رهبران عرب در مسیر تصمیم ترامپ درباره ایران | جنگ یا توافق؟
اقتصادآنلاین: محسن رضایی از انتقال شرایط ایران برای پایان جنگ به آمریکا از طریق میانجیها خبر داده و دونالد ترامپ تصمیم درباره جنگ با ایران را به دیدار با سران کشورهای عربی موکول کرده است. دیداری که میتواند بر حرکت آمریکا به سمت افزایش تنش یا مذاکره با ایران موثر باشد.
گروه سیاسی: بیش از هفت ماه از روزی که آتش جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران شعلهور شد، میگذرد و دوباره دو راهی جنگ و توافق در مسیر دو طرف قرار گرفته است. دبیر شورای عالی امنیت ملی از ردوبدل شدن پیام بین ایران و آمریکا میگوید و اینکه کاخ سفید باید به پیشنهاد ایران پاسخ هد.
همزمان دونالد ترامپ مدعی احتمال ازسرگیری حملات گسترده و آمادگی ایران برای توافق است. اما پیشروی حوثیها در سواحل دریای سرخ، فشار بر عربستان، اختلال در مسیرهای انرژی و نزدیکشدن انتخابات میاندورهای آمریکا، معادله را پیچیدهتر کرده است. به نظر میرسد اکنون آمریکا میان شروع دوباره جنگ گسترده و مذاکره و توافقی محدود گرفتار شده است. هرچند ادعاهایی درباره پیشنهاد آمریکا برای توافق جامع با ایران نیز مطرح شده است.
دلیل تهدیدهای جدید ترامپ چیست؟
دونالد ترامپ در فاصله چند روز، دو پیام ظاهراً متناقض درباره آینده جنگ ایران و آمریکا ارسال کرده است. از یک سو از احتمال ازسرگیری حملات گسترده و حتی «نابودی» حکومت ایران سخن میگوید و از سوی دیگر مدعی است تهران اکنون خواهان توافق است و جنگ میتواند بهزودی پایان یابد. برخی رسانههای گزارش دادند که ترامپ گفته در آستانه یک «تصمیم بزرگ» قرار دارد و باید انتخاب کند که حملات گسترده علیه ایران را از سر بگیرد یا نه. او همزمان اعلام کرد که نشست آیندهاش با رهبران شش کشور عربی خلیج فارس میتواند در تصمیمگیری درباره مرحله بعدی جنگ مؤثر باشد. نشستی که قرار است در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک برگزار شود.
یک روز بعد، اما لحن او تغییر کرد. ترامپ گفت ایران «میخواهد به توافق برسد» و مدعی شد تهران از نظر اقتصادی و نظامی تحت فشار قرار گرفته است. او همچنین برای نخستین بار در همین چارچوب اعلام کرد که واشنگتن با حوثیها نیز در حال مذاکره است. الگوی رفتاری ترامپ در ماههای گذشته نشان داده که تهدید نظامی و مذاکره همزمان در حال پیش رفتن هستند. تحلیل اخیر مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی نیز همین وضعیت را «مذاکره در کنار جنگ» توصیف میکند. وضعیتی که در آن هر طرف تلاش میکند با استفاده از فشار نظامی، موقعیت خود را در میز مذاکره تقویت کند.
در همین راستا محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی از شروط ایران برای پایان جنگ صحبت کرده و اینکه باید دید پاسخ رییسجمهور آمریکا به شروط ایران چیست. شروط ایران به گفته رضایی پایان جنگ در تمامی جبههها، آزادسازی داراییهای بلوکهشده و پایان محاصره دریایی است.
احتمالا آمریکا نیز در مقابل پیشنهادی برای توافق جامع و فوری بر سر تنگه هرمز و پرونده هستهای به ایران ارائه میکند.
بنابراین، افزایش تهدیدهای ترامپ را نمیتوان به معنای تصمیم قطعی برای آغاز یک حمله جدید دانست. این تهدیدها همزمان میتوانند ابزار فشار برای گرفتن امتیاز بیشتر از تهران و تلاش برای تعیین تکلیف جنگی باشند که واشنگتن دیگر نمیتواند آن را برای مدت نامحدود در وضعیت فعلی نگه دارد.
تنگه هرمز تعیینکننده جنگ است؟
یکی از مهمترین تغییرات در معادله فعلی، تبدیلشدن تنگه هرمز به محور اصلی مذاکرات است. واشنگتن طی ماههای گذشته تلاش کرده عبور نفتکشها از این مسیر را افزایش دهد و همزمان صادرات نفت ایران را تحت فشار قرار دهد. حتی برد کوپر فرمانده سنتکام مدعی شده که بیش از یک میلیارد بشکه نفت خام توسط شرکای خلیج فارس از طریق تنگه هرمز حمل شده است. در مقابل اما ایران مدعی است که تنگه هرمز را تحت کنترل دارد.
از سوی دیگر حملات جدید به زیرساختهای عربستان و پیشروی حوثیها در نزدیکی بابالمندب، آسیبپذیری بازار جهانی انرژی را بیشتر کرده است. در واقع، ایران توانسته هرمز را به یک اهرم مذاکره تبدیل کند و این در حالی است که آمریکا تلاش میکند با حضور نظامی و کنترل مسیرهای دریایی، این اهرم را کاهش دهد؛ بنابراین هرگونه مذاکره و توافق، فراتر از پرونده هستهای، باید چند مسئله محوری را در بر گیرد.
بابالمندب؛ جبهه جدید جنگ؟
اما در هفتههای اخیر، موضوع بابالمندب هم به معادله اضافه شده است. حوثیها در هفتههای اخیر پیشروی قابل توجهی در امتداد ساحل غربی یمن داشتند و شهر بندری المخا و یک جزیره راهبردی نزدیک بابالمندب را به کنترل خود درآوردهاند. این تحولات باعث شده بخش بزرگی از ساحل دریای سرخ یمن در اختیار این گروه قرار گیرد. این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا بدانیم، اگر هرمز مسیر خروج نفت خلیج فارس به بازار جهانی است، بابالمندب یکی از مسیرهای حیاتی انتقال انرژی و کالا میان اقیانوس هند، دریای سرخ و کانال سوئز است.
اکنون حوثیها در موقعیتی قرار گرفتهاند که میتوانند بر امنیت صادرات نفت عربستان از یک سو و امنیت کشتیرانی در دریای سرخ از سوی دیگر اثر بگذارند. بنابراین ادعای ترامپ درباره مذاکره با حوثیها اهمیت زیادی دارد، اما مشخص نیست تا چه اندازه به واقعیت نزدیک است. چراکه فعلا حوثیهای نزدیک به ایران آن را تکذیب کردهاند.
هزینه وضعیت فرسایشی برای ایران و آمریکا
هرچند محاصره دریایی پیامدهای گستردهای برای اقتصاد ایران داشته و خواهد داشت، اما وضعیت فرسایشی کنونی برای آمریکا نیز بیهزینه نیست. رسانه آمریکایی آکسیوس گزارش داده که مقامهای آمریکایی معتقدند نیروهای این کشور نمیتوانند برای مدت نامحدود در وضعیت فعلی باقی بمانند و واشنگتن در نهایت باید درباره هدف نهایی جنگ تصمیم بگیرد. از سوی دیگر، جنگ برای اقتصاد آمریکا نیز هزینههایی ایجاد کرده است.
شبکه سیبیاس به نقل از یک برآورد رسمی گزارش داده که هزینه جنگ برای وزارت دفاع آمریکا تا پایان ژوئن دستکم ۳۳.۴ میلیارد دلار بوده است. رقمی که شامل هزینه مهمات، تجهیزات و عملیات جاری میشود. افزایش قیمت انرژی نیز فشار دیگری ایجاد کرده است. در نتیجه، ترامپ با یک معادله دشوار مواجه است. ادامه جنگ هزینهبر است، اما پایاندادن به آن بدون دستیابی به یک نتیجه قابل ارائه نیز برای دولت او آسان نیست.
سه مسیر پیش روی ایران و آمریکا
با کنار هم گذاشتن تحولات فعلی، میتوان سه مسیر اصلی را تصور کرد که رفتار بازیگران در روزهای آینده میتواند آنها را تقویت یا تضعیف کند. سناریو نخست بازگشت به مذاکره است. در چنین وضعیتی احتمال دارد توافق اولیه روی موضوعاتی مانند کاهش درگیری، امنیت کشتیرانی در هرمز، کاهش محاصره، توقف برخی حملات و سپس ورود به پرونده هستهای شکل بگیرد. این مسیر با اظهارات اخیر ترامپ درباره آمادگی ایران برای توافق و ادعای مذاکرات با حوثیها همخوان است.
اما مسیر دوم توافق محدود و مرحلهای است که شاید از یک توافق جامع واقعبینانهتر باشد. یعنی ابتدا یک تفاهم برای کاهش تنش و بازکردن مسیرهای انرژی، سپس مذاکرات درباره پرونده هستهای و سایر اختلافات.
مسیر سوم بازگشت به جنگ گسترده است. اگر ترامپ به این نتیجه برسد که فشار اقتصادی و نظامی فعلی نتوانسته ایران را به پذیرش شروط واشنگتن وادار کند، گزینه تشدید نظامی همچنان روی میز است. البته عملیشدن این گزینه تاحد زیادی به نظر رهبران کشورهای حاشیه خلیج فارس بستگی دارد. چراکه که هرگونه جنگ گسترده به دلیل حملات متقابل ایران میتواند برای آنها هزینههای سنگینی داشته باشد.
تهدیدهای ترامپ میتواند مقدمه مذاکره با ایران باشد، اما اگر مذاکرات نتواند درباره تنگه هرمز، محاصره دریایی، تحریمها و پرونده هستهای و تضمینهای لازم برای هر دو طرف پیشرفتی ایجاد کند، وضوع جنگ دوباره نیز محتمل است. در این بین دیدار ترامپ با سران کشورهای عربی از اهمیت بسیاری برخوردار است و باید دید که سرنوشت جنگ در هفتههای پیشرو چگونه رقم میخورد.