اکران آنلاین فیلم سینمایی زن و بچه / نقدوبررسی فیلم جدید سعید روستایی و واکاوی شخصیتهای داستان
پس از گذشت حدود یکسال از اکران موفق در سینماها، حالا نوبت به «زن و بچه» رسیده است تا در پلتفرم «فیلیمو» به خانه مخاطبان بیاید.
به گزارش اقتصادآنلاین، فیلم سینمایی «زن و بچه»، چهارمین اثر بلند سعید روستایی به تهیهکنندگی سید جمال ساداتیان، از صبح سهشنبه ۲۶ خردادماه بهصورت اختصاصی در پلتفرم فیلیمو عرضه شد. این فیلم که پیش از تولید و اکران، بهدلیل حواشیِ فیلم پیشین کارگردان («برادران لیلا») و نامزدی آثار او در جشنواره کن، کنجکاویهای زیادی را برانگیخته بود، توانست در زمان اکران سینمایی خود رکورد فروش روز اول سینمای اجتماعی را بشکند.
«زن و بچه» برخلاف مسیر پرپیچوتخم برادران لیلا، با مجوز رسمی ساخته شد و حالا پس از یک سال، در حالی به شبکه نمایش خانگی میآید که همچنان بحثها درباره سبک فیلمسازی سعید روستایی داغ است.
داستان فیلم زن و بچه سعید روستایی
فیلم در ظاهر روایتی از زندگی زنی بیوه به نام «مهناز» (با بازی پریناز ایزدیار) است که با دو فرزندش زندگی میکند. او در آستانهی پیوند با مردی به نام حمید است، اما ماجراها به شکلی پیش میرود که در شب خواستگاری، حمید دلبستهی خواهر مهناز میشود. وقوع یک حادثهی تلخ (سقوط مرگبار فرزند مهناز، علیار) فیلم را به مسیری تازه میکشاند؛ جایی که مهناز از یک مادر دلسوز، به یک بازجوی منتقم بدل میشود که به دنبال مقصر میگردد.
اما آیا «زن و بچه» در روایت این قصه موفق است؟ نگاهی دقیقتر به لایههای زیرین فیلمنامه، ضعفهایی را نمایان میکند که نمیتوان از کنار آنها بهسادگی گذشت.

نقد فیلمنامه: چالشهای یک روایت شعاری
اصلیترین پاشنه آشیل «زن و بچه» فیلمنامهی آن است. فیلمی که در بسیاری از لحظات، خودش هم نمیداند قرار است چه بگوید. مهناز در طول فیلم، فراتر از یک شخصیت مستقل، به ابزاری در دست کارگردان تبدیل میشود تا نقدهای اجتماعی خود را بر سیستم قضایی، آموزشی و سنتها وارد کند.
مشکل اینجاست که این نقدها گاهی از دلِ قصه بیرون نمیآیند، بلکه به شکل دیالوگهای طولانی، گلدرشت و مصنوعی بر سر مخاطب آوار میشوند. برای مثال، تلاش برای نقد سیستم آموزشی از طریق ماجرای مشق و اخراج، بیش از آنکه تکاندهنده باشد، مضحک به نظر میرسد. هرچند روستایی گاهی هنرمندانه عمل میکند (مانند شکستن دیوار چهارم توسط ایزدیار در واکنش به قوانین ولی دم)، اما بلافاصله با عقبنشینی در پلان بعد، جسارتِ نقد خود را خنثی میکند.
فرم بصری: بلوغ روستایی در مقام کارگردان
در سوی دیگر ماجرا، با کارگردانیای روبهرو هستیم که نسبت به آثار قبلی روستایی، پختهتر و البته زیباتر شده است. همکاری روستایی با ادیب سبحانی (مدیر فیلمبرداری) و بهرام دهقان (تدوینگر)، خروجی تصویریِ تحسینبرانگیزی را رقم زده است.
در «زن و بچه» دیگر خبری از آن فضای چرکین و نورهای بیروح آثار قبلی نیست؛ صحنهها رنگ و نور رئالی دارند و برنامهریزی برای حرکت چشم مخاطب در قاب، بینقص است. استفاده از لنز تله و زومهای اپتیکال برای نمایش ناتوانی علیار در برابر دنیای بزرگسالان، از نقاط قوت کارگردانی است که نشان میدهد روستایی به خوبی برای چشم مخاطب «برنامه» دارد.

شخصیتپردازی: ابهام در هویت
فیلم در پرداخت شخصیتها با بحران کمبود «بکاستوری» (پیشزمینه) مواجه است. تصمیمات کاراکترها و روابطشان اغلب قابلدرک نیست. به جز علیار که به عنوان یک نوجوان شر و شور، در نیمه ابتدایی فیلم بهخوبی ترسیم میشود، دیگر شخصیتها سرگردانند.
مهناز در تغییرات ناگهانیاش (از مادر دلسوز به بازجوی خشمگین)، فاقد انگیزههای درونیسازی شده است. حتی حمید، به عنوان نقطه ثقل مثلث عشقی، فاقد کاریزمایی است که بتواند دلیلِ دلبستگی همزمان دو خواهر به خود را توجیه کند.
بازیگری: سکوتهای طلایی، دیالوگهای مزاحم
پریناز ایزدیار در این فیلم، در لحظات سکوت و با استفاده از زبان بدن و نگاههایش، یکی از بهترین بازیهای خود را به نمایش میگذارد. اما هرگاه فیلمنامه او را مجبور به ادای دیالوگهای طولانی و شعاری میکند، قدرت بازیگریاش در تلهی متن گرفتار میشود. در کنار او، پیمان معادی تلاش کرده تا با تکنیکِ بیان خود، دیالوگهای سنگین را مدیریت کند و آرشیدا درستکار نیز حضور تأثیرگذاری دارد.

جمعبندی؛ جسور اما خام
«زن و بچه» اثری است که مدام بین «شاهکار» و «ضعف» در نوسان است. هرجا که روستایی به سکوت و تصویر اعتماد میکند، با لحظاتی درخشان روبهرو هستیم و هرجا که دیالوگها و شعارهای اجتماعی افسار کار را به دست میگیرند، فیلم دچار لکنت میشود.
با این حال، «زن و بچه» جسورتر از آن است که نادیده گرفته شود و خامتر از آن است که بتوان آن را بینقص دانست. اکران آنلاین این فیلم فرصت خوبی است تا مخاطبان سینمای اجتماعی، خودشان به تماشای این تجربهی متفاوت از سعید روستایی بنشینند و دربارهی کیفیت آن قضاوت کنند.



