محسن هاشمی بالاخره به قالیباف حمله کرد
اقتصاد آنلاین : از زمانی که از مترو رفتهام، تاکنون هیچ بخشی که واقعا توان مسافرگیری را داشته باشد قابل بهرهبرداری در مترو افتتاح و اضافه نشده است. هر چه گفته شده است نمایشی و غیرواقعی و فقط برای این بوده که بگویند با عدم حضور هاشمی هیچ اتفاقی در مترو نیفتاد.
به گزارش اقتصاد آنلاین، روزنامه اعتماد در گفتگو با محسن هاشمی نوشت: آقای قالیباف سه روز پیش در مراسم تست سرد خط 3 مترو، همه را به نان به نرخ روز خوردن محکوم کرد و گفت از زمانی که او مترو را تحویل گرفته تا امروز، 166 کیلومتر خط جدید ساخته است، یعنی سالانه نزدیک به 21 کیلومتر. این آمار را شما تایید میکنید؟ با وجود اینکه باید از آقای قالیباف به خاطر فعالیتهای عمرانیاش در دوره اخیر تشکر کرد، ولی لازم میدانم با ذکر آمار و ارقام دقیق و مستند، آماری که در مراسم نمایشی تست سرد خط 3 مترو مطرح شده را نادرست بدانم. اینجانب از سال 76 و ابتدای دولت آقای خاتمی مدیرعامل مترو شدم. از آن سال تا سال 84 که دولت آقای خاتمی رفت و دولت آقای احمدینژاد آمد، 80 کیلومتر از مترو افتتاح شد و به بهرهبرداری رسید، یعنی سالی دقیقا 10 کیلومتر. از سال 84 تا انتهای سال 89 نیز بنده مدیرعامل مترو بودم و در آن شش سال نیز ما افتتاح خطوط مترو را از 80 کیلومتر به 130 کیلومتر رساندیم. تعداد ایستگاهها نیز در آن تاریخ 45 ایستگاه بود. که به 80 ایستگاه رسید. اگر به این آمار توجه کنید میبینید از سال 84 تا انتهای 89 یا همان ابتدای 1390، نزدیک به 50 کیلومتر مترو در شش سال به بهرهبرداری رسیده که تقریبا سالانه هشت و نیم کیلومتر میشود. از ابتدای 90 تاکنون یعنی 2.5 سال که مجبور شدم به خاطر مردم تهران از مترو کنارهگیری کنم، تنها 3 کیلومتر مترو به معنی واقعی کلمه، افتتاح شده، آن 3 کیلومتر را هم ما در آمار 130 کیلومتر انتهای سال 89، آورده بودیم و اینرسی کار همکاران من بود. یعنی در اصل، از زمانی که از مترو رفتهام، تاکنون هیچ بخشی که واقعا توان مسافرگیری را داشته باشد قابل بهرهبرداری در مترو افتتاح و اضافه نشده است. هر چه گفته شده است نمایشی و غیرواقعی و فقط برای این بوده که بگویند با عدم حضور هاشمی هیچ اتفاقی در مترو نیفتاد. دستگاههای TBM با 3/2 برابرظرفیت، تونل ساخته اند. دولت به مترو برای مترو شهر پرند کمک شایانی کرده و پراکنده کاری در مترو مخصوصا خارج از تهران برای شهرهایی مانند ورامین بوده، ولی به دلیل بیبرنامگی نتوانسته راهاندازی واقعی داشته باشند. ولی شهردار فعلی تهران قاطعانه میگوید او 166کیلومتر ظرف 8سال مترو ساخته است؟ قطعا این آمار صحیح نیست. شاید منظورش 130 کیلومتر، موجود به اضافه 35 کیلومتر تونل آماده است که منجر به مترو کامل نشده است. عملیات تونلسازی تنها 20 درصد ساخت مترو است. ایستگاهسازی 30 درصد و نصب و راهاندازی تجهیزات ثابت و متحرک 50 درصد دیگر را تشکیل میدهد. لذا متاسفانه در حد 20 درصد کار انجام میشود ولی اعلام میکنند مترو راهاندازی شده که منصفانه نیست. البته هماکنون نیز پرسنل زحمتکش مترو در حال فعالیت هستند و کارها در حال اجراست. ما 4 دستگاه حفار تونلهای مترو (TBM) آورده بودیم که هماکنون تونل میسازند. ولی واقعیت این است در این 2 و نیم سال اخیر خطی راهاندازی واقعی نشده که قابلیت مسافرگیری داشته باشد. اینکه میگویند خطوط مترو توسعه یافته، صحبت صحیحی نیست. آخرین کاری که انجام شد این بود که در انتهای سال گذشته، 5 کیلومتر خط مترو در منطقه مرکزی شهر، از خط3 مابین ایستگاه بهشتی خط یک و چهار راه ولیعصر، از خط 4 افتتاح شد. این خط، به مسافرگیری واقعی نرسید و هیچ ایستگاهی نیز در بین راه مثل ایستگاه فاطمی یا میدان ولیعصر از آن، افتتاح نشد، و نتیجه این شد که مردم از آن استفاده نمیکنند و این قطعه از خط 3 نیز تنها افتتاح نمایشی شد. البته تجهیزات ثابت و متحرک نیز از قبیل تهویه، برق رسانی مطمئن، سیکنالنیگ و... هنوز برای آن تامین نشده است و احتمالا به این زودیها یعنی تا آخر سال نیز نتواند به مسافرگیری برسد. آنچه به عنوان راهاندازی مترو اعلام میشود. عمدتا آمار ساخت تونل است نه مترو. شما میگویید افتتاح نمایشی بوده، ولی روز شنبه از طریق تبلیغات تلویزیونی و اخبار رسانهها مطلع شدیم آقای قالیباف در مراسم تست سرد 12 کیلومتر از بخش جنوبی خط 3 به ارائه این آمار پرداخته است. اصلا معنی تست سرد مترو چیست و آیا این افتتاح خط حساب میشود؟ راهاندازی اخیر یا تست سرد خط 3 مترو یک کار نمایشی بود. در مترو، تست سرد یک واژه کاملا فنی و معنی و مفهوم دقیقی دارد. بعد از آمادهسازی خط و ایستگاهها در حد سازه و ریلگذاری و نصب ریل سوم که برق رسانی به واگنهای مترو را دارد. معمولا قطعه فلزی به نام شابلون در این تست استفاده میشود که ابعاد آن کمی از ابعاد قطار بزرگتر است، این شابلون را با لکوموتیو و یک واگن روی ریل حرکت میدهیم و تست میکنیم در هیچ نقطهیی و در پیچها و هنگام عبور از سکوها برخوردی صورت نمیگیرد و به اصطلاح، فنی آن گاباری مسیر تدقیق و تست میشود و نحوه اتصال به ریل سوم و برقگیر قطار نیز تنظیم میشود. افتتاح روز شنبه، کار نمایشی بود. اولا از شابلون برای تست این خط استفاده نکردند ثانیا در تست سرد، ریل سوم به طول 24کیلومتر که برق رسانی به قطار مترو را بر عهده دارد، باید نصب میشد که ریل سومی وجود نداشت و در راهاندازی روز شنبه، بخشی از ریلگذاری نیز هنوز تمام نشده بود. یعنی هر مسیر قاعدتا دو ریل رفت و برگشت دارد، من اگر جای آقای قالیباف بودم در این راهاندازی نمایشی حضور نمییافتم. این تذکر را هم شخصا در ملاقاتی که با او داشتم، دادم که در شأن شما نیست در این نمایش حاضر شوید. واقعیت این است که حتی سازه هواکشهای میان تونلی نیز در بخش جنوبی خط 3 مترو حاضر نشده است. و قرارداد تامین و نصب تهویه آن منعقد نشده است. لذا وقتی شنیدم که در این مراسم هم گفته شده است مسافرگیری در این خط، قبل از مهر ماه انجام گیرد، تعجب کردم. این مسافرگیری کاملا خطرناک و ناایمن است. البته امکانپذیر هم نیست. باید با متانت و طمانینه خط تا آخر سال، پس از نصب تجهیزات کنترلی و برق رسانی و تهویه و ورود قطارها راهاندازیشود. شاید تا آن زمان ریل ها را نصب کنند و تست گرم را هم اجرا کنند؟ موضوع فقط اینها نیست. هر خط مترو، باید تجهیزات استاندارد و تعریف شدهیی داشته باشد تا بشود مسافرگیری کرد. اگر مسافران را 12 کیلومتر داخل تونلی ببریم بدون اینکه مسیر فرار و هواکش و تهویه برای آنها تدارک دیده باشیم، این کار خطرناک و غیر ایمنی است که باید از آن اجتناب کرد. به نظر میرسد شرکت در مراسم تست نمایشی سرد خط 3 در جنوب تهران با حجم تبلیغات زیاد در سیما و رسانهها، جز انگیزه نمایش غیراصولی برای تحت تاثیر قرار دادن اعضای محترم شورای شهر در زمان انتخاب شهردار نبوده و واقعا این روش تبلیغ از جناب آقای قالیباف بعید بود و در شأن شهردار تهران نبود که در این افتتاحیههای نمایشی حاضر شود. آنطور که آقای قالیباف را در این هشت سال میشناختم نباید این کار انجام میشد. گفتید در ملاقات با آقای قالیباف، این موضوع را به او گوشزد کردهاید. چه زمانی این ملاقات صورت گرفت؟ از ابتدا که به عنوان نامزد شورای اسلامی شهر وارد گود شدم با کملطفیهایی مواجه شدم که باعث رد صلاحیت پرسشبرانگیزم شد. پس از برگزاری انتخابات، عدهیی از اعضای منتخب شورای اسلامی شهر پیشنهاد خود را برای خدمت در سمت شهردار تهران مطرح کردند. موضوع را رد نکردم و زمانی که رجوع اعضای شورای شهر جدیتر و بیشتر شد، در ملاقاتی با آقای قالیباف مشورت کردم تا آگاه شوم که آیا در شهرداری مجددا حضور خواهد داشت یا نه. بحثهای زیادی شد طوری حرف زده شد که برای من فرض شد که او در شهرداری حضور نخواهد یافت. لذا جدیتر پیشنهاد همکاران را قبول کردم. و در همین ملاقات بود که موضوع خط 3 مترو نیز مطرح شد. و ایشان قول داده بودند که بعد از ماه رمضان خط 3 افتتاح میشود. به عنوان مشاور به ایشان گوشزد کردم که اطلاعات صحیح به ایشان نمیدهند و صلاح نیست افتتاح نمایشی صورت گیرد. در آخرین ملاقات مربوط به ده روز پیش نیز به درخواست آقای قالیباف ملاقات دیگری نیز انجام شد. او گفت پیرو جلسه قبلی، تصمیم گرفتهام قطعا در شهرداری بمانم. البته نگفتند شما نیایید، ولی چنین حس کردم میخواهند من نیایم. بعد از رفت و آمدها و پیغامها که انجام شد این احساس من را تقویت کرد. ولی متاسفانه دیگر دیر شده بود و به عدهیی از دوستان شورا قول داده بودم و آنها روی من حساب باز کرده بودند و درست نبود در این مرحله جا بزنم، لذا، هماکنون در مرحله نامزدی تصدی شهرداری از سوی عده قابل توجهی از اعضای شورا هستم. البته این نامزدی باید در جلسه رسمی شورای چهارم رسمیت یابد. در روزهای اخیر، برخی از رسانهها تلاش میکنند بحثی را راه بیندازند که دولت آقای روحانی با آقای قالیباف، همسو شده و قرار است او را حمایت کنند. به نظر شما این تلاشها میتواند نظر اعضای شورای شهر را تغییر دهد که باز هم فضا را برای رقابت آقای قالیباف در دولت آینده هموار کنند؟ نمی خواهم ورود به این موضوع داشته باشم، امیدوارم خبرسازیهایی که انجام میشود، دروغ نباشد ولی به نظر میرسد بخش عمدهیی از آنها دروغ است. هفته پیش با روزنامه ایران که رسانه رسمی دولت محسوب میشود، مصاحبهیی داشتم که بلافاصله بعد از آن سایتهای مخالف نوشتند این مصاحبه، رپرتاژ آگهی سنگین دولت برای محسن هاشمی بود. نمیشود کتمان کرد که قرابت من با دولت آقای روحانی که دارای علایق و سلایق مشترکی هستیم بسیار بیشتر است. از طرف دولت یا فرد دیگری نمیتوانم صحبت کنم، ولی به نظر منطقی نمیرسد که دولت با رقیب خود، همسو شده باشد. البته میگویند سیاست پدر و مادر ندارد و هر چیز ممکن است. سهراب سپهری میگوید: قطاری دیدم که سیاست میبرد و چه خالی می رفت. به نظر میرسد مشکل آقای قالیباف، تنها رقابت با چند دولت از سنگر شهرداری در ادوار مختلف نیست. در روزهای اخیر، بحث منع قانونی شهردار شدن او در بیش از دو دوره در یک شهر، دغدغههای زیادی را برای آقای قالیباف و یارانش به وجود آورده که تلاش میکنند به هر صورت ممکن، آن را رفع و رجوع کنند. تبعات اجرای بیتعارف و بیتنازل قانون را در این باره چه میبینید؟ به نظر میرسد تشکیک کاملا جدی است و نباید با آن تبلیغاتی برخورد شود. معتقدم با وجود مقالات سنگین و استدلالهای فراوانی که حقوقدانان در این باره نوشته اند، وزارت کشور و اداره قوانین مجلس، به صورت شفاف، اعلام نظر کنند. نباید کتمان قانونی صورت گیرد. نمیگویم این تشکیک درست است یا اشتباه، عرضم این است که در شرایط فعلی که مقالات فراوانی توسط حقوقدانان نوشته شده است فضا به گونهیی شده است که لازم است این مساله به صورت جدی در مراجع قانونی مطرح شود و اعلام موضع صورت گیرد. برخی اکتفا میکنند به اینکه بگویند این قانون منسوخ شده و این برخورد، تبلیغاتی و رسانهیی است، نه یک پاسخ حقوقی و از سوی نهاد مسوول. اخباری مبنی بر اینکه برخی از نمایندگان مجلس به هیات رییسه نامه نوشتهاند و در این باره استفساریه خواستهاند وجود دارد، به نظر میرسد مجلس باید رسما به این مورد جواب بدهد. اگر پاسخ را قبل از اینکه شورای شهر وارد رایگیری شود، بدهند بهتر است. نباید روزه شکدار گرفت. آیا این استفساریه اعلام وصول رسمی شده است؟ نمی دانم هنوز در چه مرحلهیی است. ولی درخواستهای استفساریه به آقای دکتر امیدوار رضایی، معاون محترم نظارتی مجلس رسیده و هنوز واکنشی از سوی او مشاهده نکردهایم. در روزهای گذشته حمایت از آقای قالیباف برای ماندن در شهرداری، ابعاد تازهیی پیدا کرده، مثلا نمایندگان عضو مجمع تهران، از شورای شهر دعوت میکنند جلسه بگذارند و بعد هم در رسانهها میگویند «شورای شهر این تصور باطل را از ذهن خود بیرون کند که اگر شورای شهر و شهرداری را بگیرند و پس از آن اکثریت مجلس را فتح کنند میتوانند ریاستجمهوری را برای خود حفظ کنند» چرا حمایت از آقای قالیباف به این مرحله رسیده؟ آیا قرار است آقای قالیباف دوباره اسبها را در شهرداری برای انتخابات سال 96 زین کند؟ به نظر میرسد هنوز هم افراط در رفتار و گفتار برخی از سیاسیون وجود دارد. کشور 8 سال دچار مسائل افراطی شده بود و انتخاب آقای روحانی، برگشت مردم به فضای اعتدال و آرامش عنوان شد. با توجه به اینکه شهرداری را محلی برای سیاسیکاری نمی دانم و معتقدم شهرداری تشکیلاتی اجتماعی و خدماتی است، صحیح نمیدانم درباره این مسائل سیاسی اظهارنظر کنم. ولی به کسانی که فکر میکنند در صورت حضورم در شهرداری، این نهاد دچار سیاست زدگی میشود، میگویم که در اشتباهند. شهرداری را بر اساس تفکرم به خلاف این سالها به سوی حل مشکلات اجتماعی و ارتقای سطح خدماتی آن میبرم و سعی خواهم کرد تهران را با خرد جمعی و آرامش و طمانینه و متانت بسازم. شما میگویید شهرداری تحت مدیریت شما وارد مسائل سیاسی نمیشود ولی آیا میتوانید بدون تعامل با دولت و به تعبیری حضور در دنیای سیاست، حقوق شهرداری و شهروندان تهرانی را که 8 سال بود بلوکه شده بود، استیفا کنید؟ سابقه مدیریتیام نشان میدهد با 6 شهردار تهران و با سه دولت کار کردهام، با آقایان کرباسچی، الویری، مقیمی، ملک مدنی؛ احمدینژاد و قالیباف کار کردهام. در نهایت هاشمی، خاتمی و احمدینژاد. اگر دولت احمدینژاد به مترو کمک نمیکرد، به دلیل حضور من در مترو نبود. از همان ابتدای راه بهانه دولت در ندادن بودجه مترو، من نبودم، رقابت فرضی با شهردار تهران بود. دولت، آقای قالیباف را رقیب ریاستجمهوری در سال 88 فرض میکرد و بعد از آن هم آقای قالیباف را رقیب کاندیدای خودش در سال 92 میدانست. لذا حضور شهرداری که شایبه کاندیداتوری نیز داشت، باعث این بیمهریها شد. هر چند این روش دولت درست نبود و دولت احمدینژاد تصمیم گرفت به جای اینکه مشکل خود را با آقای قالیباف جای دیگری حل کند، مترو یا شهر و مردم را تنبیه کند. این تقصیر شهر نیست که شهردارش قصد حضور در انتخابات ریاستجمهوری دارد. کار دولت، تنبیه مردم بود و کار درستی نبود. لذا وقتی از مترو رفتم، کمکهای دولت بیشتر نشد و حتی قانون پرداخت 2 میلیارد دلار برای توسعه مترو نیز اجرا نشد، مبالغی برای متروی پرند داده شد. با 6 شهردار کار کردم، و با تعامل مترو را توانستم توسعه بدهم؟ سابقه کاریام نشان میدهد تعامل را نهتنها با دولت آقای روحانی بلکه با همه افراد موثر در کشور، برای حل مشکلات شهر در پیش خواهم گرفت. از هرگونه سیاسی کاری پرهیز خواهم کرد و به فکر استفاده از شهرداری برای سمتهای بالاتر نخواهم بود. قول میدهید در دوران تصدی احتمالی شما در شهرداری، آرزوی مدیران شهری یعنی مدیریت یکپارچه، محقق شود؟ تنها 20 درصد از تحقق مدیریت یکپارچه، مربوط به شهردار است، 80 درصد بقیه مربوط به دولت و شورای شهر است. شورای شهر باید محکم باشد و از دولت بخواهد قانون برنامه پنجم توسعه را اجرا کند. در این قانون درباره 23 مورد از تصدیگریهایی که باید از دولت به شهرداریها منتقل شود، تصریح شده است ولی به دلیل بعضی از تمرکز گراییها این کار مشکل انجام میشود. این وظیفه شورای شهر است که فکری کند تا این اتفاق بیفتد و اگر هر کسی که شهردار شد،بخواهد به این مسائل وارد شود، امکان دارد با دولت درگیر شود و بهتر و موثرتر است شورای شهر این کار را دنبال کند.