مثقال طلا
وی ایکس اکستریم
کیان.
x
فونیکس
قهوه امکان
منطه
۱۵ / فروردين / ۱۴۰۵ ۱۷:۵۳
جلال ساداتیان، دیپلمات اسبق ایران در انگلیس در گفت‌وگو با اقتصادآنلاین:

از دستاورد‌های خوب جنگ امتیاز بگیریم؛ فرصت‌سوزی نکنیم، میدان و عرصه در اختیار دیپلماسی قرار گیرد

از دستاورد‌های خوب جنگ امتیاز بگیریم؛ فرصت‌سوزی نکنیم، میدان و عرصه در اختیار دیپلماسی قرار گیرد

جلال ساداتیان، دیپلمات اسبق ایران با اشاره به «نمایش توانمندی نیرو‌های مسلح ایران» و «شکسته‌شدن هیمنه آمریکا»، در عین حال بر ضرورت بهره‌گیری از دستاورد‌های میدانی در مسیر دیپلماسی تأکید می‌کند. او می‌گوید ادامه حملات آمریکا و اسرائیل مصداق «نقض معیار‌های بین‌المللی» است و عقلانیت ایجاب می‌کند با فعال‌سازی کانال‌های سیاسی، از تشدید خسارات و فرصت‌سوزی‌های تاریخی جلوگیری شود.

کد خبر: ۲۱۲۹۵۱۹
a market

به گزارش اقتصادآنلاین، با ناکام‌ماندن دیپلماسی، دامنه جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران در ماه دوم خود، به زیرساخت‌های غیرنظامی رسیده است. دونالد ترامپ رییس‌جمهور آمریکا نیز پیش‌تر با تعیین ضرب‌الاجلی ۱۰ روزه برای رسیدن به توافق، تهدید به بمباران زیرساخت‌های برق و جاده‌ای ایران کرده بود. ضرب‌الاجلی که روز دوشنبه به پایان می‌رسد و البته اسرائیل حتی پیش از این موعد، حمله به زیرساخت‌ها را آغاز کرده است. 

در چنین فضایی، براساس گزارش‌های منابع آگاه، تبادل پیام‌های غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن نیز به بن‌بست رسیده و این زمینه را برای افزایش دامنه جنگ فراهم کرده است. در حالی که پیشنهادهای برخی مقامات سابق مثل محمدجواد ظریف وزیر خارجه و عباس آخوندی نیز با انتقادها گسترده روبه‌رو شده.

جلال ساداتیان، دیپلمات اسبق و کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌وگو با اقتصادآنلاین درباره پیامدهای این رویکرد صحبت می‌کند. او تاکید دارد که باید از چنین پیشنهاداتی استقبال کرد.

در ادامه مشروح این گفت‌و‌گو را می‌خوانید.

آقای ساداتیان، با توجه به پایان ضرب الاجل رییس‌جمهور ترامپ در روز دوشنبه، فکر می‌کنید روند تحولات به افزایش دامنه جنگ منجر می‌شود؟

ابتدا باید خسته نباشید و دست‌مریزاد بگویم به نیرو‌های مسلح‌مان، اعم از ارتش و سپاه، که توانمندی‌های خوبی را از خودشان نشان دادند و هیمنه آمریکا و قدرت پوشالی آمریکا را به رخ کشیدند؛ که این‌گونه نیست که هر طور که دلتان بخواهد، بتوانید به دنیا آنچه را که در ذهن رئیس‌جمهورتان هست دیکته کنید.

البته به نظر می‌آید که اینجا یک اختلاف جدی هم بین مردم عاقل آمریکا و این رئیس‌جمهور متوهم‌شان وجود دارد و نشانه دقیق آن همین اختلافاتی است که الان در پنتاگون به وجود آمده؛ رئیس ستادشان را کنار گذاشتند، چند افسر ارشدشان را کنار گذاشتند، برای اینکه آنها مشکلات حمله به ایران را گوشزد کردند و گفتند که این کار ساده نیست. اما ترامپ دنبال این است که آن خودشیفتگی خودش را از طریق این دستورات متوهمانه‌اش بخواهد به پیش ببرد. تقریباً همه دنیا هم اذعان می‌کنند، به‌علاوه تعدادی از شخصیت‌های داخل خود آمریکا، که ترامپ واقعاً گول نتانیاهو را خورد و وارد این باتلاق شد.

اما این دستاورد برای ایران، ضمن اینکه از صبح خساراتی مثل ترور رهبری و فرماندهان بزرگ و تعدادی از شخصیت‌هایی که در ایران بودند و  زیان‌هایی بزرگی محسوب می‌شود. به‌علاوه بچه‌های دانش‌آموز بی‌گناه مدرسه شجره طیبه و تعداد قابل توجهی از انسان‌های بی‌گناهی که هیچ‌کدام در حوزه نظامی نبودند و حمله به مراکز غیرنظامی، همه بی‌تردید جنایات جنگی هستند. اینها همه خلاف‌هایی است که صورت گرفته و آمریکا و اسرائیل، بی‌خیالِ شماتت‌های دنیا، دارند به این کار ادامه می‌دهند.

نکته دوم اینکه آنها نتوانستند نظام را سرنگون بکنند، ایران را تقسیم بکنند به چندپاره؛ هیچ‌کدام اینها محقق نشد. دیگر اینکه دنبال این بودند که مردم را از حاکمیت جدا بکنند؛ شاهد بر این بودیم که مردم هم پای قضیه ایستادند و شب‌ها در میادین و خیابان‌ها با حضور پررنگی نشان دادند و حمایت کردند.

این مجموعه دستاورد‌های خوبی که حاصل شد، در کنارش فعال شدن مقاومت منطقه اعم از حشدالشعبی و از آن طرف حوثی‌ها چیز‌هایی که مدعی بودند به کلی از بین رفته، فعال شدند. همچنین پایگاه‌های آمریکایی که کسی جرأت نمی‌کرد به آنها، به قول معروف، نگاه چپ بکند، همه مورد تعرض واقع شد. ناو آبراهام لینکلن که با چه تبختر گفتند به این منطقه دارد می‌آید، لطمه خورد، از اینجا دور شد؛ و به همه اینها اضافه بکنید قدرت کنترلی که برای ایران در تنگه هرمز به وجود آمد و خود این توانست به اقتصاد آمریکا و به اقتصاد یک‌سری از حامیان او لطماتی را وارد بکند. این مجموعه دستاورد‌هایی است که حالا شاید دستاورد‌های دیگری هم باشد که در ذهن من نیست، می‌توانیم ذکر بکنیم.

همچنین امروز هم‌پیمان‌های گذشته آمریکا، مثلاً در ناتو، در اتحادیه اروپایی، می‌بینیم با او همراهی نکردند. حتی این کشور‌های عربی که در منطقه ما هستند، با وجود اینکه او پایگاه‌هایی را در اینجا دارد و این پایگاه‌ها مورد حمله ایران هم واقع شده، اما باز به آن ائتلاف آمریکایی نپیوستند. تا اینجای کار، تا آنجایی که ما اخبارش را داریم، حالا یک همکاری‌هایی البته صورت گرفته با او، ولی این نبوده که علناً و صریحاً بتوانند اعلام بکنند که به ائتلاف آمریکایی پیوسته‌اند.

اینها دستاورد‌های مهم و بزرگی بوده. در مقابلش عرض کردم که آنچه که آمریکا دارد انجام می‌دهد.

در نتیجه، ما می‌بینیم که واقعیت این است که هم از سوی نمایندگان کنگره و سناتور‌ها و نمایندگان مجلس آمریکا و هم از سوی خیلی از شخصیت‌ها و افراد مختلف مورد انتقاد قرار گرفته. مثلاً در گذشته یکی از چهره‌های معروف آمریکایی دعوت به تظاهرات کرد که «نه به پادشاه»؛ یعنی خود آنها هم قبول دارند که ایشان نه رئیس‌جمهور، بلکه آدمی خودشیفته است که نقش یک پادشاه را می‌خواهد ایفا بکند؛ و تظاهراتی در ۵۰ ایالت آمریکا، به‌علاوه تعدادی از کشور‌های اروپایی، برگزار شد.

با این حال، به نظر نمی‌رسد این شرایط آمریکا و اسرائیل را به سمت کاهش تنش سوق داده باشد.

بله، در این چارچوب، وقتی شما با یک دیوانه روبه‌رو هستید که این دیوانه دارد ثابت می‌کند که زیرساخت‌های شما را هم می‌خواهد بزند، به نظر می‌آید که اینجا ما به‌تنهایی نباید اکتفا بکنیم به این دستاورد‌های خوبی که تا الان حاصل شده؛ باید از این دستاورد‌های خوب بتوانیم امتیازاتی را بگیریم.

حتی امروز که در پنتاگون برخی از ژنرال‌های ارشد و رئیس ستاد به دلیل اختلاف‌نظر برکنار شدند، نیز اصرار دارد به تخریب خود علیه زیرساخت‌های ایران و علیه مردم ما و کشتار مردم بی‌گناه ما ادامه دهد.

خب در این وضعیت، دیپلماسی می‌تواند نقش‌آفرین باشد؟ 

اینجا، به نظر من، عقلانیت حکم می‌کند ضمن اینکه ما آن دستاوردهایمان را باید نقد کنیم و از آن بهره لازم را ببریم، در جهت منافع ملی و در جهت تأمین امنیت ملی، از امکاناتی که در دنیا ممکن است وجود داشته باشد بهره ببریم.

حالا که مثلاً وزیر خارجه پاکستان در یک اجلاس چهارجانبه با وزیر خارجه عربستان و ترکیه و مصر به توافقاتی رسیدند، آیا نباید این فرصتا در اختیار دیپلماسی قرار داده شود که بتوانند از آن بهره لازم را ببرند؟

آقای وزیر خارجه، آقای عراقچی، در مصاحبه‌ای که با الجزیره انجام داد، گفت که بله، پیام‌هایی دارد تبادل می‌شود؛ ولی به معنی مذاکره نیست، صرفا پیام‌هایی تبادل شده. اما آیا می‌شود با همین تبادل پیام‌ها نهاد‌هایی را فعال کرد که جلوی تخریب‌های بیشتر گرفته شود؟

با توجه به اخبار فعلی درباره بن‌بست در مذاکرات، اگر این اتفاق رخ ندهد، فکر می‌کنید چه خواهد شد؟

ما سابقه خاصی هم در جمهوری اسلامی داریم. وقتی توانستیم خرمشهر را بازپس بگیریم، در آن موقع برخی کشور‌های عربی که از صدام حمایت می‌کردند گفتند ما همه خسارت‌های ایران را می‌پردازیم، شما بیایید صلح کنید. در آن مقطع ایران صلح نکرد و جنگ چهار سال دیگر طول کشید، تعداد زیادی از عزیزان ما به شهادت رسیدند و خسارت‌های زیادی هم وارد شد.

یا حتی در ماجرای لانه جاسوسی، آن زمان که می‌توانستند به توافقاتی برسند و امتیازات مناسبی در ازای آزادسازی آمریکایی‌ها دریافت کنند، این اتفاق رخ نداد و نهایتاً به نقطه‌ای رسید که این فرصت‌ها از دست رفت.

این فرصت‌سوزی‌هایی که ما در گذشته داشتیم، علتش هم این بوده که تعدادی که به هر حال مقطع خاصی را می‌دیدند یا یک بخش از پیروزی‌های خاص را ملاحظه می‌کردند و اجازه نمی‌دادند که برخی دیگر پیچیده‌تر نگاه کنند و قضایا را به سمتی ببرند که مجموعه منافع ملی با هم تأمین شود.

منافع ملی در این است که هرچه می‌توانند از تخریب‌ها جلوگیری کنند، هرچه می‌توانند امتیازات بهتری را در این مقطع دریافت کنند. بله، الان برخی از آقایان ۱۲ پیش‌شرط گذاشتند یا هشت تا، یا برخی شش تا؛ اما آن چیزی که بیشتر مشترک است این است که تحریم‌ها برداشته شود، خسارت‌ها جبران شود، تعهد عدم حمله مجدد از طریق یک پیمان منعقد شود.

به هر حال، یک‌سری امتیازاتی است که طبیعتاً ایران انتظار دارد دریافت کند و باید بتواند بگیرد.

حالا مسئله کنترل تنگه هرمز نیز وجود دارد که ایران از نظر حقوقی هوشیاری به خرج داده و گفته من بر تنگه کنترل دارم. این کنترل، قاعدتاً یک طرفش کشور عمان است و بین این دو کشور باید توافقاتی حاصل شود و ضوابط بین‌المللی هم رعایت شود که خود این امر به مسئله‌ای خلاف ضوابط تبدیل نشود.

اگر هم قرار باشد مثل برخی تنگه‌ها عوارضی دریافت شود، ایران می‌تواند بگوید ما خدمات هدایتی و کنترلی انجام می‌دهیم و بابت آن هزینه دریافت می‌کنیم.

فکر می‌کنید این خواسته‌ها شدنی است؟

ببینید، همه اینها شدنی است. همه اینها نیازمند گفت‌و‌گو توسط متخصصان و کارشناسان است و استفاده از ظرفیت‌های کشور. این‌گونه نباشد که برخی بگویند، چون جنگ را نیرو‌های میدان مدیریت کردند، پس همه چیز در اختیار آنها باشد و دیپلماسی هم همان‌ها اداره کنند.

این عزیزان زحمت کشیدند، دست‌شان درد نکند، تقدیر هم می‌کنیم و پشتیبان‌شان هم هستیم؛ اما از آن طرف، میدان و عرصه باید در اختیار دیپلماسی هم گذاشته شود. چه پیشنهادات از داخل کشور باشد، چه از خارج، اگر حرف‌هایی زده می‌شود که می‌توان آن را پخته‌تر کرد، باید اجازه داد متخصصان و دیپلمات‌های برجسته از این ظرفیت‌ها حداکثر استفاده را ببرند.

امروز آقای ظریف نیز پیشنهاداتی را برای پایان جنگ مطرح کرده است. اگر برخی به او نقد دارند، او را نقد کنند، اما نباید این پیشنهادات و استفاده دیپلماسی از دستاورد‌های میدان، با هجمه و توهین برخی روبه‌رو گردد تا راه بر چنین مسیر‌های به‌کلی بسته شود.

ماپرا
ارسال نظرات