پارس جنوبی،واجبتر از نان شب
برای حل مشکلات و بهبود وضعیت موجود علاوه بر هدفگذاری و سیاستگذاری در سطوح کلان، نیازمند سند راهبردی و طرح جامع تحول توسعه و تعالی هستیم که باید، سند راهبردی و طرح جامع، تبدیل به برنامههای عملیاتی شود و سپس با بسیج منابع، امکانات و ابزارها برنامههای عملیاتی را اجرا کرد .
به گزارش گروه بررسی مطبوعات اقتصاد آنلاین روزنامه "اعتماد" در سخنانی با موسی سوری مدیرعامل سابق شرکت نفت و گاز پارس به بررسی موارد توسعه این میدان گازی پرداخته است :
علاقهیی به صحبت کردن درباره دلایل بازنشسته شدنش در شرایطی که به گفته خودش در بهترین شرایط کاریاش بوده ندارد و دوست دارد بیشتر آیندهنگر باشد تا به گذشته فکر کند. از روزگار و گفتو گوهایی میگوید که به صراحت خبر از ماندگاریاش در نفت تا سالهای متمادی را میداد و به یکباره با فشارهایی برکنار میشود و حکم بازنشستگی خود را از طریق یک پیامک دریافت میکند.نزدیک به یک سال است که مدیر نفتی دولتی نیست اما از نفت دور نشده و با مدیریت شرکتی خصوصی همچنان در نفت مشغول است. معتقد است: «پارس جنوبی از نان شب هم واجبتر است.» در زمان حضورش در پارس جنوبی امید زیادی به تکمیل شدن فازهای نیمهکاره داشت و در این راستا بارها پیشنهادات کارشناسی نیز به مدیران وقت داد اما هیچ یک عملیاتی نشد. وی که مدتی مستقیم در پارس جنوبی کار میکرد علت عقبماندگی پارس را مدیریت کلان ناکارآمد میداند و ارزش خاصی برای مدیریت و نیروی انسانی قائل است. موسی سوری، مدیرعامل سابق شرکت نفت و گاز پارس نهتنها از حضور برخی از پیمانکاران فعلی در پارس جنوبی ناراضی است بلکه از بیتوجهی به نظراتش در توسعه این میدان گازی گلهمند است. البته وی در زمان مدیریتش سعی کرد به دلیل شرایط تحریم کمتر از بیان مشکلات توسعه پارس جنوبی بگوید و بیشتر دستاوردهای متخصصان و جوانان ایرانی را نشان دهد. سوری که دارای کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی با گرایش برنامهریزی و استراتژیک است پس از رسیدن به سن بازنشستگی به دستور وزیران وقت نفت دوران فعالیتش تمدید شد تا اینکه بعد از 38 سال حضور در صنعت نفت کشور در دیماه 1391 بازنشسته شد و از پارس جنوبی خداحافظی کرد. البته او هم اکنون مدیرعامل شرکت «فاخر انرژی» است. با وی درباره شرایط فعلی و چالشها و راهکارهای وزارت نفت سخن گفتهایم. وی معتقد است: «برای حل مشکلات و بهبود وضعیت موجود علاوه بر هدفگذاری و سیاستگذاری در سطوح کلان، نیازمند سند راهبردی و طرح جامع تحول توسعه و تعالی هستیم که باید، سند راهبردی و طرح جامع، تبدیل به برنامههای عملیاتی شود.» وزارت نفت با حضور بیژن نامدارزنگنه، شیخالوزرای نفت ایران مجددا عزم خود را برای بازگشت به دوران اوج خود جزم کرده است و در این راستا نخستین گامهای وزیر دولت تدبیر و امید بر تمرکز روی پارس جنوبی گذارده شده است و قرار است 5 فاز پارس جنوبی که از پیشرفت قابل ملاحظهتری برخوردار هستند تکمیل شوند که این نشاندهنده افزایش تولید در پارس جنوبی و البته حرکت مجدد در این منطقه است. شما نیز که دورانی را در پارس جنوبی بودید و این منطقه را مدیریت میکردید به خوبی میدانید که مهندس زنگنه بعد از 8 سال بازگشت به نفت؛ جایی که بنا به گفته برخی از مدیران کاملا شخم خورده است با چه چالشهایی مواجه است. مهمترین مشکلات و چالشهای اساسی وزارت نفت تقریبا مورد شناسایی اکثر مدیران ارشد و صاحبنظران با تجربه نفتی قرار گرفته و تقریبا مورد تایید و وفاق جمعی مدیران ارشد و صاحبنظران نفتی و اقتصادی است که در برنامه مهندس زنگنه بیش از 95 درصد موضوعات و حتی عناوین وجود دارد و مشخص میشود که ایشان علاوه بر دانش و تجربه بالای شخصی، از مشاوره و نظر متخصصان و مدیران ارشد نفتی به خوبی و با درایت استفاده کردهاند. به طوری که برنامه خوبی ارائه کردهاند. هر چند که به قول خودشان وارد برنامه عملیاتی نشدهاند و معمولا در سطح وزارت هم همین رویه مرسوم است. به هر حال ماموریت و مسوولیت اصلی هر وزیر نفت در سه حوزه اساسی وزارت نفت یعنی حوزه تولید، حوزه توسعه و حوزه تجارت نفت و گاز و فرآوردهها و تامین فناوریها و تجهیزات مورد نیاز متمرکز میشود. زیرا مهمترین اهداف و منافع ملی ما در صنعت نفت در همین سه حوزه تعیین و تامین میشود بنابراین دشمنان صنعت نفت نیز در همین حوزهها کارشکنی و سنگاندازی میکنند. به طور نمونه تمرکز تحریمها بر صنعت نفت و در همین سه حوزه سنگینی میکند در نتیجه مهمترین مشکلات و چالشهای صنعت نفت و اولویتهای وزیر دولت یازدهم در سه حوزه تولید، توسعه و تجارت نفت، گاز و فرآوردهها و تامین فناوریها و تجهیزات مورد نیاز است. فکر میکنید با این اوصاف چه راهکارهایی برای ورود موثر به مدیریت این حوزهها وجود دارد ؟ یا شاید بهتر است بگوییم چه تحلیلی نسبت به ماهیت و کارایی محتوای رویکردهای برنامهیی مهندس زنگنه وجود دارد؟ موضوع خیلی شفاف است و در واقع مهندس زنگنه در برنامه پیشنهادی خود موارد و موضوعات را در سطح کلان و کلیات بیان کردهاند. در واقع با تمرکز بر اهداف و منافع ملی کشور در سه حوزه تولید، توسعه و تجارت میتوانیم مهمترین چالشها و اولویتهای وزیر نفت دولت یازدهم را با شفافیت کامل تشریح کنیم. با این روال که شما میگویید مهمترین چالشهای بخش تولید کشور در حوزه نفت و گاز چیست؟ اولا در حوزه تولید به دلایل عدیده داخلی و خارجی (تحریمهای داخلی یا خود تحریمیها و بیتدبیریها و تحریمهای خارجی) میزان تولید و ظرفیت تولید هر دو دچار کاهش چشمگیری شدهاند و از اهداف تولیدی و صادراتی کشور فاصله گرفتهاند. بنابراین در حوزه تولید تحقق اهداف تولیدی و تثبیت تولید مهمترین و فوریترین چالش و اولویت وزیر نفت است که در برنامه پیشنهادی جناب آقای مهندس زنگنه شفاف اعلام شده است. هر چند که تولید در میادین مشترک مقدم و ارجح بر تولید میادین غیرمشترک است. همین نگاه را برای بخش دوم هم قائلید؟ در حوزه توسعه یعنی در حوزه پروژهها و طرحهای توسعه صنایع نفت، گاز، پالایش و پتروشیمی، صنعت نفت بهشدت دچار مشکل و چالش و تاخیر است. شروع همزمان تعداد بسیار زیادی پروژه و طرح عظیم ملی در میادین مشترک و غیرمشترک و عدم اولویتبندی طرحها بر اساس منابع و امکانات و ظرفیتهای داخلی و عدم توجه به شرایط بینالمللی، باعث کندی بسیار شدید و حتی توقف کامل بخش عمده پروژهها و طرحهای توسعه شده است یعنی تکمیل و تحقق برنامه زمانبندی و راهاندازی پروژهها برای افزایش تولید با وجود همه تلاشهای ارزشمند مدیران و متخصصان و مسوولان، با چالشها و تنگناهای فوقالعادهیی مواجه شده است که باید به سرعت آسیبشناسی شده و با اولویتبندی طرحها و تمرکز بر میادین مشترک، با برنامهریزی اقتضایی و مشارکت داخلی و حمایت ملی از بن بست کنونی خارج شود. اگر به این گونه به نفت نگاه کنیم پس اوضاع محور سوم بدتر است چراکه در حوزه تجارت و مبادلات خارجی به دلیل تحریمهای غربی وزارت نفت در دو سال گذشته با چالشهای عدیدهیی مواجه شده بود . بله، در حوزه تجارت و مبادله نفت، گاز و فرآورده و همچنین تامین فناوری، دانش فنی و تجهیزات موردنیاز، صنعت نفت دچار مشکلات و تنگناهای عدیده داخلی و خارجی شده و سطح تجارت و مبادله بهشدت کاهش یافته است. در این حوزه نیز، با وجود تلاشهای بسیار ارزنده و دلسوزانه عدهیی از مدیران ارشد و کارشناسان دستاندرکار، حضور صنعت نفت در بازارهای جهانی نفت، گاز، فرآورده، تامین فناوری و تجهیزات مورد نیاز، بهشدت آسیب دیده است. البته این را نیز در نظر بگیریم که در داخل ضعف و سوء مدیریت و خود تحریمیها و از خارج تحریمها و کارشکنیهای سلطه گران نفتی، عرصه را بر مبادله و تجارت (صادرات و واردات) نفت، گاز، فرآوردهها و تامین فناوریهای روزآمد و تجهیزات مورد نیاز حوزههای تولید و توسعه صنعت نفت کشور، بسیار تنگ و شکننده کرده است. در این حوزه نیز در برنامه آقای مهندس زنگنه عناوین چالشها و راهحلها و موضوعات به خوبی و با شفافیت مورد توجه قرار گرفتهاند. بنابراین در یک جمع بندی کلی وزیر نفت در دولت یازدهم باید سه چالش و تنگنای اساسی صنعت نفت کشور یعنی کاهش تولید، کاهش و توقف پیشرفت پروژههای توسعه و کاهش و توقف تجارت و مبادله نفت، گاز و فرآورده و همچنین مشکلات تامین فناوریهای روزآمد و تجهیزات مورد نیاز را به عنوان مهمترین اولویتهای فوری و کلان وزارت نفت به کمک مدیران و متخصصان دلسوز و با تجربه تدبیر و چارهاندیشی کند. البته نکته قابل یادآوری این است که اهداف کلان وزارت نفت در چشمانداز بیست ساله صنعت نفت و همچنین قانون برنامه پنجم توسعه اقتصادی- اجتماعی کشور و سیاستهای کلان ابلاغی مقام معظم رهبری، همسو با چشمانداز بیست ساله کشور به تفصیل بیان شده و اساس برنامه مهندس زنگنه بوده و هست. همچنین تمرکز بر صادرات فرآورده به جای خام فروشی نفت و گاز، تولید صیانتی و افزایش ضریب برداشت از مخازن نفت و گاز، کاهش و بهینهسازی مصرف انرژی، تامین سوخت و انرژی مورد نیاز کشور، دستیابی به جایگاه اول فناوری نفت و گاز منطقه، توسعه ساخت داخل و توانمندسازی نظام پیمانکاری عمومی و تقویت بخش خصوصی صنعت نفت و کاهش تصدیگری فعالیتها توسط بخش دولتی و... از چالشهای مهم وزیر نفت دولت یازدهم است که عناوین کلی آنها، در برنامه مهندس زنگنه وجود دارد. به عنوان یک نکته بسیار مهم تاکید میکنم که برای حل مشکلات و بهبود وضعیت موجود علاوه بر هدفگذاری و سیاستگذاری در سطوح کلان، نیازمند سند راهبردی و طرح جامع تحول توسعه و تعالی هستیم که باید، سند راهبردی و طرح جامع، تبدیل به برنامههای عملیاتی شود و سپس با بسیج منابع، امکانات و ابزارها، برنامههای عملیاتی را اجرا کرد و به طور مستمر در یک چرخه توسعه و تعالی، آنها را با شاخصهای کلیدی عملکرد پایش، ارزیابی و ارتقا داد بعد از مرحله برنامهریزی، گام اصلی و بسیار مهم، در واقع پیادهسازی و عمل به برنامهها است که یک آیین اجرای اثر بخش است که میزان موفقیت و دستیابی به اهداف و برنامهها را مشخص میکند و رقم میزند. با این حال فکر میکنید چطور میتوان چالشهای امروز نفت را مدیریت کرد؟ در سطح کلان و راهبردی، در صنعت نفت باید در دو بخش سطح داخلی و خارجی تحولات و تغییرات عمدهیی صورت پذیرد تا صنعت نفت از چالشهای پیچیده و بنبستهای کنونی در حوزه تولید، توسعه و تجارت خارج شود. در سطح داخلی، صنعت نفت کشور نیازمند انقلابی بنیادین و تحولاتی راهبردی و ریشهیی در ساختارها، سیستمها، مقررات، رویهها، قراردادها و شیوههای مدیریتی و اجرایی است. در سطح ملی نیز نیازمند مشارکت اثربخش و حمایت گسترده و همهجانبه دستگاهها، نهادها و ذینفعان کلیدی در کلیه بخشهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور است، به طوری که «همه برای صنعت نفت و صنعت نفت برای همه» تبدیل به شعار و استراتژی ملی کشور در حوزه صنعت نفت شود. در درون خود وزارت نفت نیز مسوولان و تصمیمگیران سطح راهبردی، با یک اتحاد و وفاق ملی و تلاش جمعی، شعار و استراتژی «همه برای پارس جنوبی و پارس جنوبی برای همه» را نهادینه و عملیاتی کند یعنی تمرکز، همسویی و بسیج منابع و امکانات حول محور میادین مشترک محقق شود. در سطح بینالمللی و خارجی، تدبیر و توسعه تعاملات و ارتباطات بینالمللی و تدبیر تحریمها باید با استفاده از خرد جمعی متخصصان با تجربه و دارای صلاحیت محقق شود تا علاوه بر تامین تجهیزات و فناوری مورد نیاز حوزه تولید و توسعه، بتوان تجارت و مبادله نفت و گاز و فرآوردهها را تسهیل و فراهم کرد، البته در حوزه تامین فناوری و ساخت تجهیزات باید با تقسیم کار ملی و تدوین طرح جامع پنج ساله و تدوین و اجرای برنامه استراتژیک با کمک سایر بخشهای اقتصادی به ویژه سازندگان، صنعتگران، پژوهشگران و دانشگاهیان، بومیسازی فناوریها و دانش نفت و گاز و فناوریهای ساخت داخل تجهیزات مورد نیاز را محقق و عملیاتی کرد. شاید بتوان به طور خلاصهتر گفت که در حوزه تولید، تامین منابع مورد نیاز (منابع مالی، انسانی، فیزیکی، اطلاعاتی و فناوری) و تامین نیازمندیهای حوزه تولید و تدوین طرح جامع توسعه و رفاه منابع انسانی و تدبیر برنامههای پشتیبانی برای تحقق اهداف تولیدی و تثبیت سطح تولید ضروری است. یعنی شما تنها به مدیریت و منابع انسانی برای رفع مشکلاتی که صنعت نفت با آنها دست و پنجه نرم میکند معتقدید و تحریمها و کمبود منابع مالی و تجهیزات را در این بین در جایگاههای پایینتری میبینید؟ بنده هم به دلایل عدیده مانند اکثر مدیران و صاحبنظران نفتی عمیقا اعتقاد و باور دارم که کلید حل مشکلات تولید (و حتی توسعه و تجارت) در دست منابع انسانی شایسته و دلسوز است، بنابراین راهکار اصلی اعتماد و تفویض اختیار بیشتر به مدیران و متخصصان صنعت نفت و اجرای برنامههای تحول، توسعه و تعالی سازمانی است. نفت باید از سلطه گروههای فشار و انحصارطلبان قدرتطلب و در نهایت از فضا و جو سیاستزده کاملا خارج شود به طوری که در سطوح کارشناسی، اجرایی و عملیاتی ملاکها و معیارهای گزینش و عزل و نصب مدیران و مسوولان باید بر پایه توانمندی، تخصص، تجربه، مهارتهای ادراکی، فنی و انسانی، سلامت و دلسوزی افراد صورت پذیرد. اما در حوزه توسعه، تسریع در اجرا و تکمیل پروژههای نیمه تمام و در دست اجرا با اولویت میادین مشترک ماموریت و مسوولیت مهم و فوری وزیر نفت است. در حوزه تجارت و مبادله بینالمللی نفت، گاز و فرآوردهها همهچیز در گرو تدبیر و مدیریت تعاملات و ارتباطات بینالمللی صنعت نفت در بازارهای جهانی است، در واقع تدبیر تعاملات و ارتباطات بینالمللی در دوره تحریمها نقش کلیدی در تحقق اهداف و منافع ملی در حوزه تولید، توسعه و تجارت صنعت نفت دارد. تحولات ساختاری، اصلاح سیستمها، سادهسازی فرآیندهای تصمیمسازی و تصمیمگیری، کاهش و حذف بروکراسی پیچیده و نفسگیر، روزآمد کردن مقررات، رویهها، برونسپاری فعالیتهای تصدیگری، خروج شرکتهای دولتی و نیمهدولتی از فعالیتهای پیمانکاری و تصدیگری، تقویت بخش خصوصی، توسعه ساخت داخل، اصلاح قراردادها و تمرکززدایی و افزایش سطح اختیارات مدیران و شرکتها و در نهایت توجه ویژه به توانمندسازی، توسعه، انگیزش، رضایت و رفاه منابع انسانی و تحقق شایستهسالاری، کلیدهای اصلی موفقیت وزارت نفت در دولت یازدهم است. البته تحقق همه این موارد، نیازمند تحول و تدبیر در حوزه داخلی و بیرونی صنعت نفت است، یعنی همان انقلاب بنیادین و تحول راهبردی در درون صنعت نفت و تدبیر و مدیریت تحریمها و روابط بینالمللی در خارج صنعت نفت و همزمان بسیج عقلایی ظرفیتهای ملی و منابع و امکانات داخلی صنعت نفت برای خروج از وضعیت نابسامان کنونی است. با توجه به حمایت گسترده مدیران ارشد وزارت نفت از مهندس زنگنه و تجارب و توانمندیهای مدیریتی ایشان، دستیابی به اهداف مطلوب در حوزههای تولید، توسعه و تجارت، با وجود چالشهای فراوان با تدوین برنامههای عملیاتی - اقتضایی و اجرا و پیادهسازی اثربخش آنها امکانپذیر است. در شرایط کنونی بینالمللی که رقبا، شرکا و شرکتهای سلطهگر نفتی در حوزههای تولید، توسعه و تجارت کاملا رقابتی عمل میکنند و در شرایطی که در میادین مشترک رقبا و شرکا، به طور حداکثری و غارتی مخازن نفت و گاز را تخلیه و در واقع ثروت ملی ما را به نفع خود برداشت میکنند صنعت نفت ما در یک جنگ اقتصادی تمامعیار درگیر است و در شرایط جنگ اقتصادی، ایجاب میکند که همه دستاندرکاران و دلسوزان صنعت نفت و کشور با هم اندیشی، همسویی و همکاری و همدلی برای تحقق اهداف و منافع ملی وزارت نفت را پشتیبانی و یاری کنند و وزارت نفت نیز بستر و ساز و کارهای لازم را برای جلب و جذب مشارکت و پشتیبانی ملی فراهم کند. برای افزایش تولید، حفظ و پایداری تولید اجرای بهینه طرحهای توسعه و موفقیت در تجارت بینالمللی نفت و گاز باید ابر و باد و مه و خورشید و فلک به کار گرفته شوند یعنی از همه قابلیتها و ظرفیتهای نرمافزاری، سختافزاری و مغزافزاری صنعت نفت و کشور به نحو مطلوب و اقتضایی استفاده شود. باید فضای هماندیشی، همکاری و همدلی را برای مشارکت همه افراد توانمند، باتجربه، سالم و دلسوز صنعت نفت و به دور از کجفهمیها، تنگنظریها و انحصارطلبیهای رایج فراهم ساخت و فرصتهای تحول، خلاقیت، تعالی و سرآمدی فردی و سازمانی را خلق و ایجاد کرد و به طور مستمر توسعه داد و فرصتها و ظرفیتهای ملی و سازمانی را تبدیل به عامل خلق ارزش و ثروتآفرینی و ارتقای زنجیره ارزش و اعتلای جایگاه و اقتدار صنعت نفت با اولویت تولید و توسعه در میادین مشترک کرد. راسل ایکاف درباره برنامهریزی میگوید: «برنامهریزی ممکن ساختن غیرممکنهاست.» واقعا هم همین طور است اما برنامهریزی باید با تفکر راهبردی و کلنگر تدوین و با رویکرد عملیاتی و اقتضایی، به نحو اثربخش و مطلوب اجرا و پیادهسازی شود. بنابراین تحقق اهداف کلان و برنامههای راهبردی، مستلزم پیادهسازی آنها با یک آیین اجرایی اثربخش و قدرتمند و مشارکت و انگیزش کلیه دستاندرکاران و ذینفعان کلیدی است بنابراین بعد از برنامهریزی باید بر اجرا و پیادهسازی آنها تمرکز کرد و به طور یکپارچه و تمامعیار خیمه زد تا برنامهها ضعیف یا بد اجرا نشود.