مثقال طلا
وی ایکس اکستریم
کیان.
x
فونیکس
بلوبانک
منطه
۰۵ / بهمن / ۱۴۰۴ ۲۰:۲۰

۴ پیش شرط ترامپ برای توافق با ایران / شروطی برای مذاکره یا تشدید تنش‌ها؟

۴ پیش شرط ترامپ برای توافق با ایران / شروطی برای مذاکره یا تشدید تنش‌ها؟

خلیج فارس در آستانه یک بازی پرریسک قرار گرفته است؛ جایی که تهدید نظامی، ابزار فشار است و جنگ، گزینه‌ای است که هیچ‌کدام از طرفین مدعی تمایل به آن نیستند.

کد خبر: ۲۱۱۵۲۷۰
a market

به گزارش اقتصادآنلاین، در روزهایی که نشانه‌های افزایش تمرکز توان نظامی آمریکا در پیرامون خلیج فارس آشکارتر شده، پیام‌های سیاسی نیز همزمان صریح‌تر، سخت‌تر و حساب‌شده‌تر ارسال می‌شوند. واشنگتن می‌کوشد تصویر یک تهدید واقعی را حفظ کند و تهران تلاش دارد هزینه هر اقدام محدود را از همان ابتدا تا سطح یک درگیری تمام‌عیار بالا ببرد.

در همین چارچوب، دونالد ترامپ از حرکت یک «آرمادا» به سمت منطقه سخن گفته و در عین حال ابراز امیدواری کرده که نیازی به استفاده از آن نباشد. همزمان، یک مقام ارشد ایرانی در گفت‌وگو با خبرگزاری رویترز تأکید کرده است که هرگونه حمله، با هر عنوان و در هر مقیاسی، از نگاه تهران به‌ منزله جنگ تمام‌عیار تلقی خواهد شد و ایران برای بدترین سناریوها در حالت آماده‌ باش قرار دارد.

قرار گرفتن این دو پیام در کنار هم، تصویری روشن از یک «تقابلِ تصمیم» می‌سازد: آمریکا می‌خواهد سایه تهدید را حفظ کند، اما از ورود به جنگی با پایان نامعلوم پرهیز دارد؛ ایران نیز می‌کوشد با بالا بردن سطح پاسخ، گزینه اقدام نظامی محدود را عملاً از روی میز خارج کند.

پیش‌شرط‌های توافق یا نقشه تشدید تقابل؟

ایالات متحده چهار پیش‌شرط را به‌عنوان مبنای هرگونه توافق احتمالی با ایران مطرح کرده است؛ شروطی که به باور منابع آگاه، نه مسیر مذاکره، بلکه عملاً راه مصالحه را مسدود می‌کند.

این پیش‌شرط‌ها شامل موارد زیر است:

  • تعطیلی کامل برنامه هسته‌ای ایران و تحویل همه مواد غنی‌شده در سطوح ۳.۶۷، ۲۰ و ۶۰ درصد
  • محدودسازی برد و تعداد موشک‌های بالستیک
  • تعهد رسمی تهران به قطع حمایت از گروه‌های مقاومت منطقه‌ای
  • خلع سلاح حزب‌الله لبنان و در نهایت به رسمیت شناختن اسرائیل

مجموعه‌ای از مطالبات که، بیشتر شبیه تحمیل شروط یک‌جانبه است تا چارچوبی برای گفت‌وگوی متوازن.

در مقابل، همین منابع تأکید می‌کنند که ایران در حالی که برای بدترین سناریوها آمادگی کامل دارد، مخالفتی با اصل مذاکره نشان نداده و بارها اعلام کرده است که مسیر دیپلماسی در صورت احترام متقابل و کنار گذاشتن فشار و تهدید همچنان باز است. با این حال، طرح چنین پیش‌شرط‌هایی این پیام را مخابره می‌کند که واشنگتن بیش از آن‌که به دنبال توافق باشد، در حال زمینه‌سازی برای تشدید تقابل است.

چرا ترامپ در آستانه جنگ مکث می‌کند؟

بررسی محاسبات کاخ سفید نشان می‌دهد تردید ترامپ ریشه در چند عامل کلیدی دارد:

۱. ریسک جنگی طولانی و غیرخطی

تجربه دو دهه جنگ پرهزینه آمریکا در خاورمیانه، جامعه این کشور را نسبت به هرگونه درگیری بدون افق خروج روشن، به‌شدت حساس کرده است.

۲. سال سیاست داخلی و فشار انتخابات

هر عملیات نظامی که به کشته، اسارت نیروها، بحران انرژی یا جهش قیمت‌ها منجر شود، هزینه مستقیم سیاسی برای دولت آمریکا به‌همراه خواهد داشت.

۳. ابهام در نوع و دامنه پاسخ ایران

مهم‌ترین عامل بازدارنده برای واشنگتن، نامشخص بودن شکل پاسخ تهران است؛ همان «ابهام سازنده» که در دکترین‌های بازدارندگی نقشی حیاتی ایفا می‌کند.

در ادبیات تصمیم‌سازان آمریکایی، دو اصل کلیدی دیده می‌شود: تلفات صفر برای نیروهای آمریکایی و خسارت حداقلی به تجهیزات. تصویری جذاب روی کاغذ، اما در جغرافیای ایران و محیط پیرامونی آن، به‌سختی قابل تحقق است؛ چرا که طرف مقابل دقیقاً بر همین نقطه دست می‌گذارد و تلاش می‌کند هر ضربه محدود را به هزینه‌ای بزرگ تبدیل کند.

پیام متضاد تهران جنگ از کنترل خارج می‌شود

اگر هدف آمریکا از «جنگ پاک» محدود نگه داشتن درگیری باشد، پیام ایران دقیقاً در نقطه مقابل قرار دارد. تهران هشدار داده است که هرگونه حمله‌ای را به شکلی پاسخ خواهد داد که سطح تنش از کنترل خارج شود و هزینه‌های درگیری برای طرف مقابل، به‌مراتب سنگین‌تر از یک عملیات محدود باشد.

ضربه نظامی و نتیجه معکوس داخلی

یکی از متغیرهای کلیدی در محاسبات ترامپ، شرایط داخلی ایران است. تجربه‌های پیشین برای آمریکایی‌ها این گزاره را تثبیت کرده که هرگونه ضربه خارجی می‌تواند به احیای انسجام ملی در ایران منجر شود؛ به‌ویژه زمانی که جامعه تهدید را خطری علیه تمامیت کشور تلقی کند.

این همان پارادوکس عملیات نظامی علیه کشورهاست: ابزاری که قرار است شکاف ایجاد کند، گاهی به عامل وحدت تبدیل می‌شود.

اگر واشنگتن تصور کند فشار همزمان از داخل و خارج می‌تواند نتیجه‌بخش باشد، فروکش‌کردن یا شکست فشارهای داخلی، این محاسبه را برهم می‌زند. در چنین شرایطی، حمله نظامی نه‌تنها «ضربه نهایی» نخواهد بود، بلکه می‌تواند به جنگی سخت، طولانی و پرهزینه برای آمریکا تبدیل شود.

آتشی که مهار نمی‌شود

گزارش روزنامه گاردین نشان می‌دهد نگرانی از گسترش بحران و پیامدهای منطقه‌ای آن جدی است. خروج درگیری از کنترل می‌تواند مسیرهای انرژی، اقتصاد کشورهای پیرامونی، امنیت پایگاه‌ها و حتی ثبات دولت‌ها را با موجی از پس‌لرزه‌ها مواجه کند. به همین دلیل، حتی دولت‌هایی که اختلافات عمیق با ایران دارند، در بزنگاه جنگ معمولاً به دنبال کاهش ریسک هستند، نه تشدید آن.

از منظر اسرائیل نیز مسئله فقط آغاز درگیری نیست، بلکه توان ادامه دادن آن تا رسیدن به اهداف مشخص است. تل‌آویو همزمان به تداوم فشار می‌اندیشد، اما از گرفتار شدن در یک جنگ فرسایشی طولانی هراس دارد؛ جنگ می‌زند. در چنین شرایطی، حمله نظامی نه‌تنها «ضربه نهایی» نخواهد بود، بلکه می‌تواند به جنگی سخت، طولانی و پرهزینه برای آمریکا تبدیل شود.

ارسال نظرات