در حاشیه نشست G۲۰؛

دیدگاه سکانداران اقتصاد آمریکا به اقتصاد جهانی | سرمایه‌گذاری بیشتر، بهره‌وری بالاتر و خروج از تله بدهی

.

اقتصاد‌آنلاین: در حاشیه نشست G20، وزیر خزانه‌داری آمریکا رشد اقتصادی را راه عبور از بدهی‌های سنگین و سیاست‌های بازدارنده معرفی کرد و خواستار باز کردن مسیر سرمایه‌گذاری شد. رئیس فدرال رزرو نیز با اعلام پایان دوران رکود ممتد و «شباع جهانی پس‌انداز، گفت: اقتصاد جهان در حال ورود به دوره‌ای است که سرمایه‌گذاری و بهره‌وری می‌تواند معادلات رشد را از نو تعریف کند.

اقتصاد جهان -  دانیال رحیمی؛ دو چهره اصلی سیاست اقتصادی آمریکا در نشست وزرای دارایی و رؤسای بانک‌های مرکزی گروه ۲۰ در اشویل از دو جایگاه متفاوت اما با یک روایت نزدیک به هم سخن گفتند. جهان برای خروج از سال‌های رشد کم، سرمایه‌گذاری ناکافی و فشار فزاینده بدهی به اقتصاد پویاتری نیاز دارد.

بسنت این مسیر را از دریچه اصلاح مقررات، مالیات و جذب سرمایه توضیح داد و وارش از زاویه دیگری به همان نقطه رسید؛ افزایش هزینه‌های سرمایه‌ای، رشد بهره‌وری و بالا رفتن ظرفیت واقعی اقتصاد.

برای وارش، این نشست فقط یک حضور تشریفاتی نبود.

او که برای نخستین‌بار در مقام رئیس فدرال رزرو در بخش مالی G۲۰ حاضر شده بود، از اقتصادی سخن گفت که به اعتقاد او دیگر با مفاهیم مسلط دهه گذشته قابل توضیح نیست. بسنت نیز پیش از واگذاری تریبون به او، رشد قوی‌تر و پایدارتر را اولویت اصلی دوره ریاست آمریکا بر G20 معرفی کرد.

 

بسنت: مشکل فقط کمبود رشد نیست

بسنت بحث را از یک نقطه ساده آغاز کرد؛ اقتصاد جهانی برای مدتی طولانی پایین‌تر از ظرفیت واقعی خود رشد کرده است. اما وزیر خزانه‌داری آمریکا همه تقصیر را متوجه جنگ، بحران یا شوک‌های خارجی نکرد و بخشی از مشکل را متوجه خود سیاست‌گذاران دانست.

او از مقررات سنگین، بروکراسی اداری، مشوق‌های مالی و مالیاتی نامناسب، سرمایه‌گذاری ناکافی بخش عمومی و خصوصی، چندپارگی بازار‌ها و کمبود مهارت و تحرک نیروی کار به‌عنوان موانعی نام برد که رشد را محدود کرده‌اند.

نسخه بسنت نیز در ادامه همین منطق قرار داشت؛ دولت‌ها باید موانعی را که خود ساخته‌اند کنار بزنند و فضای بیشتری برای حرکت سرمایه ایجاد کنند. او سیاست کاهش مقررات دولت ترامپ، اطمینان بیشتر در حوزه مالیات و انرژی و تقویت نقش بخش خصوصی را بخشی از همین مسیر توصیف کرد و گفت نتیجه آن در افزایش سرمایه‌گذاری تجاری آمریکا قابل مشاهده است.

اما پشت این بحث، مسئله بزرگ‌تری هم قرار داشت؛ بسنت رشد را یکی از مهم‌ترین راه‌های مدیریت بار سنگین بدهی جهانی می‌داند؛ بدهی‌ای که در سطح جهان به حدود ۳۵۳ تریلیون دلار رسیده است. از نگاه او، مسئله فقط کاهش هزینه یا افزایش مالیات نیست؛ اقتصاد‌ها باید آن‌قدر سریع‌تر رشد کنند که بار بدهی نسبت به اندازه اقتصاد قابل‌کنترل‌تر شود.

وارش: رکود ممتد دیگر روایت اقتصاد امروز نیست

کوین وارش بحث را از نقطه‌ای متفاوت ادامه داد. او به یکی از مفاهیمی اشاره کرد که سال‌ها بر ادبیات اقتصادی جهان سایه انداخته بود: رکود ممتد.

این نظریه بر این فرض استوار بود که اقتصاد‌های پیشرفته با کمبود فرصت سرمایه‌گذاری، رشد پایین و بهره‌وری ضعیف برای مدت طولانی مواجه خواهند بود. اما وارش معتقد است این تصویر بیش از آنکه آینده را توضیح دهد، به گذشته تعلق دارد.

او همان گزاره‌ای را که پیش‌تر در جکسون‌هول مطرح کرده بود، دوباره تکرار کرد: دوران جدید را شاید بتوان به جای رکود ممتد، عصر رشد ممتد نامید.

این تغییر در نگاه وارش فقط یک بازی با واژه‌ها نبود. رئیس فدرال رزرو بلافاصله سراغ مفهوم قدیمی دیگری رفت: اشباع جهانی پس‌انداز. 

سال‌ها این نگرانی وجود داشت که سرمایه‌های عظیم به دلیل کمبود فرصت‌های جذاب، در حاشیه اقتصاد باقی بمانند. اما وارش گفت چنین تصویری نیز دیگر با شرایط امروز همخوان نیست.

به باور او، اگر بخواهیم لحظه فعلی اقتصاد جهان را در یک عبارت خلاصه کنیم، شاید بهتر باشد از «جهش سرمایه‌گذاری جهانی» سخن بگوییم.

درواقع می‌توان از سخنان وارش برداشت کرد که موج سرمایه در حال حرکت به سمت حوزه‌هایی مانند زیرساخت، مراکز داده و فناوری‌های مرتبط با هوش مصنوعی است؛ تغییری که می‌تواند نه فقط رشد، بلکه ساختار نرخ‌های بهره و بازار‌های مالی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

سؤال بزرگ وارش؛ این حجم از سرمایه‌گذاری چقدر بهره‌وری می‌سازد؟

اما رئیس فدرال رزرو در همان نقطه‌ای که روایتش خوش‌بینانه به نظر می‌رسید، یک علامت سؤال بزرگ گذاشت.

سرمایه‌گذاری بیشتر به خودی خود تضمین نمی‌کند که رشد اقتصادی برای سال‌ها بالاتر بماند. از نگاه وارش، پرسش اصلی این است که هزینه‌های سرمایه‌ای امروز تا چه اندازه می‌توانند بهره‌وری را بالا ببرند و ظرفیت واقعی اقتصاد را افزایش دهند.

او گفت سیاست‌گذاران و بانک‌های مرکزی معمولاً زمان زیادی را صرف بررسی سمت تقاضا می‌کنند؛ اینکه مصرف‌کننده چقدر خرج می‌کند و تقاضا در چه وضعیتی قرار دارد. اما در اقتصادی که ساختارش در حال تغییر است، سمت عرضه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ اینکه اقتصاد واقعاً چه مقدار می‌تواند بدون ایجاد فشار‌های تورمی رشد کند.

وارش برای توضیح این مسئله به پیش‌بینی دفتر بودجه کنگره آمریکا اشاره کرد. CBO رشد متوسط اقتصاد آمریکا در ده سال آینده را حدود ۱.۸ درصد در سال برآورد کرده؛ عددی که از نگاه وارش بر فرض نسبتاً محافظه‌کارانه‌ای درباره بهره‌وری بنا شده و حتی از عملکرد واقعی اقتصاد آمریکا در دهه گذشته پایین‌تر است.

پرسش او روشن بود: آیا موج فعلی سرمایه‌گذاری می‌تواند این پیش‌بینی را منسوخ کند؟

اگر سرمایه‌گذاری‌های سنگین شرکت‌ها، بانک‌ها و بنگاه‌های فناوری بتواند بهره‌وری را برای یک دهه بالا نگه دارد، ظرفیت رشد آمریکا نیز می‌تواند بیشتر از برآورد‌های فعلی باشد. اما اگر این هزینه‌ها بدون افزایش متناسب بهره‌وری باقی بمانند، تصویر اقتصاد آینده کاملاً متفاوت خواهد بود.

هوش مصنوعی؛ نقطه‌ای که سرمایه‌گذاری و بهره‌وری به هم می‌رسند

در پس این بحث، هوش مصنوعی یکی از مهم‌ترین متغیر‌های اقتصاد جدید است. صندوق بین‌المللی پول پس از نشست G20 اعلام کرد افزایش سرمایه‌گذاری در AI، زیرساخت دیجیتال و انرژی موردنیاز مراکز داده به یکی از عوامل حمایت‌کننده از رشد تبدیل شده است.

اما از منظر وارش، اهمیت AI فقط در حجم پولی که شرکت‌ها خرج می‌کنند خلاصه نمی‌شود. مسئله اصلی این است که آیا این سرمایه‌گذاری‌ها می‌توانند نیروی کار و سرمایه موجود را کارآمدتر کنند و در نهایت اقتصاد را قادر سازند با سرعت بیشتری بدون تولید تورم رشد کند.

اینجاست که بحث رشد مستقیماً به سیاست پولی متصل می‌شود. اگر اقتصاد بتواند به دلیل بهره‌وری بالاتر سریع‌تر رشد کند، نرخ رشدی که امروز ممکن است تورم‌زا تلقی شود، در آینده شاید بدون فشار قیمتی قابل‌تحمل باشد. اما اگر بهره‌وری بالا نرود، افزایش سرمایه‌گذاری می‌تواند بیشتر به معنای تقاضای بالاتر برای سرمایه و فشار بر نرخ‌های بلندمدت باشد.

یک روایت مشترک، دو مسیر سیاستی

وارش و بسنت از دو نهاد با مأموریت‌های متفاوت سخن می‌گفتند؛ یکی مسئول سیاست پولی و دیگری مسئول خزانه‌داری و سیاست مالی. اما حرف‌های آنها در نهایت به یک زنجیره مشترک رسید.

بسنت معتقد است دولت‌ها باید موانع رشد را کنار بزنند تا سرمایه بخش خصوصی راحت‌تر حرکت کند. وارش می‌گوید این سرمایه همین حالا در حال حرکت است، اما آزمون واقعی در مرحله بعد آغاز می‌شود؛ اینکه آیا این موج سرمایه‌گذاری به بهره‌وری بالاتر و رشد ساختاری تبدیل خواهد شد یا نه.

به همین دلیل، نسخه مشترک دو مقام آمریکایی بیش از آنکه یک شعار درباره «رشد بیشتر» باشد، بر یک شرط استوار است: سرمایه‌گذاری باید به ظرفیت تولید تبدیل شود.

اگر این اتفاق رخ دهد، رشد بالاتر می‌تواند هم بار بدهی دولت‌ها را قابل‌مدیریت‌تر کند و هم بخشی از محدودیت‌های اقتصادی سال‌های گذشته را کنار بزند. اما اگر سرمایه‌گذاری بدون افزایش بهره‌وری باقی بماند، نتیجه ممکن است نه رشد ارزان‌تر، بلکه تقاضای بیشتر برای سرمایه و نرخ‌های بلندمدت بالاتر باشد.

شرط‌بندی واشنگتن روی یک اقتصاد متفاوت

پیام نهایی نشست G20 را شاید بتوان در یک تغییر نگاه خلاصه کرد؛ واشنگتن دیگر اقتصاد جهان را با واژه‌های «کمبود سرمایه‌گذاری» و «رشد ممتد پایین» توصیف نمی‌کند.

در روایت تازه، سرمایه فراوان است، سرمایه‌گذاری در حال افزایش است و فناوری می‌تواند ظرفیت اقتصاد را بالا ببرد. اما هنوز یک سؤال بی‌پاسخ باقی مانده است: آیا این موج عظیم سرمایه‌گذاری در واقعیت اقتصاد بهره‌وری ایجاد می‌کند؟

پاسخ همین سؤال مشخص خواهد کرد «جهش سرمایه‌گذاری جهانی» در دیدگاه وارش به یک دوره تازه رشد تبدیل می‌شود یا تنها شکل تازه‌ای از رقابت برای سرمایه و نرخ‌های بالاتر را رقم خواهد زد؛ و شاید مهم‌ترین پیام مشترک وارش و بسنت نیز همین باشد؛ آینده اقتصاد جهان دیگر فقط به مقدار پول موجود بستگی ندارد، بلکه به این بستگی دارد که این پول کجا خرج می‌شود و چه میزان رشد واقعی را از خروجی جریان آن می‌توان مشاهده کرد.

منبع: اقتصاد آنلاین
x