تغییرات مهم در ساختار نظامی ایران / آیتالله مجتبی خامنهای برای جنگ طولانی آماده میشود
اقتصادآنلاین: از نگاه فارنپالیسی، تغییرات تازه در رأس نهادهای نظامی ایران فقط یک جابهجایی مدیریتی نیست؛ بلکه بخشی از یک آرایش جدید برای جنگ طولانی، تمرکز بیشتر فرماندهی، افزایش آمادگی تهاجمی و پیوند زدن دیپلماسی با فشار میدانی و اقتصادی است.
به گزارش اقتصادآنلاین، نشریه آمریکایی «فارنپالیسی» در تازهترین تحلیل خود، سلسله انتصابات نظامی اخیر توسط رهبر انقلاب را نشانهای از برنامهریزی تهران برای یک «جنگ طولانیمدت» با ایالاتمتحده و اسرائیل خوانده است. این نشریه که بهطور تخصصی در موضوعات بینالمللی فعالیت میکند، معتقد است مجموعهای گسترده از جابهجاییها، فرماندهی ارشد ایران را بهطور مؤثر بازسازی کرده و نهادهای مسئول مدیریت جنگ و دیپلماسی را سازماندهی مجدد کرده است. اما پرسش اصلی اینجاست: پشت این تحولات چه استراتژیای نهفته و تهران بهدنبال چه پیامی برای واشنگتن و تلآویو است؟
متن پیشرو، بازخوانی تحلیلی تازهترین گزارش همین نشریه است که خبرگزاری فارس آن را ترجمه و منتشر کرده است.
بر اساس گزارش فارنپالیسی، این انتصابها «نشاندهنده تأکید بیشتر بر عملیات تهاجمی و تحمیل هزینههای شدیدتر برای تقویت بازدارندگی و ادغام دقیقتر سیاستهای نظامی، اقتصادی، دیپلماتیک و امنیت داخلی» است. بهعبارت دیگر، تغییرات تنها به سطح فرماندهان محدود نشده و گویی معماری کلی امنیت ملی ایران حول محور «آمادگی برای رویارویی بلندمدت» بازتعریف شده است.
بازسازی ساختار فرماندهی؛ تهران در حال سازماندهی مجدد نهاد امنیتی
بهگفته این نشریه آمریکایی، «رهبر ایران در مجموعهای گسترده از انتصابات، فرماندهی ارشد ایران را بهطور مؤثر بازسازی کرده و نهادهای مسئول مدیریت جنگ و دیپلماسی را سازماندهی مجدد کرده است». بهزعم نویسنده این مقاله، این انتخابها نشان میدهد که «تهران در حال بازسازی نهاد امنیتی خود پیرامون درسهای جنگ و آماده شدن برای یک رویارویی طولانیمدت با ایالاتمتحده و اسرائیل است».
نکته محوری این تحلیل، تغییر در فلسفه «بازدارندگی» است؛ بازدارندگیای که بهجای صرفاً «جلوگیری از حمله»، بر «توانایی وارد کردن آسیبهای جدی به دشمن» متمرکز شده تا هر دور جدید از درگیری، دشمن را در موقعیتی بدتر قرار دهد.
ترکیب دیپلماسی با «بازدارندگی سختتر»
یکی از نکات قابلتأمل در تحلیل فارنپالیسی، تلاش تهران برای پیوند زدن دیپلماسی با مفهومی سختگیرانهتر از بازدارندگی است. بهنوشته این نشریه: «این انتصابات نشان میدهد که تهران در تلاش است دیپلماسی را با مفهوم سختتری از بازدارندگی، که بر حفظ و تقویت توانایی خود در آسیب رساندن به دشمنانش متمرکز است، ترکیب کند تا مذاکرات بهجای مکث دیگری قبل از درگیری مجدد، به یک توافق پایدار منجر شود.»
این رویکرد، پیام روشنی برای طرف مقابل دارد: تهران دیگر به دنبال «آتشبس موقت» یا «وقفه قبل از درگیری بعدی» نیست، بلکه هدف آن رسیدن به توافقی است که در سایه توانایی آسیبرسانیِ پایدار، پایدار بماند.
انتصاب رضایی به دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی
فارنپالیسی درباره انتصاب سرلشکر رضایی به دبیری شورای عالی امنیت ملی نوشته است: «رضایی مدتی طولانی است که بهعنوان یک متفکر استراتژیک و نهادساز در درون نهاد نظامی ایران شناخته میشود. در طول ۱۶ سال فرماندهی سپاه، او به تبدیل آن به یک سازمان نظامی گسترده کمک کرد و نیروهای زمینی، هوایی و دریایی آن را توسعه داد.»
این نشریه تأکید کرده که نقش رضایی فراتر از کمک به هدایت جنگ ایران و عراق، «به ایجاد نهادها و قابلیتهایی گسترش یافت که نحوه اعمال قدرت نظامی ایران را برای دهههای آینده شکل میداد». بهبیان دیگر، حضور او در قلب سیاستگذاری امنیت ملی، نشانه وزن یافتن دیدگاه «نهادسازی و بازدارندگی بلندمدت» در تصمیمگیریهای کلان است.
ادغام قرارگاه خاتمالانبیا در ستاد کل؛ تمرکز فرماندهی در جنگ
فارنپالیسی درباره سایر انتصابات نوشته است: علی عبداللهی، رئیس جدید ستاد کل نیروهای مسلح، موظف به تکمیل ادغام قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا در ستاد کل شده است؛ سازماندهی مجددی که بهزعم این نشریه «فرماندهی و هماهنگی در زمان جنگ را متمرکزتر خواهد کرد». مأموریت او بر آمادگی برای «تهدیدهای متعارف، مدرن، شناختی و ترکیبی» تأکید دارد.
این ادغام، گامی مهم در جهت یکپارچهسازی ساختار تصمیمگیری زمان جنگ محسوب میشود تا از موازیکاری و پراکندگی فرماندهی جلوگیری به عمل آید.
وحیدی فرمانده سپاه؛ بازدارندگی حداکثری با آمادگی تهاجمی
در همین حال، احمد وحیدی رسماً بهعنوان فرمانده سپاه پاسداران انتخاب شد. بهگفته فارنپالیسی، رهبر انقلاب به او دستور داده است که «ضمن حفظ آمادگی برای عملیات تهاجمی قدرتمند علیه دشمن، بازدارندگی حداکثری را دنبال کند».
این نشریه نتیجه گرفته است: «رویهمرفته، این اقدامات نشاندهنده تلاشی برای ادغام فرماندهی زمان جنگ ایران در عین پذیرش شکلی تهاجمیتر از بازدارندگی است که در آن حملات با مقابلهبهمثل بیشتری روبرو میشوند تا دشمنان را متقاعد کنند که هر دور جدید درگیری، آنها را در موقعیت بدتری قرار میدهد.»
فرمانده جدید نیروی دریایی سپاه؛ تنگه هرمز در مرکز استراتژی
نکته کلیدی دیگر در این تحلیل، جایگاه تنگه هرمز است. فارنپالیسی درباره علی عظمایی، فرمانده جدید نیروی دریایی سپاه، که جایگزین علیرضا تنگسیری شده، گزارش داد: او «در زمانی مسئولیت را بر عهده میگیرد که کنترل تنگه هرمز به مهمترین منبع اهرم فشار ایران بر واشنگتن و اقتصاد جهانی تبدیل شده است».
مأموریت فرمانده جدید بر «آمادگی رزمی بیشتر، نظارت اطلاعاتی و هماهنگی با نیروی دریایی منظم و سایر نهادهای دولتی» تأکید دارد؛ نشانهای از اینکه هرمز دیگر صرفاً یک موضوع دریایی نیست، بلکه به عنصر محوری معادله فشار و مذاکره تبدیل شده است.
بازگشت حسین طائب به رأس بسیج برای تقویت «شبکه اطلاعات عمومی»
در حوزه داخلی نیز فارنپالیسی به بازگشت حسین طائب، رئیس سابق اطلاعات سپاه، به رأس سازمان بسیج اشاره کرده و نوشته است: «به طائب دستور داده شده که شبکه اطلاعات عمومی خود را تقویت کند، از فناوریهای جدید بهره ببرد و سازماندهی در سطح محله را تعمیق بخشد.»
این انتصاب در چارچوب ادغام سیاستهای «نظامی، اقتصادی، دیپلماتیک و امنیت داخلی» و تقویت زیرساختهای اجتماعی-امنیتی برای یک درگیری بلندمدت قابلتفسیر است.
تهران راهبرد «قبل از جنگ» را تکرار نمیکند
فارنپالیسی با مرور تجربههای گذشته، به تغییر پارادایم در استراتژی تهران اشاره کرده است. پس از خروج آمریکا از برجام، تهران عمدتاً آنچه را «صبر استراتژیک» مینامند دنبال کرد و پاسخهای خود را در برابر تحریمها، ترورها، خرابکاریها و حملات اسرائیل تنظیم کرد؛ رویکردی که هدف آن جلوگیری از درگیری گسترده و حفظ فضا برای دیپلماسی بود.
اما بهزعم این نشریه، «تهران اکنون معتقد است که این خویشتنداری نتیجه معکوس داده و این برداشت را در واشنگتن و اسرائیل تقویت کرده است که ایران ضعیف و آسیبپذیر، پاسخهای آن قابلپیشبینی و هزینههای حمله به آن قابلمدیریت است».
درس گرفتهشده از جنگهای پس از ژوئن ۲۰۲۵، صرفاً نیاز به قابلیت نظامی بیشتر نیست؛ بلکه «نیاز به نمایش تمایل برای استفاده از آنها به روشهایی است که هزینههای نظامی و اقتصادی بهاندازه کافی شدیدی را تحمیل کند تا دشمنان را از تشدید دوباره تنش منصرف نماید».
تهران در بعد اقتصادی چه میکند؟
بر اساس مقاله فارنپالیسی، در بعد اقتصادی، تجربه تهران با توافق هستهای و تفاهمنامه اخیر این تردید را برانگیخته است که آیا کاهش تحریمها که «به معافیتهای ایالاتمتحده وابسته و در برابر تغییر کنگره یا ریاستجمهوری آسیبپذیر است»، میتواند آینده را تضمین کند؟
این موضوع، اهمیت حفظ تنگه هرمز را برجسته میکند؛ تهران بهدنبال اهرمی است که خود آن را کنترل کند تا فشار اقتصادی مجدد را پرهزینهتر کند و در نهایت، امنیت و رفاه خود را بیشتر به امنیت و رفاه خلیجفارس و اقتصاد جهانی پیوند دهد.
بهنوشته این نشریه، تهران اکنون در تلاش است «آن اهرم زمان جنگ را به یک نظم منطقهای پایدارتر تبدیل کند که قدرت و منافع ایران را بهتر در خود جای دهد». بهعبارتدیگر، اصرار ایران بر ترتیبات دریایی جدید در هرمز و امتناع از بازگشایی تنگه صرفاً در ازای وعدههای کاهش تحریمها، نشاندهنده تلاش گستردهتر این کشور برای «خروج از این درگیری با یک موقعیت منطقهای قویتر» است.