معمای آموزش اروپا | چرا پول بیشتر الزاماً دانشآموز بهتر نمیسازد؟
اقتصادآنلاین: طبق آمار یورواستات، کشورهای اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۳ حدود ۸۰۶ میلیارد یورو برای آموزش هزینه کردند؛ این رقم معادل ۴.۷ درصد تولید ناخالص داخلی این اتحادیه محسوب میشود. سهم ایران در همان سال ۲.۸۲ درصد بود؛ یعنی حدود ۱.۸ واحد درصد کمتر از میانگین اروپا. اما وقتی پای نتیجه به میان میآید، پول بیشترهمیشه به معنای آموزش بهتر نیست.
گروه اقتصادجهان؛ به گزارش یورونیوز، در سال ۲۰۲۳، دولتهای اتحادیه اروپا در مجموع حدود ۸۰۶ میلیارد یورو برای آموزش از مقطع پیشدبستانی تا آموزش عالی هزینه کردند؛ رقمی معادل ۴.۷ درصد GDP اتحادیه اروپا. این سهم نسبت به سال ۲۰۲۰، یعنی سالی که هزینه عمومی آموزش به بالاترین سطح خود از زمان آغاز این مجموعه آماری رسید، ۰.۳ واحد درصد کاهش یافته است.
اما میان کشورهای اروپایی فاصله قابلتوجهی وجود دارد. سوئد با ۶.۸ درصد GDP در صدر قرار دارد و پس از آن فنلاند با ۶.۳ درصد و بلژیک با ۶.۲ درصد قرار گرفتهاند. در سوی دیگر، رومانی تنها ۳ درصد و یونان ۳.۳ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به آموزش اختصاص دادهاند؛ بنابراین حتی در داخل اروپا هم یک نسخه واحد برای هزینهکرد آموزشی وجود ندارد؛ برخی کشورها سهم بزرگی از اقتصاد خود را به آموزش اختصاص میدهند و برخی دیگر با سهمی بسیار کمتر فعالیت میکنند.
سهم GDP همه ماجرا نیست
مقایسه سهم آموزش از GDP میتواند گمراهکننده باشد؛ چون اندازه اقتصاد، تعداد دانشآموزان و حتی سطح قیمتها میان کشورها متفاوت است. به همین دلیل، یورونیوز در بررسی خود از شاخص هزینه آموزش به ازای هر دانشآموز بر مبنای استاندارد قدرت خرید یا PPS استفاده کرده است. PPS یک واحد مقایسهای است که تفاوت سطح قیمتها میان کشورهای مختلف را تعدیل میکند.
لوکزامبورگ در سال ۲۰۲۲ تنها ۳.۷۴ درصد GDP خود را صرف آموزش کرد؛ این یعنی کمتر از میانگین ۴.۶۶ درصدی اتحادیه اروپا. اما هزینه آموزش به ازای هر دانشآموز در این کشور به ۱۸٬۴۲۲ PPS رسید؛ بیش از دو برابر میانگین اتحادیه اروپا که ۸٬۲۴۶ PPS بود.
در نقطه مقابل، بلغارستان حدود ۴.۵ درصد GDP خود را به آموزش اختصاص داد، اما هزینه به ازای هر دانشآموز فقط ۳٬۰۹۷ PPS بود؛ این کشور پایینترین رقم در میان کشورهای اتحادیه اروپا در این مقایسه محسوب میشود.
آلمان نیز نمونه دیگری است؛ این کشور ۴.۷۹ درصد GDP خود را به آموزش اختصاص داد، تقریباً همسطح میانگین اتحادیه اروپا، اما هزینه به ازای هر دانشآموز به ۱۰٬۳۶۳ PPS رسید؛ یعنی حدود ۲۶ درصد بیشتر از میانگین کل اروپا. سهم آموزش از GDP میگوید دولت چقدر از اقتصاد را برای آموزش کنار گذاشته؛ اما هزینه به ازای هر دانشآموز بهتر نشان میدهد منابع آموزشی در عمل چقدر است.
ایران؛ فاصله از اروپا چقدر است؟
در ایران، مخارج عمومی آموزش در سال ۲۰۲۳ معادل ۲.۸۲ درصد GDP بوده است. این رقم بر پایه دادههای بانک جهانی و دادههای مؤسسه آمار یونسکو (UIS) گزارش شده است و در مقایسه با میانگین ۴.۷ درصدی اتحادیه اروپا، سهم ایران حدود ۱.۸۳ واحد درصد کمتر است.
اگر بخواهیم این اختلاف را به زبان درصدی بیان کنیم، سهم آموزش از GDP در ایران حدود ۴۰ درصد پایینتر از میانگین اتحادیه اروپا است. فاصله با کشورهای پرهزینهتر اروپا حتی بیشتر است. برای مثال، سهم آموزش از GDP در سوئد ۶.۸ درصد است؛ یعنی حدود ۲.۴ برابر ایران.
البته این مقایسه به این معنا نیست که میتوان گفت آموزش ایران ۴۰ درصد ضعیفتر از اروپا است. سهم GDP تنها یک شاخص هزینهای است و بهتنهایی کیفیت نظام آموزشی را اندازه نمیگیرد.
آیا پول بیشتر، دانشآموز قویتر میسازد؟
یکی از معروفترین معیارهای بینالمللی برای سنجش خروجی نظامهای آموزشی، آزمون PISA است؛ ارزیابیای که مهارت دانشآموزان ۱۵ ساله را در خواندن، ریاضیات و علوم میسنجد.
در این آزمون، سطح ۲ بهعنوان حداقل سطح مهارت پایه در نظر گرفته میشود و دانشآموزانی که پایینتر از آن قرار میگیرند، در گروه عملکرد پایین قرار میگیرند. نتایج PISA ۲۰۲۲ برای اروپا چندان امیدوارکننده نیست.
طبق گزارش جدید یورونیوز، در اتحادیه اروپا ۲۹.۵ درصد دانشآموزان در ریاضیات عملکرد پایینی داشتند؛۲۶.۲ درصد در خواندن؛ و ۲۴.۲ درصد در علوم. یعنی تقریباً از هر سه دانشآموز اروپایی، یک نفر در ریاضیات به سطح پایه مهارت نرسیده است؛ بنابراین حتی کشوری که میلیاردها یورو برای آموزش هزینه میکند، الزاماً نمیتواند تضمین کند که دانشآموزانش مهارتهای پایه را به دست آوردهاند.
استونی؛ نمونهای که معادله را پیچیده میکند
استونی در PISA ۲۰۲۲ کمترین سهم دانشآموزان دارای عملکرد پایین در ریاضیات را میان کشورهای اتحادیه اروپا داشت؛ حدود ۱۵ درصد. ایرلند و دانمارک نیز با حدود ۱۹ تا ۲۰ درصد در میان بهترین عملکردها قرار گرفتند.
این موضوع نشان میدهد که علاوه بر حجم منابع، نحوه تخصیص پول، کیفیت معلمان، برنامه درسی، مدیریت مدارس، دسترسی به آموزش باکیفیت و وضعیت اقتصادی خانوادهها نیز در نتیجه نهایی نقش دارند.
یک عامل مهمتر از پول: وضعیت اقتصادی خانوادهها
حتی در داخل یک کشور هم پولی که دولت برای آموزش خرج میکند تنها بخشی از داستان است. دادههای PISA نشان میدهد وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی خانوادهها ارتباط قدرتمندی با عملکرد دانشآموزان دارد. در اتحادیه اروپا، حدود ۴۸ درصد دانشآموزان دارای وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی نامساعد در ریاضیات عملکرد پایینی داشتند.
این یعنی سیاست آموزشی فقط درباره افزایش بودجه مدارس نیست؛ بلکه مسئله نابرابری آموزشی نیز مطرح است.
اروپا هنوز به هدف ۲۰۳۰ نرسیده است
اتحادیه اروپا برای سال ۲۰۳۰ هدف مشخصی تعیین کرده است؛ سهم دانشآموزان ۱۵ سالهای که در خواندن، ریاضیات یا علوم به حداقل سطح مهارت نمیرسند باید به کمتر از ۱۵ درصد کاهش پیدا کند، با این حال فاصله فعلی با این هدف زیاد است.
هزینه بیشتر برای آموزش؛ اما کافی نیست
مقایسه ایران و اروپا یک تصویر دوگانه نشان میدهد. از یک سو، ایران سهم بسیار کمتری از GDP خود را نسبت به میانگین اتحادیه اروپا صرف آموزش میکند؛ ۲.۸۲ درصد در برابر ۴.۷ درصد اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۳.
از سوی دیگر، تجربه خود اروپا نشان میدهد که افزایش بودجه بهتنهایی تضمینکننده آموزش بهتر نیست. تفاوت میان لوکزامبورگ و بلغارستان نشان میدهد سهم آموزش از GDP الزاماً میزان منابعی را که به هر دانشآموز میرسد مشخص نمیکند؛ و نتایج PISA نیز نشان میدهد حتی هزینه بالاتر لزوماً به عملکرد بهتر منجر نمیشود.