سازمانی که مرد و حالا می خواهد زنده شود
سال 1327 مصادف بود با تصمیم گیری درباره شکل گیری یکی از مهم ترین نهادهای اقتصادی ایران نهادی که نقشی مهم در کارآمدی سیستم اقتصادی ایران ایفا کرد و البته تنها عمری 60 ساله داشت چرا که در دولتی که با نام مبارزه برای فقر و تبعیض شکل گرفته بود با ادعاهایی واهی هم چون امریکایی بودن و ...پرونده آن در سال 86 بسته شد.
اقتصاد آنلاین-نفیسه زارع کهن : سال 1327 مصادف بود با تصمیم گیری درباره شکل گیری یکی از مهم ترین نهادهای اقتصادی ایران نهادی که نقشی مهم در کارآمدی سیستم اقتصادی ایران ایفا کرد و البته تنها عمری 60 ساله داشت چرا که در دولتی که با نام مبارزه برای فقر و تبعیض شکل گرفته بود با ادعاهایی واهی هم چون امریکایی بودن و ...پرونده آن در سال 86 بسته شد.
سازمان برنامه در قبل از انقلاب
اما سازمان برنامه در سال 1327 چگونه شکل گرفت ؟ آن طور که در کتاب های تاریخ و برخی اسناد بانک مرکزی آمده است ، تلاش در دولت ایران برای تشکیل یک تیم اقتصادی و تهیه یک برنامه عمرانی برای کشور از سال ۱۳۱۶ در دوران نخستوزیری محمود جم با تشکیل شورای اقتصاد آغاز شد. تلاش این شورا به مدیریت ابوالحسن ابتهاج (نظریهپرداز، مبلغ و معمار اصلی برنامهریزی در ایران) با برگزاری جلسات کاری برای تهیه برنامه، ۱۸ ماه ادامه یافت ودرنهایت اعضای شورا در جلسه ۶ مهرماه ۱۳۱۶ تصمیم گرفتند که در درون شورای اقتصاد «کمسیون دائمی تهیه برنامه» را تشکیل دهند و تمام فعالیت خود را روی تهیه برنامه متمرکز کنند.
کمیسیون برنامه پس از تشکیل و برگزاری۲۰ جلسه کاری، پیشنهادهای اولیه خود را برای اصلاح وضع مهاجرت و کشاورزی با ارائه یک برنامه ۷ ساله برای بخش کشاورزی، تقدیم هیات دولت کرد. تلاش کمیسیون برای تهیه برنامه ادامه یافت، ولی در سالهای بعد به دلیل تغییر دولت و شرایط قبل از جنگ دوم و به دنبال آن اشغال ایران، شورای اقتصاد و کمیسیون برنامه فرصتی برای ادامه فعالیت و تهیه برنامه نیافتند .
به این ترتیب بود که پس از چند تلاش ناموفق، هیات دولت در۵ مهرماه سال ۱۳۲۷ برای تهیه آمار و اطلاعات لازم و سرعت بخشیدن به امور تهیه برنامه، اقدام به تاسیس نهادی به نام «سازمان موقت برنامه» کرد. برای ریاست این سازمان موقت، وزیر دارایی دولت قبلی و فعال در فرآیند برنامه، دکتر حسن مشرف نفیسی انتخاب و مسوول تهیه برنامه مقدماتی شدکه زمان اجرای آن هفت سال بود.
تغییر پیاپی دولتها (۶ دولت در طول ۳ سال، دولتهای رجبعلی منصور، حسین علاء، محمد مصدق، احمد قوام، محمد مصدق، فضلا... زاهدی) تغییر پیدرپی مدیرعامل سازمان برنامه را نیز به دنبال داشت به گونه ای که پس از مدتی دکتر سجادی مدیر عامل منصوب دولت منصور، جای خود را به جعفر شریف امامی (مهندس ماشین با گرایش راهآهن از مدرسه عالی ادینبورگ (مدیرعامل سازمان در دولت حسین علاء داد. پس از روی کارآمدن دولت اول محمد مصدق، احمد زنگنه (دکترای برق از تولوس فرانسه) از اول خرداد ۱۳۳۰ به سمت مدیر عامل سازمان برنامه منصوب شد و تا اواسط دولت زاهدی بهکار خود ادامه داد و در اوایل سال ۱۳۳۳ جای خود را به حسین عدل (مهندس کشاورزی از پاریس) وزیر کشاورزی وقت داد که با حفظ سمت، سرپرست سازمان برنامه شد .
در این دوره بنا به دلایل و شرایط ناپایدار سیاسی- اجتماعی وقت کشور، تامین اعتبارات برنامه از محلهای اصلی آن یعنی فروش نفت و استقراض خارجی و بخشخصوصی داخلی با مشکل روبهرو شد و عملا برنامه متوقف شده بود. این روند ادامه داشت تا در شهریور ۱۳۳۳ که ابوالحسن ابتهاج (فارغالتحصیل از مدرسه عالی مونتین فرانسه و مبلغ و حامی اصلی برنامه در ایران) به عنوان مدیر عامل سازمان برنامه انتخاب و برنامه اول را به دلیل موانعی که در اجرای آن پیش آمده بود، خاتمهیافته اعلام کرد.
بر اساس قانون برنامه هفتساله (اول) با پایان برنامه، دوران فعالیت سازمان برنامه به اتمام میرسید، ولی برای ادامه فعالیت سازمان برنامه، پیشبینی لازم در برنامه دوم صورت گرفت.چنین بود که ابتهاج پس از شروع کارش تصمیم به توانمند کردن سازمان گرفت و جهت فعال کردن سازمان برنامه، دو دفتر فنی و اقتصادی را تاسیس کرد. دومین اقدامی هم که ابتهاج به آن توجه و اهمیت ویژهای داد، تشکیل یک تیم کارشناسی متخصص در سازمان برنامه بود و چون اعتقاد داشت که مدیران و کارشناسان سازمان باید از بهترینها در جهان باشند، اقدامات گستردهای به همین منظور انجام داد و در این زمینه موفقیت چشمگیری بهدست آورد. او علاوه بر کارشناسان خبره خارجی، در مسافرت به خارج از کشور اقدام به تشویق و دعوت از جوانان تحصیلکرده ایرانی در دانشگاههای اروپا و آمریکا کرد.
پس از ابتهاج که البته موفقیت چشمگیری به دست نیاورده بود، دولت منوچهر اقبال (۱۳۳۹-۱۳۳۶) برای ادامه برنامه عمرانی که با مشکل کمبود اعتبارات روبهرو شدهبود، با تهیه لایحهای در ۲۶ بهمن ۱۳۳۷، تغییر ساختار سازمان برنامه را در دستور کار قرار داد و با تصویب لایحه دولت در مجلس، سازمان برنامه زیر نظر نخستوزیر قرار گرفت و مدیرعامل آن قائممقام نخستوزیر شد.
چند سال بعد هم در ۱۴ تیرماه ۱۳۴۵ با تصویب یک لایحه قانونی در مجلسین، تهیه و تنظیم بودجه عمرانی و جاری کشور و تخصیص اعتبارات (که از وظایف وزارت دارایی بود) به سازمان برنامه سپرده شد و حوزه فعالیت سازمان برنامه گسترش یافته و سازمان موظف شد کلیه امور اجرایی طرحهای عمرانی را به وزارتخانهها محول کند. چنین بود که سازمان برنامه و بودجه ارتقا یافت و وظایف آن تهیه و تنظیم برنامههای عمرانی و تنظیم بودجه کل کشور تعیین شد و به تایید سازمان امور استخدامی کشوری رسید.برهمین منوال بود که کم کم وظایف این سازمان گسترده شد و به هر نحوی بود با دولت ها همکاری کرد تا سال 1356.
سال پایان برنامه پنجم (۱۳۵۶) و سال شروع برنامه ششم (۱۳۵۷) با تحولات اجتماعی- سیاسی و ناآرامیها و حوادث قبل از انقلاب اسلامی همراه شد و به همین دلیل برنامه ششم عمرانی فرصت اجرا پیدا نکرد. تغییر پیاپی دولتها (پنج دولت در مدت ۱۷ ماه: هویدا- آموزگار- شریف امامی- اظهاری- بختیار) به تغییر پیاپی رییس سازمان برنامه انجامید. در ۲۵ مرداد ۱۳۵۶ امیر عباس هویدا پس از حدود ۱۶۲ ماه صدارت (طولانیترین دوران نخستوزیری در ایران) کنار گذاشتهشد و جمشید آموزگار به سمت نخستوزیری انتخاب شد.
آموزگار ابتدا محمد یگانه (دکتری اقتصاد از دانشگاه کلمبیای امریکا) که تجربه فعالیت در پست ریاست اداره برنامه و سیاستهای اقتصادی در مرکز توسعه صنایع سازمان ملل متحد را داشت به عنوان وزیر مشاور و رییس سازمان برنامه و بودجه انتخاب کرد. دوران ریاست یگانه کوتاه بود و در ۱۹ آذر ۱۳۵۶ منوچهر آگاه (دکتری اقتصاد از دانشگاه آکسفورد انگلستان) که تجربه کار در صندوق بینالمللی پول و ریاست دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران را داشت از طرف نخستوزیر به سمت وزیر مشاور و رییس سازمان برنامه و بودجه انتخاب شد.
دوران ریاست آگاه نیز کوتاه بود و در ۲ مرداد ۱۳۵۷ از طرف نخستوزیر (آموزگار)، مرتضی صالحی (دکتری شهرسازی از انگلستان) به ریاست سازمان برنامه و بودجه انتخاب شد. پس از سقوط کابینه آموزگار و روی کار آمدن دولت جعفر شریف امامی در ۱۵ شهریور ۱۳۵۷، حسنعلی مهران (دکتری علوم سیاسی و اقتصاد از ناتینگهام انگلستان) به ریاست سازمان برنامه و بودجه منصوب شد فردی که آخرین رییس سازمان برنامه قبل از انقلاب بود.
سازمان برنامه در دوران بعد از انقلاب
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن سال ۱۳۵۷ اگرچه زمینه برای فعالیت سازمان برنامه جهت تهیه برنامههای توسعه اقتصادی، مدیریت و هدایت اقتصاد ایران مهیا نبود، اما به هر نحوی بوداین سازمان به حیات خود ادامه داد هرچند که تغییر پیدرپی دولتها در سالهای اولیه بعد از پیروزی انقلاب به تغییر روسای سازمان برنامه انجامید.
با تشکیل دولت موقت مهندس بازرگان، در ۷ اسفند ۱۳۵۷ علیاکبر معینفر (دارای مدرک کارشناسی ارشد راه و ساختمان از دانشگاه تهران) به سمت ریاست سازمان برنامه انتخاب شد. دوره ریاست معینفر حدود ۷ ماه طول کشید و در مهرماه ۱۳۵۸ عزتا... سحابی (دارای مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه تهران) جانشین معینفر شد و حدود ده ماه رییس سازمان برنامه بود و در تیر ماه ۱۳۵۹ موسی خیر (دارای مدرک کارشناسیارشد الکترونیک) به ریاست سازمان برنامه انتخاب شد و کمتر از یکسال در این سمت بود.
با روی کار آمدن دولت محمدجواد باهنر، محمدتقی بانکی (دکتری مدیریت از دانشگاه میسوری آمریکا) در ۲۶ مرداد سال ۱۳۶۰ به ریاست سازمان برنامه انتخاب شد که بهرغم تغییر دولت، حدود ۳سال در سمت مدیرعامل سازمان برنامه فعالیت کرد. در دوران مدیریت محمدتقی بانکی، تشکیلات سازمان برنامه کمی انسجام خود را بازیافت و فعالیتهای آن گسترش پیدا کردو در همین دوران بود که سازمان اقدام به تهیه اولین برنامه توسعه پس از انقلاب کرد واین برنامه در سال ۱۳۶۱ برای اجرا در دوره پنجساله ۶۶- ۱۳۶۲، تهیه و به تایید شورای اقتصاد و به دنبال آن در تیرماه سال ۱۳۶۲ به تصویب هیات دولت رسید و آماده تقدیم به مجلس شد. این برنامه پس طرح در مجلس شورای اسلامی و انجام بررسیهای مقدماتی بنا به مجموعه شرایط کشور در آن دوران متوقف ماند و به تصویب مجلس نرسید و امکان اجرا نیافت. این برنامه، بعدها به برنامه صفر توسعه معروف شد. از شمار نکات مهم این برنامه «تدوین برنامه بازسازی مناطق جنگی بود» .
در تاریخ ۲۷ دیماه سال ۶۳، سازمان برنامه و بودجه به وزارت برنامه و بودجه تغییر وضعیت دادو در سیزدهمین روزاز ماه اسفند همان سال مسعود روغنی زنجانی (دارای مدرک کارشناسی ارشد اقتصاد از امریکا) توسط نخستوزیر وقت به سمت قائممقام نخستوزیر در سازمان برنامه منصوب شد،انتصابی که بهرغم ایجاد تغییر و تحولات گسترده در سازمان برنامه و تغییر دولتها، بیش از ۱۳ سال دوام آورد.
چنین بود که روغنی زنجانی پس از هشت ماه فعالیت در سمت قائممقامی نخستوزیر، در ۸ آبان 64 به عنوان اولین وزیر برنامه و بودجه انتخاب شد و در این سمت تا ۱۱ شهریور ۱۳۶۸ فعالیت کرد. در دوران وزارت او یک تیم اقتصادی منسجم از هواداران اقتصاد آزاد در سازمان برنامه شکل گرفت که توانست توانمندی خود را در شناخت عملکرد اقتصاد ایران نشان دهد. این گروه هوادار اقتصاد بازار با مطالعه اقتصاد ایران و تئوریزهکردن پیچیدگیهای آن براساس اصول علم اقتصاد و پیشبینیهای قابل قبول خود از عملکرد اقتصاد ایران توانست شرایط و زمینه تغییر وزارت برنامه و بودجه به سازمان برنامه و خیزش آن به راس اقتصاد ایران را هموار کند.
با یک دست کردن تیم رهبری سازمان برنامه و هماهنگ شدن تیم اقتصادی دولت اول سازندگی با آن، آمادگی و شرایط لازم برای سازمان برنامه جهت مدیریت دوران گذار اقتصاد به شدت دولتی شده و بهشدت آسیبدیده از جنگ به سمت اقتصاد بازار مهیا شد .در چنین شرایطی نیاز به برنامه و سازمان برنامه شدیدا احساس شد. روند احیای سازمان برنامه با شکلگیری تیم طرفداران آزادسازی اقتصاد ایران در سالهای پایانی جنگ شروع شد. تیمی که بعدها به تیم تعدیل اقتصادی معروف شد.
پس از معکوس کردن تصمیمات اسفند سال ۶۳ در سال ۶۸ یعنی تغییر وزارت برنامه و بودجه به سازمان برنامه و بودجه، روغنی زنجانی توسط دولت اول سازندگی (هاشمی رفسنجانی) در ۱۱ شهریور سال ۶۸ مجددا به سمت ریاست سازمان برنامه و بودجه منصوب شد. با رویکرد دولت سازندگی به برنامهریزی اقتصادی برای بازسازی اقتصاد بهشدت آسیبدیده از جنگ ۸ ساله و آزادسازی اقتصاد بهشدت دولتیشده ایران پس از انقلاب، سازمان برنامه عملا به راس هرم مدیریت اقتصاد ایران بازگشت و به تولید برنامههای اقتصادی که از عمرانی به توسعه تغییرنام داده شد، پرداخت و برنامه اول توسعه اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی درهمان زمان تدوین شد برنامهای که بعدها به برنامه اول تعدیل اقتصادی شهرت یافت.
متاسفانه برنامه اول توسعه در اجرا با مشکل روبهرو شد و به اهداف خود از جمله رشد اقتصادی انتخاب شده، دست نیافت. پس از پایان برنامه اول در ۲۹ اسفند ۱۳۷۲ به دلیل بروز تحولات ناشی از اجرای آن که قابل پذیرش از طرف عامه مردم و اغلب مسوولان حاکمیت نبود، برنامه بعدی با تأخیر دو ساله تهیه و به اجرا گذاشته شد. برنامه دوم توسعه اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی در یک ماده واحده و ۱۰۱ تبصره برای اجرا در مدت ۵ سال یعنی از سال 74 تا 78 تهیه و به هیات دولت و سپس مجلس ارائه شد و در تاریخ ۲۰ آذر ۱۳۷۳به تصویب مجلس رسید. الگوی برنامه دوم، برنامهریزی جامع اقتصادی و استراتژی برنامه، رشد و توسعه پایدار، حمایت از صنایع داخلی و کاهش وابستگی به درآمد نفت انتخاب شده بودو این برنامه که در راستای برنامه اول توسعه و در جهت آزادسازی اقتصاد ایران تهیه شده بود به برنامه دوم تعدیل اقتصادی شهرت یافت.
در سال اول برنامه دوم توسعه، پس از کنارهگیری تیم تعدیل اقتصادی از کادر مدیریت سازمان برنامه، روغنی زنجانی نیز از ریاست سازمان برنامه کناره گرفت و در ۱۱ مرداد سال ۷۴ حمید میرزاده (دارای تحصیلات دکترای پلیمر از استرالیا) به سمت ریاست سازمان برنامه انتخاب شد . در دوران ریاست میرزاده، برنامه دوم در اجرا به دلیل کاهش درآمد نفت، افزایش نرخ ارز، افزایش شدید نرخ تورم و بحران بدهیهای خارجی و در پی آن فشار افکار عمومی در بخشهای اصلی آن از جمله آزاد سازی نرخ ارز متوقف شد.
پس از انتخابات خرداد۷۶، و روی کار آمدن دولت اصلاحات محمد علی نجفی (با مدرک دکترای ریاضی از دانشگاهM,I,T آمریکا) در اول شهریور سال ۷۶ به سمت رییس سازمان برنامه انتخاب شد وبرنامه سوم توسعه در دوران مدیریت وی تهیه و تنظیم شد. این برنامه در فروردین سال 79 به تصویب مجلس رسید برنامه ای که طی انجام آن باید رشداقتصادی (رشد تولید ناخالص داخلی) به سالی 6 درصد می رسید.
درهمان سال ها اما اقدام دیگری هم انجام گرفت و در اسفند سال 78 با ادغام سازمان برنامه و بودجه و سازمان امور استخدامی کشور، سازمان مدیریت و برنامهریزی ایجاد شدو با این ادغام حوزه فعالیت سازمان گسترش بیشتری پیدا کرد و علاوه بر تخصیص اعتبارات، تخصیص بخش بزرگی از نیروی کار کشور را نیز برعهده گرفت.
اما دوره حضور نجفی در سازمان برنامه و بودجه تا همان پایان سال برنامه سوم توسعه بود و پس از آن در خرداد سال 79محمدرضا عارف (دارای دکتری برق از آمریکا) توسط رییس دولت اصلاحات به ریاست سازمان برنامه منصوب شد و تا پایان دولت اول اصلاحات در این سمت باقی ماند. پس از انتخابات خرداد۱۳۸۰ و تشکیل دولت دوم اصلاحات، محمد ستاریفر (با تحصیلات دکتری اقتصاد با گرایش برنامهریزی و توسعه در آمریکا) به ریاست سازمان برنامه انتخاب شدو در دوره وی برنامه چهارم توسعه اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی تولید شد.
این برنامه با رویکردی متفاوت نسبت به برنامههای قبلی، برای اجرا در یک دوره پنجساله (۱۳ ۸ ۸-۱۳۸۴) تهیه و به هیات دولت ارائه شده است. برنامه چهارم توسعه در اسفند ۸۳ به تصویب مجلس رسید و هدف رشد برنامه، ۸درصد در سال در طول برنامه انتخاب شده بود. از نکات بدیع برنامه چهارم در برنامههای توسعه (برنامه داناییمحور)، رشد سالانه 5/2 درصد بهرهوری عوامل تولید، توجه به آمایش سرزمین، توازن منطقهای و حفاظت از محیطزیست در فصل ۵ و ۶ از بخش دوم برنامه چهارم بود.اما حضور ستاری فر هم دراین مقام چندی به درازا نرسید و در ۲۰ اردیبهشت سال 83 او از ریاست سازمان کناره گرفت و معاون اقتصادی او حمید رضا برادران شرکا (دکتری اقتصاد از دانشگاه فلوریدای آمریکا) به سمت ریاست سازمان برنامه انتخاب شد که تا پایان عمر دولت دوم اصلاحات، سازمان برنامه را اداره کرد.
دولت نهم و خداحافظی با سازمان برنامه و بودجه
پس از انتخابات سال 84 و روی کار آمدن دولت نهم با شعارهای عدالت اقتصادی، در ۲۹ شهریور همان سال فرهاد رهبر (دکترای اقتصاد از دانشگاه تهران) به ریاست سازمان برنامه منصوب شد.دولت نهم اما رابطه چندان خوبی با برنامه چهارم توسعه نداشت و این برنامه و سازمان برنامه را هماهنگ و همراستای ایدههای اقتصادی و تحقق شعارهای انتخاباتی خود نمی دید.
و این گونه بود که نخستین گام ها برای انحلال سازمان برنامه برداشته شد در نخستین گام ها دولت نهم ابتدا در آبان ۸۶ شعبات استانی سازمان برنامه را از آن جدا و به استانداران (دولت استانها) سپرد. اما ناسازگاری ها چنمان شدت گرفت که حتی فرهاد رهبر هم نتوانست در مقام مدیریت سازمان برنامه بماند و تنها یک سال و دوماه گذشته از انتصاب وی ،رهبر از طرف رییس دولت نهم برکنار شد و امیرمنصور برقعی (دارای مدرک کارشناسی مکانیک از دانشگاه علم و صنعت ایران) به ریاست سازمان مدیریت و برنامهریزی منصوب و جانشین فرهاد رهبر شد .
این گونه بود که برقعی آخرین رییس سازمان متولی برنامهریزی در ایران شد چرا که سازمان برنامه و بودجه پس از حدود شصتسال فعالیت در ۱۸ تیر ماه ۸۶ منحل و به فعالیت آن خاتمه داده شد.
پس از انحلال
بعد از انحلال سازمان مدیریت و برنامهریزی، در نهاد ریاست جمهوری دو معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی و معاونت سرمایه انسانی و توسعه مدیریت تشکیل شد که اولی نقش و وظایف سازمان برنامه و بودجه سابق و دومی نقش سازمان امور اداری و استخدامی سابق را در دوران پس از سال 1386 ایفاء کردند ودر واقع با انحلال سازمان موضوع ادغام دو سازمان مذکور منتفی شد.
اما باگذشت نزدیک به هشت سال از انحلال این سازمان شصت ساله بارها از نبود آن گله شد و درخواست ها از احیای دوباره آن بیش از اندازه .حتی خود احمدی نژاد هم گویی این اواخر به ضرورت احیایا آن پی برده بود که طبق آن چه روغنی زنجانی اعلام کرده بود وی دراین اواخر از روغنی زنجانی برای برپا کردن دوباره سازمان برنامه کمک خواسته بود که او دست رد به سینه وی زده بود.
حتی در اردیبهشت سال جاری هم آن قدر بی برنامگی و عدم حضور این برنامه در تصمیمات اقتصادی کشور نابسامانی و آشوب برپا کرد که نمایندگان مجلس پس از چند سال سکوت! با امضای نامه ای به احمدی نژاد خواستار احیای سازمان برنامه و بودجه شدند.
درآن نامه بیش از 200 نماینده مجلس خواستار احیای سازمان برنامه و بودجه شده و نوشته بودند:"با توجه به نیاز به ایجاد وحدت در برنامه و بودجه و برای جلوگیری از شکاف این دو حوزه نیازمند سازمان برنامه و بودجه هستیم."
به گزارش اقتصاد آنلاین، غلامرضا تاج گردون هم سال گذشته طی نامه ای به احمدی نژاد از ضرورت احیای سازمان برنامه و بودجه خبر داده و نوشته یود که :" آقای رئیسجمهور؛ سازمان مدیریت و برنامهریزی به جز کار سخت بودجهبندی و اجرای بودجه، وظیفه تنظیم آنچه را که شما و ملت ایران از آن رنج میبرید نیز به عهده داشت. آنان میدانستند برای اینکه تولید گندم افت نکند یا شیر در جامعه کم نشود، به موقع اعتبارات تامین شده تا مشکلی حادث نشوند، تعادل صادرات و واردات را کنترل کنند تا سایر بخشهای اقتصادی متضرر نشود و خلاصه این که چگونه همه عوامل اجرایی را هماهنگ کنند تا مشکل کمتر حاصل شود. اینکه بگوییم آنان بهترین بودند و ضعفی نبود کاملاً بیهوده گفتهایم ولی اینکه بگوییم وضع بهتر شده است بدانید به جز اینکه فرصتی فراهم شود تا هر کسی ناخنکی بر خوان گسترده نفت زنند بهرهای مهم نداشت.به نظر اینجانب زنجیره دولت حضرتعالی حلقهای مفقوده دارد که این شرایط بد، به خوبی این حلقه مفقوده را نشان میدهد."
اما این پایان اعتراضات به نبود سازمان مدیریت نبود که در دوران انتخابات ریاست جمهوری یازدهم یکی از شعارهایی که حسن روحانی بر آن تاکید کرد احیای دوباره سازمان برنامه و بودجه بود. برهمین اساس هم بود که او در اولین کنفرانس خبری خود گفت که سازمان مدیریت و برنامهریزی را دوباره احیا میکند و پس از ان بود که مجلس هم به فوریت طرح احیای این سازمان رای مثبت داد.
و حالا قرار است دوباره سازمان مرده به حیات بازگردد و برمبنای آن چه غلامرضا تاج گردون که اکنون به عنوان یکی از گزینه های سازمان برنامه و بودجه مطرح شده است در پایان نامه اش گفته بود ، "فرد دیگری آمده و گرهگشایی خواهد کرد و احمدی نژاد از این فرصت طلایی در تاریخ امور اجرایی کشور بینصیب شد."
حالا باید ماند و دید سازمان برنامه کی به زندگی بازخواهد گشت.