ضرورت باز تعریف نقش مناطق آزاد
بخش مهم لایحه «ایجاد مناطق آزاد تجاری صنعتی و مناطق ویژه اقتصادی جدید» که پس از دو دور مخالفت مجلس مورد موافقت قرار گرفت، ایجاد مناطق آزاد برای کمک به تولید بود.
براساس این لایحه به دولت اجازه داده میشد در استانهای گلستان (اینچهبرون)، ایلام (مهران)، اردبیل (اردبیل)، سیستانوبلوچستان (سیستان)، کردستان (بانه، مریوان)، هرمزگان (جاسک)، بوشهر (بوشهر)، منطقه آزاد تجاری، ایجاد کند. با توجه به اهداف اشتغالزایی دولت در مناطق آزاد، این مناطق مشمول مزایایی هستند که از جمله آن معافیت مالیاتی به مدت ۱۵ سال، امکانپذیرشدن خردهفروشی برای اتباع خارجی و داخلی در این مناطق و اعطای روادید در مرزهای ورودی این مناطق است و خود میتواند بستری برای تولید راحت محصول باشد.
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از کسب و کار ، به گفته کارشناسان با تاسیس مناطق آزاد جدید میتوان فعالیتهای کشور در صادرات غیرنفتی را توسعه داد و بهمرور زمان از وابستگی به درآمدهای نفتی رهایی جست. به باور آنها این مناطق مسیر ارتباط با بازارهای همسایه را باز کرده و به این دلیل که عمدتا در مناطق محروم ایجاد میشود، محرومیتزدایی میکند. در مقابل مخالفان مناطق آزاد بر این باورند که مناطق آزاد در حال حاضر بیشتر جنبه تجاری دارد و به این دلیل که بیشتر محل ورود کالای ارزان و مسافرتی است و بعد صنعتی آنها نادیده گرفته شده، در تولید اثر مثبتی ندارند. از نظر آنها این مناطق بیش از آنکه در خدمت تولید داخل باشد، به محلی برای ورود آسان سایر کالا تبدیل شده و مساله قاچاق را بحرانیتر کرده است.
با این حال از زوایای دیگری میتوان این موضوع را مورد بررسی قرار داد که مهمترین آن به گفته مسئولان و کسانی که قصد توسعه مناطق آزاد را دارند، اهمیت این مناطق در جلوگیری از ورود کالای قاچاق است. طبق بررسیهای انجام شده، گذشت 20 سال از سابقه بد تاسیس این مناطق که سهم 90 درصدی آنها در قاچاق کالا را یادآوری میکند، مسئولان را واداشته سیاستهای جدیتری حداقل در رابطه با تاسیس مناطق آزاد جدید دنبال کنند. سیاستهایی که بتواند کنترل و نظارت بیشتر بر این مناطق را به همراه داشته و رویکرد تجاری محور این مناطق را به رویکرد صنعتی و رویکرد تولیدمحور تغییر دهد.
مهدی پورقاضی، عضو اتاق بازرگانی تهران:
بازتعریف مناطق آزاد براساس ظرفیتهای موجود
مناطق آزاد با هدف آسان کردن تجارت و سرعتبخشی به آن و تا حدودی نیز، هدف اشتغالزایی شکل گرفت نه اینکه محلی باشد برای ورود کالای خارجی. قرار بود در این مناطق آنچه از خارج تحت معافیتهای گمرکی وارد میشود، با تولید یک محصول جدید که نسبت به کالای داخلی خیلی هم ارزانتر باشد (قیمت تمام شده کمتری داشته باشد)، به خارج صادر شود نه اینکه بازتاب آن ماندگاری کالای خارجی و قاچاق در کشور باشد. متاسفانه این مناطق با اهداف اولیه شکلگیری خود بسیار فاصله دارد و به محلی برای تسهیل ورود کالای خارجی و رد و بدل کردن آسان آن تبدیل شده و هیچ کارکرد صادراتی و تولیدیای نداشته است.
قیمت کالای تولید شده آن همچنان بالاست و بهدلیل هزینههای بالای این مناطق تولید بهصرفه نیست البته برخی از این مناطق ظرفیتهای مناسبی در حوزه گردشگری دارد و تاکنون هر اقدامی که در این زمینه انجام شده، قابل تحسین است اما در یک بررسی کلی کارکرد منفی این مناطق ایجاب میکند برای حل مسائل مربوط به آن یا حداقل برای نتیجهگیری بهتر از آنها قبل از ایجاد مناطق جدید از این مناطق یک بازتعریف داشته باشیم. از سوی دیگر باید دیدگاه و نگاه مسئولان به تولید در این مناطق را تغییر دهیم. هر یک از این مناطق ظرفیتهای خاص خود را دارد که پیچیدن نسخه عمومی برای آنها منطقی نیست. برخی از این مناطق محروم است و باید در راستای توسعه آنها برنامههای اشتغالزایی درنظر گرفت برخی از آنها نیز ظرفیت مناسبی برای گردشگری دارد که باید از آن استفاده کرد. دسترسی آسان برخی از این مناطق به بازار سایر کشورها نیز ضرورت ایجاد این مناطق به محلی برای صادرات کالا به کشورهای دیگر را مطرح میسازد.
محمدرضا شهیدی، استاد دانشگاه:
تجدیدنظر در مکانیابی مناطق آزاد
نهتنها مناطق آزاد بلکه وضعیت تولید کشور در سایر مناطق نشان میدهد در این بخش موفقیت چندانی نداشتهایم و این موضوع تنها مختص مناطق آزاد نیست. در یک مقایسه کلی از وضعیت تولید روشن میشود سهم تولید مناطق غیرآزاد نسبت به آزاد چندان نبوده که بخواهیم مشکلات عمده را به این مناطق نسبت دهیم. با این وجود لازم است چند موضوع اساسی را در ارزیابی عملکرد و نقش این مناطق در بحث قاچاق و تولید مورد توجه قرار دهیم. براساس آنچه از وضعیت این مناطق قابل ملاحظه است، عمده مناطق آزاد کشور در مناطق حاشیهای یعنی در نقاط شمالی یا جنوبی قرار گرفتهاند که حمل کالا از داخل کشور به آنجا و برعکس هزینهبر است. قرار گرفتن این مناطق در نقاط دور کشور شرایط حملونقل کالا به این مناطق را دشوار کرده و از طرفی نه میشود بهراحتی کالای مورد نیاز آنها را تامین کرد و نه انتقال کالای آنها به داخل کشور بهصرفه است0 بنابراین از آنجایی که هزینههای حملونقل عامل موثری در کاهش قیمت تمام شده است، تولیدات این مناطق نمیتواند قیمت تمام شده پایینی داشته باشد و از سوی دیگر بهدلیل نزدیکی آنها به دریاها و دوری از مناطق داخلی کشور که قاچاق کالا را آسانتر میسازد بنابراین ضروری است در مکانیابی این مناطق تجدیدنظر و مناطق جدید را در داخل کشور تاسیس کرد.
همچنین از آنجایی که آمارهای اعلام شده از قاچاق این مناطق بهطور شفاف روشن نیست و تاکنون مرکز آمار نیز آمار دقیقی از آن ارائه نداده است، تخمین اینکه چه اندازه این مناطق در قاچاق سهم داشتهاند، دشوار است. برای حل موضوع قاچاق و بهویژه نقش این مناطق در آن باید ابتدا آمار دقیقی از قاچاق این مناطق ارائه دهیم و سپس اظهارنظر کنیم وگرنه هنوز نمیتوان حدس زد که مناطق آزاد چقدر عامل ورود کالای قاچاق است.