میان صلح و جنگ؛ اروپا در جنگ ایران و آمریکا دنبال چیست؟
همزمان با تداوم آتشبس و ادامه مذاکرات ایران و آمریکا، اروپا تلاش میکند میان تهران و واشنگتن نوعی موازنه برقرار کند. بحران تنگه هرمز، از نفت و گاز تا کابلهای اینترنتی جهان، اکنون به صحنهای برای رقابت ژئوپلیتیکی تازه میان تهران، واشنگتن و قدرتهای اروپایی تبدیل شده است.
اقتصادآنلاین، امیرمحمد حسینی: جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، ابعاد گستردهای در سطح بینالمللی پیدا کرده است. تنگه هرمز در پهنه وسیع خلیج فارس، گویی به کانون توجه همه کشورهای دنیا تبدیل شده است.
در این میان، اروپا از آغاز جنگ، در موقعیتی پیچیده قرار گرفته است. از یکسو کشورهای اروپایی همچنان بخشی از بلوک غرب و متحد آمریکا محسوب میشوند و امنیت اسرائیل را بخشی از سیاست منطقهای خود میدانند. اما از سوی دیگر، برخلاف واشنگتن، اروپا از گسترش جنگ به یک بحران فراگیر در خلیج فارس واهمه دارد و تلاش کرده تا وارد تقابل مستقیم با تهران نشود.
از تنگه هرمز تا کابلهای زیر دریا
ایران پس از ماهها تنش نظامی و اقتصادی، تلاش کرده نشان دهد ابزارهای فشار تنها به موشک و پهپاد محدود نیست. براساس گزارشها، حالا مسئله ضربه به کابلهای زیردریایی اینترنت نیز به به عنوان یکی از اهرمهای فشار روی میز آمده است. کابلهایی که ستون فقرات اقتصاد دیجیتال جهان به شمار میروند و اروپا را به آسیا و خلیج فارس متصل میکنند. چراکه این کابلها حجم عظیمی از دادههای بانکی، ارتباطات مالی، خدمات ابری، تراکنشهای اقتصادی و ارتباطات اینترنتی میان اروپا و آسیا را منتقل میکنند. هرگونه اختلال در آنها میتواند تبعاتی فراتر از خاورمیانه داشته باشد و حتی بازارهای مالی اروپا را تحت تأثیر قرار دهد.
از سوی دیگر تداوم بستهبودن تنگه هرمز، میتواند منجر به افزایش قیمت انرژی، اختلال در تجارت دریایی، فشار تورمی و آسیب به زنجیره تأمین صنعتی شود. در واقع، اروپا اکنون با نسخهای جدید از امنیت هرمز مواجه شده. امنیتی که نه تنها فقط به نفت وابسته نیست، بلکه اقتصاد دیجیتال جهان را نیز در بر میگیرد.
طرح فرانسه و بریتانیا و تلاشی برای استقلال از آمریکا
در چنین فضایی، فرانسه و بریتانیا با ارائه طرح مشترک امنیت دریایی در هرمز تلاش کردهاند ابتکار عمل را به دست بگیرند. این طرح که با عنوان یک مأموریت چندملیتی دفاعی مطرح شده، در ظاهر هدف حفاظت از کشتیرانی و کاهش تنشها را دنبال میکند.
اما در لایههای پنهان، این ابتکار حامل یک پیام مهمتر است. اینکه اروپا میخواهد نشان دهد که قادر است بدون رهبری کامل آمریکا نیز در بحرانهای جهانی نقشآفرینی کند.
برخلاف ائتلافهای نظامی واشنگتن در خلیج فارس، اروپاییها عمداً بر ماهیت دفاعی مأموریت تأکید کردهاند. آنها تلاش کردهاند این تصور ایجاد نشود که اروپا در حال آمادهسازی یک رویارویی مستقیم با ایران است. در طراحی این ابتکار، دیپلماسی و بازدارندگی روانی بیش از تقابل نظامی مورد توجه قرار گرفته است.
اروپا بهخوبی میداند که هرگونه درگیری مستقیم با ایران، میتواند کل منطقه را به سمت جنگی غیرقابل کنترل سوق دهد و این جنگ، هزینه اقتصادی و امنیتی آن بیش از همه متوجه خود اروپا خواهد بود.
چرا اروپا نمیخواهد وارد جنگ همهجانبه شود؟
یکی از واقعیتهای مهم بحران اخیر، تفاوت نگاه اروپا و آمریکا به مسئله ایران است. واشنگتن همچنان رویکرد فشار حداکثری را با همه ابزارهای سیاسی و اقتصادی و نظامی دنبال میکند، اما اروپا ترجیح میدهد کانالهای مذاکره با تهران را حفظ کند.
اروپاییها به چند دلیل از ورود به یک جنگ گسترده حمایت نمیکنند.
نخست، تجربه شکستخورده عراق و افغانستان هنوز در حافظه سیاسی اروپا زنده است. افکار عمومی اروپا نسبت به مداخلات نظامی دوباره، حساس و بیاعتماد شده است.
از سوی دیگر اروپا همزمان با جنگ اوکراین و بحران روسیه روبهرو است. بسیاری از دولتهای اروپایی تهدید مسکو را اولویت امنیتی اصلی خود میدانند و تمایلی ندارند منابع نظامی و سیاسی خود را در خلیج فارس مصرف کنند.
نکته دیگر اینجاست که اروپا فاقد توان نظامی مستقل برای مدیریت یک درگیری بزرگ با ایران است. برخلاف آمریکا، کشورهای اروپایی شبکه گسترده پدافندی و ظرفیت لجستیکی کافی در منطقه ندارند و در نهایت همچنان به حمایت واشنگتن وابستهاند. به همین دلیل، رویکرد اروپا بیشتر بر مدیریت بحران متمرکز است تا ورود به جنگ.
هرمز؛ اهرم جدید ایران در برابر غرب
در سوی دیگر، تهران نیز تلاش کرده نشان دهد که میتواند هزینه هرگونه فشار نظامی را برای غرب افزایش دهد.
ایران با ایجاد کنترل بر تنگه هرمز و طرح مسئله کابلهای اینترنتی، در واقع میخواهد جغرافیای خود را به یک ابزار اقتصادی و راهبردی تبدیل کند. مشابه نقشی که مصر سالها از طریق کانال سوئز ایفا کرده است.
بنابراین اگر غرب امنیت ایران را تهدید کند، ایران نیز میتواند شریانهای حیاتی اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار دهد.
تهدید کابلهای زیردریایی، بخشی از همین راهبرد بازدارندگی نامتقارن است. حتی اگر ایران عملاً دست به تخریب گسترده نزند، صرف مطرح شدن چنین تهدیدی برای افزایش نگرانی بازارها و فشار بر دولتهای غربی کافی است.
به نظر میرسد که اروپا این پیام را بهتر از آمریکا درک کرده است. زیرا اقتصاد اروپا بیش از هر بازیگر غربی دیگر به ثبات تجارت و ارتباطات فرامرزی وابسته است.
چه خواهد شد؟
با وجود تحرکات اروپا، چشمانداز موفقیت طرحهای امنیتی غرب در هرمز همچنان مبهم است. ایران حضور نظامی خارجی را با حساسیت دنبال میکند و آمریکا نیز بعید است اجازه دهد اروپا بهتنهایی مدیریت یکی از مهمترین آبراههای جهان را در دست بگیرد.
در عمل، گویی اروپا در تلاش است میان دو هدف متناقض تعادل برقرار کند. از یک سو حفظ اتحاد با آمریکا و از سوی دیگر جلوگیری از تقابل با ایران و ازسرگیری جنگ دوباره.
اما واقعیت این است که هرمز اکنون فقط میدان تقابل تهران و واشنگتن نیست بلکه به عرصهای برای بازتعریف نقش اروپا در نظم جهانی جدید نیز تبدیل شده است. اروپاییها میخواهند نشان دهند صرفاً دنبالهرو سیاستهای آمریکا نیستند، هرچند هنوز ابزار کافی برای استقلال کامل راهبردی را در اختیار ندارند.
در این میان، ایران نیز تلاش میکند از شکافهای موجود میان اروپا و آمریکا برای کاهش فشارها و کسب امتیازات سیاسی و اقتصادی استفاده کند. راهبردی که احتمالاً در ماههای آینده به یکی از محورهای اصلی دیپلماسی تهران تبدیل خواهد شد.



