اشتباه مجلسی؛ محاسبه عجیب یک نماینده از گازبهای خانگی
سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس از هدر رفت سالانه ۷ میلیارد دلار ثروت به دلیل مصرف بیرویهی گاز در بخش خانگی سخن به میان آورد. عددی که نشان میدهد یارانهی پنهان گاز، بیش از دوبرابر کل درآمدهای دولت است، اما این عدد فاصله قابل توجه با واقعیت دارد.
اقتصاد آنلاین – رجا ابوطالبی: ناترازی انرژی کشور بحث دیروز و امروز نیست. مشخصا ماجرای ناترازی گاز به دولت سازندگی برمیگردد که رئیس جمهور وقت درصدد ساخت زیرساختهای انتقال گاز به پهنهی کشور برآمد. این اقدام شاید در راستای ایجاد رفاه حداکثری برای مردم اتخاذ شد، اما تبعات جبرانناپذیری را با خود به همراه داشت.
هزینهی لوله کشی، ایستگاههای تقویت فشار و در یک کلام انتقال گاز به دورترین نقاط کشور، توجیه اقتصادی را از بین میبرد. مطابق بر الگوی کشورهای پیشرفته، به جای ایجاد چنین زیرساختهایی، دولتها میتوانستند سبد انرژی تشکیل و به جای گاز، بخاریها و اجاقهای برقی را در اختیار آنها قرار دهند.
امیدواریم که عدد اشتباه باشد
اسماعیل حسینی، سخنگوی کمیسیون انرژی از هدررفت ۸۵ درصد گاز تحویلی کشور به بخش خانگی و تجاری سخن به میان آورد. او اعلام کرد که سالانه ۲ میلیارد متر مکعب معادل ۷ میلیارد دلار در بخش خانگی هدر میرود.
با یک حساب سرانگشتی به مصرف ۳.۵ دلار معادل ۴۹۰ هزار تومان به ازای هر متر مکعب، در بخش خانگی میرسیم. این در حالی است که بر اساس گازبهای اعلامی از سوی شرکت ملی گاز ایران، تعرفه هر مترمکعب گاز خانگی حتی برای پرمصرفترین اقشار جامعه، ۱۱ هزار و ۵۰۰ تومان است که فاصله قابل توجهی با محاسبات سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس دارد.
بر اساس آمارهای شرکت ملی گاز ایران، متوسط مصرف گاز مصرفی کشور در بخش خانگی، روزانه ۶۷۸ میلیون متر مکعب است. به این معنا که کل مصرف گاز تا پایان سال حدود ۲۴۷ میلیارد متر مکعب برآورد میشود. با همین نسبت میتوان نشان داد که یارانهی پنهان دولت در این بخش چیزی بالغ بر ۸۳۸ میلیارد دلار است.
برای فهم ۸۳۸ میلیارد دلار یارانهی پنهان گاز که ادعای سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس است، باید گفت که کل بودجهی سال ۱۴۰۵ با میانگین دلار ۱۴۱ هزار تومان، تنها ۳۷۰ میلیارد دلار است.

چرا وارد نمیکنید؟
تخصیص ۸۵۲ میلیارد دلار یارانهی پنهان آن هم برای کشوری که تقریبا یک سوم این رقم درآمد دارد، هر دولتی را به صرافت میاندازد تا بتواند هزینههای خود را کنترل کند. سوالی که مطرح میشود این است که اگر هزینه هر متر مکعب گاز طبیعی ۳.۵ دلار باشد، آیا میتوان راهی جایگزین پیدا کرد؟
تا قبل از زمستان سال ۸۶، ایران با ترکمنستان سوآپ گازی در ابعاد وسیعی انجام میداد. ترکمنستان به علت سرمای بیسابقهی آن سالهای شمال کشور، زیادهخواهی کرد، به طوری که از همان زمان، تعاملات انرژی ایران با ترکمنستان کاهشی شد.
اما همان ترکمنستان زیادهخواه، در حال حاضر و بسته به میزان سرما و تقاضای عراق، گاز خود را با قیمت ۰.۲۵ تا ۰.۳ دلار صادر میکند. حتی اگر بخواهیم منطبق بر صحبتهای سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس حرکت کنیم، میتوانیم گاز ترکمنستان را تا ۱۰ برابر قیمت صادراتی به عراق خریداری کنیم.
به نظر میرسد نمایندگان مجلس باید نسبت به محاسبه و اعلام اعداد، حساسیت داشته باشند.





