مثقال طلا
کیان.
x
بلو
منطه
۰۴ / خرداد / ۱۴۰۵ ۱۱:۲۸
پایان دوره پرحرفی در بازار طلا؟

برکناری بذرافشان و پرسشی درباره مدیریت صنفی در روزهای پرالتهاب بازار

برکناری بذرافشان و پرسشی درباره مدیریت صنفی در روزهای پرالتهاب بازار

برکناری نادر بذرافشان از ریاست اتحادیه طلا و جواهر تهران، صرفاً یک جابه‌جایی اداری در یک تشکل صنفی نیست؛ این تغییر را باید نشانه‌ای از پایان یک مدل مدیریتی دانست، مدلی که در آن حضور رسانه‌ای پررنگ، جای سیاست‌گذاری دقیق، آرام‌سازی بازار و دفاع مؤثر از منافع صنف را گرفته بود.

کد خبر: ۲۱۴۰۰۴۶

به گزارش اقتصادآنلاین، طبق گزارش سایت طلا، سیدمحمود فضل‌آذر شربیانی با مصوبه حکم هیأت عالی نظارت بر سازمان‌های صنفی کشور، در جلسه‌ای با حضور نمایندگان وزارت صمت و اتاق اصناف تهران، به‌عنوان رئیس جدید اتحادیه معرفی شده است.

مدیری که بیشتر دیده شد تا اثر بگذارد

دوره مدیریت بذرافشان، هم‌زمان با یکی از پرنوسان‌ترین دوره‌های بازار طلا و سکه بود؛ بازاری که بیش از هر چیز به پیام‌های دقیق، مواضع حساب‌شده و مدیریت حرفه‌ای انتظارات نیاز داشت. اما نقد مهمی که در این سال‌ها به او وارد می‌شد، همین غلبه «حضور رسانه‌ای» بر «اثرگذاری مدیریتی» بود. رئیس یک اتحادیه در بازار حساسی مثل طلا، صرفاً سخنگو نیست و باید بتواند میان فعالان صنف، نهاد‌های تصمیم‌گیر، افکار عمومی و بازار، نقش تنظیم‌گر ایفا کند.

بذرافشان در این سال‌ها چهره‌ای پرمصاحبه بود. تقریباً در هر مقطع نوسانی نام او در رسانه‌ها دیده می‌شد؛ از پیش‌بینی قیمت‌ها تا هشدار درباره رکود، از نقد سیاست‌های بانکی تا اظهارنظر درباره وضعیت بازار. برای نمونه، رسانه‌ها بار‌ها اظهارات او درباره روند قیمت طلا، حباب بازار، رکود صنف و توصیه به مردم برای خرید یا صبر را منتشر کرده‌اند، اما مسئله اینجاست که در بازار ملتهب، هر جمله یک مسئول صنفی می‌تواند خودش به سیگنال تبدیل شود، سیگنالی که اگر دقیق، محدود و حرفه‌ای نباشد بیشتر بر ابهام بازار اضافه می‌کند تا از آن کم کند. نقد اصلی به بذرافشان این نبود که چرا با رسانه‌ها حرف می‌زد؛ مسئله این بود که این حجم از گفت‌و‌گو و اظهارنظر، چقدر به آرام‌سازی بازار، حمایت از صنف و کاهش سردرگمی مردم کمک کرد؟ در بازاری مثل طلا، پرحرفی نه‌تنها مزیت نیست بلکه گاهی می‌تواند ضعف مدیریتی را عیان‌تر کند. مدیری که قرار است مرجع صنفی باشد، باید کمتر هیجان تولید کند و بیشتر اطمینان بسازد.

در مقاطعی که بازار طلا با التهاب قیمتی، کاهش قدرت خرید، رکود تولید و فشار‌های نظارتی روبه‌رو بود، انتظار از اتحادیه فقط انتشار موضع یا بیان گلایه نبود. انتظار این بود که اتحادیه بتواند نقشه راه بدهد، با نهاد‌های مسئول چانه‌زنی مؤثر کند، فعالان صنف را از بلاتکلیفی خارج کند و از تبدیل بازار به میدان شایعه و سیگنال‌های متناقض جلوگیری کند. خود بذرافشان نیز در ماه‌های گذشته از کاهش ۴۰ درصدی تولید و رکود سنگین در صنعت طلا سخن گفته بود؛ عددی که اگرچه اهمیت بحران را نشان می‌داد، اما هم‌زمان این سؤال را هم پررنگ می‌کرد که اتحادیه در برابر چنین وضعیتی دقیقاً چه راهکار عملیاتی ارائه کرده است؟

سیگنال‌های پرهزینه در بازاری عصبی

یکی از حساس‌ترین نقاط نقد به عملکرد بذرافشان، نوع مواجهه رسانه‌ای او با قیمت‌ها بود. بازار طلا بازاری است که به‌شدت از روان عمومی، نرخ ارز، خبر‌های سیاسی، انتظارات تورمی و حتی ادبیات مسئولان اثر می‌گیرد. در چنین فضایی، هر تحلیل نصفه‌نیمه، هر پیش‌بینی شتاب‌زده و هر جمله قابل برداشت، می‌تواند به رفتار خرید و فروش مردم جهت بدهد. مدیر صنفی در چنین بازاری باید مراقب باشد که میان «اطلاع‌رسانی» و «سیگنال‌دهی» مرز بگذارد. نقدی که به بذرافشان وارد بود این است که در بسیاری از بزنگاه‌ها، تصویر او بیش از آنکه تصویر یک مدیر تنظیم‌گر باشد، تصویر یک چهره همیشه حاضر در رسانه بود؛ چهره‌ای که درباره بازار زیاد حرف می‌زد، اما خروجی مدیریتی قابل لمس و آرام‌بخش از آن کمتر دیده می‌شد.

این ضعف زمانی جدی‌تر می‌شود که بدانیم اتحادیه طلا فقط یک نهاد صنفی معمولی نیست. این اتحادیه در نقطه تلاقی اقتصاد خانوار، سرمایه خرد، تولید، مالیات، نظارت بانکی و سیاست‌های پولی قرار دارد؛ بنابراین رئیس آن نمی‌تواند صرفاً نقش گزارشگر وضعیت را بازی کند و باید بتواند در بحران، وزن مدیریتی نشان دهد.

در پرونده مسدودی حساب برخی فعالان صنف نیز بذرافشان مواضع انتقادی تندی نسبت به بانک مرکزی و شیوه برخورد با طلافروشان داشت و از آسیب‌های مالی و تنش‌های ایجادشده برای فعالان صنفی گفت. اما باز هم پرسش اصلی باقی ماند: اتحادیه در چنین بزنگاه‌هایی فقط معترض بود یا توانست به یک کانال مؤثر حل مسئله تبدیل شود؟

برکناری بذرافشان، اگر صرفاً تغییر یک نام باشد برای بازار طلا اتفاق بزرگی نیست. اما اگر نشانه عبور از مدل مدیریت پرحاشیه، پرمصاحبه و کم‌اثر باشد، می‌تواند برای صنفی که مدت‌هاست زیر فشار رکود، بی‌ثباتی و بی‌اعتمادی نفس می‌کشد، یک نقطه شروع باشد.

ارسال نظرات