الگوریتم زندگی از فکرهای تکراری ما چه میفهمد؟
اقتصادآنلاین: ذهن ما فقط واقعیت را دریافت نمیکند؛ آنچه بیشتر به آن توجه میکنیم، میتواند فیلتر ذهنی ما را تغییر دهد و باعث شود بعضی فرصتها و نشانهها را بیشتر ببینیم.
شاید در نگاه اول، توجه کردن به یک موضوع یا فکر کردن مداوم به آن، صرفا یک عادت ذهنی به نظر برسد؛ چیزی که در نهایت فقط حالوهوای ما را تغییر میدهد اما ماجرا میتواند عمیقتر از این باشد. ذهن ما فقط واقعیت را دریافت نمیکند؛ تا حدی در تعیین اینکه کدام بخش از واقعیت را ببینیم و به کدام بخش واکنش نشان دهیم هم نقش دارد. وقتی چیزی بارها وارد دایره توجه ما میشود، کمکم برایمان آشناتر و برجستهتر میشود. فرصتهایی که قبلا از کنارشان میگذشتیم، بعضی الگوهای رفتاری که قبلا متوجهشان نبودیم و حتی آدمها و موقعیتهایی که قبلتر اهمیت چندانی نداشتند، ممکن است بیشتر به چشممان بیایند. نه لزوما به این دلیل که ناگهان در جهان بیشتر شدهاند، بلکه چون فیلتر توجه ما تغییر کرده است.
شباهت اینستاگرام و ذهن انسان در توجه به الگوهای تکرارشونده
از این زاویه، شاید بتوان میان ذهن انسان و چیزی مثل الگوریتم اینستاگرام یک شباهت جالب پیدا کرد؛ هر دو بهنوعی از آنچه بیشتر به آنها توجه میشود، اطلاعات میگیرند و بر اساس آن، چیزهای بعدی را برجسته میکنند. همین شباهت، ما را به یک سئوال جالب میرساند؛ اگر الگوریتم اینستاگرام از رفتار ما یاد میگیرد، آیا ذهن و زندگی ما هم به شکلی مشابه از الگوهای تکرارشوندهمان یاد میگیرند؟ شباهت میان این دو زمانی جالبتر میشود که به نحوه کار الگوریتمهای پیشنهاد محتوا نگاه کنیم. اینستاگرام برای اینکه تشخیص دهد چه محتوایی ممکن است برای یک کاربر جذاب باشد، فقط به علاقهای که او بهصورت مستقیم اعلام میکند توجه ندارد؛ بلکه رفتار او را هم بررسی میکند؛ چیزهایی که جستوجو میکند، محتواهایی که روی آنها مکث میکند، پستهایی که میپسندد، ذخیره یا به اشتراک میگذارد و موضوعاتی که بیشتر دنبال میکند، همگی میتوانند برای الگوریتم نشانهای از علاقه او باشند. برای مثال کافی است یکبار درباره یک ماشین جستوجو کنید و چند محتوای مرتبط با آن را ببینید. ممکن است بعد از آن، محتوای بیشتری درباره همان ماشین یا موضوعات مشابه در صفحه اینستاگرام و اکسپلور شما ظاهر شود. اگر مدتی درباره تغییر شغل، یادگیری مهارت یا توسعه فردی جستوجو کنید، احتمالا با محتوای بیشتری در همین زمینه مواجه خواهید شد.
در واقع الگوریتم از رفتار شما یک برداشت اولیه میسازد: «احتمالا این موضوع برای این کاربر جالب است.» بعد محتوای مشابه بیشتری را به شما نشان میدهد و دوباره واکنش شما را بررسی میکند. اگر همچنان روی این محتواها بمانید یا با آنها تعامل داشته باشید، این نشانه برای الگوریتم قویتر میشود و احتمال نمایش محتوای مشابه افزایش پیدا میکند. حتی ممکن است لازم نباشد کاری را بهصورت مستقیم انجام دهید. گاهی فقط چند ثانیه بیشتر روی یک ویدئو مکث میکنید. همین مکث میتواند برای سیستم پیشنهاد محتوا یک نشانه باشد؛ انگار الگوریتم به این نتیجه میرسد که «این موضوع توانسته توجه کاربر را به خود جلب کند.»
ذهن چگونه از میان اطلاعات اطرافمان انتخاب میکند؟
البته ذهن انسان به همین سادگی کار نمیکند و زندگی هم مانند یک شبکه اجتماعی، بر اساس چند جستوجو یا چند ثانیه مکث، آینده ما را تعیین نمیکند. با این حال، میان این دو یک شباهت قابلتوجه وجود دارد, چیزی که بیشتر مورد توجه قرار میگیرد، احتمال بیشتری دارد که دوباره در مرکز توجه قرار بگیرد.همین اتفاق را میتوان در زندگی روزمره هم دید. وقتی ذهن ما برای مدتی روی موضوع خاصی متمرکز میشود، نسبت به نشانههای مرتبط با آن حساستر میشویم. برای مثال، فردی که بهتازگی تصمیم گرفته شغلش را تغییر دهد، ممکن است ناگهان بیشتر متوجه آگهیهای استخدام، دورههای آموزشی یا افرادی شود که درباره تغییر مسیر شغلی صحبت میکنند. این به آن معنا نیست که این فرصتها ناگهان به وجود آمدهاند. بسیاری از آنها پیش از این هم وجود داشتهاند اما فرد به آنها توجه نمیکرده است. حالا که موضوع تغییر شغل برای او اهمیت پیدا کرده، ذهنش آمادگی بیشتری برای تشخیص و پردازش اطلاعات مرتبط با آن دارد. این فرایند میتواند در جهت دیگری هم اتفاق بیفتد. اگر فردی دائم به شکست، کمبود، طرد شدن یا از دست دادن فرصتها فکر کند، ممکن است توجهش بیشتر به نشانههایی جلب شود که همین نگرانیها را تأیید میکنند. در چنین شرایطی، لزوما جهان بیرون تغییر نکرده است؛ آنچه تغییر کرده، نوع توجه فرد به جهان است.
بنابراین شاید منظور از «الگوریتم زندگی» این نباشد که هر چیزی را تصور کنیم، جهان موظف است همان را به ما تحویل دهد. ماجرا پیچیدهتر و در عین حال واقعیتر است؛ الگوهای فکری میتوانند توجه ما را شکل دهند، توجه میتواند بر رفتار ما اثر بگذارد و رفتار ما نیز در انتخابها و نتایجی که تجربه میکنیم نقش داشته باشد. و اما در پایان شاید سؤال مهم این نباشد که «چطور چیزی را به زندگیام جذب کنم؟» بلکه این باشد که «من با تکرار چه فکرها و رفتارهایی، دارم به ذهنم یاد میدهم چه چیزهایی را ببیند، چه چیزهایی را نادیده بگیرد و به چه چیزهایی واکنش نشان دهد؟» شاید پاسخ به همین سئوال، تفاوت میان آرزو کردن برای یک زندگی متفاوت و ساختن الگوهایی برای حرکت به سمت آن زندگی را روشن کند.
منبع: فارس