رد جنگ بر تن نقشجهان و چهلستون / چرا بناهای تاریخی ایران در برابر ارتعاشات شدید آسیبپذیرند؟
آسیب دیدن بخشی از کاشیهای ایوانهای مسجدجامع عباسی در پی موج انفجار ناشی از حملات روز گذشته رژیم صهیونیستی در حوالی میدان نقشجهان، بار دیگر توجه متخصصان میراثفرهنگی را به یک واقعیت کمتردیدهشده جلب کرده است.
به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از پیام ما، آسیب دیدن بخشی از کاشیهای ایوانهای مسجدجامع عباسی در پی موج انفجار ناشی از حملات روز گذشته رژیم صهیونیستی در حوالی میدان نقشجهان، بار دیگر توجه متخصصان میراثفرهنگی را به یک واقعیت کمتردیدهشده جلب کرده است؛ اینکه بناهای تاریخی، حتی اگر مستقیماً هدف تخریب قرار نگیرند، در برابر ارتعاشات شدید ناشی از انفجارها و لرزشهای ناگهانی بسیار آسیبپذیرند. میدان نقشجهان اصفهان که در قلب یکی از متراکمترین بافتهای تاریخی جهان قرار دارد، مجموعهای از سازههای چندصدساله است که با مصالح سنتی ساخته شدهاند؛ مصالحی که گرچه در برابر گذر زمان دوام آوردهاند، اما در برابر شوکهای ناگهانی و امواج انفجاری بسیار شکنندهاند.بهگفته متخصصان، پدیدهای که در چنین اتفاقاتی رخ میدهد، نه لزوماً تخریب آنی بنا بلکه نوعی «فرسایش ضربهای» است؛ فرایندی که در آن موجهای فشاری حاصل از انفجار، حتی در فاصلهای قابلتوجه، در سازههای تاریخی نفوذ میکنند و بهمرور باعث گسیختگی اجزای ظریف تزئینی میشوند.
همین ویژگی است که موجب میشود نخستین نشانههای آسیب در بناهای تاریخی معمولاً در بخشهایی مانند کاشیکاریها، گچبریها و تزئینات ظریف نمایان شود.
موج انفجار چگونه به بناهای تاریخی آسیب میزند؟
«عبدالله جبل عاملی»، معمار و پژوهشگر باسابقه حفاظت از میراثفرهنگی، درباره تأثیر موج انفجار بر بناهای تاریخی میگوید: «وقتی انفجاری در نزدیکی یک محدوده تاریخی رخ میدهد، آنچه به بنا آسیب میزند تنها صدای مهیب آن نیست، بلکه موج فشاری است که با سرعت بسیار بالا در هوا حرکت میکند و سپس به سازه برخورد میکند. این موج مانند ضربهای ناگهانی عمل میکند و وقتی به سطوح بنا میرسد، انرژی خود را به اجزای سازه منتقل میکند. در ساختمانهای تاریخی که با مصالح سنتی و اتصالات غیرمسلح ساخته شدهاند، این انتقال انرژی میتواند باعث شل شدن اجزا، ترکهای مویی و حتی جدا شدن عناصر تزئینی شود.»
او ادامه میدهد: «در بناهایی مانند مسجدجامع عباسی لایههای تزئینی متعددی بر روی سازه اصلی قرار دارند. این لایهها شامل کاشی، ملات گچی، ملات آهکی و پوششهای رنگی هستند که هر کدام با روشهای سنتی به هم متصل شدهاند. موج انفجار میتواند باعث ایجاد ارتعاشاتی شود که این پیوندهای ظریف را تضعیف کند. در چنین شرایطی حتی اگر سازه اصلی پابرجا بماند، بخشهای تزئینی که ارزش هنری بسیار بالایی دارند، دچار ریزش میشوند.»
بهگفته این پژوهشگر، مسئله مهم این است که آسیبهای ناشی از موج انفجار همیشه بلافاصله دیده نمیشوند. او توضیح میدهد: «گاهی ترکهایی بسیار ریز در بدنه یا تزئینات ایجاد میشود که در نگاه اول قابلمشاهده نیستند، اما همین ترکها میتوانند در ماهها و سالهای بعد گسترش پیدا کنند. به همین دلیل، پس از هر شوک لرزشی یا انفجار در نزدیکی یک اثر تاریخی، بررسی دقیق سازهای ضروری است؛ زیرا ممکن است بخشی از آسیبها در عمق مصالح پنهان مانده باشد.»
چرا کاشیها نخستین قربانیان هستند؟
کاشیکاریهای صفوی یکی از شاخصترین جلوههای هنری میدان نقشجهان به شمار میروند. اما همین عناصر تزئینی زیبا، بهدلیل ساختار خاص خود، در برابر ارتعاشات ناگهانی بسیار حساس هستند.
«مرتضی فرشتهنژاد»، مرمتگر و پژوهشگر میراثفرهنگی، در توضیح این مسئله میگوید:«کاشیهای تاریخی در بناهایی مانند مسجدجامع عباسی معمولاً روی بستری از ملات آهکی یا گچی نصب شدهاند. این ملاتها پس از چند قرن به تعادل خاصی با محیط رسیدهاند، اما درعینحال خاصیت انعطافپذیری محدودی دارند. وقتی موج انفجار به بنا میرسد، ارتعاش حاصل از آن باعث میشود این اتصالها دچار تنش شوند و درنتیجه کاشیها از بستر خود جدا شوند.»
او ادامه میدهد: «در معماری صفوی، بخشهای مرتفع بنا مانند ایوانها و گنبدها بیشتر در معرض فشارهای محیطی قرار دارند. وقتی موج انفجار به چنین سازههایی برخورد میکند، انرژی آن در سطوح بزرگ توزیع میشود و ارتعاش به بخشهای تزئینی منتقل میشود. به همین دلیل، معمولاً نخستین نشانههای آسیب در همین نقاط دیده میشود.»
فرشتهنژاد تأکید میکند: «ریزش چند قطعه کاشی در نگاه نخست شاید جزئی به نظر برسد، اما از منظر میراثفرهنگی موضوعی بسیار جدی است. هر قطعه کاشی در بناهای تاریخی بخشی از یک ترکیب هنری و تاریخی است. بسیاری از این کاشیها دستساز و متعلق به چند قرن پیش هستند و جایگزینی آنها بسیار دشوار است. بنابراین، حتی آسیبهای کوچک نیز اهمیت بالایی دارند و باید بهسرعت بررسی و مستندسازی شوند.»
سازههای صفوی؛ مقاوم اما حساس
برخلاف تصور عمومی، بسیاری از بناهای تاریخی ایران از نظر مهندسی سازه بسیار هوشمندانه طراحی شدهاند و توانستهاند قرنها در برابر زلزله و تغییرات اقلیمی مقاومت کنند. بااینحال، این مقاومت بهمعنای مصونیت در برابر همه انواع نیروهای ناگهانی نیست.
«شهریار ناسخیان»، استاد مرمت و احیای بناهای تاریخی، درباره ویژگیهای سازهای بناهای صفوی به «پیام ما» میگوید: «معماران دوره صفوی در طراحی سازهها از سیستمهای سنتی بسیار کارآمدی استفاده کردهاند؛ از جمله قوسها، طاقها و گنبدهایی که نیروها را بهشکل متوازن منتقل میکنند. این ویژگیها باعث شده است بسیاری از بناهای آن دوره در برابر زلزله عملکرد قابلقبولی داشته باشند. اما موج انفجار ماهیتی متفاوت دارد و نیرو را بهصورت ضربهای و ناگهانی وارد میکند.»
او توضیح میدهد: «در چنین شرایطی، سازه اصلی ممکن است همچنان پایدار بماند، اما اجزای ثانویه مانند تزئینات، پوششها و حتی برخی عناصر سازهای ظریف دچار آسیب شوند. بهویژه در بناهایی که چندین قرن عمر دارند، پیوند میان مصالح ممکن است بهمرور زمان ضعیفتر شده باشد.»
بهگفته این استاد دانشگاه، «یکی از چالشهای مهم پس از چنین رخدادهایی، تشخیص دامنه واقعی آسیب است. بررسی ظاهری تنها بخشی از ماجرا را نشان میدهد. برای ارزیابی دقیق باید از روشهای علمی مانند پایش ترکها، تصویربرداری و تحلیلهای سازهای استفاده شود. این کار کمک میکند مشخص شود آیا آسیب صرفاً در سطح تزئینات بوده یا در بخشهای عمیقتر سازه نیز تغییراتی ایجاد شده است.»
بافت تاریخی اصفهان؛ موزهای زنده و آسیبپذیر
میدان نقشجهان تنها یک بنای تاریخی منفرد نیست، بلکه بخشی از شبکهای پیچیده از سازهها، بازارها، مدارس و بناهای مذهبی است که طی چند قرن در کنار هم شکل گرفتهاند. همین تراکم بالای آثار تاریخی سبب شده است هرگونه شوک لرزشی در این محدوده بتواند پیامدهای گستردهای داشته باشد.
کارشناسان معتقدند آنچه میدان نقشجهان را به یکی از ارزشمندترین محوطههای تاریخی جهان تبدیل کرده، همین پیوستگی فضایی و معماری میان بناهای مختلف است. مسجدجامع عباسی، مسجد شیخ لطفالله، عمارت عالیقاپو و بازار قیصریه نهتنها بهصورت جداگانه ارزشمندند، بلکه در کنار هم یک ترکیب کمنظیر شهری را شکل دادهاند که نمونهای شاخص از شهرسازی دوره صفوی محسوب میشود.
به همین دلیل، هر رخدادی که یکی از اجزای این مجموعه را تحتتأثیر قرار دهد، درواقع بر کلیت این منظومه تاریخی اثر میگذارد. آسیبهای کوچک در تزئینات یا سازهها اگر بهموقع بررسی و مرمت نشوند، میتوانند در طول زمان به مشکلات جدیتری تبدیل شوند.
از نگاه متخصصان، آنچه امروز اهمیت دارد، پایش دقیق وضعیت سازهای بناهای تاریخی این محدوده و مستندسازی کامل هرگونه تغییر یا آسیب است. چنین اقداماتی نهتنها برای حفاظت از میراث تاریخی ضروری است، بلکه به درک بهتر نحوه واکنش این بناها در برابر شوکهای محیطی کمک میکند.
میدان نقشجهان طی چهار قرن گذشته فراز و نشیبهای بسیاری را پشت سر گذاشته است؛ از تغییرات شهری گرفته تا فرسایش طبیعی و مرمتهای متعدد. بااینحال، آنچه این مجموعه را همچنان پابرجا نگه داشته، توجه مستمر به حفاظت و نگهداری آن بوده است. اکنون و در شرایطی که رخدادهای ناگهانی میتوانند حتی از فاصلهای دور بر این بناها اثر بگذارند، اهمیت مراقبت علمی و دقیق از این میراث تاریخی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود؛ میراثی که نهتنها بخشی از هویت ایران، بلکه بخشی از حافظه فرهنگی جهان به شمار میآید.






