مثقال طلا
وی ایکس اکستریم
کیان.
x
فونیکس
قهوه امکان
mili
منطه
۰۸ / ارديبهشت / ۱۴۰۵ ۲۲:۲۵

انتقاد شدید فرشاد مؤمنی از شوک درمانی در اقتصاد؛ این نوعی جیب‌بری است / با صدقه نمی‌توان به توسعه رسید

انتقاد شدید فرشاد مؤمنی از شوک درمانی در اقتصاد؛ این نوعی جیب‌بری است / با صدقه نمی‌توان به توسعه رسید

فرشاد مؤمنی، اقتصاددان و استاد دانشگاه، با انتقاد شدید از سیاست‌های شوک‌درمانی، این رویکرد را به جیب‌بری از مردم و تولیدکنندگان تشبیه کرد. وی هشدار داد که توزیع قطره‌چکانی اعانه و کوپن در درازمدت، جامعه را از مسیر توسعه، استقلال و عدالت اجتماعی منحرف می‌کند.

کد خبر: ۲۱۳۴۴۴۲
a market

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایسنا، بک اقتصاددان با انتقاد از سیاست شوک درمانی در اقتصاد، به‌ویژه تاکید بر جیب‌بری ۱۰۰ واحدی از مردم و تولیدکنندگان، این دیدگاه را مطرح می‌کند که توزیع نیم واحد از این مقدار به صورت کوپن، اگرچه بهتر از هیچ است، اما نمی‌تواند در افق بلندمدت جامعه‌ای را که به صدقه عادت کرده، به سوی آزادی، استقلال، عدالت اجتماعی و توسعه هدایت کند.

فرشاد مومنی در مراسم رونمایی از کتاب «روایت فرشاد» اظهار کرد: در سال‌هایی که در نخست وزیری حضور داشتم به عینه می‌دیدم که غیرت، شرف و فداکاری هست. کار‌های اقتصادی و توسعه ملی در دوره جنگ، شرافتمندانه و افتخارآمیز پیش می‌رفت و قائم به شخص آقای عالی‌نسب بود. مکرر از آقای مهندس موسوی می‌شنیدم که می‌گفت اگر در جلسه‌ای آقای عالی‌نسب حضور نداشته باشند حمایت از محرومان و مستضعفان بسیار دشوار می‌شود.

وی افزود: عالی‌نسب فردی با قدرت اغنایی کم‌نظیر و دانش کاربردی بود. بخشی از تئوری‌هایی که در دوره تحصیلم آموختم از طریق آموزش‌های آقای عالی‌نسب صورت گرفت. هیچ استادی قادر نبود دلالت‌ها و کاربست‌های آن نظریه‌ها را متناسب با شرایط ایران بفهمد و تبیین و توضیحی برای آن داشته باشد. بعد از جنگ ایشان گفت من با سلیقه تعدیل ساختاری مرزبندی دارم و آن را مثل سم مهلک برای ایران می‌دانم.

مومنی با بیان این‌که با اجرای سیاست‌های تعدیل ساختاری بعد از جنگ دیدید که کشور به چه شرایطی دچار شد خاطرنشان کرد: من در دهه ۴۰ رشته ریاضی را انتخاب کردم، اما برخی منتقدان من می‌گویند مومنی به رشته ریاضی آلرژی دارد. وقتی که می‌فهمید مسیر درست چیست از ملامتِ ملامت کنندگان نترسید.

این استاد دانشگاه ادامه داد: اعتلای ایران نیازمند دستیابی به یک بستر معرفتی است. آن بستر معرفتی، اندیشه توسعه است و در چهارچوب اندیشه توسعه اگر بخواهیم خوب جلو برویم باید ایران را بشناسیم. به تعبیر ژان بودریار، کشور‌های در حال توسعه در اسارت هایپر رئالیتی‌ها هستند یعنی واقعیت‌های دستکاری شده که بخش بزرگی از نارسایی‌ها، فساد‌ها و ناتوانی‌هایی که شما در اداره اقتصاد و جامعه ایران می‌بینید منحصر به این نیست که فساد یا وابستگی به خارج وجود دارد. بلکه سلطه این واقعیت‌های دستکاری شده در راستای منافع به اصطلاح مافیا‌ها و رباخوار‌ها قابل اعتنا است.

وی تصریح کرد: ما خیلی نیاز داریم که در این زمینه با حکومت‌مان صحبت کنیم. اگر سعی کنیم خرد و عقلانیت را کنار بگذاریم همه متضرر می‌شویم. اما اگر قادر باشیم یک نظام آموزشی حافظه محور و انتقادی بنا کنیم کشور نجات پیدا می‌کند. باعث تاسف است که در ساحت علم و در سایر ساحات، دنبال آدم‌های ساکت و مطیع می‌رویم. ما باید عقل را سرلوحه کار‌های خود کنیم و اجازه انتقاد به همه مسائل را بدهیم.

در مملکتی که برچسب چپ‌گرا به مطهری، بهشتی و میرحسین موسوی می‌خورد من به چپ بودن افتخار می‌کنم

مومنی با اشاره به تسخیر ساختار قدرت توسط الیگارش‌ها و مافیا‌ها گفت: در اینجا به این دلیل که برچسب‌ها کار می‌کنند اگر حرف بزنی می‌گویند این چپ بود. من می‌گویم در مملکتی که برچسب چپ‌گرا بودن به مطهری، بهشتی، عالی‌نسب و مهندس موسوی می‌خورد من به این چپ بودن افتخار می‌کنم. در مواجهه خردورزانه همان‌طور که سنت تفکر و اندیشه‌ورزی لیبرالی، بخشی از ذخیره دانایی بشر است، سنت نگاه مارکسی هم بخشی از ذخیره بشر است. هیچ نظریه‌ای همه واقعیت را نمی‌تواند پوشش دهد. خدمات میراث اندیشه‌ای مارکس به جامعه بشری اگر بیش از لیبرال‌ها نباشد کمتر نیست. اما می‌بینیم که الان مارکسیسم و لیبرالیسم هردو تبدیل به ناسزا شده است.

این اقتصاددان یادآور شد: در نگاه شهید بهشتی، لیبرالیسم روی چهار ستون اندیشه‌ای بنا شده که از موضع اسلامی با سه مورد آن همدلی وجود دارد. این همدلی درباره مارکسیسم از لیبرالیسم هم بیشتر است؛ چرا که لااقل در شعار می‌گفتند حقوق انسان‌ها باید عادلانه ادا شود.

شوک درمانی نوعی جیب‌بری از مردم و تولیدکنندگان است

وی با انتقاد از سیاست شوک درمانی در اقتصاد گفت: شوک درمانی نوعی جیب‌بری ۱۰۰ واحدی از مردم و تولیدکننده‌ها است. بعد نیم واحد از این ۱۰۰ واحد را بین مردم به صورت کوپن توزیع می‌کنند. درست است که همین نیم واحد توزیع از این‌که هیچ چیزی توزیع نکنند بهتر است، اما اگر افق بلندمدت داشته باشیم باید بفهمیم با جامعه‌ای که عادت به صدقه کرده نمی‌تواند به سمت آزادی، استقلال، عدالت اجتماعی و توسعه حرکت کرد.

مومنی اظهار کرد: این چه نوع تقسیم کاری است که وزارت کار اصلا به کار نپبردازد و ساماندهی صدقه‌ها را برعهده بگیرد، در ذات این مساله از اساس ناپایداری وجود دارد. من به اندازه یک درس سه واحدی در یک ترم می‌توانم به فریبکاری‌ها و دستکاری‌هایی که راجع به واقعیت شده بپردازم. رسانه از این سیستم مافیایی که به نام علم اقتصاد تبدیل به یک باور شده پشتیبانی می‌کند.

در شرایط صلح مسلح هستیم

این استاد دانشگاه با اشاره به جنگ ۴۰ روزه علیه ایران بیان کرد: همین الان که ما در شرایط صلح مسلح هستیم، عده‌ای که همیشه شعار رهاسازی اقتصادی می‌دادند مدتی است در تریبون‌های خاص خودشان می‌گویند باید بپذیریم شرایط جنگی است و در شرایط جنگی، دولت خیلی مسئولیت دارد. ولی من پیش‌بینی میکنم وقتی اینها تمام تمرکزشان روی است که دولت پول ندارد، چرخ‌های تولید خوابیده و ۷۰ درصد مردم نیازمند اعانه هستند، پس دوباره سراغ شوک درمانی برویم.

وی تصریح کرد: کسانی که با حسن نیت و غافلانه آلت دست این شیوه اندیشه‌ورزی هستند وجودشان را نفی نمی‌کنم، اما کسانی که منافع خود را تشخیص می‌دهند آدم استخدام می‌کنند و کارهایشان را از طریق سلطه هایپر رئالیتی‌ها و واقعیت‌های دستکاری شده کارهایشان را جلو می‌برند.

مومنی با طرح این سوال که چرا در تاریخ ۱۰۰ و اندی سال اخیر ایران هرکس مسیر درست را شناخته به حاشیه رانده شده است، گفت: ما را درگیر جنگ‌های حیدری ـ نعمتی می‌کنند. ما هنوز بلاتکلیفیم و قادر نشدیم از تجربیات مشروطه درس بگیریم؛ زیرا دعوای مشروطه و مشروعه اجازه نمی‌دهد ما به اصل ماجرا رسیدگی کنیم.

دانشجوی دکتری در ایران شاید یک بار هم اسم صنیع‌الدوله را نشنود

این اقتصاددان افزود: یک دانش‌آموخته علوم انسانی و اجتماعی در ایران می‌تواند تا مرحله دکتری جلو برود و حتی یک بار هم اسم افرادی مثل صنیع‌الدوله، ملک المتکلمین و سید جمال‌الدین و واعظ را نشنود. خدا رحمت کند همه دانشگاهیانی که در جریان ملی شدن نفت دکتر مصدق و یارانش کمک می‌رساندند. بعد از اینکه کودتا پیش آمد بخشی از یاران دانشگاهی دکتر مصدق گفته بودند که مسائل ایران خیلی بنیادی‌تر از این است که فلانی یا بهمانی نخست وزیر باشد. ما مشکلات بنیادی داریم که در زمان خودش باید شرح رو بستی به آن داده شود.

وی تاکید کرد: من آگاهانه از ساختار قدرت بیرون آمدم و به دانشگاه رفتم. از خداوند هم خواستم که توفیق بدهد در اندازه توانم در این مسیر ثابت قدم بمانم. به خدا گفتم تو برکت به کار من بده و من منم تعهد می‌دهم از این دانش برای پر کردن جیبم استفاده نکنم بلکه برای دفاع از بندگان بی‌پناهت استفاده کنم.

مومنی گفت: ممکن است برخی بگویند این چه اقتصادی است که فلانی خوانده در حالی که وضع زندگی خودش این‌گونه است. اگر چنین تخطئه‌ای صورت دهند من از ایشان سپاسگزاری می‌کنم به این خاطر که نشان می‌دهد سطوحی از پایبندی عملی به وعده‌ی خود داشته‌ام.

این استاد دانشگاه با بیان این‌که رکن اساسی تفکر انتقادی، روزآمدسازی فرد پژوهشگر است گفت: پژوهشگر باید با آخرین دستاورد‌های اندیشه‌ای و واقعیت‌های روزمره جامعه خود آشنایی داشته باشد.

مافیا دروغ‌های بزرگ را به عنوان واقعیت تحمیل می‌کند

وی نقش مافیا‌ها در تحمیل دروغ‌های بزرگ به عنوان واقعیت علمی به جامعه‌ی ایران را پررنگ دانست و افزود: به این دلیل باید در فهم عادلانه از اقتضائات امروز ایران تمرکز بیشتری روی توزیع عادلانه صدا و توصیه عادلانه اطلاعات داشته باشیم. کسانی که با هر توجیه و نیتی توزیع عادلانه صدا و اطلاعات را مخدوش و دسترسی‌ها را طبقاتی می‌کنند یا فهمی از اقتضائات توسعه ندارند یا نسبتی با منافع بیرونی‌ها و مافیا‌ها دارند.

مومنی اظهار کرد: شهید بهشتی حق سازمان‌یابی برای مردم را در تراز اصول محکم اداره اسلامی امور می‌دانند و به همان نسبت که مانع‌تراشی بر سر راه این هدف را ضد توسعه می‌داند، ضداسلامی هم می‌داند. ما امروز بیش از هر زمان دیگر به سلطه‌شناسی و روشن کردن و شکاف فناورانه، دلالت‌ها و پیامد‌های آن نیاز داریم. بزرگترین غفلت‌ها در این زمینه در دوره تعدیل ساختاری در دوره پساجنگ تحمیلی هشت ساله اتفاق افتاده است.

این اقتصاددان با بیان این‌که منافع مافیا‌ها باعث شده کسی راجع به سقوط وحشتناک بنیه تولید ملی به ویژه از سرآغاز دهه ۱۳۹۰ حرفی نزند گفت: مافیا‌ها بساطی راه انداختند که وقتی راجع به تورم بحث می‌شود راجع به کم‌اهمیت‌ترین متغیر‌ها و نقش‌آفرینی آن در تورم اشاره می‌شود، اما راجع به نقش سقوط بنیه تولید فناورانه در این زمینه مطلقاً حرفی نمی‌شنوید. این یعنی ما خیلی کار داریم. کل نظام حیات جمعی باید مبتنی بر خلاقیت و ارتقا باشد تا بتوانیم سری توی سر‌ها داشته باشیم.

ماپرا
ارسال نظرات