هزینه تراپی نجومی شد
آتشبس بههیچوجه به معنای پایان فشارهای روانی نیست. جنگ، حتی وقتی متوقف میشود، اثراتش را در ذهن و روان افراد ادامه میدهد.
به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از شرق، در میانه روزهایی که صدای انفجار و جنگ، به بخشی از تجربه زیسته مردم تبدیل شده بود، حالا خبر آتشبس میان ایران، آمریکا و اسرائیل، اگرچه بهمثابه مکثی در میدان درگیری تلقی میشود، اما بههیچوجه به معنای پایان فشارهای روانی نیست. جنگ، حتی وقتی متوقف میشود، اثراتش را در ذهن و روان افراد ادامه میدهد.در ادامه گزارش «شرق» از بالارفتن هزینههای مشاوره و رواندرمانی در روزهای گذشته و ناتوانی افراد در پرداخت هزینهها را میخوانید:
جنگ، حتی وقتی متوقف میشود، اثراتش را در ذهن و روان افراد ادامه میدهد؛ اضطرابی که فروکش نمیکند، ترسی که بهسادگی جای خود را به آرامش نمیدهد و خستگی مزمنی که از دل هفتهها تنش مداوم بر جا مانده است. در چنین شرایطی، نیاز به خدمات سلامت روان بیش از هر زمان دیگری به یک ضرورت اجتماعی بدل میشود. تجربههای جهانی نیز نشان دادهاند که در دورههای پس از بحرانهای نظامی و ناآرامیهای داخلی، میزان مراجعه به روانشناسان و مشاوران به طور درخورتوجهی افزایش پیدا میکند؛ از اختلالات اضطرابی و افسردگی گرفته تا نشانههای اختلال استرس پس از سانحه (PTSD). این در حالی است که بسیاری از افراد، حتی در اوج نیاز، یا دسترسی مناسبی به خدمات تخصصی ندارند یا به دلیل هزینههای بالا از دریافت این خدمات صرفنظر میکنند. در ایران نیز، همزمان با تداوم فشارهای اقتصادی و افزایش هزینههای زندگی، تعرفههای خدمات روانشناسی به یکی از موانع جدی برای دسترسی عمومی تبدیل شده است. برای بخش درخورتوجهی از جامعه، مراجعه به روانشناس نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی حیاتی است که در عمل، به دلیل محدودیتهای مالی به تعویق میافتد یا بهکلی کنار گذاشته میشود.
تفاوت تعرفه رسمی و واقعی
آنچه روشن است، اینکه هزینههای خدمات روانشناسی، همواره یکی از موانع اصلی دسترسی مردم به درمان بوده و در سالهای اخیر با افزایش مداوم تعرفهها، این فشار بیشازپیش محسوس شده است. براساس آخرین ابلاغیه رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور برای سال ۱۴۰۵، تعرفهها به صورت کشوری و برای جلسات ۴۵ دقیقهای تعیین شدهاند و براساس مدرک تحصیلی، سابقه حرفهای و نوع مرکز ارائهدهنده متفاوت است. اما آنچه روشن است، تفاوت محسوسی است میان تعرفه رسمی و آنچه در عمل در مراکز مشاوره خصوصی اعمال میشود. براساس اعلام سازمان روانشناسی، جلسات مشاوره کارشناسان دارای مدرک کارشناسی ارشد در مراکز دولتی دومیلیونو ۹۶۳ هزار ریال، در مراکز عمومی غیردولتی پنجمیلیونو ۴۹۴ هزار ریال، در مراکز خیریه و موقوفه هفتمیلیونو ۴۲ هزار ریال و در بخش خصوصی هفتمیلیونو ۶۴۵ هزار ریال هزینه دارد. همین خدمات از سوی دارندگان مدرک دکترای تخصصی در مراکز دولتی سهمیلیونو ۵۸۲ هزار ریال، عمومی غیردولتی ششمیلیونو ۶۳۲ هزار ریال، خیریه و موقوفه هشتمیلیونو ۶۹۶ هزار ریال و بخش خصوصی ۹میلیونو ۵۰۰ هزار ریال تعیین شده است. برای متخصصان با سابقه بالای ۱۵ سال، این تعرفهها حتی بالاتر است؛ کارشناسان ارشد در بخش خصوصی تا هشتمیلیونو ۹۵۱ هزار ریال و دکتریها تا ۱۰میلیونو ۸۰۶ هزار ریال دریافت خواهند کرد.
مانع هزینه
در میان روایتهای پراکنده از فشارهای روانی پس از هفتهها تنش و تجربه زیسته جنگ، صدای مراجعانی شنیده میشود که بیش از هر زمان دیگری به خدمات روانشناسی نیاز دارند، اما همزمان با مانعی جدی به نام «هزینه» مواجهاند؛ مانعی که گاه آنها را وادار به انتخاب میان سلامت روان و سایر نیازهای ضروری زندگی میکند. مینا، دختری جوان از تجربهاش در ماههای اخیر میگوید: «میخواستم اوایل اسفند به تراپیستم مراجعه کنم، اما به دلیل شرایط جنگی، جلسهام کنسل شد. وقتی به تراپیستم پیام دادم، گفت تنها راه فعلی، جلسه تلفنی یا آنلاین در اپلیکیشنهای داخلی است. من اصلا با این روشها راحت نبودم، احساس میکردم مثل حرفزدن با یک دوست معمولی است، نه جلسه درمانی». او تلاش کرده از طریق منشی وقت بگیرد، اما افزایش ناگهانی هزینهها بار دیگر مسیر درمان را دشوار کرده است: «برای یک هفته بعد وقتی تماس گرفتم، هزینه ۴۵ دقیقه مشاوره شده بود یکمیلیونو ۹۰۰ هزار تومان. همان روز هم تراپیستم زنگ زد و گفت کل ساختمان پزشکان بسته است و جلسه نمیتواند برگزار شود». این محدودیتها و افزایش هزینهها، در کنار کمبود پاسخدهی روانپزشک، مینا را وادار کرده است تا به راهحلهای جایگزین روی بیاورد: «نسخه داروهایم را قبل از عید به داروخانهها بردم و با شانسی که داشتم، توانستم چهار تا پنج قرص بگیرم، چون بیمه تقریبا هیچ هزینهای را پوشش نمیدهد. تنها کاری که دراینبین میتوانستم انجام بدهم، استفاده از اینترنت و چتباتهایی مثل چت جیپیتی بود تا کمی حالم بهتر شود». مینا توضیح میدهد که این شرایط، در عمل او را مجبور به کاهش تعداد جلسات درمان کرده است: «من هفتهای یک بار پیش تراپیستم میرفتم، حالا مجبورم هر دو هفته یک بار بروم، و هزینهها هم واقعا سنگین است؛ تصور کنید فقط هزینه تراپی دو بار در ماه، حدود چهار میلیون تومان میشود، تازه هزینه روانپزشک و دارو هم جداست».
کاری فرساینده
اما روانشناسان از زاویه دیگری به ماجرا نگاه میکنند. یک روانشناس باسابقه که نخواست نامش در گزارش منتشر شود، با ترسیم تصویری کمتر دیدهشده از پشتصحنه کار درمانی، بر این نکته تأکید میکند که تصور عمومی از حرفه روانشناسی، فاصله درخورتوجهی با واقعیت دارد؛ فاصلهای که به گفته او، گاه به قضاوتهای نادرست درباره تعرفهها و هزینههای این خدمات منجر میشود. او توضیح میدهد که کار روانشناسی، صرفا «گوشدادن» به حرفهای مراجعان نیست، بلکه فرایندی پیچیده و فرساینده است که در آن ذهن و روان درمانگر نیز به طور مستمر درگیر میشود. به گفته این روانشناس، مواجهه روزانه با حجم بالایی از اضطراب، سوگ، ترس و بحرانهای انباشتهشده مراجعان، بهویژه در شرایطی مانند تنشهای اخیر و فضای جنگی، نیازمند تمرکز، مهارت و تابآوری بالاست و همین موضوع، این حرفه را به یکی از مشاغل پرچالش در حوزه خدمات انسانی تبدیل کرده است. با این حال، او تأکید میکند که در عمل، بسیاری از روانشناسان تلاش میکنند میان ضرورتهای حرفهای و شرایط اقتصادی جامعه، نوعی تعادل برقرار کنند. این روانشناس در توضیح تجربه شخصی خود میگوید: «با وجود تعرفههای مصوب، برای مراجعان قدیمیام معمولا شرایط ویژهای در نظر میگیرم. اغلب مبلغی کمتر از نرخ رسمی دریافت میکنم و حتی به آنها پیشنهاد میدهم که هزینه جلسات را در دو مرحله پرداخت کنند تا فشار مالی کمتری را متحمل شوند». به گفته او، در این رویکرد، اولویت نه دریافت کامل و فوری هزینه، بلکه تداوم روند درمان و حفظ ارتباط درمانی با مراجعان است؛ بهویژه در شرایطی که بسیاری از افراد، تحت فشارهای روانی و اقتصادی همزمان قرار دارند. او توضیح میدهد که افزایش تعرفه جلسات برای مراجعان قدیمیاش را معمولا با فاصله زمانی و با در نظر گرفتن شرایط آنها اعمال میکند و نه به صورت ناگهانی. این روانشناس همچنین به نحوه تعامل با مراجعان جدید اشاره میکند و میگوید اگرچه تعرفههای رسمی برای آنها لحاظ میشود، اما در عمل، پس از شکلگیری رابطه درمانی، انعطافهایی در شیوه پرداخت در نظر گرفته میشود. به گفته او، در بسیاری از موارد، مراجعان میتوانند هزینه جلسات را با چند روز تأخیر پرداخت کنند و سختگیری مالی، به گونهای که روند درمان را مختل کند، در اولویت او نیست.
بازگشت دوباره اضطراب
در شرایط بحرانی که جنگ و تنشهای اخیر بر زندگی روزمره سایه انداختهاند، بسیاری از مردم با چالشهایی فراتر از اضطراب معمول مواجهاند. بهاره، یکی از این افراد است که سالهاست به طور مستمر تحت درمان قرار دارد. او با اشاره به رابطه طولانیمدت خود با مشاورش، میگوید این پیوستگی درمانی، برایش سرمایهای جدی است که بهسادگی نمیتواند آن را کنار بگذارد: «چند سال است پیش یک مشاور میروم و در این مدت، با تغییرات مختلف تعرفهها هم همراه بودهام. اما واقعیت این است که چون او بهخوبی با ویژگیهای شخصیتی و شرایط خانوادگیام آشناست، تغییردادنش برایم اصلا منطقی نیست». با این حال، بهاره تأکید میکند که افزایش مداوم هزینهها، فشار درخورتوجهی بر او وارد کرده است: «معمولا سالی دو بار تعرفهها افزایش پیدا میکند. آخرین باری که قبل از جنگ، حوالی دیماه مراجعه کردم، هزینه هر جلسه حدود یکمیلیونو ۳۰۰ هزار تومان بود، اما حالا که برای سال جدید تماس گرفتم، به یکمیلیونو ۸۰۰ هزار تومان رسیده است». او میگوید این افزایش، در عمل الگوی مراجعهاش را تغییر داده است؛ تغییری که به نظر او، درست در زمانی رخ داده که نیازش به جلسات مشاوره بیشتر از همیشه است: «من درمانم را قطع نکردهام، اما تعداد جلساتم را بهشدت کم کردهام. قبلا هفتهای یک بار یا ماهی دو تا سه جلسه میرفتم، اما حالا مدتی است که به ماهی یک بار رسیده است». بهاره با اشاره به نااطمینانیهای شغلی پس از جنگ و تبدیل قرارداد یکساله کاریاش به قرارداد سهماهه و پیامدهای آن بر احساس امنیت روانیاش، پیشبینی میکند که در سال پیشرو، حتی یک جلسه رواندرمانی در ماه هم فشار زیادی به لحاظ مالی به او تحمیل کند. او در توصیف وضعیت روانی خود پس از تشدید تنشها و حوادث دیماه، از بازگشت اضطرابهایی میگوید که پیشتر با صرف زمان و هزینه، تا حدی کنترل شده بودند: «تمام تلاشی که کرده بودم تا به یک ثبات نسبی برسم، دوباره از بین رفته. اضطرابها برگشتهاند و در چنین شرایطی، همین که نمیتوانم بهراحتی به جلسات درمانم ادامه بدهم، خودش به یک منبع اضطراب جدید تبدیل شده است». بهاره درعینحال، با نگاهی دوگانه به مسئله تعرفهها، میگوید اگرچه افزایش هزینهها را تا حدی قابل درک میداند، اما معتقد است شدت این افزایشها با توان مالی بسیاری از مراجعان همخوانی ندارد. او توضیح میدهد که پیشازاین، برای تأمین هزینه جلسات، از برخی مخارج شخصی خود مانند خرید لباس یا تفریح صرفنظر میکرده، اما اکنون حتی این حذفها نیز کافی نیست: «واقعیت این است که دیگر نمیشود همه ابعاد زندگی را حذف کرد. آدم به تفریح، به استراحت و به تجربههای ساده هم نیاز دارد، اما حالا مدام باید انتخاب کنیم؛ اینکه یک هزینه را حذف کنیم تا بتوانیم مشاوره برویم یا برعکس».
چرخه مداوم درگیری ذهنی
در روایتی مشابه، لیلا نیز از تجربهای میگوید که در آن، انتخابهای اجباری به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است؛ انتخابهایی که بهگفته او، خود به چرخهای از اضطراب و ناامنی دامن میزند. او با اشاره به شرایط اخیر، توضیح میدهد که همانطور که در دوره جنگ ناچار بوده میان نیازهای اولیه خود دست به اولویتبندی بزند، اکنون نیز در حوزه سلامت روان با موقعیتی مشابه روبهروست: «مدام باید تصمیم بگیرم که کدام هزینه را حذف کنم؛ اینکه مثلا بعد از مدتها با دوستانم کافه بروم یا آن را کنار بگذارم تا بتوانم هزینه یک جلسه مشاوره را بدهم». لیلا معتقد است این وضعیت، بهمرور به شکلگیری یک چرخه فرساینده منجر میشود؛ چرخهای که در آن، فشار مالی، کاهش دسترسی به خدمات روانشناسی و افزایش اضطراب، یکدیگر را تقویت میکنند. به گفته او، در چنین شرایطی، حتی تلاش برای مراقبت از سلامت روان نیز خود به منبعی از نگرانی تبدیل میشود؛ «نگرانی از اینکه آیا میتوانم این مسیر را ادامه دهم یا نه».
سامانه ۱۹۰
از سوی دیگر، در شرایط بحران و افزایش مشکلات سلامت روان، وزارت بهداشت خدمات مشاوره روانشناختی رایگانی را از طریق سامانه ۱۹۰ ارائه میدهد. این سامانه با هدف کاهش اضطراب عمومی، پاسخگویی فوری و هدایت افراد به خدمات تخصصی، با مشارکت نزدیک به ۷۰۰ کارشناس سلامت روان در سراسر کشور فعال است. در توضیح این سامانه گفته شده که خدمات ارائهشده در آن کوتاهمدت و فوری بوده و برای مدیریت شرایط روانی افراد طراحی شده است. کارشناسان این سامانه، دارای حداقل مدرک کارشناسی ارشد در رشتههای مرتبط با سلامت روان هستند و در کنار آنها، استادان دانشگاه بهعنوان پشتیبان علمی حضور دارند. وزارت بهداشت اعلام کرده روزانه حدود شش هزار تماس در این سامانه پاسخ داده میشود و افراد میتوانند با شمارهگیری ۱۹۰ و انتخاب گزینه سلامت روان، از ساعت هشت صبح تا ۱۲ شب به مشاوره رایگان دسترسی پیدا کنند. به گفته مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، تجربه ارائه مشاوره تلفنی در بحرانهایی مانند کرونا نشان داده است که این روش میتواند اضطراب عمومی را کاهش دهد، تابآوری جامعه را افزایش دهد و افراد را به صورت هدفمند به مراکز تخصصی هدایت کند. این خدمات محدود به شرایط بحران نیست و برنامهریزی شده تا بهعنوان یک ابزار پایدار در حوزه سلامت روان، حتی پس از بحران ادامه یابد.







