پلتفرمهای آنلاین طلا به بخشی از زیرساخت اقتصادی کشور تبدیل شدهاند
آلبرت بغزیان در یادداشتی برای اقتصادآنلاین نوشت: بازارهای ارز و طلا هر زمان که با افزایش قیمت مواجه میشوند، یکی از رایجترین تحلیلها این است که مردم با رفتارهای هیجانی باعث رشد قیمتها شدهاند. معمولاً گفته میشود هجوم مردم به خرید ارز و طلا، بازار را ملتهب کرده و انتظارات تورمی را افزایش داده است.
اخیرا نیز شبکههای آنلاین معاملات در بازارهای مالی به متهم دیگری برای افزایش قیمتها تبدیل شدهاند. اما واقعیت این است که نسبت دادن نوسانات بازار به رفتار مردم یا افزایش ضریب نفوذ اینترنت، سادهترین توضیح ممکن برای پدیدهای است که ریشههای عمیقتر و پیچیدهتری دارد.
در سالهای اخیر بسترهای آنلاین مانند پلتفرمهای آنلاین طلا، نهتنها عاملی برای نوسان بازار نبودهاند، بلکه فضا را رقابتیتر کرده و به بخش جداییناپذیر زیرساختهای اقتصادی کشور تبدیل شدهاند.
اگر واقعاً رفتارهای هیجانی مردم یا بسترهای آنلاین عامل اصلی افزایش قیمتها باشند، باید در زمان کاهش قیمتها نیز همین نقش را ایفا کنند. در حالی که تجربه بازارهای ایران نشان میدهد عوامل تعیینکننده قیمت ارز و طلا عمدتاً در حوزه سیاستگذاری، تجارت خارجی، محدودیتهای ارزی، تحولات سیاسی و سازوکارهای بازار قرار دارند. مردم بیش از آنکه توانایی جهتدهی به بازار را داشته باشند، تلاش میکنند از قدرت خرید و ارزش داراییهای خود محافظت کنند.
در جریان جنگ ۴۰روزه نیز بسیاری انتظار داشتند قیمت ارز و طلا با جهشهای سنگین مواجه شود. اما بازار رفتاری متفاوت از پیشبینیهای رایج نشان داد.
برخلاف تصور عمومی، قیمت جهانی طلا تحت تأثیر شرایط خاص بازارهای جهانی و فروش بخشی از ذخایر طلا توسط برخی کشورها برای مدیریت فشارهای اقتصادی و تورمی، با افزایش قابل توجهی روبهرو نشد و حتی در مقاطعی کاهش یافت. در داخل کشور نیز محدود شدن حجم معاملات، اختلال در برخی مسیرهای مبادلاتی و کاهش عمق بازار باعث شد روند قیمتها از الگوهای همیشگی فاصله بگیرد.
در این دوره بخشی از سازوکارهای سنتی بازار ارز نیز با اختلال مواجه شد. این در حالی است که پلتفرمهای آنلاین طلا بدون وقفه در حال ارائه خدمات بودند.
تعطیلی یا محدود شدن برخی مسیرهای مرسوم مبادلات ارزی، کاهش حجم معاملات در بازارهای منطقهای و افت دادوستدها باعث شد نرخهایی که در بازار مشاهده میشد، الزاماً بازتابدهنده افزایش واقعی تقاضا نباشد. زمانی که حجم معاملات کاهش پیدا میکند، حتی دادوستدهای محدود نیز میتوانند بر نرخهای اعلامی اثر بگذارند و تصویری متفاوت از واقعیت بازار ایجاد کنند.
واقعیت این است که مردم در شرایط بیثبات اقتصادی بیش از آنکه به دنبال کسب سود باشند، در پی حفظ ارزش داراییهای خود هستند.
این موضوع را میتوان در رفتار کاربران اپلیکیشن میلی نیز مشاهده کرد. بخش عمده کاربران این پلتفرم آنلاین طلا، در دوره تنشهای اخیر به جای ورود به معاملات پرریسک، استراتژی حفظ دارایی را در پیش گرفتهاند و تنها بخش محدودی از معاملهگران اقدام به خرید و فروشهای مکرر کردهاند. این رفتار بیش از آنکه نشانه هیجان باشد، بیانگر تلاش برای حفظ قدرت خرید در شرایط نااطمینانی اقتصادی است.
نکته مهم دیگر، تأثیر محدودیتهای ارتباطی و تجاری بر فعالیتهای اقتصادی است. در سالهای اخیر بخش قابلتوجهی از کسبوکارها به فضای دیجیتال منتقل شدهاند و فروش آنلاین، پلتفرمهای طلا و شبکههای اجتماعی به بخشی از زیرساخت اقتصاد کشور تبدیل شدهاند.
هرگونه اختلال در دسترسی به اینترنت یا محدود شدن این بسترها، مستقیماً بر گردش کالا، خدمات و درآمد بنگاههای اقتصادی اثر میگذارد. بسیاری از کسبوکارهای کوچک و متوسط بازار خود را در فضای آنلاین پیدا کردهاند و طبیعی است که هر محدودیتی در این حوزه، هزینههای اقتصادی قابلتوجهی به همراه داشته باشد.
همچنین با عادیشدن شرایط تجاری، بازگشت مسیرهای حملونقل، تسهیل واردات، ازسرگیری کامل مبادلات آنلاین و کاهش محدودیتهای منطقهای، بخشی از فشارهای موجود در بازار کاهش خواهد یافت. بازگشایی مسیرهای تجاری و کاهش ریسکهای منطقهای میتواند به افزایش حجم معاملات و شفافتر شدن روند قیمتها کمک کند.
در چنین شرایطی، بازارها به تدریج به سمت کشف قیمت بر اساس متغیرهای واقعی اقتصاد حرکت میکنند.
با این حال نباید انتظار داشت که قیمتها به سطوح پیشین بازگردند، زیرا اقتصاد پس از هر بحران وارد مرحله جدیدی میشود و معمولاً بخشی از افزایش هزینهها در ساختار قیمتها باقی میماند.
اطلاعات گزارش میلی نیز این موضوع را تائید میکند؛ چراکه در دورههای اخیر، برخلاف برخی روایتها، بخش عمده فعالان خرد بازار به دنبال حفظ دارایی بودهاند، نه ایجاد موجهای سفتهبازانه و التهاب در بازار.
به همین دلیل، تحلیل نوسانات بازار صرفاً از دریچه رفتار مردم نمیتواند تصویر دقیقی از واقعیت اقتصاد ارائه دهد.
در نهایت، آنچه در ماههای اخیر مشاهده شد بیش از هر چیز نشان میدهد که مردم در شرایط نااطمینانی اقتصادی به دنبال حفظ ارزش داراییهای خود هستند، نه ایجاد التهاب در بازارها.
متهم کردن مردم به رفتارهای هیجانی شاید سادهترین روایت از نوسانات اقتصادی باشد، اما برای شناخت واقعیت بازار باید به سراغ عوامل بنیادی، سیاستهای اقتصادی، وضعیت تجارت، زیرساختهای ارتباطی و تحولات سیاسی رفت.
ریشه اصلی نوسانات را باید در این متغیرها جستوجو کرد، نه در رفتار مردمی که بیش از هر چیز نگران حفظ قدرت خرید خود هستند.




