جنگ فرسایشی ایران و آمریکا؛ زمان به سود کیست؟ | بازی دوگانه ترامپ در تنگه
اقتصادآنلاین: توافق ایران و عمان برای تعیین مسیر جدید تنگه هرمز نزدیک است. اما آیا این توافق میتواند نقطه شروعی برای بازگشت ایران و آمریکا به یادداشت تفاهم اسلامآباد باشد؟
گروه سیاسی: جنگ به پایان نرسیده، اما خبری از صلح هم نیست. تفاهم اسلامآباد که موعدی ۶۰ روزه برای مذاکرات و رسیدن به توافق نهایی تعیین کرد همچنان روی میز است، اما فقط ۳ روز تا پایان این مهلت باقی مانده است. در این فاصله، اما نه تنها مذاکرات پیشرفتی نداشته بلکه ایران و آمریکا یک درگیری ۱۲ شبه را هم پشت سر گذاشتهاند.
در این میان، مذاکرات ایران و عمان برای تعیین مسیر عبور کشتیها از تنگه هرمز میتواند نخستین روزنه عملی برای کاهش تنش باشد، اما لزوماً به معنای بازگشایی فوری تنگه نیست.
توافق نزدیک است؟
برخی رسانهها گزارش دادهاند که میانجیها همچنان پیامها را بین ایران و آمریکا منتقل میکنند اما پیشرفت ملموسی حاصل نشده است. اما مذاکرات ایران و عمان به مراحل نهایی نزدیک شده است. اسماعیل بقایی سخنگوی وزارت خارجه خبر داده که توافق ایران و عمان بر سر یک مسیر عبوری جدید در تنگه هرمز نهایی شده است. البته به گفته بقایی برخی مسائل که احتمالا شامل جزییات فنی و حقوقی میشود همچنان در حال مذاکره و بررسی است.
آمریکا مدعی است که کنترل تنگه هرمز دیگر در اختیار ایران نیست، اما تردد کشتیها در این آبراه راهبردی بهشدت کاهش یافته است. دادههای کشتیرانی نشان میدهد که اگرچه عبور و مرور کاملاً متوقف نشده، حجم آن همچنان پایینتر از میانگین معمول است. بیشتر کشتیهایی که عبور میکنند نیز از مسیرهایی استفاده کردهاند که در هماهنگی با ایران قرار دارند.
در چنین شرایطی، توافق تهران و مسقط بر سر مختصات جغرافیایی یک مسیر عبور جدید اهمیت ویژهای پیدا میکند. چراکه تنگه هرمز به اصلیترین محور اختلاف ایران و آمریکا تبدیل شده است. اما با وجود نزدیکبودن توافق ایران و عمان، مقامات وزارت خارجه تاکید دارند که این توافق به معنای بازگشایی تنگه هرمز نیست و باید دید که آمریکا که احتمالا از طریق عمان در جریان این مذاکرات قرار دارد، چه واکنشی به آن نشان خواهد داد.
شواهد نشان میدهد که آمریکا از بازشدن تنگه هرمز استقبال میکند، اما حاضر نیست امتیازهای زیادی در ازای آن به ایران بدهد.
مقامات جمهوری اسلامی تاکید دارند که بازگشایی تنگه هرمز منوط به رعایت بندهای تفاهم اسلامآباد از سوی آمریکا از جمله لغو محاصره دریایی ایران است. اما دونالد ترامپ رییسجمهور آمریکا مدعی است که کنترل تنگه هرمز دیگر در اختیار ایران نیست.
زمان به سود کیست؟
به نظر میرسد در شرایط کنونی، سوال اصلی اینجاست که زمان به سود کدام طرف سپری میشود؟
واشنگتن بر محاصره دریایی، تحریم و فشار اقتصادی حساب کرده است. دولت ترامپ بار دیگر به تحریم نفتی و فشار بر شبکههای مالی روی آورده و البته تفاوت اینجاست که این بار محاصره دریایی نیز به فشار حداکثری آمریکا اضافه شده تا هزینه ادامه وضعیت فعلی را برای ایران افزایش دهد. تا اینجا نیز پیامدهای محاصره دریایی رفتهرفته در حال آشکارشدن است.
در سوی مقابل، ایران روی آسیبپذیریهای آمریکا حساب میکند. افزایش قیمت انرژی، هزینه نظامی جنگ، محدودیت ذخایر برخی مهمات و فشار افکار عمومی و برخی جناحهای جمهوریخواهان و حزب دموکرات در آمریکا از جمله این آسیبپذیریها است. نکته اینجاست که هرچه جنگ طولانیتر شود، حفظ یک عملیات نظامی گسترده برای واشنگتن پرهزینهتر خواهد شد.
به همین دلیل در وضعیت فعلی هر طرف امیدوار است فشار اقتصادی، سیاسی یا نظامی سرانجام طرف مقابل را وادار کند نخستین امتیاز جدی را بدهد و از مواضع خود عقبنشینی کند.
آیا جنگ دوباره گسترده میشود؟
هرچند با توجه به آرایش جنگی آمریکا نمیتوان احتمال بازگشت به یک جنگ تمامعیار را منتفی دانست، اما شواهد موجود نشان میدهد که هر دو طرف دستکم در مقطع فعلی هزینههای تشدید را نیز در محاسبات خود وارد کردهاند. این موضوع با آتشبس جنگ ۴۰ روزه و سپس پایان درگیریهای ۱۲ روزه بار دیگر روشن شد؛ بنابراین سناریوی محتملتر، ادامه وضعیتی نه جنگ، نه صلح است که در آن حملات محدود یا موردی، فشار اقتصادی، تهدیدهای متقابل و مذاکرات غیرمستقیم، بدون دستیابی فوری به توافق نهایی اتفاق میافتد. با این حال، هرمز همچنان نقطهای است که میتواند این تعادل شکننده را برهم بزند.
عمان میانجی میشود؟
در این میان، نقش عمان بیش از یک میانجی سنتی است. اگر توافق تهران و مسقط بر سر مسیر جدید تردد نهایی شود، ایران و عمان مستقیماً درباره عبور و مرور دریایی تصمیم میگیرند. اما نکته اینجاست که عمان وابستگیهای زیادی به آمریکا دارد و بعید است که بدون هماهنگی با کاخ سفید وارد توافق با ایران شود.
با این حال چنین توافقی برای ایران یک مزیت مهم دارد و آن کاهش هزینههای اقتصادی و سیاسی انسداد تنگه است؛ بدون آنکه تهران مجبور شود تمام اهرم فشار خود را یکباره کنار بگذارد. برای آمریکا نیز بازگشت تدریجی جریان انرژی و کاهش فشار بر بازار نفت میتواند فرصتی برای خروج از جنگ بدون اعلام شکست باشد. اما در نهایت، توافق ایران و عمان احتمالاً پایان مناقشه هرمز نخواهد بود. هرچند میتواند نخستین گام برای حرکت دوباره به سمت پایان جنگ باشد.
هرمز پایان اختلافها؟
با وجود همه اینها، مسئله هرمز بهتنهایی جنگ ایران و آمریکا را حل نمیکند. اختلاف درباره برنامه هستهای، تحریمها، توان موشکی، حضور نظامی آمریکا در منطقه و تضمینهای امنیتی همچنان پابرجاست. مسئله غرامت نیز به تازگی به اختلافها اضافه شده و ترامپ گفته که از این پس آمریکا نیز بابت هزینههای جنگ و حتی معترضان ایرانی از جمهوری اسلامی ایران غرامت میخواهد؛ بنابراین اگر تهران و مسقط بر سر مسیر جدید به توافق برسند، اثر اصلی آن نه پایان جنگ، بلکه ورود به مرحله اصلی مذاکرات خواهد بود.
اگر واشنگتن بتواند بازگشایی هرمز را از مسئله هستهای جدا و به یک توافق مرحلهای تبدیل کند و تهران نیز در برابر آن تضمینهای قابل اجرا درباره تحریمها و محاصره دریافت کند، توافق ایران و عمان میتواند به پلی برای بازگشت مذاکرات ایران و آمریکا تبدیل شود.
اما اگر هر دو طرف همچنان تصور کنند زمان علیه دیگری کار میکند، هرمز نه دروازه خروج از جنگ، بلکه همان گرهی باقی خواهد ماند که جنگ و صلح را برای ماهها در وضعیت تعلیق نگه میدارد.