صورتحساب جنگ آمریکا با ایران؛ فاکتور یک میلیارد دلاری
آغاز عملیات نظامی آمریکا علیه ایران تنها یک رخداد ژئوپلیتیک نیست؛ این تصمیم، یک پیامد اقتصادی بزرگ به همراه دارد. برآوردها نشان میدهد هزینههای اولیه جنگ از یک میلیارد دلار فراتر رفته و در صورت تداوم عملیات، میلیاردها دلار دیگر به بدهی و کسری بودجه ایالات متحده افزوده خواهد شد.
به گزارش اقتصاد آنلاین، با گذشت چند روز از آغاز عملیات نظامی آمریکا علیه ایران، برآوردهای فوربس نشان میدهد که هزینههای این درگیری میتواند از یک میلیارد دلار اولیه فراتر رفته و در صورت تداوم، به دهها میلیارد دلار برسد. هرچند ابعاد کامل عملیات هنوز روشن نیست، اما دادههای رسمی و گزارشهای رسانههای آمریکایی از شکلگیری یک صورتحساب فزاینده برای مالیاتدهندگان ایالات متحده حکایت دارد؛ صورتحسابی که تنها محدود به هزینه تسلیحات مصرفشده نیست و ابعاد لجستیکی، عملیاتی و فرسایشی جنگ را نیز در بر میگیرد.
آغاز پرهزینه؛ از جابهجایی نیروها تا استقرار ناوها
بر اساس اعلام سنتکام، عملیات از بامداد شنبه آغاز شده و تنها در ۴۸ ساعت نخست بیش از ۱۲۵۰ هدف مورد حمله قرار گرفته است. اما حتی پیش از شلیک نخستین موشک، هزینهها آغاز شده بود.
به گفته الین مککاسکر، مقام پیشین بودجه پنتاگون، انتقال نیروها، ناوها و هواپیماها به منطقه احتمالا حدود ۶۳۰ میلیون دلار هزینه در پی داشته است. این رقم شامل سوخترسانی، پشتیبانی لجستیکی، آمادهسازی تجهیزات و استقرار نیروهاست؛ هزینههایی که در هر عملیات فرامنطقهای آمریکا تکرار میشود و با افزایش دامنه درگیری، بهصورت تصاعدی بالا میرود.
همزمان، حضور دو ناو هواپیمابر در منطقه، هزینهای روزانه دستکم ۱۳ میلیون دلار برآورد شده است. برخی گزارشها حتی هزینه عملیاتی ناوهای نسل جدید را بیش از ۱۰ میلیون دلار در روز تخمین میزنند. بدین ترتیب، تنها در یک ماه حضور مستمر، رقم هزینه ناوها از ۴۰۰ میلیون دلار عبور کرده است.
تجهیزات گرانقیمت؛ جنگ مدرن با صورتحساب میلیوندلاری
جنگ مدرن، بیش از هر زمان دیگری، به فناوری وابسته است و فناوری نظامی آمریکا ارزان نیست.
گزارشها حاکی از استفاده گسترده از پهپادهای یکطرفه کامیکازه است که هزینه تولید هر واحد آنها حدود ۳۵ هزار دلار برآورد میشود. اگر تنها ۱۲۵۰ هدف اعلامشده با چنین پهپادهایی مورد حمله قرار گرفته باشند، رقمی نزدیک به ۴۴ میلیون دلار صرف همین بخش شده است.
در سطحی بالاتر، استفاده از بمبافکنهای B-۲ که هزینه پرواز آنها بین ۱۳۰ تا ۱۵۰ هزار دلار در ساعت تخمین زده میشود، بار مالی سنگینی ایجاد میکند. با احتساب ماموریتهای چندساعته رفت و برگشت، هر عملیات میتواند میلیونها دلار هزینه در بر داشته باشد.
از سوی دیگر، موشکهای کروز تاماهاوک که در حملات دریایی کاربرد دارند، هرکدام حدود ۲ میلیون دلار قیمت دارند. شلیک دهها فروند از این موشکها میتواند بهتنهایی دهها میلیون دلار به هزینه جنگ بیفزاید.
سقوط جنگندهها و صدها میلیون دلار زیان
یکی از پرهزینهترین ابعاد این درگیری، از دست رفتن تجهیزات پیشرفته است. تایید سرنگونی سه جنگنده F-۱۵E در کویت، با ارزش تقریبی ۹۰ میلیون دلار برای هر فروند است، به معنای تحمیل نزدیک به ۳۰۰ میلیون دلار خسارت مستقیم به ارتش آمریکاست.
این رقم تنها شامل ارزش سختافزاری جنگندههاست و هزینه آموزش خلبانان، سامانههای تسلیحاتی نصبشده و پیامدهای عملیاتی آن را در بر نمیگیرد. در صورت گسترش دامنه درگیری و افزایش ریسک عملیاتی، احتمال تکرار چنین خساراتی وجود دارد.
هزینه پنهان؛ نگهداری ۵۰ هزار نیرو در منطقه
بر اساس گزارشها، حدود ۵۰ هزار نیروی آمریکایی درگیر این عملیات هستند و احتمال افزایش این تعداد نیز وجود دارد. نگهداری هر نیروی نظامی در خارج از خاک آمریکا شامل هزینههای حقوق، مزایا، تغذیه، اسکان، پشتیبانی پزشکی و لجستیک است.
در جنگهای پیشین آمریکا در خاورمیانه، برآورد شده بود که هزینه سالانه هر نیروی مستقر در منطقه میتواند به صدها هزار دلار برسد. با چنین معیاری، تداوم حضور گسترده نیروها میتواند میلیاردها دلار هزینه سالانه ایجاد کند؛ حتی اگر شدت عملیات نظامی کاهش یابد.
از میلیارد به دهها میلیارد دلار
در حال حاضر، برآوردها از تمامی هزینههایی که پیشتر اشاره کردیم، از عبور هزینهها از مرز یک میلیارد دلار حکایت دارد. اما پرسش اصلی این است که در صورت تداوم درگیری، چه سناریویی پیش روی اقتصاد آمریکا قرار دارد؟
اگر عملیات هوایی و دریایی در سطح فعلی ادامه یابد، هزینههای تسلیحاتی و عملیاتی میتواند ظرف چند ماه به چندین میلیارد دلار برسد. در صورت گسترش درگیری به عملیات زمینی یا افزایش قابل توجه نیروها، برآورد ۵۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار دور از ذهن نخواهد بود.
چنین رقمی در شرایطی مطرح میشود که ایالات متحده با کسری بودجه بالا و بدهی ملی چند ده تریلیون دلاری مواجه است. افزایش هزینههای جنگ میتواند فشار مضاعفی بر بودجه فدرال وارد کرده و به افزایش استقراض یا کاهش هزینههای داخلی منجر شود.
اگرچه هنوز تصویر کامل عملیات نظامی آمریکا علیه ایران روشن نیست، اما دادههای موجود نشان میدهد که این درگیری از همان روزهای نخست، بار مالی قابل توجهی ایجاد کرده است. از استقرار ناوهای هواپیمابر و بمبافکنهای راهبردی گرفته تا استفاده گسترده از پهپادها و موشکهای چند میلیون دلاری، همه نشان میدهد که صورتحساب این جنگ بهصورت پیوسته در حال افزایش است.
در نهایت، آنچه تعیینکننده خواهد بود، مدتزمان درگیری و دامنه گسترش آن است. تجربه جنگهای گذشته آمریکا نشان داده است که هزینههای اولیه معمولا تنها بخشی از بار مالی واقعی هستند؛ بار مالیای که سالها پس از پایان درگیری نیز در قالب بدهی، هزینههای بازسازی و خدمات به کهنهسربازان ادامه مییابد.






