بنزین ارزان و تورم ۳ رقمی در اقتصاد ایران | چرا زمان اصلاح قیمت فرا رسید؟
مصرف بنزین در ایران به ۱۳۷ میلیون لیتر در روز رسید. در حالی که تولید داخلی حدود ۱۱۰ میلیون لیتر است و کشور با کسری ساختاری مواجه است.
اقتصادآنلاین، آرمان هنرکار؛ برآوردها نشان میدهد مصرف روزانه بنزین در کشور که سال گذشته حدود ۱۳۰ میلیون لیتر بود، در سال جاری به حدود ۱۳۷ میلیون لیتر رسیده است. این در حالی است که بر اساس گفته های وزیر نفت، روزانه ۱۱۰ میلیون لیتر بنزین در کشور تولید میشود.
این در حالی است که بخش مهمی از ظرفیت عرضه نیز از دست رفته و عملاً امکان جبران از مسیرهای کوتاهمدت وجود ندارد. برخی شاید در این میان گمان کنند که توافق با آمریکا میتواند این ناترازی را برطرف کند، اما با توجه به میزان قابل توجه ناترازی، واردات صرفا میتواند نقش مرفین را در بدن مریض اقتصاد ایران بازی کند.
بر اساس دادهها، حدود ۳۰ میلیون لیتر کسری روزانه در بازار بنزین وجود دارد؛ چراکه بخشی از واردات بنزین سوپر (حدود ۲۰ میلیون لیتر در روز) به دلیل شرایط ژئوپلیتیک و اختلال در مسیرهای تأمین متوقف شده است. همچنین براساس گفتههای اسماعیل سقاب اصفهانی، معاون رئیس جمهور، حدود ۱۰ میلیون لیتر از ظرفیت تولید نیز به دلیل آسیبهای زیرساختی و جنگی از مدار خارج شده است؛ ظرفیتی که بازگشت آن دستکم یک سال زمان نیاز دارد.
در نتیجه، اقتصاد انرژی کشور با یک واقعیت ساده مواجه است: از ۱۳۰ میلیون لیتر تقاضا، حدود ۱۰۰ میلیون لیتر قابل اتکا باقی مانده است.
چرا واردات هم نسخه درمان نیست؟
حتی در سناریوی بازگشت واردات یا بهبود روابط خارجی، واردات بنزین نمیتواند مسئله ناترازی را حل کند. دلیل اصلی این است که بحران انرژی در ایران، ساختاری و ناشی از قیمتگذاری غیرواقعی است، نه صرفاً کمبود عرضه.
به اعتقاد برخی صاحبنظران، تا زمانی که قیمت انرژی واقعی نشود، مصرف در سطح بالا باقی میماند و هر ظرفیت جدیدی، صرفاً به هدررفت بیشتر منجر خواهد شد. از سوی دیگر، قیمتگذاری دستوری انگیزه سرمایهگذاری در بخش تولید و بهینهسازی مصرف را از بین برده است.
در حال حاضر بنزین با نرخهای ۱۵۰۰، ۳۰۰۰ و ۵۰۰۰ تومان عرضه میشود، در حالی که برآوردها نشان میدهد میانگین هزینه تمامشده بنزین با احتساب زنجیره تأمین، لجستیک و توزیع درحدود ۸۰ هزار تومان قرار دارد.
تحلیلگران در این خصوص چه میگویند؟
صادق الحسینی، تحلیلگر اقتصادی نیز در این خصوص گفته است: «ایران الان چارهای جز آزادسازی قیمت ندارد، پیشتر هم گفتم برای اصلاح اساسی در ایران یک بحران بزرگ نیاز است، ۴۷ سال دستور بر اقتصاد حاکم بوده و اکنون تنها راه آزادسازی است.»
وی بیان کرد: اگر اصلاحات انرژی در ایران و همین امسال صورت نگیرد، ما قطعا و برای نخستین بار تورم سه رقمی خواهیم داشت. علت این مورد نیز کسری تجاری ایران در سال جاری خواهد بود که حدود ۲۳ میلیارد دلار خواهد بود.
الحسینی همچنین تحلیل کرد: تا بیچاره نشویم هیچ کاری نمیکنیم چراکه ائتلاف مسلط حاکم هیچ وقت مزیتهای خود را رها نمیکند مگر اینکه بیچاره شود، قطع به یقیین در حوزه انرژی بیچارهایم و تنها راه آزادسازی نرخ انرژی است، کسری تجاری ۲۳ میلیارد دلاری یعنی نرخ ارز ۴ برابری نسبت به امروز و تورم ۱۶۰ درصدی.
یارانه پنهان عظیم؛ بنزین ارزان برای همه
برآوردها نشان میدهد میانگین هزینه واقعی هر لیتر بنزین در اقتصاد ایران با احتساب هزینههای جانبی به حدود ۷۵ هزار تومان میرسد؛ رقمی که فاصله عمیق آن با قیمت فروش، شکاف بزرگی در بودجه دولت ایجاد کرده است.
در حال حاضر، حدود ۳۱ میلیون کارت سوخت فعال در کشور وجود دارد که ماهانه سهمیههای ۶۰ لیتری با نرخ اول و ۱۰۰ لیتری با نرخ دوم دریافت میکنند. این حجم از تخصیص، حتی از کل مصرف واقعی کشور نیز فراتر رفته و نشاندهنده ناکارآمدی در نظام توزیع است.
مصرف سرانه و تصویر واقعی تقاضا
بر اساس مصرف روزانه ۱۳۷ میلیون لیتر، سهم هر ایرانی بهطور میانگین حدود ۱.۵ لیتر در روز یا نزدیک به ۵۵۵ لیتر در سال برآورد میشود؛ رقمی که در مقیاس جمعیتی، فشار سنگینی بر شبکه تأمین وارد میکند.
در سطح ماهانه نیز مصرف کشور به حدود ۴.۱ میلیارد لیتر میرسد، در حالی که توان تولید داخلی حدود ۳ میلیارد لیتر برآورد میشود؛ یعنی شکاف ساختاری پایدار در سمت عرضه.
دولت در وضعیت زیان انباشته انرژی
محاسبات نشان میدهد مجموع یارانه پنهان پرداختی در بخش بنزین به دهها هزار میلیارد تومان در ماه میرسد؛ عددی که در مقیاس سالانه به صدها هزار میلیارد تومان نزدیک میشود.
این منابع عملاً به جای سرمایهگذاری در توسعه زیرساختهای انرژی، حملونقل عمومی، یا بهبود کیفیت خودروها، صرف تثبیت مصرف بالای سوخت شده است. برآوردهای تطبیقی نشان میدهد این حجم از منابع، معادل دهها میلیارد دلار در سال است؛ رقمی که میتوانست در پروژههای بزرگی مانند توسعه میادین گازی، نیروگاهها یا آبشیرینکنها هزینه شود.
اصلاح قیمت، نه انتخاب بلکه اجبار
واقعیت این است که بحران بنزین در ایران دیگر یک مسئله مدیریتی کوتاهمدت نیست، بلکه به یک بحران ساختاری تبدیل شده است. در چنین شرایطی، اتکا به واردات یا راهحلهای مقطعی، صرفاً صورت مسئله را به تعویق میاندازد. در شرایطی که اقتصاد کشور با فشار تورمی و محدودیت منابع مواجه است، ادامه سیاست قیمتگذاری غیرواقعی، هزینههای سنگینتری در آینده ایجاد خواهد کرد.
به نظر میرسد در این مرحله، اصلاحات قیمتی نه یک گزینه، بلکه یک ضرورت اجتنابناپذیر برای جلوگیری از تشدید بحران انرژی است.




