کنترل بازار تقاضا راه مبارزه با قاچاق
اقتصادآنلاین: قاچاق، معضل اصلی اقتصاد ایران نیست. بحث قاچاق معلول یک مورد دیگری است که تقریبا تمام معایب بخش اقتصاد به آن بازمیگردد.
مشکلات بانکداری، بدهیهای دولت، مفاسد اقتصادی و بخشهای مختلف اقتصاد همه و همه ما را به این نقطه میرسانند که در حال حاضر موضوع گمشده اقتصاد کشور شفافیت است، بنابراین قاچاق نیز عمدتا معلول عدم شفافیت در اقتصاد بهشمار میرود و اگر بازار داخلی ایران، بازاری رقابتی و آزاد بود قاعدتا این نقیصه را نه بهصورت صفر اما کمتر مشاهده میکردیم.
با این حال، موضوع قاچاق در تمام دنیا وجود دارد و تقریبا هیچ کشوری وجود ندارد که بگوید قاچاق را به عدد صفر رسانده است. چالشهای قاچاق به نوع حکومت و نوع اقتصاد هر کشوری بستگی دارد و تعدد کالاهایی که میتوانند قاچاق محسوب شوند نسبت به هر کشور و نوع تقاضا متفاوت است. قاچاق کالا در ایران علاوه بر اینکه از عدم شفافیت، نامشخص بودن منابع ثروت و عدم نظارت بر نقل و انتقال مالی رنج میبرد، میتوان گفت که بعد اصلی این معضل در جذابیت آن بهشمار میرود. در تمام دنیا بین مبدا و مقصد پول نظارت وجود دارد و اینگونه نیست که فردی منابع باد آورده و مبالغ بسیار بالا را جابهجا کند و هیچکس هم متوجه این امر نشود. بنابراین گام نخست این است که اقتصاد کشور شفاف شود تا بتوان درخصوص معایب آن نیز صحبت کرد، یعنی اگر همه ما عزم خود را جزم کنیم قطعا به این نتیجه دست مییابیم که راه نجات نظام اقتصادی ایران، شفافسازی است. این درحالی است که منابع قدرتی که از عدم شفافیت بهرهمند میشوند نیز باید بدانند که درنهایت قدرت آنان هم در خطر میافتد. اما خود مقوله قاچاق و اینکه چرا ما نتوانستیم در طول این سالها برخورد مناسبی با آن داشته باشیم برمیگردد به این موضوع که نگاه ما به قاچاقچی که از دهه70 و بعد از جنگ پررنگ شد، نگاهی امنیتی تعریف شد و متولیان و کسانی که در راس مبارزه با قاچاق بودند یک نگاه انتظامی امنیتی داشتند نه یک نگاه اقتصادی. اینکه چرا این مقوله دستبردار اقتصاد کشور نیست به این دلیل است که قاچاق موضوعی کاملا جذاب است. نوع اقتصاد و نوع تعرفههای تعریف شده برای ورود کالا به کشور در هیچ جای دنیا به این شکل وجود ندارد. محدودیت و ممنوعیت برای واردات رسمی در ایران با مشکلات زیادی روبهرو است. زمانی که ایران بالاترین دیوار تعرفه را در دنیا دور خود کشیده است، نمیتوان انتظاری جز عواقب و مشکلات فعلی داشت.
تعرفههای فعلی به خصوصی که برای کالاها ساخته شده بهگونهیی است که افراد میدانند با پرداخت نکردن این تعرفه دستشان برای فروش کالا در بازار بازتر است و درنتیجه این موضوع سرفصل جذابیت قاچاق محسوب میشود، بنابراین علاوه بر تاثیر سوء مرزهای کنترل نشده، کیلومترها مرز و تعداد زیاد همسایهها که همه اینها در تشدید قاچاق موثر است، از همه موثرتر جذاب بودن کالای قاچاق در ایران به این دلیل که واردکننده رسمی نمیتواند با واردکننده غیررسمی رقابت کند، است، چراکه با دیوار بلندی بهنام تعرفه سنگین مواجه است.
ازسوی دیگر در کشور تعرفهها متناسب با رفتار مصرفکننده نیست. به هر حال برای برخی از کالاها در کشور تقاضا وجود دارد. این تقاضا درمورد تلفن همراه، پوشاک، لوازم آرایشی، سیگار و لوازم خانگی که عمده کالاهای قاچاق ما را تشکیل میدهند، بیشتر است. تعرفه این کالاها همه بیش از 40درصد است و عوارض و مالیاتهایی که برای واردکننده رسمی تعریف میشود سدی بر سر راه عبور از قاچاق بهشمار میرود. درنتیجه اگر کسی بتواند این عوارض و مالیاتها را ندهد بازار بهشدت برایش جذاب میشود. نگاه جدید در دنیا این است که باید کنترل بازار تقاضا را به جای بازار عرضه در دست داشت. در ایران با وجود موضوع قاچاق فقط به عرضه و ورود قاچاق حمله میشود که آن هم ناموفق است، اما هیچ نگاهی به تقاضای واقعی در جامعه انداخته نمیشود و باید بتوان به این تقاضا به صورت رسمی جواب داد.