نوستالژی تفکرات اقتصادی احمدی‌نژاد

نوستالژی تفکرات اقتصادی احمدی‌نژاد

محمود احمدی‌نژاد روز گذشته با برگزاری یک نشست خبری بار دیگر رسما به صحنه سیاسی بازگشت و نشان داد هنوز جذابیت بالایی برای رسانه‌ها دارد.

 اگرچه مثل همیشه حضور او در کنار خبرنگاران با بیان خاطره و شوخی گذشت اما حجم میکروفون‌ها روی تریبون نشان می‌داد که برای داخلی‌ها و خارجی‌ها همچنان در قامت یک شخصیت تعیین‌کننده نقش ایفا می‌کند. استقبال از این نشست خبری در تحریریه‌ها نیز قابل توجه بود به نحوی که همه روبه‌روی سیستم‌هایی که با استفاده از ظرفیت شبکه‌های اجتماعی این کنفرانس را پوشش می‌دادند، گرد آمده بودند اما نکته مهمی در این بین نهفته بود. همانطور که احمدی‌نژاد به خاطر لحن و سخنان خاصش قدرت جذب دارد به همان میزان هم توان تشویق به ریزش دارد. بین خبرنگاران معمولا واکنش‌ها با خنده‌های عصبی شروع می‌شد و نهایتا هم به ترک محل منجر می‌شد.

از این حاشیه‌ها که بگذریم سخنان رییس‌جمهور سابق اگرچه یک نوستالژی برای روزنامه‌نگاران بود اما همچنان خالی از هر داده واقعی یا حرف جدی بود. مثلا وی در پاسخ به یکی از خبرنگاران که گفت زندگی من در دولت‌های شما نابود شد، گفت: در دولت من تعداد خودروها از 5 میلیون به 14 میلیون رسید و میلیون‌ها واحد مسکونی ساخته شده و سپس نتیجه گرفته پس شما آنها را خریده‌اید. اینکه خودرو بی‌کیفیت تولید شد و مسکن در بیابان عرضه شده به معنای افزایش کیفیت زندگی نیست. البته ادبیات اقتصادی احمدی‌نژاد همچنان که قبلا در یادداشتی مطرح کرده‌ایم تفاوتی با ادبیات دیگر اصولگرایان مخالف ندارد. آنها نیز برای اینکه دولت را زیرسوال ببرند، پای جیب مردم را وسط می‌کشند. این نگرش دست‌راستی‌های ایرانی به اقتصاد در دنیا بی‌نظیر است. به هیچ عنوان مبانی اقتصاد و شاخص‌های پایه‌یی را به رسمیت نمی‌شناسند و هر جا که در راستای منافع‌شان باشد چه دفاع از کارنامه خودی‌ها و چه انتقاد از غیرخودی‌ها به تفسیرهای عجیب و غریب متوسل می‌شوند.

هنوز این ایراد اساسی در ایران وجود دارد که اقتصاد را به عنوان علم به رسمیت نمی‌شناسند و به همین علت تحلیل‌ها نیز، رنگ و بوی مذاکرات راننده تاکسی و سرنشین گرفته، اتفاقی که دور از شأن کنشگران سیاسی است. اگر قرار است در مورد اقتصاد صحبت کنیم باید اول بر سر یک رویکرد توافق کنیم و سپس براساس محورهای منتج از آن، به مقایسه رسید. باز باید تاکید کرد این ادبیات مختص به احمدی‌نژاد و یارانش نیست بلکه یک اپیدمی بین افرادی است که سودای قدرت در سر دارند اما از ارائه برنامه و چارچوب فکری برای اداره اقتصاد عاجز هستند.  رییس‌جمهور سابق می‌گفت هیچ دو نفری در دنیا پیدا نمی‌شوند که مانند هم فکر کنند اما حداقل در اقتصاد افراد بی‌شماری وجود دارند که نه تنها مثل یکدیگر فکر می‌کنند بلکه رسانه و قدرت نیز در اختیار دارند. اقتصاد میدان بازی و بذله‌گویی نیست بلکه فضایی برای تفکر علمی و عمل خردگرایانه است که بعید است دایره شمول زیادی داشته باشد. مثلا یکی ‌لبخند می‌زند و دیپلماسی را پیش می‌برد و یکی هم مقتدر است و سیاستش را برمبنای آن تنظیم می‌کند و ممکن است هر دو موفق باشند اما چنین دوگانه‌هایی در اقتصاد یافت نمی‌شود. کشوری نیست که نظام بانکی‌اش پیشرفته و کارآمد باشد و در عین حال استانداردها و رویه‌هایش اختلاف فاحشی با کشوری دیگر داشته باشد. «علم اقتصاد» تجمیع تحقیقات، تجارب و آزمون و خطاهایی است که در تمام دنیا حاصل شده و اگر قرار است تغییر مسیری ایجاد شود نهایتا به همه سرایت خواهد کرد به نحوی که چین کمونیستی هم می‌گوید برای تداوم رشد اقتصادی باید به تحریک مصرف خصوصی روی آورد.

در هر صورت هر چه به انتخابات ریاست‌جمهوری نزدیک‌تر می‌شویم هجمه‌ها به اقتصاد و روند موجود تندتر می‌شود و نگرانی‌ها هم جدی‌تر خواهند شد. نگرانی از اینکه باز اقتصاد بیش از 4 سال با تفکری به‌روز اداره نشود و هرچه فرصت بهبود از دست می‌رود ما زمان بیشتری را با اختراع مجدد چرخ از دست بدهیم. کاش روند رشد علم در جهان از حرکت می‌ایستاد و می‌شد اصولی غیرقابل تغییر در داخل طراحی کرد که اقتصاد ابزار برخی لجاجت‌های سیاسی نشود و در مسیری معقول به پیش برود.

*کارشناس اقتصادی

x