پیامدهای حذف راهنمای آینده از سیاست پولی | فدرالرزرو در عصر کوین وارش چگونه عمل میکند؟
اقتصادآنلاین: نخستین بخش مهم از برنامه اصلاحی کوین وارش، رئیس فدرالرزرو که در حال اجراست، کنار گذاشتن «راهنمای آیندهنگر» از سوی کمیته بازار آزاد فدرال و مقامهای فدرالرزرو درباره مسیر آینده سیاست پولی است؛ ابزاری که به نوشته والاستریتژورنال، قرار بود شفافیت را افزایش دهد، اما در عمل خسارت واقعی به بار آورد.
گروه اقتصادجهان؛ بیانیههای پس از نشست FOMC نسبت به یک سال قبل ۴۹ درصد کوتاهتر شدهاند، حجم صورتجلسات ۲۴ درصد کاهش یافته و تعداد سخنرانیهای اعضای هیئتمدیره فدرالرزرو نیز ۲۷ درصد کمتر شده است. وارش همچنین قاطعانه حاضر نیست در نشستهای خبری پس از جلسات FOMC، تحت فشار خبرنگاران درباره مسیر آینده سیاست پولی خبرسازی کند.
شاید وارش ابتدا سراغ «راهنمای آیندهنگر» رفته، چون میداند این ابزار شبیه بسیاری از برنامههای بزرگ دولتی است: اهداف آن در ظاهر قابل دفاع هستند، اما در مسیر اجرای آنها دستگاه دولتی بزرگتر میشود، دامنه مأموریتش گسترش مییابد و گروههایی شکل میگیرند که از ادامه این سیستم نفع میبرند؛ با این حال در نهایت دولت باز هم به اهداف اصلی خود نمیرسد.
هدفهای راهنمایی آیندهنگر بلندپروازانهاند: افزایش شفافیت و پاسخگوتر کردن فدرالرزرو و دادن اطلاعات کافی به بازارها تا بتوانند بدون شوکهای شدید خود را برای تغییرات آینده سیاست پولی آماده کنند.
منتقدان وارش میگویند او با کنار گذاشتن این ابزار، از این اهداف فاصله گرفته است. اما نویسنده این گزارش در WSJ معتقد است بخش بزرگی از انتقادها از سوی کسانی مطرح میشود که از این سیستم منفعت دارند.
والاستریت نگران است فرصتهای معاملاتی و درآمدهای کارمزدی خود را از دست بدهد. رسانهها نگراناند دیگر از اظهارات مقامهای فدرالرزرو تیترهای جذاب به دست نیاورند. خود مقامهای فد نیز ممکن است نگران باشند که دیگر فرصت حضور دائمی در تلویزیونهای مالی و بیان دیدگاههایشان درباره اقتصاد را نداشته باشند.
اما حتی اگر این منافع شخصی را کنار بگذاریم و فرض کنیم راهنمایی آیندهنگر با نیت خوبی طراحی شده، نویسنده استدلال میکند که در عمل کار نمیکند. طی سالها، این ابزار در نشان دادن اینکه فدرالرزرو واقعاً در آینده چه خواهد کرد، عملکرد بسیار ضعیفی داشته است.
حمله به «داتپلات»
صریحترین شکل راهنمایی آیندهنگر همان نمودار نقطهای یا Dot Plot است؛ نموداری که پیشبینی اعضای FOMC از نرخ بهره فدرالفاندز را نشان میدهد و هر سه ماه در قالب «خلاصه پیشبینیهای اقتصادی» منتشر میشود.
این سیستم در ژانویه ۲۰۱۲ و در دوره ریاست بن برنانکی آغاز شد.
نویسنده میگوید از میان ۴۶ پیشبینی سهساله فصلی که از آن زمان تا پایان ۲۰۲۵ منتشر شده، فقط دو مورد درست از آب درآمدهاند.
میانگین خطای این پیشبینیها ۱.۸ واحد درصد بوده است؛ رقمی که به گفته نویسنده بسیار بزرگ است، خصوصاً وقتی نرخ فدرالفاندز در همین دوره بهطور متوسط حدود ۲ درصد بوده است.
بزرگترین اشتباه داتپلات
نویسنده بدترین نمونه را پیشبینیهای دسامبر ۲۰۲۰ و مارس ۲۰۲۱ میداند.
در آن زمان نرخ بهره نزدیک صفر بود و داتپلات به بازار این پیام را میداد که نرخ بهره تا پایان ۲۰۲۳ نیز نزدیک صفر باقی خواهد ماند.
اما واقعیت کاملاً متفاوت شد:
پایان ۲۰۲۲: نرخ فدرالفاندز به ۴.۳۸ درصد رسید.
پایان ۲۰۲۳: نرخ به ۵.۳۸ درصد رسید.
یعنی بازار بر اساس سیگنالی برنامهریزی کرده بود که بعداً بهشدت اشتباه از آب درآمد.
ارتباط با سقوط Silicon Valley Bank
نویسنده یکی از پیامدهای این اشتباه را ورشکستگی Silicon Valley Bank در مارس ۲۰۲۳ میداند.
استدلال مقاله این است که SVB تا حدی به پیام فدرالرزرو درباره تداوم نرخهای نزدیک صفر اعتماد کرد و حجم زیادی اوراق خزانه بلندمدت با بازده پایین دوران کرونا خرید.
وقتی فدرالرزرو برخلاف آن راهنماییها وارد یکی از شدیدترین چرخههای افزایش نرخ بهره در تاریخ شد، ارزش این اوراق بهشدت کاهش یافت و زیان بزرگی برای بانک ایجاد کرد.
پس از آن فدرالرزرو مجبور شد برای حمایت از بانکهای دیگر، برنامهای اجرا کند که امکان وامگیری بر اساس ارزش اسمی اوراق در سررسید را فراهم میکرد؛ اما برای SVB دیگر دیر شده بود.
مقاله استدلال میکند پیامد دیگر راهنمایی اشتباه فدرالرزرو، طولانی شدن سیاست پولی فوقانبساطی و در نتیجه شدیدترین تورم آمریکا از اوایل دهه ۱۹۸۰ بوده است.
در مارس ۲۰۲۰ و با آغاز تعطیلی اقتصاد جهان، فدرالرزرو نرخ بهره را به صفر رساند و اعلام کرد تا زمانی که مطمئن نشود اقتصاد در مسیر دستیابی به حداکثر اشتغال و ثبات قیمتها قرار گرفته، نرخ را در همان محدوده حفظ خواهد کرد.
اما تا دسامبر ۲۰۲۱:
نرخ بیکاری به ۳.۹ درصد رسیده بود و تورم ۶.۱ درصد بود، اما نرخ بهره همچنان صفر باقی مانده بود.
فدرالرزرو تازه در بهار ۲۰۲۲ افزایش نرخ را آغاز کرد و تورم چند ماه بعد در تابستان به اوج رسید.
مقامهای فد نیز در نهایت پذیرفتند که تورم برخلاف ارزیابی قبلی آنها «موقتی» نبود.
نویسنده نتیجه میگیرد که خود فدرالرزرو نیز مانند SVB، اسیر راهنمایی آیندهنگر اشتباه خودش شده بود؛ یعنی، چون قبلاً به بازار وعده مسیر خاصی را داده بود، تغییر سریع سیاست برایش دشوارتر شد.
وارش نمیتواند راهنمایی آیندهنگر را کاملاً حذف کند
در این گزارش اشاره شده : البته وارش قادر نیست همه اشکال این سیاست را از بین ببرد.
قانون Humphrey-Hawkins مصوب ۱۹۷۸ فدرالرزرو را ملزم میکند هر شش ماه گزارشی درباره سیاست پولی، تحولات اقتصادی و چشمانداز آینده ارائه دهد.
اما وارش میتواند سطح ارتباطات فدرالرزرو را به شرایط قبل از ۲۰۰۷ بازگرداند.
در سال ۲۰۰۷ برنانکی «خلاصه پیشبینیهای اقتصادی» یا SEP را معرفی کرد که در آن اعضای FOMC هر سه ماه پیشبینی شخصی خود از رشد، اشتغال و تورم را ارائه میکردند.
سپس در سال ۲۰۱۲، داتپلات نرخ بهره نیز به آن اضافه شد.
آن زمان شرایط اقتصادی کاملاً متفاوت بود: تورم برای مدت طولانی پایینتر از هدف ۲ درصدی فدرالرزرو قرار داشت و نرخ بهره چهار سال در محدوده صفر مانده بود. برنانکی در تلاش بود از طریق کاهش بازده اوراق بلندمدت، اقتصاد را تحریک کند.
وعده حفظ نرخ بهره پایین از طریق Forward Guidance یکی از این ابزارها بود و برنامههای متعدد خرید اوراق یا سیاست انقباض کمی (QE) ابزار دیگر در اعمال این سیاست از سوی فدرال رزرو.
نویسنده مقاله معتقد است هیچکدام از آنها آنطور که انتظار میرفت عمل نکردند.
چرا موضع وارش قابل پیشبینی بود؟
وارش در سال ۲۰۱۱ از سمت خود بهعنوان عضو هیئتمدیره فدرالرزرو استعفا داد؛ بخشی از دلیل استعفای او مخالفت با دور دوم تسهیل کمی یا QE۲ بود.
در نتیجه هنگام معرفی داتپلات در سال ۲۰۱۲ دیگر در فدرالرزرو حضور نداشت.
پس از بازگشت به فدرالرزرو بهعنوان رئیس نیز در نخستین نشست FOMC خود در ژوئن امسال، از ارائه نقطه شخصی خود در داتپلات خودداری کرد.
نویسنده با کنایه میگوید وارش تا امروز همچنان “dot-free”؛ بدون نقطه باقی مانده است.