زنگ خطر انرژی برای قطر و چین؛ غولهای خلیج فارس زیر فشار جنگ
وابستگی مستقیم قطر به درآمد گاز و حضور گسترده چین در پروژههای انرژی منطقه، این دو بازیگر را به نقطه مشترکی رسانده است که آن، ضرورت پایان سریع تنش ایران و آمریکا برای حفظ ثبات بازار انرژی است.
به گزارش اقتصادآنلاین، همزمان با تشدید تنشها میان ایران و آمریکا، بازیگران اقتصادی منطقهای و فرامنطقهای بیش از گذشته نگران تبعات اقتصادی ادامه درگیریها شدهاند. در این میان، قطر و چین بهعنوان دو بازیگر کلیدی در بازار انرژی، بیش از دیگران از تداوم بیثباتی آسیب میبینند و همین مسئله آنها را به سمت حمایت از پایان جنگ سوق داده است.
قطر؛ اقتصاد گرهخورده با گاز
اقتصاد قطر بهشدت به صادرات گاز طبیعی وابسته است؛ به طوری که درآمد صادراتی حاصل از فروش گاز طبیعی خود تقریبا ۶۰ درصد کل GDP کشورش را تشکیل میدهد. برای نشان دادن بزرگی درآمد صادراتی گاز طبیعی قطر باید گفت که تولید ناخالص داخلی اسمی آن کشور در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۱۸ میلیارد دلار بوده است.
حال با افزایش تنشها در منطقهی خلیج فارس، قطر به واسطهی وجود پایگاههای آمریکایی در خاک این کشور، از موشکهای ایران در امان نیست. از همین رو، دولت قطر اعلام کرده است که به صورت موقت تولید و صادرات LNG را متوقف کرده است.
این اتفاق اگر به درازا بیانجامد، واضحا ناترازی بزرگی را در بودجهی داخلی این کشور ایجاد کرده و میتواند با سرعتی خارقالعاده، قطر را از کشوری ثزوتمند، به دولتی بدهکار تبدیل کند.
در همین راستا بلومبرگ طبق گزارشی به بررسی عملکرد کشتیهای صادراتی قطر پرداخته است. طبق گزارشهای موجود، این کشور ناچار به توقف بخشی از صادرات خود شده است. همزمان، هزینههای صادرات گاز، از بیمه و حملونقل گرفته تا هزینههای امنیتی و لجستیکی، ۱۰۰ درصد افزایش یافته است. چنین جهشی مستقیما حاشیه سود شرکتهای انرژی و درآمدهای دولتی را تحت فشار قرار میدهد.
برای کشوری که بیش از ۶۰ درصد اقتصادش به انرژی وابسته است، ادامه جنگ به معنای افزایش ریسک مالی، نوسان ارزی و فشار بر بودجه عمومی خواهد بود. از این رو، پایان سریع درگیری و بازگشت ثبات به مسیرهای انرژی خلیج فارس، به یک اولویت راهبردی برای دوحه تبدیل شده است.
چین؛ سرمایهگذار بزرگ در انرژی خلیج فارس
در سوی دیگر، چین طی سالهای گذشته صدها میلیارد دلار در بخش انرژی خلیج فارس سرمایهگذاری کرده است. توافق ۲۵ ساله میان ایران و چین با ارزشی بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد دلار، تنها یکی از نمونههای این حضور پررنگ است. علاوه بر آن، شرکتهای چینی بین سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۳ بیش از ۵۰ میلیارد دلار در کشورهای عربی، عمدتا در حوزه نفت، گاز و انرژیهای تجدیدپذیر، سرمایهگذاری کردهاند.
خاورمیانه یکی از کانونهای اصلی طرح کمربند و جاده به شمار میرود و امنیت انرژی برای پکن یک مولفه حیاتی در رشد اقتصادی این کشور است.
در همین راستا، مقامات چینی اعلام کردهاند که برای حفاظت و حراست از سرمایهگذاریهای خود در حوزه انرژی، در حال اتخاذ رویکردهای جدید هستند. این رویکردها میتواند شامل تقویت همکاریهای امنیتی، تنوعبخشی به مسیرهای انتقال انرژی و افزایش نقش دیپلماتیک در کاهش تنشهای منطقهای باشد.
این بدان معنا است که نقطه اشتراک قطر و چین در این بحران، وابستگی مستقیم منافع اقتصادی آنها به ثبات منطقهای است. قطر بهعنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان LNG جهان، برای حفظ درآمدهای حیاتی خود نیازمند آرامش در خلیج فارس است. چین نیز بهعنوان سرمایهگذار و واردکننده بزرگ انرژی، از هرگونه ناامنی که پروژههای نفت و گاز را تهدید کند، متضرر میشود.
در شرایطی که هزینههای حملونقل انرژی افزایش یافته و ریسک سرمایهگذاری بالا رفته است، ادامه جنگ نهتنها به اقتصاد کشورهای درگیر، بلکه به شرکای تجاری آنها نیز آسیب میزند. به همین دلیل، انتظار میرود دوحه و پکن از مسیرهای دیپلماتیک و اقتصادی برای کاهش تنش و تسریع پایان درگیری استفاده کنند.






