدا از افزایش سطح روابط ایران و غرب (بخصوص اتحادیه اروپا) به یک همکاری استراتژیک، در میان مدت تاثیر عمیقی بر پاردایم خاورمیانه میگذارد و عامل مهمی برای تثبیت هژمونی ایران در منطقه خواهد شد، مسالهیی که دستیابی به اهداف سند چشمانداز1404 را امکانپذیر میسازد.