تورم ۱۱درصدی جنگ
انتشار دادههای تورمی فروردین مرکز آمار نشان میدهد که نخستین موج اثرات جنگ بر سطح قیمتها نمایان شده، اما بررسی ساختار تولید و زنجیره تامین حکایت از آن دارد که فشار اصلی تورمی هنوز به اقتصاد تحمیل نشده است.
به گزارش اقتصادآنلاین، تورم فروردین ماه مرکز آمار منتشر شد که منطبق بر آن میتوان اثر تورمی جنگ را به دست آورد؛ اما آیا محاسبهی تورم اسفند و فروردین ماه، تمام اثرات تورمی جنگ را در دل خود جای داده است؟
منظور از تورم ماهانه، درصد تغییر عدد شاخص قیمت، نسبت به ماه قبل میباشد. در اسفند ماه ۱۴۰۴ تورم ماهانه خانوارهای کشور برابر ۵.۶ درصد و این عدد در فروردین ماه سال جاری برابر با ۵ درصد بودهاست.
از آنجایی که جنگ آمریکا و ایران در نهم اسفند ماه آغاز شد و کماکان به علت محدودیت در فروش نفت، جنگ اقتصادی با آمریکا ادامه دارد، میتوان گفت که اثر تورمی در زمان جنگ ۱۰.۸۸ درصد است. گفتنی است که عدد به دست آمده، جمع مرکب تورم دو ماهه ذکر شده است.

اما این تمام ماجرا نیست. در تمام مدت این جنگ، بسیاری از زیرساختهای کشور مورد هدف قرار گرفت؛ زیرساختهایی که نه فقط تولید آن بخش را مخدوش میکرد، بلکه به عنوان حلقهی اول زنجیرهی تولید بسیاری از صنایع کشور، کل تولید کشور را به حاشیه راند.
به عنوان مثال، فولاد درست در ابتدای زنجیره تولید چندین صنعت بزرگ نظیر ساخت و ساز، خودرو و زیرساختهای انرژی قرار دارد. یا مثلا صنعت پتروشیمی خود یک تامینکننده بالادستی است و تعداد زیادی از صنایع به آن وابستهاند، زیرا مواد شیمیایی و مواد اولیه را تولید میکند.
اما به واسطهی تجربهی جنگ ۱۲ روزه و به اذعان مدیران، انبارهای کالاهای استراتژیک به حد قابل توجهی پر از محصول هستند. اما بازسازی صنایع نامبرده زمانبر بوده و کمبود کالا برای تولید سایر محصولات کشور از دارو تا خودرو، به زودی حس خواهد شد.
از این رو تورم ۱۰.۸۸ درصدی، کمترین اثر تورمی جنگ را نشان میدهد و خود این عدد سیگنالی برای تورمهای بالا تا پایان سال خواهد بود.
خوراکیها همچنان میتازند
شاخص تورم از مجموعهای از گروههای کالایی و خدماتی با ضرایب اهمیت متفاوت تشکیل شده است؛ با این حال، برای دهکهای پایین درآمدی، بهویژه دهکهای اول تا پنجم، وزن و اهمیت گروه «خوراکیها و آشامیدنیها» بهمراتب بیشتر از میانگین کل کشور است. در حالی که ضریب اهمیت این گروه در سبد تورمی کل کشور کمتر از ۳۰ درصد برآورد میشود، این سهم برای دهکهای پایین به بیش از ۴۰ درصد میرسد؛ موضوعی که نشاندهنده وابستگی بالاتر این خانوارها به اقلام اساسی و مصرفی روزمره است.

بر همین اساس، حتی نوسانات محدود در قیمت خوراکیها میتواند آثار قابل توجهی بر قدرت خرید اقشار کمدرآمد داشته باشد و فشار معیشتی را برای این گروهها بهطور مضاعف افزایش دهد. این در حالی است که دهکهای بالاتر، به دلیل تنوع بیشتر در سبد مصرفی و سهم بالاتر خدمات، کمتر از این نوسانات تأثیر میپذیرند.
بررسی دادههای اخیر نیز حاکی از تشدید این فشار است. بهطوریکه نرخ تورم سالانه در گروه خوراکیها به حدود ۷۵ درصد رسیده و در برخی اقلام اساسی مانند نان و غلات و انواع روغنها، رشد قیمتها حتی از مرز ۱۰۰ درصد عبور کرده است. چنین ارقامی بیانگر افزایش شدید هزینه تامین حداقلهای معیشتی برای خانوارهاست؛ موضوعی که میتواند به کاهش کیفیت تغذیه و تغییر الگوی مصرف در دهکهای پایین منجر شود.

لازم به توضیح است که «نرخ تورم سالانه» به درصد تغییر میانگین شاخص قیمتها در یک سال منتهی به ماه مورد نظر، نسبت به میانگین دوره مشابه سال قبل اطلاق میشود. این شاخص، تصویری از روند بلندمدتتر تغییرات قیمت ارائه میدهد و به همین دلیل، برای فشارهای تورمی پایدار بر معیشت خانوارها از پسِ این عدد استنتاج میشود.
در مجموع، آنچه از دادههای اولیه تورمی برمیآید، صرفا بازتاب شوکهای کوتاهمدت و فوری جنگ بر سطح قیمتهاست؛ حال آنکه بخش اصلی اثرات تورمی، با وقفه زمانی و از مسیر اختلال در عرضه و افزایش هزینههای تولید نمایان خواهد شد. تجربههای پیشین نیز نشان دادهاند که تخریب زیرساختها و محدودیت در تامین مواد اولیه، بهتدریج خود را در قالب افزایش قیمت کالاهای نهایی و کاهش عرضه در بازار نشان میدهد؛ روندی که میتواند به شکلگیری موجهای تورمی پیاپی در ماههای آینده منجر شود.







