یقه سفیدان درآمریکا به بطن جامعه بازمیگردند
امروز جهان همچنان در تحیر است که با دوران ترامپ و شعارهایی که با خوی جنگ طلبانه و افراطی او آمیخته شده است چه کند!
اگرچه مبارزات انتخاباتی ترامپ و کلینتون فرصت مهمی بود برای انکه جهان با مواضع منفی و سخنان تحریک آمیز دونالد ترامپ نسبت به مسائل جهان و برجام آشنا شود اما با این همه همگان همچنان مشتاق هستند که بدانندترامپ میخواهد با برجام و چالشهای جهانی چگونه رفتار کند.
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از آرمان ، علی اکبر فرازی معتقد است ایران نباید با تیم جدید کاخ سفید تحریکآمیز رفتار کند و همچنین تهران باید از نگرانیهای موجود اروپا و متحدان او در دوران ریاست جمهوری ترامپ در آمریکا به نفع خود بهره ای مطلوب ببرد. در این راستا با علیاکبر فرازی سفیر سابق ایران در اروپا و تحلیلگر مسائل بینالملل به گفتوگو پرداخته ایم که در ادامه آن را میخوانید.
ریاست جمهوری ترامپ چه فضای تازهای پیش روی جهان و منطقه قرار خواهد داد؟
نتیجه انتخابات در آمریکا بسیاری از کشورهای جهان را شگفتزده کرد، اما بسیاری از تحلیلگران نیز با این موضوع به عنوان مساله ای اجتناب ناپذیر و یک اتفاق برخورد کردند. بر این اساس به نظر میرسد پیروزی ترامپ چند مساله را به جهان یادآوری میکند، نخست آنکه هنگامی که جرج دبلیو بوش چهره ایالات متحده را در صحنه بینالملل مخدوش کرده بود با روی کار آمدن اوباما سیستم آمریکا فرصتی برای بازسازی چهره بینالمللی خود پیدا کرد اما اینک با روی کار آمدن ترامپ این پیام به جهان مخابره میشود که سیستم نیازی به بازسازی آن چهره نمیبیند. دیگر آنکه باید اذعان داشت مساله پنهان از چشم تحلیلگران در این انتخابات آن بود که در گرما گرم انتخابات ریاست جمهوری و در رقابت نفسگیری که دو کاندیدا داشتند همه توجهات به حواشی و مسائل فردی و شخصیتی دو طرف معطوف شد غافل از آنکه کاندیداهای ریاست جمهوری معمولا برنامههای خود را در سطح بینالملل نیز اعلام میکنند. اما هیچ یک از دو کاندیدا برنامه مدون و مشخصی درباره نقاط بحرانی جهان مانند افغانستان، عراق، یمن و سوریه که درگیر جنگ هستند ارائه ندادند. آمریکا به هیچ روی خود را بدهکار و ملزم به پاسخگویی نمیداند. غرض آنکه حواشی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مساله اصلی یعنی لزوم پاسخگویی به چگونگی حل بحرانهای بینالمللی را تحت شعاع قرار داد و این مساله یکی از ضعفهای انتخاباتی آمریکا تلقی میشود.
پیروزی ترامپ چه تغییری در آمریکا به وجود میآورد و آیا ما شاهد احیای قدرت آمریکا و بازگشت این کشور به گذشته خواهیم بود؟
روی کار آمدن ترامپ در آمریکا نشان از آن است که طبقه جدیدی از سفیدپوستان یقه آبی که قبل از آن به حاشیه رانده شدند دوباره به متن جامعه آمریکا بازمیگردند. برای آنها اهمیتی ندارد که این بازگشت چه هزینههایی در داخل آمریکا برای رنگین پوستان، اقلیتهای مذهبی و نژادی به بار خواهد آورد. زیرا ترامپ تاکیدش برسفید پوستان طبقه متوسط به بالا بود گرچه این نکته را نباید از نظر دور داشت که شعارهای انتخاباتی قبل از انتخابات با واقعیتهایی که پیش روی کاندیدا قرار میگیرد متفاوت بوده و شرایط سیاسی فرد منتخب را به سوی واقعگرایی بیشتر سوق خواهد داد. اما مساله این است که گفتمان نوین آمریکایی در سطح بینالملل جایگزین گفتمان سنتی خواهد شد؛ گفتمان نوین آمریکایی متکی بر رسیدگی به معیشت و مشکلات درون است اما درباره مقوله امنیت خارج از مرزهای آمریکا، هزینه آن باید توسط خود شرکای آمریکا تامین شود. تاکید ترامپ بر این موضوع، موید این مساله است که نگاه وی بیشتر معطوف به حل مشکلات داخلی خواهد بود. اما این امر به مثابه غافل شدن از مسائل بیرونی نیست، بلکه همانطور که اشاره کردم ترامپ با رویکرد نوین خود سعی دارد هزینههای بیرونی را بر دوش اروپا و دیگر متحدان خود مانند ژاپن و کره بگذارد. اکنون نگرانی اساسی اروپا این است که بی توجهی آمریکا به امنیت اروپا منجر به کاسته شدن توان ناتو خواهد شد. در این صورت اروپاییها باید به فکر امنیت جمعی خود باشند. لذا به نظر میرسد این امر منجر به ایجاد خلأ امنیتی و دفاع دسته جمعی در اروپا خواهد شد.
برخیها معتقدند ترامپ با سیاستهای خطرناک خود شرایط را در جهان بدتر میکند و برخیها نیز برعکس بر این اعتقادند از آنجا که ترامپ اهل بساز و بفروش است به همین دلیل اهل محاسبه سیاسی است، در نتیجه نسبت به کلینتون خطر چندانی برای ایران و منطقه ندارد، تا چه اندازه این تحلیل درست است؟
معتقدم هر رئیسجمهوری در آمریکا باید از استراتژیای تبعیت کند که سیستم موجود در این کشور برای او طراحی میکند. ممکن است تنها در نحوه اجرا تفاوت وجود داشته باشد اما به لحاظ ماهیتی خطر ترامپ برای ایران نسبت به کلینتون بیشتر نخواهد بود. کلینتون به لحاظ سیستماتیک وابسته به یهودیان مسیحی بود که اعتقاد دارند به هر قیمتی و باید با همه توان از صهیونیسم حمایت شود. گرچه هیچ رئیسجمهوری در آمریکا وجود ندارد که اعتقاد داشته باشد نباید از رژیم صهیونیستی دفاع کند اما نحوه مشارکت آنها با این رژیم تفاوت دارد. ترامپ ذاتا یک انسان تاجر مسلکی است و این مساله بدین مفهوم است که قبل از آنکه از سر اجبار به مسائل پیرامون خود بنگرد با روحیه معامله گری به جهان اطراف خود نگاه میکند. ایران به عنوان کشوری که خود قربانی تروریسم است، میتواند در مسائل منطقه ای با همه کشورهایی که به طور جد خواهان مبارزه با تروریسم هستند، همکاری کند. البته این ساده انگاری است که فرض شود همکاری در مبارزه با تروریسم میتواند همه مشکلات ایران و آمریکا را به یکباره حل کند. باید واقع بین بود؛ واقع بینی این است که نباید با تیم جدید در کاخ سفید تحریک آمیز رفتار کرد.
برجام پس از آغاز کار رسمی ترامپ به عنوان رئیسجمهور چه سرنوشتی خواهد داشت؟
مساله این است که یک فرد نمیتواند معاهده ای بینالمللی را که به عنوان سند سازمان ملل ثبت شده است به راحتی نادیده بگیرد. در صورتی که ترامپ بر موضع خود در قبال برجام پافشاری کند، این امر موجب دودستگی در بین اعضای ۵+۱ خواهد شد. از سوی دیگر، ایران نیز در قبال بدعهدیهای احتمالی، قطعا راههای جایگزین در دستورکار قرار خواهد داد. دنیا اینک میداند که اجرای درست برجام، گامی در جهت تحکیم صلح جهانی است.
نظرتان در مورد موضعگیری اخیر خانم موگرینی چیست؟
موضعگیری اخیر موگرینی در مورد برجام مثبت بود زیرا او به این مساله اشاره کرد که گروه ۱+۵ به عنوان یک مجموعه با ایران برجام را امضا کردند و این قراردادی دوجانبه نبوده است که آمریکا بتواند آن را زیر پا بگذارد. لذا ایران در مساله برجام تنها نیست به شرط آنکه به تنهایی عمل نکند و از نگرانیهای موجود اروپا و متحدان او بهره مطلوب را ببرد.
دوستی ترامپ با پوتین میتواند تاثیری در رویکرد دولت جدید آمریکا نسبت به ایران بگذارد؟
ترامپ و پوتین دیدگاههای مشترکی نسبت به برخی از مسائل دارند البته ممکن است در بعضی از مسائل نیز با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشند. این دیدگاه بیش از آنکه یک دیدگاه استراتژیک باشد یک دیدگاه تاکتیکی و منبعث از شخصیت هردو طرف است. هر یک از روسای جمهور روسیه و آمریکا دارای شخصیتی ماجراجویانه بوده و دوست دارند مورد توجه قرار بگیرند. البته این مساله میتواند در مواقع بحرانی و حتی در کشورهایی مانند سوریه اثرات مثبتی در بر داشته باشد. مساله ای که ایران باید در نظر داشته باشد این است که اجازه ندهد دیگران از جمله روسیه باز هم با کارت ایران بازی کنند.
روزنامه واشنگتن پست شخصیت و وعدههای انتخاباتی ترامپ را با شخصیت و وعدههای انتخاباتی احمدی نژاد مقایسه کرده است، آیا میتوان میان این دو شباهتی قائل شد؟
احمدی نژاد و ترامپ بر روی شعارهای پوپولیستی تاکید کردند، در حقیقت شعارهایی که توده ناراضی کشور را به سمت خود جلب میکند. نتیجه شعارهای احمدی نژاد این بود که گامهای مثبتی در اقتصاد، اشتغال و روابط بینالملل برداشته نشد. بنابراین اگر نتیجه برای ترامپ هم این باشد، آن وقت میتوان دستاوردهای هردوطرف را مانند هم دانست.
بسیاری از مردم بخصوص هوداران حزب دموکرات در آمریکا نسبت به نتیجه انتخابات آمریکا و انتخاب ترامپ اعتراض دارند، آیا امکان برگزاری انتخابات مجدد در این کشور وجود دارد؟
علت اعتراضها به نتیجه انتخابات آمریکا، ورود این کشور به یک دوره جدید است. نمونه بارز آن تجلی و ظهور نادیده گرفتهها در این دوره و فشارشان برای حضور در متن قدرت است. بنابراین اعتراضاتی که صورت میگیرد منجر به تغییر قانون اساسی آمریکا و برگزاری یک انتخابات دیگر نخواهد شد. اما این هشدار را میدهد که جامعه آمریکا در حال پوستاندازی است و صرف نظر از نیروهای سنتی دموکرات و جمهوریخواه، نیروهای جدیدی بر روی کار میآیند. در واقع احتمال دارد که نیروی سومی بیاید و نیروهای پراکنده را به خود جلب کند. کما اینکه اگر دموکراتها به جای تاکید بر روشها و کاندیدای سنتی خود بر روی سندرز تمرکز میکردند شاید رای این نیروهای پراکنده سندرز میبود. لذا به نظر میرسد که نیروهای جدیدی در حال ظهور در آمریکا هستند؛ احتمالا این نیروها در قالب حزب بزرگ و جدید ساماندهی میشوند.
پس از پیروزی ترامپ اروپا یک رویکرد نگرانکننده و دغدغهآمیزی نسبت به این انتخاب داشت، علت این نگرانی چیست؟
آمریکاییها حتی قبل از انتخاب ترامپ درحال تدوین استراتژی در مقابل اروپا بودند. آنها در اجلاس ۲۰۱۴ ناتو بیش از آنکه به مراکز بحرانی و اروپا توجه کنند بیشتر توجه خود را به شرق دور و دریای چین و محدود کردن تحرکات پکن معطوف کرده بودند لذا این امر حتی قبل از آنکه مساله ترامپ مطرح شود، مورد توجه بود، از همانجا اروپاییها نگران بودند که مساله امنیت اروپا دیگر اولویت نخست آمریکا نیست و این بی توجهی به تدریج منجر به این شد که اروپاییها بخصوص آلمان و فرانسه موضوع تشکیل ارتش واحد اروپایی را مطرح کنند. ارتشی که بتواند ماموریت دفاع از اروپا را بر عهده بگیرد. با مطرح شدن حضور ترامپ و با اعلام پیروزی او مساله امنیت به طور جدی در دستور کار اروپا قرار گرفت. در حالیکه ترامپ معتقد است: «پس از جنگ دوم جهانی مساله امنیت اروپا به آمریکا وابسته بوده و هزینههای آن را بیش از دیگران آمریکا تقبل کرده است اما اکنون هر کشوری باید هزینههای خود را پرداخت کند چراکه آمریکا نمیتواند نقش تامینکننده مالی امنیت در همه کشورهای اروپایی را ایفا کند.» به همین دلیل این مسائل اروپاییها را قدری نگران کرده است. از این رو به نظر میرسد که مساله تشکیل ارتش اروپایی در زمان ترامپ از سوی اروپا بخصوص فرانسه به طور جدی تری دنبال میشود.
با پیروزی ترامپ ما باید شاهد چه فضایی در سوریه باشیم؟ در نهایت آینده سوریه چه خواهد شد؟
یکی از محورهای اساسی که ترامپ در مبارزات انتخاباتی خود بر روی آن تاکید داشت این بود که دموکراتها و شخص هیلاری کلینتون، داعش را به وجود آوردند و موجب ناامنی در خاورمیانه شدند. این نگاه واقعبینانهای است، اگر این نگاه ادامه داشته باشد بدین مفهوم است که ترامپ میتواند گامهایی در جهت مبارزه با تروریسم بردارد. اینجاست که نقش جمهوری اسلامی ایران برجسته میشود. چراکه ایران از ابتدا معتقد بود که ایجاد و پرورش داعش کار آمریکاییهاست. ترامپ اظهار داشت که به جای سخن گفتن با داعش باید با اسد صحبت کرد و این به مفهوم رسمیت شناختن حکومت قانونی در دمشق است. بنابراین امید میرود که تیم جدید کاخ سفید با کمک جامعه جهانی برای مبارزه با تروریسم در خاورمیانه، جدیتر از گذشته عمل کند.