بحران ناترازی آب با التماس و نصیحت حل نمیشود
مردم زمانی با سیاستهای صرفهجویی همراه میشوند که دولت با شفافیت، صداقت و اصلاحات واقعی، اعتماد عمومی را بازسازی کند وگرنه بحران ناترازی آب با التماس و نصیحت حل نمیشود.
به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از اعتماد، مشکل «کم آبی» در سرزمین ایران حداقل ۳ هزار سال قدمت دارد و جزو ویژگیهای ذاتی این فلات به شمار میرود. از آن زمان که در کتیبه هخامنشی، امان ماندن از خشکسالی آرزو شده، تاکنون ساکنان این سرزمین با ناترازی آب همزیستی داشتهاند و برای کاهش پیامدهای آن چارهاندیشی کردهاند. نمونه بارز این ادعا، فرهنگ رفتاری مردم فلات مرکزی ایران است که در اوج خشکی طبیعت، حتی باغداری هم میکنند. بنابر این خشکسالی و کمبود منابع آب، پدیده جدیدی نیست که برای مقابله با آن زانوی غم بغل بگیریم و لاعلاج مانده باشیم.
اگر سیستم امروز مدیریت منابع آب کشور در حل چالش کم آبی دچار سردرگمی شده و صرفاً به تبلیغ رسانهای برای صرفهجویی در مصرف اکتفا میکند، ناشی ازعدم آگاهی کارگزاران این حوزه با اصول صحیح مدیریتی و یاعدم صداقت آنها با مصرف کنندگان آب در کشور است.
همین اصرار پی درپی به صرفهجویی و راکد گذاشتن شیوههای مهندسی توزیع آب، موجب تردید مردم نسبت به انگیزه واقعی مدیران این حوزه شده است.
مردم زمانی با سیاستهای صرفهجویی همراه میشوند که دولت با شفافیت، صداقت و اصلاحات واقعی، اعتماد عمومی را بازسازی کند وگرنه بحران ناترازی آب با التماس و نصیحت حل نمیشود.
صرفهجویی بخشی از اقتصاد رفتاری است و علم اقتصاد رفتاری میگوید عملکرد مردم بازتاب سیاستهای دولت است. اگر در هر حوزهای از جمله مصرف آب رفتار درستی وجود ندارد، بیش از آنکه تقصیر مردم باشد، ناشی از سیاستگذاری نادرست دولت است.
درک این واقعیت که اصلاح سهم بالای سرانه آب در کشور، به برنامهریزی و سیاستگذاری یکپارچه دولت نیاز دارد، هنوز برای مدیران این حوزه بسیار مشکل و ثقیل است و به همین علت شاهد مقاومت دستگاههای مختلف اجرایی در برابر الگوهای مدیریتی یکدیگر هستیم.
وزارت جهادکشاورزی با مسئولیت تأمین امنیت غذایی و تولید حداکثر محصولات کشاورزی تقریباً وقعی به دستورالعملهای صادره از وزارت نیرو برای اصلاح الگوی کشت و کاهش مصرف آب نمیگذارد. حداقل ۸۰ درصد از منابع آبی کشور در همین بخش مصرف میشود که به زعم کارشناسان۵۰ درصد این میزان مصرف قابل صرفه جویی است.
وزارت صنعت، معدن و تجارت نیز با مأموریت افزایش تولید محصولات صنعتی و معدنی چارهای جز استفاده ۱۰ درصد منابع آبی کشور برای حمایت از تولید ملی ندارد. اما همین مقدار را دقیقاً در حوزههای آبریزی مصرف میکند که با ناترازی منابع زیرزمینی روبهرو هستند. بزرگترین صنایع فولادی، معدنی، سرامیک، نساجی، شیمیایی و سلولزی ایران که همگی به مصرف بالای آب نیاز دارند با تدبیر غلط دولت طی نیم قرن اخیر در اطراف استانهای کویری ایجاد شدهاند و حالا به جای انتقال ساده و ارزان آنها به کرانههای ساحلی، درپی انتقال گران آب از دریا بسوی این صنایع هستیم!
شهرداریها هم به نوبه خود در اینعدم صداقت حکمرانی آب سهیم هستند. مدیریت شهری که موظف به توسعه و حفظ سرانه فضای سبز شهری است، الگوهای تنظیمی وزارت نیرو برای مصارف آبیاری را غیرقابل اجرا میدانند و از گونههای پرمصرف برای ایجاد فضای سبز استفاده میکند.
اما شاید بیشترینعدم صداقت را بتوان در خود وزارت نیرو که مسئول اصلی مدیریت منابع آبی است مشاهده کرد.
مدیران این حوزه ظرف ۴ دهه گذشته صرفاً به اقتصاد آب و مدیریت منابع موجود از کانال اصلاح قیمت فکر کردهاند و سراغ سایر شیوههای مدیریتی نرفتهاند. در واقع برای وزارت نیرو «بودجه مصارف جاری» مقدم بر هر تدبیر مدیریتی بوده است.
در این آشفتگی مدیریتی، مردمی که سهم مصارف خانگی آنها فقط ۶ درصد کل مصارف آب کشور است، باید بیشترین فشار کم آبی را تحمل کنند و ناچاراً نسبت به توصیههای صرفه جویی بدبین باشند.
وقتی در کلانشهری نظیر تهران، حداقل ۳۰ درصد هدررفت آب مربوط به شبکه فرسوده توزیع است و وزارت نیرو هیچ اقدامی برای بازسازی و اصلاح آنها نمیکند، چگونه باید امیدوار بود مردم به توصیههای صرفه جویی عمل کنند.
هر زمان بحث کارشناسی برای مدیریت منابع آب به این گلوگاه رسیده، بلافاصله مدیران وزارت نیرو از ارزانی قیمت آب و ضرورت جریمه قیمتی مشترکان پُرمصرف سخن گفتهاند و هیچ اشارهای به وظایف خود برای بازسازی شبکههای توزیعی نکردهاند.
در بخش کشاورزی هم ظرف ۴ دهه گذشته هیچ مدیر دولتی قائل به کنار گذاشتن روشهای سنتی تولید محصولات آببر نبوده و همچنان شیوه غرقآبی در نظام تولید کشاورزی ایران رایج است.
بخش صنعت و معدن نیز در استخراج آخرین ذخایر باقیمانده زیر سطحی برای تولید محصول فاقد بهرهوری در مناطق خشک و کویری، لحظهای درنگ نمیکند و ارزشی برای آب کمیاب قائل نیست.
از قدیم گفتهاند: «برای هر کاری اول یک سوزن به خود بزنیم، بعداً یک جوال دوز به دیگری!» آیا در این مدل حکمرانی آب میتوان اعتماد عمومی ایجاد کرد؟
آیا زمان آن نرسیده تا دولت صادقانه به مردم بگوید مسیری که تاکنون برای تولید صنعتی و کشاورزی و توزیع آب در بخشهای مختلف مصرفی طی کرده، اشتباه بوده و برای اصلاح آن به اعتماد دوباره مردم نیاز دارد؟
آیا هنوز بر این باوریم که در چنین فضای پُر ابهامی، مردم موظفند از الگویهای صرفهجویی آب پیروی کنند؟
یقیناً اگر با شفافیت به مردم گفته شود که صرفهجویی آب چه منافعی برای کشور دارد و این منابع کجا هزینه خواهد شد، مردم که همواره در شرایط سخت برای کشور ایستادگی میکنند، در اجرای برنامهها با دولت همراهی خواهند کرد.
اگر مردم ببیند که دولت در اجرای الگوی صرفه جویی پیش قراول است و تنظیمگری را ابتدا از خود شروع کرده، مطمئناً اعتماد بیشتری به توصیهها خواهند داشت؟
به فرموده رسول اکرم (ص): «رطب خورده، منع رطب کی کند؟» وقتی دستگاههای دولتی و صنایع وابسته بزرگترین مصرف کنندگان آب هستند، چگونه به مردم بگوییم: «کم مصرف کنید؟!»
اگر در مدیریت منابع آب، اصل صداقت و شفافیت را فراموش کنیم، هرگز از سرمایه اجتماعی برای صرفهجویی در مصارف بهرهمند نخواهیم شد.




