سقوط ارزش بورس ایران به زیر ۱۰۰ میلیارد دلار / کل بازار به اندازه سود یکسال گوگل شد
اقتصادآنلاین: تازهترین برآوردها نشان میدهد ارزش بورس ایران به حدود ۹۸ میلیارد دلار رسیده است؛ موضوعی که با مقایسه آن با سود یکساله گوگل، ابعاد افت بازار سرمایه را نمایان میکند.
ارزش دلاری بورس ایران به حدود ۹۸ میلیارد دلار سقوط کرده است؛ یعنی کل بازار سرمایه کشوری با بیش از ۹۰ میلیون نفر جمعیت، تقریباً به اندازه سود خالص یکساله شرکت گوگل ارزش دارد. این فقط یک مقایسه نیست؛ این تصویر واقعی اقتصاد ایران است؛ اقتصادی که هر روز کوچکتر میشود، اما مسئولان همچنان از دستاوردهای بزرگ سخن میگویند. عدهای این وضعیت را یک فرصت طلایی برای سرمایهگذاری میدانند. استدلالشان هم روشن است؛ بسیاری از شرکتهای بورسی از نظر دارایی، ظرفیت تولید و سودآوری، ارزشی بیش از قیمت فعلی سهام خود دارند. از نگاه آنان، بورس ایران یکی از ارزانترین بازارهای سهام جهان است.
اما یک سؤال اساسی وجود دارد؛ اگر بورس تا این اندازه ارزنده است، چرا سرمایههای بزرگ هنوز تماشاگرند؟
پاسخ را نباید روی تابلوی معاملات جستوجو کرد؛ پاسخ در سیاستگذاری اقتصادی نهفته است. سرمایه از ارزانی فرار نمیکند؛ از بیثباتی فرار میکند. سرمایه از قیمت پایین نمیترسد؛ از تصمیمات غیرقابل پیشبینی میترسد. بازاری که هر روز با یک بخشنامه، یک قیمتگذاری دستوری یا یک تصمیم ناگهانی غافلگیر میشود، حتی اگر ارزانترین بازار دنیا باشد، نمیتواند اعتماد سرمایهگذار را بخرد.
در سوی دیگر ماجرا، دولت با کسری بودجهای روبهرو است که هر سال بزرگتر میشود. طبیعی است که در چنین شرایطی، هدایت نقدینگی به بورس جذاب باشد؛ هم فشار را از بازار ارز و طلا کم میکند و هم مسیر تازهای برای تأمین مالی ایجاد میکند. این سیاست، اگر بر پایه اصلاحات اقتصادی و تقویت بازار سرمایه باشد، قابل دفاع است؛ اما اگر هدف صرفاً جمعآوری نقدینگی باشد، نتیجه آن چیزی جز تکرار یک تجربه تلخ نخواهد بود.
هنوز خاطره سال ۱۳۹۹ از ذهن مردم پاک نشده است. آن زمان نیز بورس با تبلیغات گسترده به مقصد سرمایههای خرد تبدیل شد، اما پایان آن، بیاعتمادی میلیونها سهامدار بود.
اعتماد، مهمترین سرمایه هر بازار است؛ سرمایهای که اگر از دست برود، با رشد چندروزه شاخص بازنمیگردد.
واقعیت این است که بورس ایران امروز بیش از کمبود پول، از کمبود اعتماد رنج میبرد. سرمایهگذار قبل از آنکه به سود شرکتها نگاه کند، به رفتار سیاستگذار نگاه میکند. تا زمانی که ثبات، شفافیت و امنیت سرمایهگذاری به اقتصاد بازنگردد، پایین بودن ارزش دلاری بورس، بیش از آنکه نشانه ارزندگی باشد، بازتاب ریسک بالای اقتصاد ایران است.
بنابراین، پرسش اصلی این نیست که بورس ۹۸ میلیارد دلار میارزد یا ۱۹۸ میلیارد دلار. پرسش اصلی این است که این بازار قرار است موتور تأمین مالی تولید باشد یا صندوق جبران کسری بودجه؟
پاسخ این پرسش، سرنوشت میلیونها سهامدار را تعیین خواهد کرد. اگر سیاستگذار از گذشته درس گرفته باشد، بورس میتواند آغاز یک دوره تازه باشد؛ اما اگر دوباره نگاه کوتاهمدت بر تصمیمگیریها حاکم شود، بازار سرمایه یک بار دیگر بهای اشتباهات سیاستی را از جیب سهامداران خرد خواهد گرفت.
بورس به پول نیاز ندارد؛ به اعتماد نیاز دارد. و تا زمانی که اعتماد احیا نشود، هر صعودی میتواند مقدمه یک سقوط دیگر باشد.