تنها احیای سازمان مدیریت کافی نیست

تنها احیای سازمان مدیریت کافی نیست

اقتصادآنلاین - یکی از وعده های مهم حسن روحانی در طول انتخابات و البته پس از پیروزی وی درانتخابات ریاست جمهوری احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی بوده است.

اقتصاد آنلاین - نفیسه زارع کهن - محمود میرلوحی، معاون حقوقی و امور مجلس وزارت کشور دوران اصلاحات سوابق اجرایی متعددی همچون استانداری ومعاونت مالی و برنامه ریزی در بنیاد شهید و ..را در پرونده کاری خود دارد.او در گفت و گو با اقتصاد آنلاین درباره احیای سازمان برنامه در دولت یازدهم و ضرورت ها و مسایل پیش روی آن می گوید.به باور میرلوحی علاوه بر نیازی که این سازمان به نیرو هایی که زمانی از این سازمان رخت بربسته اند دارد که البته باید فکری به حال تغییر ساختار و شکل این سازمان هم کرد.

-بارزترین خسارت ناشی از انحلال سازمان برنامه که بر کشور وارد شد طی این مدت چه بوده است ؟ و آثار زیانبار این اقدام را تا چه مدت شاهد خواهیم بود؟

در دنیای امروز هفت اصل را برای مدیریت قائل هستند و اصل اول آن برنامه ریزی است.اگر برنامه ریزی در هر کشور و سازمانی نباشد در فضای کسب و کار امروز هیچ شرکتی به اهداف خود نخواهد رسید .لذا وقتی که ما سازمان مدیریت و برنامه ریزی را درکشور منحل می کنیم ظاهرش این است که یک مجموعه کارشناسی که طی سالیان سال در تدوین برنامه های 5 ساله کشور،تدوین بودجه کشور و شاخص های مهم و پایه ای کشور به عنوان دبیر شورای اقتصادی کشور کار کرده بودند منحل شده و از بین رفت اما د رواقع ما اصلی مهم و پایه ای را درکشور از میان برداشته ایم که سال ها ضررهای جبران ناپذیری وارد خواهد کرد.

الان تقریبا بعد از ان اتفاق ما دیگر موفق نشده ایم بودجه سالانه کشور را به موقع بدهیم .و درسال جاری و ماه هایی گذشته در حالی که در قانون آمده است بودجه باید درپاییز تدوین شده و به مجلس بیاید حالا در بهترین حالت خود بعد از عید می آید مانند بودجه سال 92که بودجه همین دوهفته گذشته به مجلس رفت.

اما با همه این اوصاف می توان گفت مهم ترین ضرری که وارد شد این بود که نظام مغز افزاری کشور مورد بی حرمتی قرار گرفت.وما در کشوری که فکر می کردیم باید بیش از عرصه های دیگر کار می کردیم تا هسته های کارشناسی ،هسته های مغز افزاری ،شرکت های معتبر مطالعاتی و مشورتی در کشور شکل می گرفت که الان در دنیا خیلی کارشده و نهادهای نیرومندی درکشورهای مختلف ایجاد شده است تا جایی که در اروپا ،آمریکا و ژاپن این نهادهای خصوصی سفارش های بزرگی می گیرند.

این موسسات اینقدر وسعت دارند و قدرتمندند که دستگاه های امنیتی و نظامی کارهای خود را به آن ها می دهند چه رسد در حوزه های آموزشی ،اجتماعی و اقتصادی که مرسوم است .درکشور ما هم داشت کم کم این نهادها شکل می گرفت ووقتی که سازمان مدیریت منحل شد یک مرتبه نوعی بی احترامی و بی اعتنایی به مراکز مغز افزاری صورت گرفت و این ها لطمه بزرگی خوردند و آسیب دیدند.

آسیب دیگر ضرر به وزارتخانه ها بود چرا که داشت در وزارتخانه مراکز و هسته های مغز افزاری شکل می گرفت و بدنه برنامه ریزی در وزارتخانه ها داشت جا می افتاد و آن جا هم هسته های کارشناسی داشت شکل می گرفت اما آنها هم متلاشی شدند.لذا من فکر می کنم آثار این کار مدت ها باقی خواهد ماند ولی هرچه زودتر باید وعده آقای رییس جمهور منتخب به مرحله اجرا گذاشته شود و این سازمان احیا شود و فلسفه اندیشیدن و فکر کردن و برنامه ریزی و اعتنا به کار کارشناسی و اجتناب از آزمون و خطا و پشت تریبون تصمیم گرفتن ها و تصمصمیات خلق الساعه و ...دوباره پایه گذاشته شود.

-در آن زمان که پرونده سازمان برنامه بسته شد برخی که انگ آمریکایی بودن به آن می زدند در همین حال برخی هم معتقد بودند که باید ساختار و ساز و کار این سازمان تغییر کند ؟

بخش اول که متاسفانه به این بازمی گردد که این دوستان با کمال تاسف مرز علم و دانش ونوآوری ها را مرتب با مسایل سیاسی مخلوط می کنند.واقعیت این است که دانش و علم و کارشناسی مرز نمی شناسد ،ایرانی و امریکایی بودن و غیره ندارد.امرو ملاحظه می کنیدکه اگر کتابی مقاله ای درایران یا اروپا دربیید همه دنیا از ان استفاده می کنند و مرزها شکسته شده است .این که چنین تهمت هایی می زنند ظلم به کشور و خدمت به کشورهای دیگری است که به راحتی کارشناسان ما را جذب می کنند.متاسفانه دراین دوره نگاه های خرافه به شدت وارد این سیستم شد و مثلا به راحتی یک دکترای زلزله شناسی را کنار گذاشتند و به جایش بحث دعا و این مسایل را برای جلو گیری از زلزله مطرح کردند.بعد هم که کارشناس مربوطه به ناچار کشور را ترک می کنند می گویند دیدید گفتیم رفت امریکا و ان وقت این سوال پیش می آید که چرا احترام و ارج به این متخصصان گذاشته نمی شود که شاهد باشیم به راحتی از ایران می روند.به باور من تمامی کسانی که ادعا کردند این مستندات و مبانی برنامه چهارم ازخارج آمده بوددر حق نظام و مملکت ظلم کردند.

امروز این حرف ها خریدار ندارد ونتیجه اش این شد که ما بیشتر از همه دوران ها درامد داشتیم و با توجه به سرمایه گذاری هایی که د ردولت های پیش صورت رفت باید شاهد این می بودیم که اوضاع بهتر شود امانه تنها نشد که اوضاع بدتر شد.

دولت اقای احمدی نژاد نه تنها هشتصد میلیارد خودش را خرج کرد و آثاری هم در جامعه نشان داده نشد که صدها میلیارددولت های پیشین را هم خرج کرد.در واقع ایشان باید با این هشتصد میلیارد هشت برابردولت های پیشین کار می کرد، اما ما امروز کجاییم.این ها همه نتیجه همان اشتباه گرفتن مرز داشن و سیاسی کردن آن است.

امروز علم برنامه ریزی می گوید اهداف ،رسالت و استراتژی ،تاکتیک های مناسب وبودجه ریزی داشته باش،اما متاسفانه کدام یک ازاین ها عملی شد و کدام عقل سالمی می گوید این ها آمریکایی است.همین ها گفته شد که دولت تدبیرو امید وارد شد و گفت این حرفهای پوپولیستی است و همه منابع را به باد داد.لذا آن حرف نسنجیده ای بود.

-این بحث که سازمان مدیریت باید دچار دگرگونی شود چطور؟

این نکته قابل توجهی است و باید به آن توجه کرد و در مورد آن چند اصل را مد نظرقرار داد.اگر سازمان برنامه ریزی منحل نشده بود و کارشناسانش هنوزبودند امروز نیاز به یک دستور العمل برای نو شدن و انطباق با شرایط داشت و با توجه به بحث خضوضی سازی هم سازمان باید علی القاعده برون سپاری می کرد و در حد حداقل نیروی کارمندی و رسمی کار می کرد. معنی آن هم این نیست که دوباره به ساختار حجیم و گسترده ای برگردیم که مثلا می خواهد 20 درصد یا 30 درصد آن کارشناس باشند و مابقی پشتیبانی .سازمانی مانند سازمان برنامه ریزی باید 10 درصد نیروی پشتیبانی داشته باشد و 90 درصد نیروی کارشناسی.

-پس معتقدید که سازمان باید در غالب و و جهه ای جدید احیا شود؟

با توجه به اتفاقاتی که دراین هشت سال افتاد ضمن این که نمی خواهم به کسی توهین کنم احساس می کنم که دراین مدت نیروی ورزیده و کارآمدی باقی نمانده است و باید آقایان برنامه داشته باشند برای بازگرداندن نیروهای کارامدی که سازمان راترک کردند یا کنار گذاشته شدند.نکته بعد این است که باید سازمان مدیریت به مغز مغزها تبدیل شود .باید این سازمان به یک سازمان کوچک ،چابک و محدود تبدیل شود طوری که مراکز مغرافزاری کشور را مدیریت کند و رابطه آن ها را ارگانیک کند و تعریف کند .

-با این وضع احیای سازمان یعنی کفابت نمی کند؟

خیر احیای آن به تنهایی کفایت نمی کند.باید از نو استراتژی های مشخصی تدوین شود .به خصوص برای این که نیروهای موجود ارزیابی بشوند و ببینیم چه میزان از ان ها با استراتژی های موجود همخوانی دارند و باید حفظ بشوند.دوم این که برای نیروهای رنجیده قبلی فراخوان داده شود و سوم و مهم تر از این دو اصل این است که منطبق با بحث خصوصی سازی سازمان مدیریت جدید ببیند که چگونه باید برون سپاری کند و ساختاری را درکشور تعریف کند ونهادها و شرکت هایی بیایند و دراین سلسله مراتب شکل بگیرند و درجه بندی شوند و در ذیل سازمان مدیریت و برنامه ریزی تعریف بشوند.مثلا سازمان مدیریت در هر استان به استاندارهای وظیفه بدهد که همه صاحب نظران و باتجربه ها را دریک شرکتی گردهم جمع کند و این شرکت به سازمان برنامه کمک برساند.لذا به نظر می رسد احیای سازمان مدیریت به احیای فیزیکی سازمان قبلی ختم نشود،بلکه به احیای اندیشه و فلسفه برنامه ریزی ختم شود .باید مبنتی برتحولاتی باشد که در دنیای امروز به آن ها توجه می شود و برای ساختارهای مغز افزاری به صورت سلسله مراتبی ماموریت داده می شود ودرساختار قانونی برای آن ها جایگاه تعریف شود.

به این ترتیب سازمان مدیریت منحصر به یک ساختمان در فلان خیابان نخواهد بود بلکه به صورت شبکه ای به تمام نیروها و امکانات فکری و مغزافزاری کشور مرتبط می شود و آن ها را کمک و حمایت می کند و رونق کارو برنامه ریزی را فراهم می کند تا جایی که ما در آینده برای تدوین برنامه آموزشی ،فرهنگی و یا اقتصادی مجبور نباشیم به کارشناسان داخلی سازمان مدیریت اکتفا بکنیم .

-شما از مشکلات پیش روی سازمان و احیای آن گفتید .اگر بخواهیم رتبه بندی و درجه بندی این مشکلات را بکینم اولویت اصلاح را به کدام می دهید به اصلاح بدنه و ساختار یا مسئله دیگر؟

در علم مدیریت براین جنبه بسیار تاکید می شود که گاهی اوقات خود سازمان هدف می شود وآن وقت باید نگران شد .اگر خود سازمان هدف بشود و تنها برنامه ها به احیای آن محدود شود خطرناک است.این هشت سال مارا بسیار عقب انداخت.اگر دوباره یک سازمان معمولی ایجاد شود و نتوانیم آن را خوب به نتیجه برسانیم من نگران این هستم که در مقابل ادعاهای مطرح شده دراین هشت سال نتوانیم جواب بدهیم .بنابراین صرف احیای سازمان برنامه ریزی کافی نیست بلکه باید به ساختار آن هم توجه کرد .و باید یک سازمان مدیریت کم نفرات و دارای مدیریت مغز افزاری کشور داشته باشیم و کل ظرفیت مغز افزاری ایرانیان را مورد استفاده قرار دهیم.

x