قبول دارم که اشتباهاتی وجود داشت
بالاخره اشتباهاتی وجود داشت. من فکر میکنم شاید در زمینه برخی از اقداماتی که انجام شد، ما نتوانستیم به حد احسن اطلاعرسانی کنیم و همین موضوع سبب شد که در برخی مواقع دچار مشکل شویم و هم اینکه امروز حق مطلب ادا نشود.
به گزارش گروه بررسی مطبوعات اقتصاد آنلاین روزنامه "اعتماد" با شمس الدین حسینی وزیر اقتصاد دولت دهم درباره دوران عملکرد آن به گفت و گو نشسته است :
میگوید «به خودم نمره صبر و به بانک مرکزی، نمره ایثار میدهم»؛ شاید در مقابل این جمله، هر کسی بگوید پس مردم در این مدت نمره استقامت گرفتهاند؛ چراکه افزایش بیسابقه قیمتها، تورم شدید، افت تاریخی ارزش پول ملی، رکود در اشتغالزایی، توقف و تعلیق بسیاری از واحدهای تولیدی، چند برابر شدن میزان نقدینگی و بدهیهای بانکی، از مهمترین شاخصههای اقتصادی دولتهای نهم و دهم بود؛ گرچه وزیر اقتصاد معتقد است که خیلی از مسائل و خیلی از اتفاقاتی که در این مدت رخ داده، خارج از اراده دولت بوده و کمتر به سیاستهای دولت میتوان نقد کرد. شمسالدین حسینی در عین حال تاکید دارد که دولت در اجرای قوانینی همچون هدفمند کردن یارانهها عالی عمل کرده، اما عدهیی مشکلات دیگر را به پای هدفمند کردن یارانهها میگذارند. مشروح گفتوگوی «اعتماد» با سیدشمسالدین حسینی، وزیر امور اقتصادی و دارایی را درباره سیاستها و برنامههای اقتصادی دولت میخوانید. شما پس از داود دانشجعفری، وزیر اقتصاد دولتهای نهم و دهم بودید و 5 سال، اجرای سیاستهای اقتصادی کشور را برعهده داشتید؟ فکر میکنید اشتباهات در سیاستگذاریهای شما چقدر به اقتصاد ایران ضربه زد؟ بالاخره اشتباهاتی وجود داشت. من فکر میکنم شاید در زمینه برخی از اقداماتی که انجام شد، ما نتوانستیم به حد احسن اطلاعرسانی کنیم و همین موضوع سبب شد که در برخی مواقع دچار مشکل شویم و هم اینکه امروز حق مطلب ادا نشود. در این رابطه مثال میزنم. هنگامی که ما در سال 87 شروع به اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده کردیم، برخی از صنوف اعتصاب کردند که اصلا مشمول این قانون نمیشدند. البته من کمتر از دو ماه بود که به وزارت اقتصاد آمده بودم و اجرای این قانون شروع شده بود و نمیتوانستم اجرای آن را متوقف کنم، چون قانون بود. شما آن زمان موافق اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده بودید؟ بله، من موافق بودم و اجرا هم کردم. نکتهیی که میخواهم بگویم، این است که عدهیی که اعتصاب میکردند، مخصوصا اصناف خرد، کسانی بودند که در آن مقطع مشمول پرداخت مالیات بر ارزش افزوده نمیشدند. طلافروشان. من نمیخواهم نام ببرم، اما اقشار یا اصنافی بودند که به درستی میدانستند که باید مالیات خود را پرداخت کنند، اما فضایی را ایجاد کردند که گویا این قانون مطالعه نشده بوده و اطلاعرسانی نشده بوده و حتی خیلی تاکید میکردند که ما بیاطلاع بودیم. البته ما از این تجربه در فازهای بعدی استفاده کردیم؛ به حدی که امروز قانون مالیات بر ارزش افزوده غیرقابل برگشت است. قانون مالیات بر ارزش افزوده، قانونی بوده که شاید چند دهه در اقتصاد ایران، اجرای آن به تاخیر افتاده بود یا حتی در زمینه مسائل ارزی مثال میزنم که ما به عنوان عضو گروه اقتصادی درگیر آن بودیم و نه به عنوان مسوول مستقیم. شما حتما خاطرتان هست که در برههیی از زمان، جلوی صادرات برخی از اقلام گرفته شد. من هم موافق صادرات این اقلام نبودم. مثلا چه کالاهایی؟ برخی از محصولات بودند که در واقع میشد با مابهالتفاوت، مساله تنظیم بازار را انجام داد که بعد هم این ممنوعیت به تنظیم بازار تبدیل شد. اما در برخی از اقلام واقعا کار درستی بود. مثلا گروهی میآمدند طلا را از بازارها جمع میکردند و ظاهرا به زیورآلات تبدیل میکردند، اما وقتی نگاه میکردی، میدیدی زنجیرهایی بود که قطر قلاده حیوانات داشت. باید جلوی صادرات این کالاها گرفته میشد، ولی آنها میگفتند که جلوی صادرات غیرنفتی گرفته شده است. اینها مواردی بوده است که باید بیشتر اطلاعرسانی میکردیم. در واقع شما هم این موضوع را تایید میکنید که تصمیمات لحظهیی و یکباره دولت در برخی موارد مشکلساز شده است؟ خیر، این تعبیر شماست. شما خودتان اشاره کردید که در اجرای برخی سیاستها هیچگونه زمینهسازیای نشده بوده است. باید اطلاعرسانی میشد، اما در برخی مواقع شما اینقدر فرصت برای اطلاعرسانی ندارید. ما در اقتصاد میگوییم که اصولا سه نوع تاخیر وجود دارد که اگر این سه نوع تاخیر مدیریت نشود، میتواند منشا عدم موفقیت باشد؛ تاخیر در تشخیص، تاخیر در تصمیمگیری و تاخیر در اجرا. وقتی شما متوجه میشوید که مایحتاج مردم را از کشور خارج میکنند، تحت شرایطی که تحریم شده و خرید کالاها را سخت کردهاند، آیا شما میآیید اطلاعرسانی میکنید که از یک ماه دیگر جلوی خروج این کالاها را میگیریم؟ این بحثی که شما مطرح کردید، کاملا با سوال من متفاوت است. منظور من قوانین و سیاستهایی بودند که برخی از آنها در شرایطی اجرا شدند که نه اقتصاد کشور آمادگی اجرای آنها را داشت و نه زمینهسازی خاصی برای آن صورت گرفته بود. خودتان هم نمونهیی آوردید و به قانون مالیات بر ارزش افزوده اشاره کردید. در زمان اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده به آنهایی که مشمول اجرای قانون بودند، اطلاعرسانی شده بود و مطلع بودند، اما جامعه مطلع نبود. البته جامعهیی که از همان ابتدا پرداختکننده مالیات بر ارزش افزوده بود. در رابطه با هدفمندی یارانهها چطور؟ در باب اطلاعرسانی هدفمند کردن یارانهها که عالی عمل شد. اما در اجرا به مشکل برخورد. خیر، در اجرا به مشکل برخورد نکردیم. برخی مشکلات دیگر را به پای هدفمند کردن یارانهها گذاشتند. بالاخره بخشی از اتفاقاتی که در بازار ارز افتاد، به هدفمندی یارانهها و توزیع یارانههای نقدی در میان مردم برمیگشت. شوکی که ما در شهریورماه سال گذشته داشتیم، در کل بازار ارز نوسانات محسوسی داشت. در پایان سال اگر به خاطر داشته باشید، یک انتظارات کاهشی برای نرخ ارز هم ایجاد شد. الان هم در مجموع انتظاراتی که بر بازار ارز حاکم است، انتظار ثبات است. فکر میکنم اگر یک تکانه خارجی از جنس تحریمها بروز نکند، ثبات بازار ارز حفظ میشود. عملکرد نظام بانکی را در حوزه فعالیتهای ارزی چطور ارزیابی میکنید؟ من معتقدم اگر ما درک کنیم که خط مقدم تهاجم اقتصادی در بازار بوده که بهطور قطع همین موضوع بوده است؛ اگرچه بانکها در سیاستگذاری نقشی ندارند، اما در عملیات خط مقدم هستند. فکر میکنم که اگر ما در شرایط تحریم بالغ بر 40 میلیارد دلار صادرات غیرنفتی داشته باشیم یا بالغ بر 50 میلیارد دلار واردات داشته باشیم، در نهایت ابتکار عمل سیستم بانکی بوده که توانسته مشکلات را پشت سر بگذارد. به همین دلیل من به آنها نمره ایثار میدهم. به 5 سال عملکرد خودتان چه نمرهیی میدهید؟ نمره صبر. کیفی نمره میدهید؟ مهم این است که کیفی نمره بدهیم و کیلویی نمره ندهیم. من نمیتوانم به خودم نمره دهم، چراکه در حرفه آموزگاری هم اینگونه است و هیچ آموزگاری به خودش نمره نمیدهد و قضاوت در چگونگی عملکردم را به مردم واگذار میکنم، اما به معاونان و همکارانم نمره «الف» میدهم. چه پاسخی به انتقادات در رابطه با نابسامانی اقتصاد کشور در پی سیاستهای اقتصادی دولتهای نهم و دهم دارید؟ باید در این مرحله صبر پیشه کنیم، زیرا اعتقاد دارم زمانه خود بهترین معلم است. چه توصیهیی برای وزیر اقتصاد دولت یازدهم دارید؟ ایشان باید درباره پذیرش اجتماعی برنامههای خود بیشتر کار کنند. من فکر میکنم به دولت باید فرصت دهید و قدری از سوالات زودرس دوری کنید. تجربه این سالها به من نشان داد که اقتصاد ایران شامل برخی موضوعات اصلی است که آثار فراگیری را بر جای میگذارد، بنابراین اصلاح ساختار و نهادها در اقتصاد ایران مرتبط با بافت جامعه است و اگر قرار است برنامهیی اصلاح شود، باید قبل از هر چیز بیشتر روی همکاری مردم و همراهسازی آنها و همچنین ارتقای دانش عمومی اقتصاد در ایران کار شود. فکر میکنید چقدر زمان میبرد که مشکلات اقتصادی که به وجود آمده، حل شود؟ یعنی دولت جدید چقدر باید برای حل مشکلات زمان بگذارد؟ من فکر میکنم که خیلی از مسائل را باید در نظر بگیریم و خیلی از عوامل میتواند خارج از اراده باشد. ولی باز هم تاکید میکنم که فکر میکنم کمکی که امروز باید برای تیم اقتصادی دولت فراهم شود، این است که از آنها پشتیبانی شود.