روایت علم و امید در نشست نوبلیست ۲۰۲۳
اقتصادآنلاین: در روز دهم مردادماه ۱۴۰۵، سالن ابوریحان بیرونی دانشگاه شهید بهشتی میزبان رویداد بینالمللی «روایت علم و روایت امید» بود. در این سمپوزیوم که با حضور مجازی پروفسور کاتالین کاریکو، برنده جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی ۲۰۲۳ برگزار شد، جمعی از برجستهترین استادان و فناوران کشور به کالبدشکافی مسیرهای سختِ پژوهش پرداختند. این رویداد که با همت «اتحاد زیستشناسان ایران» و «شاخه دانشجویی انجمن تولیدکنندگان و صادرکنندگان محصولات زیستفناوری ایران» ترتیب یافته بود، با هدف ایجاد بستری برای تبادل دانش میان جامعه علمی ایران و دانشمندان تراز اول جهان و همچنین دمیدن روح امید در کالبد پژوهشگران داخلی برگزار شد.
به گزارش اقتصادآنلاین، سمپوزیوم با سخنان بهمن مرادی، آغاز شد. او با اشاره به وقفه ششماهه در فعالیتهای علمی کشور، هدف اصلی این رویداد را بازسازی انگیزه و امید در جامعه دانشجویی توصیف کرد. مرادی گفت: «واقعیت این است که در بررسی فیدبکها از جامعه دانشجویی، شاهد فقدان انگیزه برای تداوم مسیر بودیم. ما تصمیم گرفتیم با دعوت از چهرهای برجسته که شرایط سخت را زیسته است، نمادی از استقامت را در برابر دیدگان پژوهشگران قرار دهیم.»

او با اشاره به مسیر پرفراز و نشیب زندگی پروفسور کاتالین کاریکو، از زندگی در خانوادهای روستایی و شرایط دوران فروپاشی کشورش تا موفقیت در دوران پاندمی کرونا و نجات جان میلیونها انسان با واکسن mRNA، وی را الگویی بیبدیل برای نسل جوان دانست. مرادی با یادآوری یاد جانباختگان وقایع اخیر، تأکید کرد که این برنامه تلاشی برای زنده نگه داشتنِ امید در شرایط دشوار است.
فراخوان برای ساختن آینده؛ «ایران به تکتک ما نیاز دارد»
در ادامه، دکتر امیرحسین عبدالغفاری، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی آزاد تهران، ضمن خوشآمدگویی به بیش از ۹۰۰ شرکتکننده حضوری و ۲۰۰ شرکتکننده آنلاین، تأکید کرد که برگزاری چنین نشست بینالمللی با این کیفیت، تجربهای بیسابقه در فضای علمی کشور است.
وی با تأکید بر اینکه بسیاری از دانشجویان، بهویژه در رشتههای داروسازی، نسبت به آینده دچار تردید هستند، خطاب به آنان گفت: «ممکن است مسیر، تاریک و سخت به نظر برسد، اما هر یک از شما میتوانید با تفکر خود، چراغی روشن کنید.» عبدالغفاری ضمن تأکید بر اهمیت سرمایه انسانی در پیشرفت کشور، افزود: «ایران امروز به تکتک ما احتیاج دارد تا با هوش، ذکاوت و پشتکار، آیندهای روشن را رقم بزنیم. ما اینجا هستیم تا نشان دهیم با وجود تمام مشقتها و کملطفیها، کارهای بسیار بزرگی در همین کشور قابل انجام است.»

این افتتاحیه با معرفی بخشهای مختلف برنامه، از جمله پنلهای تخصصی اساتید داخلی، بخش ویژه گفتگو با پروفسور کاریکو و رونمایی از طرح ملی «بایو فارما»، بستری را برای روایتِ تجربههای زیسته متخصصانی فراهم کرد که با وجود چالشهای داخلی، موفق به خلق دستاوردهای فناورانه شدهاند.
روایت علم: نگاهی به تاریخ تقابلِ انسان و پاتوژنها
در ادامه برنامه، دکتر سید داور سیادت، رئیس مرکز تحقیقات میکروبیولوژی انستیتو پاستور ایران، در جایگاه «روایت علم» به ایراد سخنرانی پرداخت. وی با نگاهی تحلیلی به تاریخچه پاندمیها، استمرار چالشهای بیولوژیک در طول تاریخ بشر را واکاوی کرد.
دکتر سیادت با مرور پاندمیهای تاریخی، از طاعون در ۴۳۰ سال قبل از میلاد تا پاندمی بزرگ سال ۵۴۱ میلادی که در دوره ساسانیان ایران و امپراتوری روم شرقی تلفات بسیاری به همراه داشت، بر دشواریهای مسیر علم در مهار بیماریهای واگیر تأکید کرد. وی همچنین با اشاره به هفت دوره شیوع جهانی وبا در بازه سالهای ۱۸۱۷ تا دهه ۱۹۹۰ میلادی، نشان داد که چگونه جوامع بشری پیوسته با تهدیدات میکروبی دستبهگریبان بودهاند.
رئیس مرکز تحقیقات میکروبیولوژی انستیتو پاستور در بخش دیگری از صحبتهای خود، از رویکرد «اتحاد زیستشناسان ایران» در برگزاری رویدادهای علمی بزرگ قدردانی کرد و آن را نمادی از پویایی جامعه علمی دانست.

این بخش از سمپوزیوم با دعوت از پروفسور خامسیپور، به عنوان «پدر علم واکسینولوژی کشور»، به پایان رسید. دکتر سیادت با برشمردن جایگاه علمی ایشان در سطح بینالمللی به عنوان نماینده سازمان بهداشت جهانی (WHO) و مشاور ارشد طرحهای واکسن، از تجربیات گسترده این استاد پیشکسوت دانشگاه علوم پزشکی تهران در حوزه واکسنهای ویروسی و باکتریایی به عنوان سرمایهای ارزشمند برای نسلهای جدید پژوهشگران یاد کرد.
روایت امید: از آزمایشگاههای دانشگاهی تا خلق نخستین واکسن هایتک بخش خصوصی
بخش «روایت امید» سمپوزیوم، با سخنرانی سرکار خانم دکتر ریحانه میرحسنی، مدیرعامل شرکت نویان پژوهان زیست دارو، آغاز شد. او با مرور قصه پرفرازونشیب یک دهه فعالیت خود در حوزه واکسنهای انسانی، چگونگی تبدیل یک ایده دانشجویی به یک دستاورد ملی را تشریح کرد.

دکتر میرحسنی با اشاره به دغدغههای اولیه تیم خود در سال ۱۳۹۲ گفت: «ما نه کارخانه داشتیم، نه سرمایه کافی و نه وابستگی به نهادهای خاص؛ اما دغدغه اصلی ما این بود که پایاننامهها و مقالاتمان فراتر از کتابخانهها رفته و به محصولی کاربردی تبدیل شوند. به همین دلیل سراغ واکسنهای هایتک (فناوری بالا) رفتیم؛ واکسنهایی که پس از سال ۲۰۰۰ وارد بازار جهانی شده بودند، پیچیدگی بالایی داشتند و کشور همواره با کمبود آنها در بازار مواجه بود.»
عبور از کانکسها و همافزایی با صنعت
وی با نمایش نخستین تصاویر از تیم کوچک و دانشجویی خود، به تلاشهای خستگیناپذیر برای تأمین فضا و تجهیزات اولیه اشاره کرد و افزود: «کار را از آزمایشگاههای اساتید و با حمایتهای خانوادگی آغاز کردیم. حتی در دورهای، بخشی از کار تحقیق را در کانکسهای تجهیزشده در یک پروژه ساختمانی پیش بردیم. برای یادگیری فرآیندهای کشت سلول صنعتی به شرکتهای بزرگ مانند آریوژن مراجعه کردیم و با سرسختی و استقامت، فرآیند را یاد گرفتیم.»
این تلاشها در سال ۱۳۹۵ به ثمر نشست و دانش فنی اولیه واکسن HPV حاصل شد که در تستهای حیوانی، نتایج همپای نمونه خارجی را ثبت کرد. در نهایت، با جذب سرمایهگذار و استقرار در شتابدهنده برساد و کارخانه نوارژن در سالهای ۹۶ و ۹۷، مطالعات بالینی آغاز شد.
ثبت زنجیرهای از «اولینها» در بیوتکنولوژی ایران
مدیرعامل نویان پژوهان زیست دارو با اشاره به تجاریسازی این محصول در سال ۱۳۹۸ تأکید کرد: «واکسن HPV، نخستین واکسن هایتک تولیدشده توسط بخش خصوصی و اولین تجربه کامل مطالعات بالینی واکسن در کشور پس از انقلاب بود.»
او دستاورد واقعی این مسیر را فراتر از تولید یک محصول منفرد دانست و تصریح کرد: «ما در این هفت سال فقط واکسن نساختیم، بلکه شبکهای از آدمها و زیرساختها را خلق کردیم.» ایجاد شرکتهای تخصصی خدمات آزمایشگاهی حیوانی، توسعه زیرساختهای بومی مطالعات بالینی و تغییر نگرش دانشجویان بیوتکنولوژی برای ورود به صنعت، از مهمترین پیامدهای این جریان پژوهشی بوده است.
دکتر میرحسنی در پایان، رویکرد خود به واژه امید را اینگونه بازتعریف کرد: «امید فراتر از انگیزه شروع، در حقیقت شبکهای از انسانها و منابع است که اجازه نمیدهد کارِ آغازشده در میانه راه به بنبست برسد.»
روایت امید: از جستوجوی راهحل در روزهای کرونا تا توسعه استارتآپهای زیستفناوری
در ادامه بخش «روایت امید»، جناب آقای دکتر علیرضا دانشور با مرور مسیر علمی و کارآفرینانه خود، از تبدیل یک دغدغه دانشگاهی به مجموعهای از فعالیتهای فناورانه در حوزه سلامت سخن گفت. او با اشاره به سابقه تحصیل در داروسازی دانشگاه تهران و تجربه فعالیت در سالهای همزمان با همهگیری کووید-۱۹، توضیح داد که چگونه یک مسئله فوری در حوزه تشخیص، به نقطه آغاز ورود او و همکارانش به دنیای توسعه فناوری تبدیل شد.
دکتر دانشور گفت آغاز این مسیر به روزهایی بازمیگردد که همزمان با گسترش پاندمی، او و تیمش تلاش کردند راهحلی نوآورانه برای تشخیص سریع کووید-۱۹ طراحی کنند. به گفته وی، این تلاشها در ابتدا با تکیه بر دانش شیمی و توسعه یک نانوذره برای کاربردهای تشخیصی شکل گرفت و هرچند در مرحله تجاریسازی به نتیجه نهایی مورد انتظار نرسید، اما همان تجربه به نقطه عطفی در بازتعریف مسیر حرفهای آنان بدل شد.
او با تأکید بر اینکه نوآوری در سلامت، فرآیندی صرفاً خطی و محدود به تولید مقاله نیست، تصریح کرد که تجربه سالهای اخیر به او و همکارانش نشان داد که توسعه فناوری باید حول نیاز واقعی بیمار و اثرگذاری مستقیم بر زندگی انسانها شکل بگیرد. به گفته دانشور، همین نگاه موجب شد مسیر فعالیتهای تیم از حوزه تشخیص فراتر رفته و به سمت طراحی راهحلهای درمانمحور حرکت کند.
تمرکز بر سرطان و بهرهگیری از هوش مصنوعی
دکتر دانشور در ادامه سخنان خود، از ورود تیمش به حوزه درمان سرطان و بهویژه فناوری CAR-T Cell سخن گفت و این رویکرد را یکی از پیشرفتهترین مسیرهای درمان هدفمند در پزشکی امروز توصیف کرد. او با اشاره به چالش «گریز آنتیژنی» در این درمانها توضیح داد که تیمش از سال ۲۰۲۴ با تأسیس یک شرکت فناورانه در خارج از ایران، تلاش کرده است با استفاده از هوش مصنوعی، کارایی این درمانها را بهبود دهد.
وی افزود که این فعالیتها به توسعه یک پلتفرم علمی منجر شده که نتایج آن نیز بهتازگی منتشر شده است و نشان میدهد حتی در لبههای دانش، میتوان از دل شناخت درست مسئله، به راهحلهای مؤثر رسید. او همچنین تأکید کرد که جغرافیا، بهتنهایی تعیینکننده میزان اثرگذاری علمی نیست، بلکه آنچه اهمیت دارد، درک صحیح مسئله و توان توسعه یک پاسخ کارآمد برای آن است.
پشتکار، جاهطلبی و پذیرش «نه»
دکتر دانشور در بخش پایانی سخنانش، با اشاره به توسعه چند هسته و شرکت فناور در حوزههای مختلف زیستفناوری، از جمله سرطان، طول عمر، پزشکی بازساختی و عملکرد مغز، بر اهمیت «اثرگذاری» بهعنوان هدف اصلی فعالیت در صنعت سلامت تأکید کرد. او گفت اگرچه این حوزه میتواند از منظر اقتصادی نیز جذاب باشد، اما بدون تمرکز بر اثر واقعی بر زندگی انسانها، دستاوردها عمق لازم را نخواهند داشت.
او در جمعبندی سخنان خود، سه ویژگی «پشتکار»، «جاهطلبی همراه با ریسکپذیری» و «مهارت شنیدن پاسخ منفی» را از مهمترین عوامل موفقیت در مسیر کارآفرینی علمی دانست و تأکید کرد که شکستهای اولیه، اگر با استمرار همراه شوند، میتوانند به سکوی پرتابی برای دستاوردهای بزرگتر تبدیل شوند.
روایت امید: علم، شبکه اعتماد و تصمیمی برای ایستادگی
در بخش «روایت امید»، دکتر سمیرا احمدی، دانشآموخته بیوتکنولوژی پزشکی و فعال حوزه سلژنتراپی و CAR-T، نگاهی متفاوت و واقعگرایانه به مسیر دشوار تولید فناوریهای نوین در ایران ارائه کرد. او با تفکیک میان «پژوهش دانشگاهی» و «تولید صنعتی»، چالشهایی را تبیین کرد که فراتر از دانش فنی، در لایههای ساختاری و سیستمی کشور نهفتهاند.

دکتر احمدی با تأکید بر اینکه در ابتدای مسیر تصور میکرده چالش اصلی تنها دستیابی به دانش فنی است، اظهار داشت: «علم و فناوری تنها بخشی از مسئله است؛ چالش اصلی در جایی بروز میکند که باید دانش جهانی را بومیسازی کرد و همزمان با نهادهای رگولاتوری، مسیرهای استانداردسازی را تعریف کرد.» او با اشاره به تجربیات تیم خود در مواجهه با ادارههای نظارتی برای محصولاتی نظیر CAR-T، توضیح داد که چون این فرآیندها برای نظام رگولاتوری نیز جدید و ناشناخته بودند، بخشی از زمان و انرژی تیم صرف ساختن مسیر و تعریف پروتکلها شد.
موفقیت، کارِ یک اکوسیستم است
این پژوهشگر حوزه زیستفناوری با نقد نگاه فردمحور به موفقیتهای علمی، تصریح کرد: «هیچ دستاورد بزرگی کارِ یک نفر نیست؛ موفقیت محصول یک اکوسیستم است که در آن پژوهشگر، تیم اجرایی، پزشکِ معالج و رگولاتور همگی نقش دارند.» به گفته او، بخش مهمی از این اکوسیستم را «اعتماد» شکل میدهد؛ اعتمادی که نه تنها در محیط علمی، بلکه در جذب سرمایهگذار نقشی حیاتی دارد. او تأکید کرد که سرمایهگذار پیش از آنکه نتیجه نهایی یک پروژه فناورانه را ببیند، به دنبال ارزیابی صداقت، پشتکار و قابلاعتماد بودن تیم است.
امید؛ نه یک احساس، بلکه یک تصمیم
دکتر احمدی در بخش پایانی سخنان خود، تعریف متفاوتی از واژه «امید» ارائه داد که با فضای دشوار فعالیتهای فناورانه در ایران پیوند عمیقی داشت. او گفت: «در شرایط خاص امروز، امید داشتن یک احساس ساده نیست؛ بلکه یک تصمیم است.»
از نگاه او، امید یعنی تصمیم برای آزمودن یک مسیر جدید، تصمیم برای برگزاری یک جلسه دیگر و انتخاب نکردن گزینه «توقف» و «کنار گذاشتن کار». او حضور پروفسور کاتالین کاریکو در این سمپوزیوم را نماد بارز همین تصمیم دانست؛ فردی که با وجود تمام ناملایمات و شکستهای پیاپی، تصمیم گرفت ناامید نشود و با سرسختی و انعطافپذیری، مسیر خود را تا رسیدن به قلههای علمی ادامه دهد.
روایت امید؛ دکتر بهروز حاجیان تهرانی
دکتر بهروز حاجیان تهرانی، بنیانگذار و رئیس هیئتمدیره گروه پیشتاز طب زمان، بخش دیگری از «روایت امید» را به داستانی متفاوت از مسیر حرفهای خود اختصاص داد. او برخلاف رویکردهای صرفاً فنی، بر این نکته تأکید کرد که مسیر پیشرفت، لزوماً خطی و پر از پیروزیهای ممتد نیست؛ بلکه اغلب با شکستها و تغییر مسیرهای سرنوشتساز همراه است.
دکتر حاجیان تهرانی با اشاره به دوران پس از جنگ تحمیلی و آرزوی دیرینه خود برای پزشک شدن، گفت: «در آن زمان تصور میکردم پزشکی تنها راه برای داشتن پرستیژ و تأثیرگذاری است، اما وقتی در این رشته پذیرفته نشدم، تصور میکردم تمام زحماتم بی نتیجه مانده است.» او توضیح داد که ورود اجباری به رشته علوم آزمایشگاهی، سرآغاز یک کشف بزرگ در زندگیاش شد؛ جایی که با مفاهیم بیوشیمی، ایمونولوژی و ژنتیک آشنا شد و دریافت که این مسیر با شخصیت و علایق درونیاش سازگاری بسیار بیشتری دارد. وی با اشاره به این تغییر مسیر تصریح کرد: «امروز با اطمینان میگویم که خوشحالم پزشک نشدم؛ چرا که شاید اگر در آن مسیر میماندم، داستان زندگیام متفاوت و شاید با علایق واقعیام بیگانه بود.»

دکتر بهروز حاجیان تهرانی، بنیانگذار و رئیس هیئتمدیره گروه پیشتاز طب زمان