شمارش معکوس برای پایان آتشبس/ ایران برای همه سناریوها آماده شد
بر اساس اخبار منتشر شده، شکاف میان تهران و واشنگتن نهتنها کاهش نیافته، بلکه در برخی موارد عمیقتر هم شده است. آنطور که از روایتهای نزدیک به دو طرف برمیآید، مجموعهای از شروط پیشنهادی آمریکا—از تعلیق بلندمدت غنیسازی گرفته تا انتقال ذخایر اورانیوم و بازگشایی بدون قید و شرط تنگه هرمز—برای تهران قابل پذیرش نبوده است. پاسخ ایران هم، دستکم در این مرحله، چیزی نزدیک به «نه قاطع» توصیف میشود.
به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از رویداد۲۴، با نزدیک شدن به پایان آتشبس دو هفتهای، سیگنالهای متناقضی مخابره میشود؛ از یکسو دیپلماسی نفسنفس میزند و از سوی دیگر، آرایش نظامی و ادبیات تندتر مقامات، این پرسش را پیش میکشد: آیا منطقه در آستانه برگشت به جنگ است؟
ساعت به سه بامداد چهارشنبه نزدیک میشود؛ زمانی که قرار است آتشبس دو هفتهای میان ایران و آمریکا به پایان برسد. اما برخلاف روزهای ابتدایی این آتشبس که با نوعی خوشبینی محتاطانه همراه بود، حالا فضای منطقه دوباره ملتهب شده و معلوم نیست که زور دیپلماسی بچربد یا ابزارهای نظامی.
بر اساس اخبار منتشر شده، شکاف میان تهران و واشنگتن نهتنها کاهش نیافته، بلکه در برخی موارد عمیقتر هم شده است. آنطور که از روایتهای نزدیک به دو طرف برمیآید، مجموعهای از شروط پیشنهادی آمریکا—از تعلیق بلندمدت غنیسازی گرفته تا انتقال ذخایر اورانیوم و بازگشایی بدون قید و شرط تنگه هرمز—برای تهران قابل پذیرش نبوده است. پاسخ ایران هم، دستکم در این مرحله، چیزی نزدیک به «نه قاطع» توصیف میشود.
اظهارات و مواضع رسمی نیز این بنبست را تأیید میکند. سخنگوی وزارت خارجه کشورما در نشست خبری امروز اعلام کرده که فعلاً برنامهای برای ادامه مذاکرات وجود ندارد؛ موضعی که نشان میدهد پیششرطهای ایران، از جمله رفع محدودیتهای دریایی، همچنان بیپاسخ مانده است. این در شرایطی است که تیمی از چهرههای نزدیک به دونالد ترامپ در اسلامآباد مستقر شدهاند و تلاشهای میانجیگرانه پاکستان ادامه دارد.
دیپلماسی زیر سایه تحرکات نظامی
اگر فقط به سطح دیپلماتیک نگاه کنیم، شاید هنوز بتوان از «فرصت» حرف زد؛ اما آنچه معادله را پیچیده میکند، همزمانی این بنبست با افزایش تحرکات نظامی در منطقه است. گزارشهایی از تقویت خطوط لجستیکی آمریکا و انتقال تجهیزات سنگین به پایگاههای منطقهای منتشر شده؛ تحرکاتی که معمولاً فراتر از یک نمایش قدرت ساده ارزیابی میشوند.
در سطح رسانهای و سیاسی نیز نشانههایی از تغییر فاز دیده میشود. اظهارنظرهایی درباره «ابرهای طوفانی» و بازنشر تصاویر ناآرامیهای داخلی ایران از سوی چهرههای نزدیک به کاخ سفید، این برداشت را تقویت کرده که واشنگتن در حال افزایش فشار چندلایه بر تهران است؛ فشاری که فقط به میز مذاکره محدود نمیشود.
از سوی دیگر، یک برخورد دریایی میان یک ناو آمریکایی و کشتی «توسکا» به تنشها دامن زده و واکنش تند سپاه پاسداران را در پی داشته است. چنین رخدادهایی، حتی اگر محدود باقی بمانند، میتوانند بهسرعت از کنترل خارج شوند و مسیر تحولات را تغییر دهند.
تغییر لحن در داخل؛ از مذاکره تا آمادگی برای سناریوهای سخت
در داخل ایران نیز نشانههایی از تغییر لحن به چشم میخورد. مقاماتی که تا چندی پیش بر ضرورت دیپلماسی تأکید داشتند، حالا از آمادگی برای «همه سناریوها» سخن میگویند. محمدصالح جوکار نماینده مجلس امروز تاکید کرده که نباید تمدید آتشبس را بپذیریم، یا سخنگوی قرارگاه خاتمالانبیا وعده داده که پاسخ مناسبی به برخورد اخیر با کشتی توسکا داده شود.
این بیانات لزوماً به معنای کنار گذاشتن مذاکره نیست؛ بلکه میتواند تلاشی برای تقویت موقعیت چانهزنی باشد. با این حال، در فضایی که همزمان میدان هم در حال گرم شدن است، مرز میان «فشار برای توافق» و «لغزش به سمت تقابل» باریکتر از همیشه به نظر میرسد.
نقش بازیگران ثالث؛ میانجی یا ناظر بحران؟
در این میان، بازیگران ثالث نیز بیکار ننشستهاند. پاکستان تلاش میکند نقش میانجی را ایفا کند و کانالهای ارتباطی را باز نگه دارد. روسیه با ارسال پیامهایی هشدارآمیز، از بالا بودن ریسک تنش سخن گفته و چین نیز نسبت به امنیت تنگه هرمز ابراز نگرانی کرده است.
این تحرکات نشان میدهد که حتی قدرتهای بیرونی هم وضعیت را عادی تلقی نمیکنند. وقتی چند بازیگر مهم همزمان از «ریسک بالا» صحبت میکنند، یعنی دستکم باید احتمال تغییر مسیر تحولات را جدی گرفت حتی اگر هنوز قطعیتی در کار نباشد.
بدون شک آنچه از حالا تا موعد مقرر میگذرد و رویکردها و مواضع طرفین نقش تعیینکنندهی در انتخاب نهایی بین تمدید آتش بس و مذاکره یا حتی توافق و ازسرگیری جنگ خواهد داشت. تا اینجای کار، اما فاصله میان خطوط قرمز طرفین همچنان زیاد است. تجربه نشان داده که همین فاصلهها گاهی در لحظات آخر با یک چرخش ناگهانی کاهش مییابد. در عین حال، تاریخ همین منطقه پر است از لحظاتی که سوءمحاسبه یا یک حادثه محدود، به سرعت به یک بحران گسترده تبدیل شده است. در حال حاضر هم امکان بازگشت به میز مذاکره وجود دارد و هم خطر لغزش به سمت تقابل. پرسش اینجاست: کدامیک زودتر خود را نشان میدهد؟








