هر واحد خون، 20 تا 30 هزار تومان
رییس سازمان انتقال خون ایران که از دریافت هزینه خون تزریقی به بیماران خبر داد، جرقهیی به انبار مشکلات این تنها سازمان متولی خون در ایران انداخت و صدای اعتراضها به عملکرد این سازمان هم درسالهای گذشته و هم درحال حاضر بلند شد.
هرچندکه برخی از این اعتراضها وارد نبود اما شایبه برکناری رییس این سازمان را ایجاد کرد و ازسویی عدهیی هم پیشنهاد خصوصی شدن این سازمان را حلال مشکلات آینده معرفی کردند؛ سپردن صنعتی که درجهان تا سال 2017 ارزشی معادل 28.8میلیارد دلار ایجاد میکند، برای بخش خصوصی وسوسهانگیز است اما پزشکان و متخصصان خون در ایران میترسند بخش خصوصی خون مردم را به شیشه بگیرند. سازمان انتقال خون ایران امسال توانست حدود 70میلیارد تومان بودجه از وزارت بهداشت بگیرد اما با این بودجه هم علیاکبر پورفتحالله معتقد است نمیتوان این سازمان را اداره کرد. کارکنان این سازمان از دستمزدهای 800هزارتومانی خود ناراضیاند، مردم از ساعات کار کوتاه مراکز خونگیری ناراضیاند و عده بسیاری از کارمندان این سازمان هم شغل خود را از دست دادهاند. در این میان عدهیی هم مدعی شدهاند که میزان خونگیری در 6ماه ابتدای سالجاری به میزان قابل توجهی کاهش یافته است. کمی دورتر هم بروید، داستان قدیمی و دردناک خونهای آلوده به ویروس اچآیوی و بیماران هموفیلی و صادرات خون به کشورهای دیگر را میتوان به این فهرست اضافه کرد.
دفاعیات انتقال خون بخشی از این گلایهها وارد است و پورفتحالله نیز این را قبول دارد. کارکنان این سازمان از دستمزد خود ناراضی هستند؛ پزشکانی که میتوانند درخارج از این سازمان دستکم بین سه تا چهارمیلیون تومان درآمد داشته باشند، با درآمدهای یکونیم میلیون تومانی روزگار را سپری میکنند. ازطرفی زمانی که استخدام درسال90 ممنوع شد، این سازمان با افت شدید نیروی انسانی مواجه شد. با این روند طبیعی است که مراکز دریافت انتقال خون درسطح شهر تهران و همینطور شهرستانها یکی پس از دیگری تعطیل شوند و آنهایی که باقی ماندهاند نیز، یکروز درمیان، آن هم تا نیمه روز فعال باشند. به همین دلیل هم هست که به گفته رییس سازمان انتقال خون تهران، اهداکنندههای خون درایران صف میکشند و به عبارتی نیازی به اهداکننده نداریم ولی بهشدت به نیروی انسانی برای دریافت این «سخاوت» به قول، فاطمه نادعلی نیاز داریم. نادعلی در دفاع از عملکرد سازمان انتقال خون در ایران میگوید: «انتقال خون ایران در کشورهای خاورمیانه سرآمد است. شاخص خونگیری ما کمتر از کشورهای توسعه یافته ولی بالاتر از کشورهای توسعه نیافته است؛ شاخص خونگیری 28درصد ایران شاخص قابل قبولی باتوجه به امکانات و شرایط موجود است.» فاطمه نادعلی درباره ادعای کاهش میزان خونگیری درسالجاری که در نامه ارسالی برای مجلس مطرح شده بود نیز، اینطور قاطعانه دفاع میکند: میزان خونگیری درسال93 نهتنها نسبت به مدت مشابه سال پیش کاهش نیافته بلکه درصد اندکی نیز افزایش داشته است. واردات خون آلوده در سالهای دهه70 هنوز بر سر مدیران این سازمان کوبیده میشود؛ ورود نخستین ویروس اچایوی به ایران فاجعه بزرگی است اما نمیتوان مسوولیت آن را حتی بر گردن مدیران و مسوولان وقت انداخت، چه برسد به مدیران بعدی؛ بسیاری از کارشناسان انتقال خون که از آغاز راهاندازی سازمان انتقال خون ایران همراه این سازمان بودهاند، گفتند که تا سال1990 آزمایش ایدز در جهان امکانپذیر نبود و کیت آن در سال1993 کشف شد. بنابراین نمیتوان انتظار داشت که خونهای ورودی در آن سالها به کشور به سرعت آزمایش و ناخالصی آن پیدا شود. «بسیاری از بیمارانی که به بیمارستان مراجعه میکنند و لازم است برای درمان غلظت خونشان، خون بدهند، ترجیح میدهند به جای مراکز انتقال خون در بیمارستانها خون بدهند. در پاسخ به درخواست ما برای مراجعه به انتقال خون، میگویند: نمیخواهیم خونهای ما به عراق و سوریه و فلسطین برود.» این را یکی از پزشکان متخصص خون میگوید؛ شایعه صادرات خون به کشورهای دیگر شایعه تازهیی نیست. فقط هر از گاهی «کشور مقصد خونهای ایرانی» به فراخور زمان تغییر میکند؛ زمانی فلسطین بود و الان سوریه وعراق. یکی از کارشناسان خوشسابقه خون ایران که همگام با حسین علا در تاسیس انتقال خون بوده ولی تمایل دارند نامی از او برده نشود، در اینباره میگوید: چنین مسالهیی- صادرات خون- هیچوقت رخ نداده است. به اعتقاد این پزشک باسابقه این شایعهها بیشتر ریشه سیاسی دارد که متاسفانه درنهایت گریبان مدیریت سازمانها را میگیرد. علاوه بر این، در آمار گمرک هم اثری از صادرات یا واردات خون نیست بلکه مشتقات خونی صادر و وارد میشود. البته پلاسمای ایرانی برای تهیه داروهای خاص که توان و تجهیزات لازم برای ساخت آن در کشور وجود ندارد سالهاست که به کشورهای پیشرفتهیی مانند آلمان ارسال میشود که به گفته علیاکبر پورفتحالله به زودی نخستین محمولههای تولیدی سرم ضدهاری با پلاسمای ایرانی وارد کشور میشود. وی این میزان را حدود 5هزار و 500لیتر پلاسما اعلام کرده است. به گفته پورفتحالله این میزان، نیاز ما را در سالهای بعدی رفع میکند. ظاهرا ساخت سرم اختصاصی ضدهپاتیت نیز در برنامه تولید سرمسازمان قرار گرفته است. برای دستیابی به این هدف، پورفتحالله اعلام کرد: افرادی که میزان بالایی آنتیبادی ضدهپاتیت در خونشان وجود دارد را شناسایی کردهایم، این افراد اهداکننده اختصاصی هستند، پلاسمای خون آنها دریافت میشود، اما تبدیل این پلاسما به واکسن با همکاری کمپانیهای بزرگ اروپایی انجام میشود. وی ادامه داد: هماکنون در حال رایزنی با شرکتهای بینالمللی هستیم و منتظر دادن مجوز تولید این سرم از سازمان غذا و دارو هستیم، این در حالی است که مقدمات کار فراهم شده است و به محض دادن مجوز، کار خود را آغاز خواهیم کرد.
هر واحد خون، 20-30 هزار تومان با اینکه برای همه این اتهامات دفاعیات محکمهپسندی ارایه شده اما یکی از کاراترین حملهها به عملکرد سازمان انتقال خون دریافت هزینه خون تزریقی به بیماران است. علیاکبر پورفتحالله که این درخواست را مطرح کرد؛ ترس بزرگی به جان جامعه فربه بیماران کشور افتاد. هرچند که رییس سازمان انتقال خون تاکید کرد که این هزینه را سازمانهای بیمهگر متقبل میشوند اما ظاهرا بیمهگران تاکنون نتوانستهاند اعتماد مردم را جلب کنند و خیال آنها را بابت پوشش هزینههای درمان راحت کنند. با این حال رییس انتقال خون تهران هم تاکید میکند که این هزینه توسط بیمهگران پرداخت میشود و بیماران ریالی بابت آن متحمل نمیشوند. «طبق اساسنامه انتقال خون کسب درآمد از خون برای سازمان ممنوع است اما کسب درآمد از محصولات خونی مشکلی ندارد. ازسویی، این هزینه فرآوری هم توسط بیمهگر پرداخت میشود. این هزینه هم بسیارکم و با تعرفه حدود 20 تا 30هزارتومان خواهد بود. درحالی که یک واحد پلاسما یا سرم خون در جهان 100دلار قیمت دارد.» فاطمه نادعلی این طور توضیح میدهد. حکایتهای ورود پول به انتقال خون سازمان انتقال خون ایران که به گفته نادعلی تاکنون سازمانی هزینهیی بوده با همین تغییرات کوچک میتواند به سمت درآمدزایی حرکت کند. این درآمدزایی میتواند به توسعه تجهیزات و امکانات این سازمان کمک کند اما مهمتر از این کمک، مصرف خون را نیز کنترل میکند و از هدررفت بالای آن جلوگیری میکند. به گفته برخی کارشناسان خون، هدررفت خون در ایران بالاست، گرچه آمار دقیقی از میزان آن وجود ندارد اما تجربه پزشکان نشان میدهد که بهدلیل رایگان بودن خون، برخی از همکاران آنها در تجویز آن بیمبالادتی میکنند. بنابراین دریافت هزینه از خون تزریقی به بیماران میتواند مصرف را نیز عقلانیتر کند. تجربه کشورهای دیگر نیز موید این مطلب است؛ آلمان تا سال1992 نزدیک به 30برابر انگلستان پلاسما مصرف میکرد تا اینکه جریمهیی سه برابر هزینه برای آن درنظر گرفتند و بعد از آن مصرف بهشدت کاهش یافت. سپردن کار به بخش خصوصی همیشه درشرایطی که دولت عملکرد قابل قبولی نداشته، راهکار جایگزین است اما انتقال خون بخشی نیست که بهراحتی بتوان آن را به بخش خصوصی سپرد. ازطرفی، تجربه جهانی هم موید حساس بودن این صنعت است. گرچه پیشبینی شده که تا سال2017 نزدیک به 29میلیارد دلار در این صنعت سرمایه تولید شود اما تنها امریکا بخش کوچکی از صنعت انتقال خون خود را به بخش خصوصی سپرده است؛ 10-25درصد که این بخش نیز تحت کنترل شدید سازمانهای مربوط به بهداشت و درمان این کشور مانند FDA و AABB است. با این حال این بخش هم با چالشهایی جدی روبهروست؛ بخش زیادی از خونهای دریافتی از مردم و اهداکنندگان دور ریخته میشود و بخشی هم به قیمتهای بالایی به منابع درآمدزای غیرمعقول بدل شده است. ازطرف دیگر، تجربههای خصوصی شدن در ایران چندان مناسب بخش حساس و راهبردی خون نیست، اما این پایان راه نیست. جای خالی سلاطین انار و گچ درسالهای اولیه راهاندازی انتقال خون در ایران یکی از راههای تامین هزینهها، دریافت کمک از خیرین و بزرگان صنعت و سرمایه بود. برای نمونه، انجمن طرفداران اهداکنندگان اعضای بدن، جلساتی در هتل لاله برگزار میکردند و با دعوت افرادی مانند موسس گروه صنعتی بهشهر و ایران ناسیونال، مبالغ هنگفتی را بهعنوان اعانه و بخشش دریافت میکردند. به این ترتیب، بخش عمده سرمایه مورد نیاز آنها تامین میشد و بدون دریافت کمک زیادی از دولت، امور خود را رتق و فتق میکردند، اما سالهاست که دیگر هیچیک از بزرگان صنعت و سرمایه ایران که هریک نام سلطان را در تجارتهای خود یدک میکشند، کمکی به این صنعت دولتی و نحیف نکردهاند. شاید در شرایط کنونی کمکهای خیرین بهتر از دیدگاههای اقتصادی بتواند عملکرد سازمان انتقال خون را ارتقا دهد.



