افشاگری علیزادهطباطبایی از شهرداری قالیباف
اقتصاد آنلاین : باید مردم بدانند که تمام املاک شهرداری فروخته شده است، باید همه بدانند که این شهرداری چه میزان تراکم فروخته و برای سالهای آینده درآمد شهر فروخته شده و این در حالیست که منبع درآمد جدیدی در این زمینه ایجاد و پیش بینی نشده است.
خرداد نوشت:
بازهم آیت الله هاشمی و بازهم تخریب. گویی این دو باهم پیوندی دیرینه پیدا کرده اند. هرگاه آیت الله بیشتر در عرصه عمومی حضور می یابد یا پیرامون خانواده وی فعل و انفعالی رخ می دهد حجم تخریبها فزونی مییابد و گویا بازهم دوباره این قصه آغاز شده است. در این راستا طرح شدن نام محسن هاشمی برای شهرداری هم دیگر بهانه ای شده که موج جدید تخریبها آغاز شود. محمود علیزاده طباطبایی که سالهاست وکالت خانوده هاشمی را برعهده دارد، میگوید موج تخریبها جدید نیست و از ابتدای انقلاب بوده است. با ایشان که معتقد است کارهای غیرقانونی فراوانی در دوره شهرداری قالیباف صورت پذیرفته است، گفتگویی انجام دادیم که در پی می آید:
آقای طباطبایی بازهم موج جدید تخریبها علیه خانوده هاشمی قوت یافته است، اینبار بحث سفر شش سال پیش مهدی هاشمی به لیبی و سفر به شمال خانوده هاشمی است. ریشه این تخریبها در کجاست و دلیلش چیست؟
مخالفت با هاشمی و خانوده اش اتفاق جدیدی نیست و از ابتدای انقلاب بوده است. من خاطرم هست چریکهای فدایی در ابتدای انقلاب این تخریب ها را انجام میدادند، سپس این ماموریت به مجاهدین خلق واگذار شد و بعد از آن هم متاسفانه جریان چپ این روند را در پیش گرفت و آقایانی چون اکبر گنجی با نگارش کتاب عالیجناب سرخپوش در این راستا قدم برداشتند و بعد از آن هم جناح راست دست به تخریب همه جانبه آقای هاشمی زد. یعنی هرگاه مردم به سمت آیتالله هاشمی رو کردند، گروهی که ظاهرا ماموریت دارند دست به این تخریب میزنند. مشخص نیست این ماموریت از طرف چه کسی به این جریانات داده شده اما به نظر میرسد ریشه این تخریبها مشترک باشد و از یکجا نشات گرفته باشد. اما من فکر نمیکنم این تخریبها در میان مردم تاثیری داشته باشد، هرچند شاید این تاثیرات در کوتاه مدت و به صورت محدود بروز و ظهور کرده باشد اما در مجموع گمان نمیکنم این روند روی نظر مردم نسبت به آیت الله موثر بوده باشد. برای مردم روشن شده که خانوده هاشمی از هرنظر سالم هستند و تمام اتهاماتی که به این خانوده نسبت داده میشود کذب محض است. کسانی که خود با شعار مبارزه با فساد وارد شدند و گفتند ما با مافیا درگیر میشویم، در حال حاضر میلیارد میلیارد فسادهایشان رو شده و علنی و ثابت شده است. دیروز یکی از مسئولین وزارت ارشاد میگفت در دولت قبلی بنیاد فارابی را به موسسه تبدیل کرده اند و آنرا به قیمت 10 میلیون به خودشان فروخته اند. ساختمان باغ فردوس را به قیمتی بسیار نازل برای خود برداشته اند و کارهای عجیب و غریب از این دست بسیار انجام شده است. آنهایی که شعار تخریب هاشمی را سر میدادند و از مبارزه با فساد دم میزدند، طبل رسواییشان گوش فلک را پر کرده است. بنده به عنوان کسی که حدود 10 سال است وکالت این خانواده را بر عهده دارم، 7-8 بار به وزارت اطلاعات احضار شدهام و حرفهای نامناسب و نامربوطی هم شنیدم. من به آنها گفتم اگر شما توانستید تنها یک مورد از دهها موردی که در مورد این خانواده مطرح میکنید را اثبات نمایید من هم همموضع شما خواهم شد. اینها هیچ موردی را پیدا نکردند که بتوانند با سند و مدرک اثبات کنند. من به آنها هم گفتم که تصور میکنم یک ماموریتی از جایی واگذار شده تا این تخریبها علیه هاشمی انجام پذیرد. تخریبهای امروزی هم در همان راستا است. اینهمه در خصوص پرونده مهدی سر و صدا راه انداختند، حال که به جایی نرسیدند، سفر او به لیبی را طرح کرده اند، در حالی که این سفر نه منع قانونی داشته و نه ایرادی در این زمینه متوجه اوست.
در خصوص صحبتهایی که گفته میشود آیتالله هاشمی در شمال به زبان آورده اند و اظهاراتی که در مورد اسد و سلاحهای شیمیایی به کار برده اند، حرف و حدیثهای فراوانی شکل گرفته است. نظرتان در این زمینه چیست؟
آقای عسگر اولادی تعبیر بسیار جامع و رسایی در خصوص آیتالله هاشمی داشتند، ایشان گفتند آقای هاشمی یک مجتهد سیاسی است. مجتهد سیاسی یعنی در مسائل سیاسی صاحب نظر است و آنچه که احساس تکلیف میکند به زبان می آورد. من نمیدانم آقای هاشمی این صحبتها را به زبان آورده اند یا خیر، اما مسئلهای که حائز اهمیت است، اینست که ایشان بهتر از افرادی که تریبونهای مختلف را در کشور در اختیار گرفته اند و به راحتی به افراد مختلف توهین میکنند، منافع ملی و انقلاب را در نظر میگیرند و قطعا میداند چه اظهاراتی را بر زبان بیاورد.
جدیتر شدن احتمال انتخاب محسن هاشمی برای شهرداری تهران را چقدر در این موج جدید تخریبها موثر میدانید؟ ضمن اینکه محسن هاشمی همیشه فردی غیر سیاسی بوده و کارنامه و رزومهاش روشن و شفاف است. اما بازهم بحثهای بگم بگم ها آغاز شده است. این تحولات را چگونه تفسیر میکنید؟
محسن هاشمی پروندهاش کاملا روشن است. وی در ابتدای انقلاب درسش را نیمه کاره گذاشت و از خارج به کشور بازگشت. یکی از پایهگذاران و مدیر صنایع موشکی بود. پس از آنهم 16 سال بدون هیچ سر و صدا و جنجالی مدیر مترو بود و با تمام محدودیتهایی که به ویژه در هشت سال اخیر گریبانگیر مترو بوده است کارش را به نحو احسن پیش برده است و مترو را به جایی رسانده که روزانه 3 میلیون مسافر را جابهجا میکند. از سوی دیگر اینهمه مسئلهای که امروز در خصوص شهرداری مطرح میشود و از پروندههای آن سخن به میان می آید، باید در موردش بیشتر و دقیقتر سخن به میان آورده شود. برخی اعلام میکنند آقای قالیباف خوب عمل کرده است، اما هیچکس نمیپرسد ایشان چگونه خوب عمل کرده و این خوب بودن به چه قیمتی بوده؟ باید این گزارشها بررسی شود. باید مردم بدانند که تمام املاک شهرداری فروخته شده است، باید همه بدانند که این شهرداری چه میزان تراکم فروخته و برای سالهای آینده درآمد شهر فروخته شده و این در حالیست که منبع درآمد جدیدی در این زمینه ایجاد و پیشبینی نشده است. مسلما وقتی محسن هاشمی به شهرداری بیاید جلوی این روندهای ناصحیح را میگیرد و طبیعتا این کار منافع بسیاری را به خطر میاندازد. شرکتهایی که در این دوره تاسیس شده اند، باید بررسی شود که این شرکتها متعلق به کیست که کارشان خرید و فروش تراکم است و اقدامات اقتصادی نامشروع انجام میدهند. طبیعتا با حضور محسن هاشمی این اقدامات به خطر میافتد و طبیعی است که تخریبها شروع شود.
به نظر شما این اقدامات را اعضای شورای شهر تهران متوجه شده اند و در انتخاب شهردار با دقت نظر عمل خواهند کرد؟
به نظر من نه تنها اصلاحطلبان که افراد معتدل اصولگرایی هم با رویهای منطقی و عقلایی به این جمعبندی رسیده اند که محسن هاشمی صالحترین و مناسبترین فرد برای تصدی این پست است، ضمن اینکه از نظر قانونی هم برای انتخاب مجدد آقای قالیباف منع جدی وجود دارد. آقای دکتر سید محمد هاشمی که استاد حقوق و پدر حقوق عمومی کشور هستند، اعلام کردند طبق قانون کسی نمیتواند بیش از دو دوره متوالی شهردار تهران شود.
درخصوص این اقدامات غیرقانونی که فرمودید شهرداری انجام داده است بیشتر برایمان بگویید. بر اساس آنچه که شما اشاره کردید، شهردار آینده تهران هرکه که باشد کار دشواری در پیش خواهد داشت؟
ببینید در این دوره شرکتهای ایجاد شده که تراکم سیار را از افراد میخرند. این افراد چه کسانی هستند؟ کسانی هستند که از شهرداری طلب دارند، اعم از پیمانکاران و کسانی که زمینهایشان در طرحهای شهرداری قرار میگیرند و باید مطالباتشان را از شهرداری بگیرند. متاسفانه در این روند پای دلالها بسیار مشاهده میشود. به عنوان نمونه من یک مثال خدمتتان عرض کنم. یکی از قضات دادگستری، زمینی در تهران دارد که 2 سال پیش شهرداری بطور غیرقانونی آنرا غصب کرده است و در آن ساخت و ساز کرده است، پس از مدتی توانستهایم این را اثبات کنیم که زمین غصبی است، قیمت گذاری شده و مشخص شده. حال که شهرداری باید این مبلغ را پرداخت نماید، از اینکار امتناع میورزد، در حالی که در این مدت موارد مشابه فراوانی وجود داشته که شهرداری مبالغ کلانی را بدون ضابطه به افراد مختلفی پرداخت کرده است. اینها تنها بر اساس روابط شکل گرفته است و دلالبازی ها در این دوره بیداد کرده است. تراکمی که در این دوره فروخته شده، شاید بیش از دهها برابر ادوار پیشین بوده است و با تمام این روندها شهرداری بدهی فراوانی را از خود به جای گذاشته است. به عنوان مثال بر سر فاینانسی که از شرکت چینی برای بزرگراه امام علی و تونل نیایش دریافت کرده است، مدیران بعدی باید این مبالغ را پرداخت کنند و شهردار آینده اگر متکی به حمایت دولت نباشد، قطعا در حل این مشکلات کار سادهای نخواهد داشت.