پایگاههای آمریکا از کشورهای منطقه دفاع میکند؟
جنگ رمضان، معادلات قدرت منطقه را دگرگون کرد و ناتوانی پایگاههای آمریکا در تولید امنیت اجاره ی عیان ساخت.
به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از تسنیم، جنگ رمضان بسیاری از فرضیه های آمریکا و رژیم صهیونی را برهم ریخت و باطل ساخت. این رژیم مدعی بود به پشتوانه آمریکا و نظام سلطه و پدافند های مختلف و گنبد آهنین میتواند امن ترین و دور از دسترس ترین جای دنیا باشد و یا کشورهای منطقه تصور می کردند با التماس به امریکا و در اختیار قراردادن پایگاه می توانند امنیت را بخرند ولی امروز جنگ رمضان همه این فرضیه ها را باطل کرد. الان دیگر نه رژیم صهیونی امن است و نه کشورهای که متکی به امنیت آمریکایی بودند!
فروپاشی نظریه بازدارندگی صهیونیستی؛ ضربه بر پیکر امنیت جعلی رژیم
جنگ رمضان به روشنی نشان داد که معادلات بازدارندگی که رژیم صهیونیستی طی دههها با اتکا به برتری نظامی و حمایت بیقید و شرط آمریکا ساخته بود، دیگر کارآمدی خود را از دست داده است.
نیروهای ایرانی و موشک های ایرانی، مرکز این غده سرطانی را برای اولین بار در معرض حملات مستقیم و گسترده موشکی از خاک ایران قرار داد و ثابت کرد که «امنیت» ادعایی تلآویو، یک توهم بیش نیست.
این رژیم که همواره خود را قدرت شکستناپذیر منطقه معرفی میکرد، ناگهان در موضعی قرار گرفت که برای مهار پاسخ ایران، نیازمند ائتلافی بینالمللی و منطقهای بود. این فروپاشی بازدارندگی، بزرگترین شکاف در ساختار امنیتی این رژیم از زمان تأسیس آن تاکنون محسوب میشود.
آمریکا در جایگاه ضعیفترین ابرقدرت؛ ناتوانی در مدیریت بحران
آمریکا که همواره مدعی نقش پلیس جهانی و ضامن امنیت متحدان خود است، در این جنگ عملاً ناتوانی خود را در دو سطح به نمایش گذاشت. ناتوانی در بازدارندگی ایران که علیرغم تمام تهدیدها و تحرکات نظامی گسترده در منطقه، پاسخ قاطع و متناسب خود را اجرا کرد. واشنگتن که عادت داشت با تکیه بر ناوهای هواپیمابر خود معادلات منطقه را رقم بزند، این بار در موضعی انفعالی قرار گرفت و ناوهای خودرا از تنگه هرمز فراری داد.
اتکای بیسابقه به ائتلاف منطقهای؛ پردهبرداری از ضعف راهبردی
یکی از شاخصترین نشانههای ناتوانی جبهه مقابل ایران، میزان بیسابقه اتکای آن به کشورهای منطقه برای دفاع از خود بود.
رژیم صهیونیستی و آمریکا که پیش از این مدعی بودند نیازی به کمک خارجی برای تأمین امنیت خود ندارند، در جنگ رمضان ناچار شدند شبکهای گسترده از پایگاههای نظامی در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، اردن و حتی برخی کشورهای اروپایی را به خدمت بگیرند.
این وابستگی شدید به «سپر انسانی منطقهای» نشان داد که پدافند هوایی پیشرفته رژیم صهیونیستی و ناوگان آمریکایی قادر به مهار قدرت موشکی جمهوری اسلامی ایران نیستند و این اعتراف عملی به شکست در تأمین امنیت است.
تسری ناامنی به کشورهای منطقه؛ قربانیسازی به نفع منافع جنگطلبان
یکی از پیامدهای شوم این ناتوانی، سرایت ناامنی به کشورهایی بود که تصور میکردند امریکا میتواند امنیت ایجاد کند. کشورهایی نظیر اردن که با اجازه عبور هواپیماهای آمریکایی و رهگیری موشکهای ایرانی از حریم هوایی خود، عملاً به بخشی از ماشین جنگی تبدیل شدند، ناگهان خود را در معرض تهدیدات امنیتی جدید یافتند.
این کشورها که تصور میکردند با همراهی با آمریکا امنیت خود را تضمین میکنند، در عمل به خط مقدم یک جنگ تبدیل شدند و امروز امریکا مردم منطقه را به سپر انسانی برای دفاع از منافع خود تبدیل کرده است.
افشای ماهیت ابزاری کشورهای منطقه در استراتژی آمریکا
جنگ رمضان پرده از واقعیت تلخی برای کشورهای منطقه برداشت: آمریکا و رژیم صهیونیستی این کشورهای منطقه را نه شرکای راهبردی، بلکه ابزارهایی برای جبران ضعفهای خود میدانند.
واشنگتن که قادر به تأمین امنیت متحدانش بدون به مخاطره انداختن آنها نیست، در این جنگ ثابت کرد که منافع جنگطلبانه خود را بر امنیت کشورهای میزبان پایگاههایش ترجیح میدهد.
تبدیل شدن پایگاههای نظامی در قطر، بحرین و کویت به مراکز هماهنگی برای مقابله با ایران، این کشورها را به اهداف بالقوه تبدیل کرد و آنها را در معرض تهدیدات متقابلی قرار داد که هیچ نسبتی با منافع ملی شان نداشت.
بدین ترتیب، عملیات وعده صادق نشان داد که دوران مصونیت این رژیم جعلی به سر آمده و به زودی از روی زمین محو خواهد شد.







