بخش مسکن چین چقدر مهم است؟

بخش مسکن چین چقدر مهم است؟

جاناتان اندرسون[1] رییس سابق بانک سوییسی UBS، زمانی بازار دارایی های چین را "مهم ترین بخش در کائنات شناخته شده" نامید. این روزها زیاد شبیه به این مفهوم را می شنویم. حال یک مطالعه در این مورد انجام شده که نتایج آن در ادامه می آید.

منبع: اکونومیست

ترجمه: اقتصاد آنلاین/عطیه همدانی:

جاناتان اندرسون [1] رییس سابق بانک سوییسی UBS، زمانی بازار دارایی های چین را "مهم ترین بخش در کائنات شناخته شده" نامید. چنین فضایی در سفر به سانیا [2] یک شهر مشهور توریستی و تفریحی با آب و هوای دریایی و با نشاط، یافت می شود. پیدا کردن یک معاملات ملکی در این شهر به سادگی یافتن یک سطل و بیل برای شن بازی در ساحل است. برگه های تبلیغاتی سرشار از تبلیغ آپارتمان هایی است که آب و هوای ساحل دریا را تداعی می کنند، و یک مرد سوار بر دوچرخه آن را به شناگران در حال حرکت از سمت دریا به ساحل می دهد. بعضی ها از این کاغذها به عنوان آفتاب گیر و یا پوششی در مقابل شن ها استفاده می کنند. می توانید یک زوج را در کنار ساحل همراه با راکت های بد مینتون و توپ آن و البته یکی از این آگهی ها ببینید.

سهم بخش ساختمان در کل سرمایه گذاری کشور چین حدود یک سوم است و بیشتر از نیمی از رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) کشور چین مربوط به سرمایه گذاری در این بخش است. منافع اقتصادی این صنعت تنها محدود به مرزهای کشور چین نیست. استرالیا سنگ آهن می فروشد که تبدیل به فلز می شود و این فلز به صورت تیر آهن به عنوان ستون اصلی ساختمان های چینی به کار می رود و این ساختمان ها توسط مس وارد شده از شیلی، سیم کشی می شوند.

در مورد این اثرات خارجی بحث زیاد شده است اما به ندرت اندازه گیری شده اند، اخیراً در یک گزارش منتشر شده توسط صندوق بین المللی پول براساس تحقیقی در حال انتشار توسط اشوین آهوجا [3] و آلا میروودا [4] ؛ این اثرات اندازه گیری شده اند. این دو اقتصاد دان اثر کاهش سرمایه گذاری در بخش ساختمان در چین بر روی سایر نقاط جهان را تخمین زده اند (علی الخصوص بر روی تولید ناخالص داخلی (GDP) کشورهای عضو گروه G20 و قیمت جهانی کالاهای مختلف). آن ها از روش خودرگرسیون برداری تعمیم یافته برای این تخمین استفاده کردند. نتایج نشان می دهد که اثرات خارجی آنقدرها که فکر می کردند، مهم نبودند.

برای بررسی این اثرات در وضعیت واقعی، بهتر است یک سناریوی نزولی را بررسی کنیم. سرمایه گذاری در بخش مستغلات در کشور چین در سال 2011 به میزان 30.2 درصد رشد داشته است و در نیمه اول سال جاری، با روند آهسته تری به میزان 16.6 درصد رشد داشته است. اگر فرض کنیم که این روند آهسته برای ادامه سال نیز برقرار است، در نتیجه این نرخ رشد در انتهای سال 2012 به میزان 10.4 درصد از سال 2011 کمتر خواهد بود (130.2/(116.6-130.2)×100=10.4).

نمودار زیر اثر گسترده تر این کاهش را نشان می دهد.

براساس این تخمین ها، این کاهش حدود یک درصد از تولید ناخالص داخلی چین (GDP) را در سال 2013 از بین خواهد برد. البته این رقم چندان قابل توجهی نیست و یک فاجعه محسوب نمی شود. نکته عجیب در این است که این تخمین ها نشان می دهد که کاهش سرمایه گذاری در بخش ساختمان درکشور چین، خسارت بیشتری به ژاپن و آلمان وارد می کند. این اقتصادها میزان زیادی کالاهای صنعت ساختمانی را به کشور چین و کشورهای آسیب پذیر در برابر کاهش سرمایه گذاری در کشور چین، صادر می کنند در نتیجه این کشورها در اثر مشکلات کشور چین، مستقیم و غیر مستقیم دچار آسیب می شوند.

از سوی دیگر، به نظر می رسد که کشور استرالیا تحت تاثیر این اتفاق قرار نمی گیرد؛ این مدل نشان می دهد که کاهش سرمایه گذاری در بخش ساختمان در کشور چین تاثیری بر روی تولید ناخالص داخلی (GDP) استرالیا ندارد. صادرات مستقیم استرالیا به کشور چین نسبتاً زیاد است اما سایر نیروها مانند نرخ ارز به جذب و حل این شوک کمک می کنند. البته استرالیا کاملاً از این آسیب مصون نمی ماند و بعضی شاخص های این کشور مانند رشد اشتغال با کاهش روبرو می شوند.

نتایج فرعی این مدل نشان دهنده مشکل ذاتی استخراج تاثیرات یک بخش در یک جهان اقتصادی گسترده و پیوسته است. به عبارت دیگر می توان گفت که بازار دارایی های چین اهمیت زیادی ندارد. حتی به نظر می رسد که بعضی از افراد در سانیا احساس آرامش از زندگی در سایه یک حباب دارایی را دارند.

[1] Jonathan Anderson

[2] Sanya

[3] Ashvin Ahuja

[4] Alla Myrvoda

x