تهران میزبان المپیک ۲۰۴۰چرا که نه!
این روزها، ریودوژانیرو، یکی از قطبهای توریستی جمهوری برزیل، میزبان رقابتهای پاراالمپیک است. این در حالی است که چند هفته قبل هم شاهد برگزاری رقابتهای المپیک در این کشور بودیم.
اما برزیل که بزرگترین و پرجمعیتترین کشور آمریکای لاتین است، در حالی میزبانی این رقابتها را عهدهدار شد که با مشکلات بسیاری دست به گریبان بود. از جمله این مشکلات میتوان به رکود عمیق اقتصادی اشاره کرد. از سوی دیگر، بحران سیاسی که در فاصله بین اتمام رقابتهای المپیک و شروع مسابقات پاراالمپیک منتج به عزل «دیلما روسف» رئیسجمهور اسبق برزیل شد، یکی دیگر از این مشکلات قابل توجه بود. شیوع ویروس زیکا، در شرایطی که برزیل آماده جذب هزاران گردشگر خارجی میشد را نیز نباید فراموش کرد. با این حال، این سوال مطرح است که اساسا میزبانی رخدادهای بزرگ و محبوبی نظیر المپیک یا جام جهانی در کلانشهرها، چه آثاری بر این شهرها و کشورها دارد؟ از سوی دیگر، شاید بسیاری این سوال را از خود بپرسند که آیا ممکن است روزی فرا برسد که ایران میزبانی چنین رقابتهایی را عهدهدار شود؟
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از آرمان ، این سوالات و پرسشهایی از این دست را با «احمد حکیمی پور» رئیس فراکسیون اصلاحطلبان شورای شهر چهارم تهران و رئیس کمیته گردشگری این شورا، در میان گذاشتیم که پاسخهای او را در ادامه میخوانید.
شاید این سوال برای بسیاری مطرح باشد که چرا کلانشهرها تا این حد اشتیاق میزبانی و برگزاری مسابقات اینچنینی را دارند؟ به عنوان یکی از اعضای شورای شهر تهران، علت این امر را چه میدانید؟
این روزها شهر ریو در تب و تاب میزبانی المپیک و پاراالمپیک ۲۰۱۶ است. در هنگام برگزاری مسابقات، اغلب توجهات معطوف به نتایج تیمهای ورزشی و رتبهبندی و تعداد مدالهای کسب شده توسط کشورهاست و معمولا کمتر به ثمرات و پیامدهای بر عهده گرفتن میزبانی چنین مسابقاتی با این حجم از عظمت و نقش مدیریت شهری در برگزاری مطلوب این بازیها، پرداخته میشود. این روزها که افکار عمومی و رسانهها پیگیر نتایج مسابقات پاراالمپیک ریو هستند و ریو در صدر اخبار اکثر خبرگزاریهای معتبر جهان است، بجاست که به بحث و بررسی این موضوع پرداخت. یک جنگ مکانی برای میزبانی بازیها برای افزایش مشهود بودن شهر، ارتقای جایگاه آن و افزایش مزایای رقابتیاش در اقتصاد جهان کنونی، وجود دارد. بازیهای المپیک تنها یک فرصت برای در معرض صحنههای تماشایی بودن و به دنبال آن، احراز وجهه بینالمللی نیستند.
بلکه فرصتهایی عظیم برای تجارت و معاملات به وجود میآورند. میزبانی بازیهای تابستانی فرصتی برای توسعه شهری است که میتواند یک شهر را به سوی رتبه شهر جهانی سوق دهد. در واقع، بازیهای ورزشی حرفهای مانند المپیکها و دیگر نمایشهای رسانهای جهانی و منطقهای، مانند جام جهانی فوتبال، تاثیر شگرفی بر تصویر، شکل و شبکههای میزبان این رخدادها دارند. آنها در عین حال به منزله هدفی برای رقابت بین شهرها و به مثابه کاتالیزوری برای دگرگونی محلی و به عنوان جایگاهی برای تثبیت هویت فرهنگی، میتوانند نقش آفرین باشند. برگزاری المپیک در یک شهر، آثار و پیامدهای متعددی بر جای خواهد گذاشت. قدر مسلم آنکه اکنون و با توجه به برگزاری ۲۹ دوره المپیک، سادهتر و مطمئنتر از گذشته میتوان به تجزیه و تحلیل اثرات میزبانی المپیک بر شهر میزبان پرداخت.
سوال بعدی دقیقا حول این محور است که میزبانی المپیک، چه آثار و پیامدهایی برای کشور میزبان و شهر میزبان در پی دارد؟
آثار و پیامدهای بر عهده گرفتن میزبانی المپیک، در ابعاد مختلف قابل بررسی است که به صورت مجزا میتوانند محل بحث و بررسی قرار گیرند. نخستین اثرات میزبانی رویدادهایی همچون المپیک، ثمرات اقتصادی است. کلانشهرها امروز و در عصر جهانی شدن، درصدد یافتن راهی برای افزایش سهم خود از اقتصاد جهانی هستند. با توجه به تمرکز جمعیت، فعالیت و منابع در کلانشهرها لزوم برخورداری از منابع مالی پایدار برای اداره کردن و مدیریت شهر، بیش از پیش مشهود است. میزبانی چنین رویدادی میتواند به طرق مختلف به تحقق این امر مساعدت نماید. یکی از سالمترین و مناسبترین طرق کسب درآمد برای اداره شهر، درآمد حاصل از جذب توریسم است. برگزاری چنین مسابقاتی منجر به هجوم خیل عظیمی از جمعیت توریستها از کشورهای مختلف میشود که این سفر میتواند زمینهسازسفرهای بعدی باشد.
در واقع برگزاری چنین رویدادی برای هر کلانشهر، میتواند منبع درآمد سرشار و با دوامی، برای سالها پدید آورد. کما اینکه شهر بارسلون که در دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ میلادی درگیر بیکاری و رکود شدید بود، توانست به کمک سیاستگذاری صحیح، نه تنها از رکود خارج شود، بلکه به عنوان یکی از قطبهای گردشگری دنیا خود را معرفی کند که تاکنون نیز همچنان از این طریق سالانه میلیونها دلار کسب درآمد مینماید. یکی دیگر از آثار اقتصادی برگزاری چنین مسابقاتی، بهره مندی از سرمایهگذاریهای خارجی با شرایط فوقالعاده است. به هرحال برگزاری مسابقات اینچنینی نیازمند بهرهبرداری از زیرساختهای مدرن، مجهز و پر هزینه است که طبعا شهر میزبان به تنهایی از پس آن بر نخواهد آمد یا دست کم، انجام چنین کاری به تنهایی معقول به نظر نمیرسد. تجربه نشان داده است شرکتها و موسسات بینالمللی برای مطرح نمودن خود حاضرند در پروژههای شهرهای میزبان المپیک با سود کمتر مشارکت نمایند و در عوض آن، از طریق طرح نام و لوگوی خود به کسب درآمد بپردازند. به عبارت دیگر حجم عظیمی از بستههای سرمایهگذاری، روانه شهر میزبان میشوند که مدیریت شهری میتواند به سلیقه و صلاحدید خود از میان آنها، آنچه بیشترین اعتبار و سود را نصیب شهر میگرداند، برگزیند.
همچنین در مسیر آمادهسازی یک شهر جهت میزبانی المپیک و پاراالمپیک، فرصتهای شغلی بسیاری ایجاد خواهد شد که به راحتی میتواند به حل مشکل بیکاری بینجامد. نکته دیگر این است که با برنامهریزی صحیح و طولانی مدت، میتوان از مقطعی بودن چنین اشتغالزاییهایی ممانعت کرد و شرایط را برای اشتغال پایدار فراهم نمود.
بی تردید، میزبانی المپیک، ثمرات سیاسی نیز برای کشور و شهر میزبان به همراه خواهد داشت. این ثمرات شامل چه مسائلی است؟
برگزاری چنین مسابقاتی، توجه اکثریت قریب به اتفاق سیاستمداران را به خود جلب مینماید که از این فرصت، میتوان به بهترین شکل ممکن بهره برد. عموما کشورها در حین برگزاری این رویداد از پیامدهای سیاسی آن نیز به راحتی گذر نمیکنند که اگر چنین کنند، به ارتکاب خطایی غیر قابل جبران دست زدهاند. هر یک از کشورها نزد افکار عمومی جهان، جایگاه خاص و منحصر به فردی را دارا هستند. جایگاهی که بعضا با شانتاژ تبلیغاتی رسانهها، فرسنگها دور از حقیقت شکل گرفته و به نمایش درآمده است.
مدیریت شهری کلانشهر میزبان، میتواند با دنبال کردن سیاستهای خاص و زیرکانه بر این مانور تبلیغاتی رسانهها غلبه نماید و چهره واقعی خود را به جهانیان بنمایاند. امری که میتواند بسیار مهمتر از سودهای اقتصادی کسب شده برای شهر میزبان بوده و در واقع زمینهساز رویدادهای مثبت اقتصادی نیز باشد. چرا که در این حالت نه تنها اعتماد افکار عمومی جهان به رسانههای معاند کمرنگ خواهد شد و به راحتی سخنان آنها را نخواهند پذیرفت، بلکه زمینه جذب بسیاری از افراد به سیاستهای حاکم بر شهر میزبان را فراهم خواهد آورد.
در باب ثمرات اجتماعی و فرهنگی میزبانی المپیک، بفرمایید که شهر میزبان شاهد چه آثاری در حوزه اجتماع و فرهنگ است؟
زمانی که شهری درگیر برگزاری چنین مسابقاتی میشود، به موازات این رویداد، زمینه اختلاط فرهنگی با سایر جوامع و اجتماعات جهان نیز ایجاد خواهد شد. این امر میتواند به افزایش روا داری جامعه ختم شود که یکی از اساسیترین ویژگیهای جوامع توسعه یافته نیز است. همچنین یکی از اساسیترین و کلیدیترین اثرات بر عهده گرفتن میزبانی رقابتهای ورزشی مهم از جمله المپیک و پاراالمپیک، تزریق روحیه شادابی، نشاط و امید به اقشار جامعه است که میتواند مستقیما بر کیفیت زندگی افراد اثرگذار باشد.
با تمام این ثمراتی که شما به آنها اشاره کردید، این سوال به ذهن متبادر میشود که آیا روزی خواهد رسید که ایران میزبان بازیهای المپیک باشد؟ پاسخ شما به این پرسش چیست؟
به نظر میرسد جمهوری اسلامی ایران نیز پس از گذشت ۳۷ سال از انقلاب شکوهمند سال ۵۷ میتواند و باید به مرور و با سرعت بیشتر به سمت برنامهریزی برای میزبانی چنین رویدادهایی گام بردارد. هرچند برای تحقق این امر میبایست گام به گام پیش رفت و بهطور مثال ابتدا میزبانی مسابقات آسیایی را بر عهده گرفت، تا هدف نهایی دسترس پذیرتر به نظر آید. در این میان میتوان با اتکا به ظرفیتها و پتانسیلهای موجود در کلانشهر تهران، چشماندازی دقیق طراحی نمود که فرضا تهران میزبانی المپیک ۲۰۴۰ را بر عهده داشته باشد. امری که با اعمال مدیریت صحیح و برنامهریزی منسجم دور از دسترس نخواهد بود. به عبارت دیگر بایستی به تدریج انگارههای ذهنی مدیران و مردم با اقدام و عمل صحیح، به گونهای تغییر یابد که در قبال گزاره «تهران میزبان المپیک و پاراالمپیک»، از گزاره «چرا که نه؟» استفاده شود و زمینههای این خودباوری و پذیرش فراهم آید.
به موضوع بهبود و رشد صنعت توریسم در نتیجه میزبانی المپیک اشاره کردید. اما در حال حاضر به نظر میرسد که ما در این صنعت، دچار سردرگمی شده ایم!
برنامه چهارم توسعه نسبت به سایر برنامههای قبلی نگاهی جامعتر به مبحث توریسم داشته، بهطوریکه به دولت اجازه داده شده بود تا از ۵۰ درصد باقیمانده حساب ذخیره ارزی برای امور اقتصادی که یکی از آنها توسعه گردشگری است استفاده کند. اما با تغییر دولت با رفتاری متفاوت و سردرگمی سازمان گردشگری وقت موجب شد تا با وجود تلاشهای صورت گرفته نسبت به معرفی ایران و جذب توریسم نتوانیم باز هم به اهداف تعیین شده نزدیک شویم. در سیاستهای کلی ابلاغ شده برنامه ششم توسعه نیز به مانند سایر برنامهها نگاشته شده است که توسعه گردشگری جز با تقویت هویت ملی، میراث فرهنگی و صنایع دستی، تقویت انسجام ملی، بهرهگیری از سرمایه ایرانیان خارج از کشور و بهرهگیری از گردشگری در بهبود روابط منطقهای و بینالمللی امکان پذیر نخواهد بود و ورود ۳۵ میلیون گردشگر به ایران از اهداف این برنامه ذکر شده است. این آرمانی بسیار خوب است ولی با مروری بر آنچه در نگرش برنامهریزی کشور جاری گردیده است اینکه همواره از مکانیسم نگارش برنامههای خوب برخوردار بودیم ولی در فرایند اجرایی با کمترین میزان توجه به تاکید بر توسعه فعالیتهای عمران زیرساختهای گردشگری، نوسازی بافتهای تاریخی شهرها و بازسازی فضاهای تفریحی مواجه بودیم و این درحالی است که میتوان با تنفیذ درست برنامههای بالادستی به مدیریتهای میانی که همان شهرداریها هستند به تقویت پتانسیلهای گردشگری پرداخت و در واقع سازمان میراث فرهنگی و گردشگری میتواند نهادی بالادستی برای تقویت سازمان گردشگری در رده مدیریت میانی در شهرها باشد و اینگونه در مشارکت دستگاههای مختلف و با بهرهگیری از ظرفیتهای بخش خصوصی میتوانیم امید داشته باشیم که رویکرد برنامهریزی در برنامه ششم توسعه تا حدودی محقق شود.
اما مساله مدیریت شهری در موضوع میزبانی المپیک، موضوعی قابل توجه است. شما یکی از اعضای شورای شهر تهران هستید که نسبت به مدیریت تهران انتقاد دارید و بارها تاکید کردهاید که تهران گران اداره میشود. فکر نمیکنید که تغییر در سبک مدیریتی، پیش نیاز حرکت به چنین سمتی است؟
من همواره به تناسب میان هزینه و فایده در مدیریت تهران تاکید کردهام. ایرادات ما علاوه بر تاکید بر عدم مدیریت صحیح، بر هزینههای تمامشده با ارقام بالا هم نظر دارد. تهران به شیوه صحیحی مدیریت نمیشود. مدیر موفق، مدیری است که کار باکیفیت را با هزینه و زمان کمتر ارائه دهد؛ در غیر این صورت، وقتی با هزینه و زمان بیشتر، کار بیکیفیت ارائه شود، دیگر نامش مدیریت نیست.
بارها به موضوع اختیارات فراقانونی شهردار تهران اشاره کردهاید. این بدان معناست که تلاش میکنید تا اختیارات شهردار تهران را از او سلب کنید؟
خیر، پیش از این هم اشاره کردهام که شورای شهر درصدد تحدید اختیارات قانونی شهردار نیست. آنچه در قانون به عنوان حقوق و تکالیف شهردار آمده، پذیرفته شده است. اما مشکل اینجاست که شورای شهر اختیارات فراقانونی به شهردار داده است. ما چند ماه پیش در طرحی تلاش کردیم که این اختیارات فراقانونی را محدود کنیم. شورا اختیارات فوق قانونی به شهردار داده اما ما در این طرح قصد داشتیم این اختیارات فوق قانونی را بگیریم و در آن تجدید نظر کنیم.
اما در همان زمان هم بسیاری شما را متهم کردند که قصد سیاسی کاری دارید!
کجای محدود کردن اختیاراتی که فراتر از قانون به شهردار داده شده، سیاسی است؟!
شاید شما قصد چنین کاری را نداشتید اما شهرداری و امپراتوری رسانهای که از شهردار تهران حمایت میکنند، چنین شائبهای را به افکار عمومی القا میکنند.
بله، متاسفانه همین امپراتوری رسانهای شهرداری اخبار را خفه کرده و اجازه نمیدهد مردم در جریان این اخبار قرار بگیرند. اما من همان طور که قبلا اعلام کردم، امروز هم اعلام میکنم که مقابل اختیارات غیرقانونی خواهم ایستاد.