رضایی : حمل و نقل ریلی ما عقبافتاده است
بعد از بروز حادثه دلخراش ریلی در مسیر تبریز- مشهد بالاخره راهآهن جمهوری اسلامی ایران مقصران اصلی حادثه را شناسایی کرد.
بر اساس اعلام روابط عمومی این سازمان و مستندات موجود گویا ماموران کنترل ترافیک شاهرود، ماموران اپراتور CT، ماموران قطار ۴۸۰۲ تبریز - مشهد و ماموران قطار ۳۲۴۲ سمنان-مشهد ازجمله افراد مسئول در بروز این حادثه بودهاند. به هر حال ناوگان ریلی هر کشور به عنوان امنترین وسیله برای جابه جایی مسافران و کالاها شناخته میشود، اما در ایران همچنان چنین حوادث ناگواری به وقوع میپیوندد! بدین جهت باید گفت که امروزه ناوگانهای کشور نه تنها در بخش فنی، بلکه در حوزه انسانی هم نیاز به تجهیز و نوسازی دارد و توجه به این مسائل امنیت جانی و مالی مسافران را فراهم میکند.
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از آرمان ، در ادامه گفتوگو با محمدرضا رضایی، رئیس کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی را در این زمینه میخوانید.
در حال حاضر ناوگان ریلی کشور با چه کاستیهایی روبهروست و چگونه میتوان این کاستیها را برطرف کرد؟
متاسفانه باید گفت که امروزه ناوگان ریلی کشور با کاستیهای زیادی روبهروست و یکی از ضعیفترین شبکههای حمل و نقل کشور است؛ به طوری که تنها ۱۱ درصد اقلام و کالاهای کشور توسط شبکه ریلی جابهجا میشود. این موضوع نشان میدهد که حمل و نقل ریلی سهم قابل قبولی در جریان حمل بار ندارد و در حوزه مسافربری هم بسیار عقبماندهایم. مساله ضعف ناوگان ریلی کشور امروز آنچنان شدت دارد که برخی از استانهای کشور از داشتن حمل و نقل ریلی محروم هستند و در برخی شهرهای کشور نیز پروژهها به صورت نیمه کاره به حال خود رها شدهاند. به طور مثال راهآهن تهران- شیراز هنوز تکمیل نشده است و هنوز مسافران نمیتوانند از این مسیر برای تردد خود استفاده کنند. این در حالی است که در برنامههای توسعه چهارم و پنجم قرار بود حجم زیادی بر خطوط ریلی کشور افزوده شود، اما ما به طور چشمگیری از اهداف برنامههای خود عقب ماندهایم.
فرسودگی ناوگان ریلی کشور در چه شرایطی قرار دارد؟
اکنون عمر برخی واگنهای مورد استفاده در ناوگان ریلی کشور به ۴۵ سال هم میرسد! بدین جهت میانگین سن این شبکه حمل و نقل بالاست و میتوان آن را فرسوده نامید. با اینکه بسیاری از کشورها از ناوگان ریلی خود به عنوان مسیری کوتاه، امن و کم هزینه در جابه جایی مسافر و بار استفاده میکنند، اما ما نتوانستهایم از این ظرفیت به خوبی استفاده کنیم و صرفا انرژی خود را هدر دادهایم. البته در برنامه ششم پیشبینیهای مناسبی در زمینه سرمایهگذاری در بخش حمل و نقل و به ویژه ناوگان ریلی صورت گرفته است که امید میرود به خوبی به مرحله اجرا برسد.
حضور بخش خصوصی در سرمایهگذاریها تا چه حد لازم است؟
در این مدت بخش خصوصی نقش پررنگی در تامین هزینههای مربوط به شبکه ریلی کشور نداشته است و مسئولان بدون توجه به آن برنامههای خود را پیش بردهاند. باید اشاره داشت که هیچ دولتی به هیچ عنوان نمیتواند به تنهایی شبکه ریلی کشور را توسعه دهد. در این زمینه باید با بخش خصوصی وارد همکاری شود و از سرمایههای نهفته در آن به نحو احسن استفاده کند. به گفته مسئولان وزارت راه و شهرسازی و مسئولان راه کشور اکنون سرمایهگذاری در این بخش اقتصادی نیست و صرفا بر مخارج دولت میافزاید. بر این اساس ابتدا باید جذابیتهای سرمایهگذاری را برای بخش خصوصی و سرمایهگذاران داخلی و خارجی به وجود آورد، سپس از آنها توقع داشت که وارد همکاری با دولت شوند. جمیع چنین مشکلاتی است که ما را نسبت به کشورهای همرده خود نیز عقب نگه داشته است. اکنون باید یک اراده قویتر و جدیتری شکل بگیرد و با صحبت و سخنرانی نمیتوان برنامهها را پیش برد. در این زمینه دولت و مجلس از هیچ تلاشی دریغ نکردهاند، اما به نظر میرسد که باید در این زمینه ارادهای قویتر وجود داشته باشد که مقام معظم رهبری هم در سیاستگذاریهای کلان نظام چندین بار به این موضوعات اشاره داشتهاند.
همانطور که اشاره شد، در برنامههای چهارم و پنجم توسعه، بندهایی در رابطه با تجهیز ناوگان ریلی کشور وجود داشت و در برنامه ششم هم پیشبینیهایی در این زمینه صورت گرفته است، اما به هر حال ما امروز شاهد حوادث ناگواری در شبکه ریلی کشور هستیم! دلیل بروز این اتفاقات چیست؟ آیا برنامهریزیها مشکل دارد یا باید مجریان برنامه را مقصر دانست؟
هر دو گروه مقصر هستند. نمیتوان تنها دولت را تنها مقصر بروز چنین حوادثی دانست. باید توجه داشت که در چند دهه گذشته ما هیچگاه تعریف مشخصی از منابع درآمدی و چگونگی دخل و خرج خود نداشتهایم. دلیل اصلی این موضوع این است که ارادهای قوی برای توسعه ناوگان ریلی کشور وجود ندارد. در این مدت دولت تنها سرمایهگذار حمل و نقل ریلی کشور بوده است و مشخصا با کاهش درآمدهای نفتی و مشکلات ناشی از تحریم نمیتواند از عهده تمامی مخارج برآید. در نتیجه علاوه بر برنامهریزیهای غیر اصولی، کمبود و نبود درآمد دولتها را با دردسر بزرگی مواجه ساخته است. نتیجه چنین مشکلاتی آن چیزی میشود که چند روز پیش شاهد آن بودیم.
آیا ایجاد همکاری با کشورهای توسعه یافته و انعقاد قرارداد با شرکتهای بزرگ واگنسازی میتواند ما را در تجهیز ناوگان ریلی کشور کمک کند؟
مسلما این موضوع میتواند تحقق اهداف برنامههای توسعه کشور را میسر سازد. اکنون که ما تحریمها را پشت سر گذاشتهایم باید تلاش خود را در پیش بگیریم تا از تمام ظرفیتهای موجود در داخل و خارج از کشور استفاده کنیم. در این زمینه شرکتهای خارجی نیز استقبال خود را نشان دادهاند. یک ماه پیش بود که برخی از شرکتهای لکوموتیوسازی و فعال در ریلگذاری به کشور دعوت شدند و مذاکراتی با آنها صورت گرفت. طبیعی است که امروزه دولتمردان هم توجه به تولید داخلی را در اولویت برنامههای خود قرار دادهاند، اما اگر تولیدکنندگان داخلی نمیتوانند تمام نیازهای کشور را تامین کنند، ما چارهای جز استفاده از تواناییهای خارجیها نداریم. باید تاکید کرد که برای توسعه ناوگان ریلی کشور تکیه بر دولت و بودجههای آن دور باطل است. این اتفاقی است که طی بیش از ۳۰ سال در کشور به اجرا درآمده است و ما هیچگاه آنچنان که باید نتوانستهایم به نوسازی برسیم. اگر اکنون بخش خصوصی اطمینان کافی از سوددهی سرمایهگذاری خود داشته باشد، بدون شک به این سمت حرکت میکند. در حال حاضر سرمایهگذاری غیردولتی در شبکه ریلی کشور تقریبا صفر است و این آماری است که ما را ناامید میکند.
در حادثه اخیر برخورد دو قطار به یکدیگر عوامل انسانی مقصر اصلی شناخته شدند. ما در تجهیز حوزه انسانی چه برنامههایی را باید به اجرا بگذاریم؟
درست است که در بروز اتفاق اخیر عوامل انسانی بیشترین نقش را داشتند، اما نمیتوان به یکباره سیستمهای نوین اینترنتی را جایگزین نیروی انسانی کرد. ما چنین شیوههایی را در گمرکات کشور به اجرا گذاشتهایم، اما قطعی سامانههای گمرکی حتی خود عاملی برای تسهیل قاچاق شدهاند! حال نمیتوان در ناوگان حمل و نقل کشور چنین سیستمی را بدون در نظر گرفتن زیرساختها به وجود آورد؛ چرا که بروز تنها یک خطا در این زمینه جان هزاران انسان را به خطر میاندازد. در نیتجه باید در فرصت کافی این اتفاق رخ دهد و اکنون با به کارگیری نیروهای انسانی متخصص و تحصیلکرده و برگزاری کلاسهای آموزشی میتوان تا حد زیادی خطای انسانی را کاهش داد.